نسخه آزمایشی
یکشنبه, 29 فروردين 1400 - Sun, 18 Apr 2021
عالم برای حرکت به سمت پرستش و بندگی، امری در آن صادر شده است و همین فرمان است که بساط بندگی در عالم را فراهم کرده است و این فرمان اولاً به وجود مقدس نبی اکرم می رسد و ایشان حامل این امر است و این حکمت در وجود خود حضرت محقق است –لذا حکیم علی الاطلاق عالم است- و بعد فروعات این حکمت با تفصیل در امر، ا ...
وقتی انسان در مقابل امر الهی خضوع می کند این امر حکیم در او جاری می شود و آثار این امر با متعلق در او ایجاد می شود. هر امری آثار خودش را دارد و البته تولی به هر امری مستوای خودش را پیدا می کند؛ لذا آثار مختلفی هم خواهد داشت. ولی اگر امر حکیم در انسان جاری نشود، انسان با این امتثال نورانی نخواهد شد ...
اگر امر و نهی در کار نباشد، بندگی حاصل نمی شود. خدایی که هیچ اراده و طلبی ندارد، بندگی و پرستش او چه معنایی دارد؟! حکمت بندگی، بدون حُکم خدا اصلاً جاری نمی شود. اینکه خدا مصلحت ما را در بندگی قرار دهد ولی هیچ اراده ای نداشته باشد اصلاً برای بندگی موضوع پیدا نمی شود. به تعبیری بین این فعل و فرمان ال ...
اگر خداوند متعال به هردلیلی ما را امر و نهی کرده است، اینکه در روایت فرمود حجج الهی هم باید آمر و ناهی باشند آیا این ابلاغ امر و نهی خداست یا اینکه واقعاً خود آنها امر و نهی دارند و الا این مصالح استیفاء نمی شود و حکمت الهی واقع نمی شود؟! و به تعبیر دیگر اگر حجج الهی «المظهرین لامر الله و نهیه» هست ...
مفهوم محوری که در بحث بقاء و فناء باید توجه شود همانطور که در بحث مصلحت و مفسده اشاره کردیم، توحید و شرک است. محیط توحید و ولایت حقه، محیط صلاح و بقاء است ولی این محیط توحید در نگاه دیگر محیط ولایت اولیاء الهی است. آنچه عامل بقاء است وجه الهی است که انسان باید همه وجودش و شئون حیانش ذیل امام تعریف ...
اگر ما حیات و بقاء خودمان را ساده معنا کنیم، ممکن است گفته شود که انسان بدون انبیاء هم می تواند بقاء خودش را تضمین کند و نیازهای خود را خواهد شناخت و طریق رفع این نیازها را هم به تجریه و عقل خود پیدا خواهد کرد. بطور مثال نیاز به خورد و خوراک دارد؛ نیاز به پوشش و سرپناهی دارد؛ نیاز به تمتعات جنسی دا ...
در ادامه روایت این تعبیر آمده است عامل بقاء و فناء را هم انبیاء بیان می کنند. یعنی این انبیاء و حجج الهی، دلالت بر اموری می کنند که بقاء ما در گرو آنهاست و در ترک آنها فناء ما خواهد بود. این عبارت، عطف تفسیری از مصالح و مفاسد نیست بلکه خود بقاء و فناء در ماموریت انبیاء موضوعیت دارد که باید قدری توض ...
نکته چهارم هم بحث مصلحت و مفسده در ارتباط با موازین الهی بود. بندگی خداوند متعال در عالم تبدیل به موازینی خواهد شد که اگر این موازین بهم خورد و انسان خودش موازین وضع کند، این فساد ایجاد می کند. ما در زندگی فردی و اجتماعی خود نیاز به موازین داریم که براساس آن زندگی خود را شکل دهیم؛ همه افعال انسان ذ ...
بحث در تبیین حقیقت دلالت بر مصالح و مفاسد بود که در روایت هشام بن حکم حضرت به عنوان ماموریت انبیاء بیان کردند. عرض شد که این مصالح و مفاسد نه امر عرفی است و نه امری عقلائی؛ به این معنی که خود انسان ها دور هم جمع شوند و مصالح و مفاسد خود را تنظیم کنند. بلکه این مصالح و مفاسد ولو همه مصالح دنیا و آخر ...
دو نکته را تا اینجا بحث کردیم. اولاً اینکه بنیان مصلحت و مفسده به توحید و بندگی در مقابل خدا برگشت می کند و در طرف مقابل فساد به شرک و شئون آن برگشت می کند. لذا دلالت بر مصالح و مفاسد معنایش این است که انبیاء مردم را به توحید و مناسبات آن دعوت می کنند و آنها را از شرک و فروعات آن حظر می دهند. و همی ...