نسخه آزمایشی
جمعه, 24 مرداد 1399 - Fri, 14 Aug 2020

جلسه 223 / غیبت (8)

متن زیر تقریر و خلاصه ای از جلسه 223 درس خارج فقه مبحث مکاسب محرمه؛ جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در تاریخ دوشنبه 28 دی ماه 94 برگزار شده است. قابل ذکر است که متن برداشت شاگردان ایشان از مباحث است.
نسبت به گناهان کبیره، طبق روایات چند گزاره و قاعده در دست داریم.
اولا هر گناهی عظیم است. ثانیا ضابطه کبیره بودن وعده به نار است و ثالثا در بعضی روایات مصادیقی برای گناهان کبیره ذکر شده است.
بعلاوه میدانیم که همه گناهان به نسبت گناه ما دون خود کبیره بالقیاس هستند اما آیا طبقه بندی دیگری هم داریم که بعضی گناهان را مطلقا کبیره بدانیم و آثار خاصی بر آنها بار کنیم که بر گناهان دیگر قابل بار کردن نباشند، مثل اجتناب محسنین از آنها و پوشیدگی سایر گناهان بخاطر اجتناب از آنها و ... ؟
یکی از روایات مفصل که برای استفاده ضابطه مناسب است روایت عبد العظیم بن عبد الله حسنی است.
20629- 2- وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي ع قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ عُبَيْدٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ‏- ثُمَّ أَمْسَكَ فَقَالَ لَه‏ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا أَسْكَتَكَ قَالَ أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْكَبَائِرَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
حال ببینیم حضرت در مقام بیان کبائر از کتاب خدای متعال به چه ضوابطی برای کبیره بودن استناد کرده اند؟ آیا در همه این موارد وعده به عذاب در کتاب الله آمده است؟
فَقَالَ نَعَمْ يَا عَمْرُو أَكْبَرُ الْكَبَائِرِ الْإِشْرَاكُ بِاللَّهِ يَقُولُ اللَّهُ‏ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ-
در این آیه میتوان گفت که تحریم جنة ملازم وعده به عذاب است. اما آیه دلالتی بر اکبر بودن از سایر کبائر ندارد.
وَ بَعْدَهُ الْإِيَاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ‏-
وعده به عقاب نیست مگر اینکه بگوییم در جای دیگر کافر تهدید به عقاب و عذاب شده است
ثُمَّ الْأَمْنُ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ‏-
تهدید به عقوبت نیست ولی تهدید به مکر و خسران است
تا اینجا ترتیب ها با ثم یا واو عاطف بیان میشد که شاید دلالت داشته باشد بر ترتیب.
وَ مِنْهَا عُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الْعَاقَّ جَبَّاراً شَقِيّاً
از آیه مورد اشاره این فقره معلوم میشود که عاق کسی است که ترک برّ بر والدین نماید. اما بیان شقاوت عاق، ملازمه ای با تهدید به عقاب ندارد.
وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها إِلَى آخِرِ الْآيَةِ
که روشن است تهدید به خلود در عذاب الهی شده است
وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ‏-
تهدید به عذاب عظیم شده است.
وَ أَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً-
تهدید به نار دنیوی و سعیر اخروی شده است.
وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزاً إِلى‏ فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ-
روشن است.
وَ أَكْلُ الرِّبَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِ‏-
تهدید به خبط شیطان است و در انتهای آیه تهدید به نار هم آمده است. در معنای خبط و مس شیطان معانی مختلفی گفته شده است. مرحوم علامه طباطبائی میفرمایند: برخی افراد بخاطر مس شیطان ادراکاتشان از خوبی و بدی و حسن و قبح واژگون میشود و این دو را یکی میبینند. یعنی در عقلشان تصرف میشود و بعد از آن قیام این فرد در امور قیام مخبط است.
وَ السِّحْرُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ‏-
تهدید به نداشتن نصیب و خلاق اخروی شده است نه نار
وَ الزِّنَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً يُضاعَفْ لَه‏ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً-
وَ الْيَمِينُ الْغَمُوسُ الْفَاجِرَةُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ-
تهدید به عذاب الیم در ادامه آیه ذکر شده است.
وَ الْغُلُولُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ وَ مَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ-
تهدید به نار نشده ولی تهدید به عذاب و عقاب هست.
وَ مَنْعُ الزَّكَاةِ الْمَفْرُوضَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ فَتُكْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ‏-
تهدید به نار جهنم است. البته آیه در مورد زکات نیست ولی در روایات تطبیق شده است به مانع زکات
وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ كِتْمَانُ الشَّهَادَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ‏-
تهدید به عقوبت نیست بلکه قلبش را گناهکار میداند و این بیش از این است که بگوید قلبش گناه کرده، بلکه دال بر گناهکار بودن قلب است که شاید بتوان گفت با یک بار ارتکاب گناه حاصل نمیشود.
وَ شُرْبُ الْخَمْرِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَهَى عَنْهَا كَمَا نَهَى عَنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ
معلوم میشود قرار گرفتن در سیاق گناه بزرگی مثل عبادت بتها هم ضابطه ای است برای کبیره بودن
وَ تَرْكُ الصَّلَاةِ مُتَعَمِّداً أَوْ شَيْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّداً- فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّةِ اللَّهِ وَ ذِمَّةِ رَسُولِهِ
تهدید به خروج از ذمه الهی است که ملازم هلاکت و عقوبت است. این فقره نشان میدهد که تهدید به عقوبت در کلام اولیای الهی هم موجب شمرده شدن از کبائر است.
وَ نَقْضُ الْعَهْدِ وَ قَطِيعَةُ الرَّحِمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ-
تهدید به عقوبت و لعنت و سوء دار است.
قَالَ فَخَرَجَ عَمْرٌو وَ لَهُ صُرَاخٌ مِنْ بُكَائِهِ وَ هُوَ يَقُولُ هَلَكَ مَنْ قَالَ بِرَأْيِهِ وَ نَازَعَكُمْ فِي الْفَضْلِ وَ الْعِلْمِ.

از این روایت معلوم میشود که ضابطه کبیره بودن فقط تهدید به نار در کتاب الله نیست بلکه تهدید به عقوبت و یا هم طرازی با گناهان بزرگی مثل بت پرستی و تهدید به عقوبت در احادیث نیز موجب کبیره شمرده شدن گناه است.