نسخه آزمایشی
جمعه, 24 مرداد 1399 - Fri, 14 Aug 2020

جلسه 74 / انقلاب نسبت (9)

متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه 74 درس خارج اصول مبحث تعادل و تراجیح؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ چهارشنبه 24 دی ماه 93 برگزار شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است

حالت سوم از قسم سوم) هر دو مخصص دارند و نسبت دو مخصص عامین من وجه است

مثل عام «اکرم العالم» و عام «لا یجب اکرام العالم» و مخصص «اکرم العالم الا النحوی» برای عام اول و مخصص «لا یجب اکرام العالم الا العادل» برای عام دوم. که در مثال، مجمع خاصین «عالم نحوی عادل» است.

در این صورت آیا باید اول مخصص ها را بر عام ها وارد کنیم؟ یا قواعد تعارض را بین 4 خطاب اعمال کنیم؟ و یا دو تعارض مستقر داریم، بین دو عامین من وجه و دومین تعارض بین دو مخصص عامین من وجه؟ که در صورت اخیر باید دو بار قواعد تعارض را بین دو دسته متعارضین اعمال کنیم.

مرحوم خویی میفرمایند: اگر علم اجمالی داشتیم که احد الخطابات کاذبند، تعارض مستقر بوده و باید احد الخطابات را الغاء میکردیم تا جمع عرفی ایجاد شود. اما این حالت از مواردی نیست که از ابتدا علم اجمالی به کذب احد الخطابات داشته باشیم. زیرا با الغاء هیچ خطاب واحدی تعارض به جمع عرفی منتهی نمیشود. بله! اگر احد الخصوصات را الغاء کنیم تبدیل میشود به حالت اول از همین قسم که نزد قائلین به انقلاب نسبت جمع عرفی دارد، اما اگر احد العامین را الغاء کنیم، تبدیل میشود به حالت دوم از قسم اول که جمع عرفی ندارد. لذا ریشه تعارض در علم اجمالی به کذب احد الخطابات نیست تا به برداشتن علم اجمالی و الغاء احد الخصوصات تعارض قابل رفع باشد. بعبارتی در این تعارض بیش از یک علم اجمالی وجود دارد.

مرحوم خویی میفرمایند: در اینجا علی ای حال باید، عامین را به مخصصاتشان تخصیص زد. در این صورت نسبت عامین از تطابق (یا به اصطلاح دیگر تباین) به عامین من وجه منقلب میشود.

اگر ابتدا خصوصات را بر عامین وارد کنیم که این انقلاب روشن است. زیرا مخصص عام اول، عام اول را تخصیص میزند و افرادش را از حجیت عام اول خارج میکند. به همین شکل مخصص دوم افرادش را از دایره حجیت عام دوم خارج میکند. سپس نسبت عام اول در آنچه حجت است با عام دوم در آنچه حجت است، منقلب میشود به عامین من وجه.

اگر از همان ابتدا، همه خطابات را با هم بسنجیم هم، ابتدا خاصین با هم در مجمع تعارض میکنند و حجیتشان در مجمع از بین میرود. لذا بعد از الغاء حجیت خاصین در ما عدای مجمع خاصین، باز نسبت دو عام با هم عامین من وجه میشود. انتهی کلام مرحوم خویی.

به نظر ما، وجه کلام مرحوم خویی معلوم نیست و ممکن است این ابهام ناشی از اشتباه مقرر در فهم مراد ایشان باشد. وجه این ابهام هم در این است که اگر چه در هر دو صورت، نسبت عامین از تباین، به عامین من وجه منقلب میشود، اما در نحوه شکل گیری اول عامین من وجه، مجمع عامین، افراد خارج از خاصین است (عالم لا عادل لا نحوی) و در نحوه دوم شکل گیری، مجمع، همان مجمع خاصین (عالم عادل نحوی).
لذا بعد از گذشتن از کلام مرحوم خویی، نتیجه این میشود که در این صورت، قائل به انقلاب نسبت (مثل مرحوم نایینی) ابتدا هر دو خطاب عام را تخصیص زده و نسبت عامین را به عامین من وجه منقلب کرده و سپس قواعد تعارض را بین دو عام عنوان خورده اعمال میکند. اما منکرین انقلاب نسبت، قواعد تعارض را در 4 خطاب هم عرض اعمال میکند.