نسخه آزمایشی
یکشنبه, 15 تیر 1399 - Sun, 5 Jul 2020

جلسه اول دفتر آیت الله وحید/ بلای حضرت فاطمه زهرا معبری به سوی توحید و رسیدن به طهارت

متن زیر جلسه اول سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 11 اسفندماه 95 است که در دفتر حضرت آیت الله وحید خراسانی دام ظله ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند، خداي متعال همه عالم را براي معصوم آفريده و بنابراين حق معصوم اين است كه با همه كائنات عبادت كند. اما اين حق سلب شد و وقتي اين حق سلب شد، همه چيز از مدار خودش خارج شد. بنابراين بعد از آن ائمه عليهم السلام از طريق تحمل بلا خودشان عالم را هدايت مي كنند. منتهي ما مختار هستيم در كنار معصوم بايستيم یا رد بشویم. اگر كنار معصوم ايستاديم حاشيه آن ابتلاء عظيم ممكن است ما را هم بگيرد و اگر در کنارشان نایستیم به ظاهر در خوشی هستیم. منتهی در این ظلماتی که همه عالم را فرا گرفته تنها معبر معصوم علیه السلام است و شفاعت ایشان است که ما را در قیامت از این ظلمات نجات می دهد. بلاء حضرت صديقه كبري سلام الله علیها شديدترين ابتلائات و معبری برای همه است. اگر كسي وارد اين بلاء شد و لوازم اين بلاء را تحمل كرد، همه درجات سلوك برايش حاصل مي شود.

عهد اهل بیت با خدای متعال برای تحمل بلا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین و العنۀ علی اعدائهم اجمعین. «وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيرا»(فرقان/20) در ذيل اين آيه شريفه حديثي از وجود مقدس امام باقر اروحنا فداه نقل شده است. حضرت فرمودند: وجود مقدس نبي اكرم، اميرالمؤمنين و فاطمه زهراء و حسنين را در خانه گرد آوردند و بعد به آنها فرمودند: جبرئيل در مجلس حاضر است، خداي متعال مي فرمايد: ما بنا داريم شما را به دشمنان مبتلا كنيم، آيا شما حاضر هستيد پاي اين كار بايستيد و صبر كنيد؟ آن ها هم قول قطعي دادند به اينكه صبر مي كنند. در نقل اين است كه بعد از این قول، حضرت گريه كردند بطوري كه صداي ناله ایشان از بيرون خانه شنيده شد؛ گويا وقتي قبول كردند كه صبر كنند و پاي بلا بایستند، بلا دیگر قطعي شد. بعد اين آيه شريفه نازل شد.

حق اميرالمؤمنين عليه السلام اين بود كه همه كائنات از او تبعيت كنند و عالم انساني تحت ولايت ایشان قرار بگيرد تا در مسير قرب و بندگي سير كند. خداي متعال همه عالم را براي معصوم آفريده و بنابراين حق معصوم اين است كه با همه كائنات عبادت كند. اما اين حق سلب شد و وقتي اين حق سلب شد، همه چيز از مدار خودش خارج شد، بنابراین هر چه تلاش كنيد عدلي را به پا بكنيد تا كار به مدار خودش برنگردد، عدل برقرار نمي شود، چرا که ميزان عدل تغيير كرده است.

بعد از اينكه اين حق غصب شد، براي اينكه عالم به سمت خداي متعال حركت كند، با بلای آن ها هدايت مي شود و مؤمنين با ابتلاء آنها به مدار توحيد بازمی گردند. لذا خداي متعال از حقوقي كه براي معصومين قرار داده است، يك تعبير لطيفي دارد. مقامات مسجد کوفه مقامات السائرین است و اگر كسي مقامات السائرين را بخواهد، مقامات مسجد كوفه را باید بخواهد. در دعايي كه در مقام حضرت آدم در مسجد كوفه خوانده مي شود آمده است که «فَأَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ يَا عَظِيمُ بِحَقِّكَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الصَّادِقِينَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِيٍّ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحَسَنِ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ بِحَقِّ الْحُسَيْنِ عَلَيْكَ» بعد يك تعبير لطيفي دارد و مي فرمايد: «فَإِنَّ حُقُوقَهُمْ عَلَيْكَ مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ»، بالاترين نعمتي كه خداي متعال به معصوم داده اين است كه حقوقي را براي معصوم قرار داده نسبت به خودش «مِنْ أَفْضَلِ إِنْعَامِكَ عَلَيْهِمْ» و اين حق است كه همه عالم با او به مقصد مي رسند.

شايد يكي از حقوقي كه خداي متعال قرار داده اين است كه وقتي معصوم وارد ميدان بلا و تحمل مصيبت شد براي اينكه عالم را به سمت خداي متعال ببرد، هر كسي با بلاء معصوم همراهي كند مي تواند به بالاترين درجه أولياء خدا برسد. اين همان چيزي است كه در زيارت شريفه عاشورا به آن اشاره شده است «وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ مُصِيبَةٍ».

هدف اهل بیت از تحمل ابتلائات

«وَ حَمَلُوا النَّاسَ عَلَى أَكْتَافِ آلِ مُحَمَّد»(1) بايد مردم تحت ولايت امام قرار مي گرفتند، اما آن ها را اهرمي عليه امام قرار دادند‏، بنابراين بعد از اينكه حق از مدار خودش تغيير كرد، ائمه عليهم السلام از طريق تحمل بلا خودشان عالم را هدايت مي كنند. آن ها پاي عهد الهي ايستادند «أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيرا»، در ذيل اين آيه در روايت نوراني فرمودند: خداي متعال مي دانست كه «سَيَصْبِرُون‏»(2). آنها پاي بلايي كه خداي متعال براي آنها رقم زده كه يك چهره اش تقريب خودشان به خداي متعال است، ولي چهره مهم ديگرش شفاعت و دستگيري و هدايت نسبت به بقيه مخلوقات و كائنات است، ايستادند با اينكه اصل بلاء براي معصوم رقم خورده و اصل مصيبت و سختي براي آن ها است.

حتي بعضي بزرگان اين جمله وجود مقدس سيدالشهداء را در گودي قتلگاه كه عرضه مي داشت «يا غياث المستغيثين» را اينگونه معنا كرده اند که يعني: خدايا نكند همين جا كار تمام شود. نكند مثل داستان حضرت إبراهيم که دست او را گرفتي و فرمودي «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا»(صافات/104) همين جا تقدير برگردد! من تا آخر ايستاده ام، هنوز سر من از پيكرم جدا نشده، هنوز سر من به نيزه ها نرفته، هنوز بدنم زير سم اسب ها نرفته، هنوز اهل بيت من اسير نشدند؛ پس معصوم پاي وعده خودش به خدا ايستاده است «أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيرا ً». خدا مي داند كه آن ها پاي عهد خودشان به او مي ايستند و آن بلا عظيمي كه عالم را از اين دوران ظلماني عبور مي دهد به ساحل امن مي رساند را تحمل مي كنند.

آثار همراهی انسان با اهل بیت

منتهي مساله اين است كه ما در تحمل اين بلا و ورود به اين ميدان مختار هستيم. مي توانيم در كنار معصوم قرار بگيريم اما اگر قرار گرفتيم حاشيه ابتلاء آنها ما را هم مي گيرد. ابتلاء برای معصوم است نه برای ما! آن بلاء عظيم است كه كائنات را به مقصد مي رساند. در داستان سيدالشهداء اين اشكي كه مطهر و محيي قلوب است «لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوب‏»(3) اين اشكي كه احياء قلب مي كند و همه گناهان را تطهير مي كند «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ»(4)، اين گريه كه اختصاص به ما ندارد! «أَشْهَدُ أَنَ‏ دَمَكَ‏ سَكَنَ‏ فِي‏ الْخُلْدِ وَ اقْشَعَرَّتْ لَهُ أَظِلَّةُ الْعَرْشِ وَ بَكَى لَهُ جَمِيعُ الْخَلَائِقِ وَ بَكَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ». همه مخلوقات از طريق عاشورا و بلای معصوم سالك هستند و تطهير مي شوند و به حيات طيبه مي رسند.

پس معصومين با بلائشان همه عالم را سالك مي كنند، منتهي ما مختار هستيم در كنار معصوم بايستيم یا رد بشویم. اگر كنار معصوم ايستاديم حاشيه آن ابتلاء عظيم ممكن است ما را هم بگيرد و ما هم دچار به بلا شويم، البته اين بلا مهم ترين نردبان سلوك انسان است. هيچ كسي بهتر از اين سالك نمي شود حتي إبراهيم خليل در آخرين مدارج سير خودشان با عاشورا سير كردند. ذيل آيه «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيم‏»(صافات/107) در عیون اخبار الرضا علیه السلام از مرحوم صدوق نقل شده است که وجود مقدس ابراهیم خلیل دنبال ثواب اعظم ابتلائات بود. به حضرت فرمودند: اين ثواب مربوط به نبي اكرم در مصيبت سيدالشهداء است، چرا که وقتی ايشان را وارد گودي قتلگاه كردند حالتي براي ايشان حاصل شد كه اگر فرزند خود را قرباني مي كرد آن حالت حاصل نمي شد! بعد فرمودند: «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيم»‏ حالا آن مقامي كه شما در بكاء بر سيدالشهداء مي خواستيد براي شما حاصل شد. اگر كسي در كنار بلاء معصوم ايستاد جزء كساني مي شود كه «وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَخَافُونَ لِخَوْفِنَا وَ يَأْمَنُونَ إِذَا أَمِنَّا»(5).

حضرت به مسمع فرمودند: مِسمَع! آیا به زيارت جد من مي روي؟ عرض كرد: من سرشناس و تحت نظر هستم، حضرت فرمودند: آیا ياد از مصيبت جد ما مي كني؟ عرض كرد: بله، گاهي آنقدر ياد مي كنم كه حالم دگرگون مي شود و از خواب و خوراك مي افتم و حالت من نشان مي دهد كه اوضاع من عوض شده و همه اهل منزل مي فهمند. حضرت فرمودند: تو از آن كساني هستي که «وَ يَأْمَنُونَ إِذَا أَمِنَّا» آنجايي كه ما امن هستيم در امن هستند. این افراد حاشيه امن براي خودشان جداي از ما درست نمي كنند «يَخَافُونَ لِخَوْفِنَا» بلکه آن جايي كه ما در خطر هستيم آن ها هم در خطر هستند. بعد حضرت اشاره كردند و فرمودند وقتي جانت به اين جا رسيد مي فهمي كه اين چقدر قيمت دارد كه امنيتت، خوفت، حزنت و شادي ات با امامت همراه بشود.

قسم ابلیس برای دور کردن مؤمنین از راه امام

مؤمنين اگر قبول كنند که وارد اين وادي بشوند، با بلاء معصوم مهذب مي شوند. يعني هر آنچه دشمن نقشه كشيده براي اينكه مؤمنين را ظلماني و جهنمي كند، هر چه ابليس تلاش كرده كه مؤمنين را از امام عليه السلام جدا كند، با ورود به بلاء معصومین این نقشه ها به هم می ریزد، چرا که که تنها راه برگشت به دامان امام، متصل شدن به ایشان و طهارت نفس و حيات طيبه، وارد شدن به ابتلائات آن هاست. اگر انسان آن بلايي كه آنها تحمل كردند را بپذيرد، سلوك با اين بلاء معصوم، بهترين طريق تقرب الي الله است، یعنی راهي از اين بهتر و مقامي بالاتر از اين نيست كه مقاماتش البته از جمله در زيارت عاشورا توضيح داده شده است.

البته اگر كسي بخواهد پاي اين بلاء بايستد، سختي هاي راه را هم بايد تحمل كند. اصل سختي را معصوم تحمل كردند. اصل بلاء را اهل بیت تحمل كردند براي اينكه مؤمنين از امام عليه السلام و راه توحید جدا نشوند. چون شيطان در ذيل اين آيه شريفه «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ»(اعراف/16-17)‏ رجزخواني كرده و گفته سر راه امام مي ايستم و نمي گذارم اين ها با امام حركت كنند، من از چهار طرف به آنها حمله مي كنم. او همه سرمايه شش هزار ساله خودش را به آتش كشيده كه ما را از امام جدا كند، بعد هم رجز خوانده و به خداي متعال عرض كرده «وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِين»(اعراف/17)،‏ اين شكر نسبت به امام است، نسبت به همين صراط مستقيم است، خدایا! خواهي ديد اكثرشان راه امام را نمي روند و قدر نعمت امام را نمي دانند.

 اين نعمت، تنها نعمتي است كه خداي متعال از او سوال مي كند و ترك اولي نسبت به اين نعمت را هم عفو نمي كند، اگر اين نعمت قدرداني و شكر شد، بقيه خطاها را خود خداي متعال عهده دار شده و تطهير مي كند «وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ»(آل عمران/135). خداوند نسبت به متقين چنين وعده اي داده است و حتی آمده است که وقتي اين آيه نازل شد، شيطان همه قوا و جنودش را فراخواند كه چاره اي كنيد، خداي متعال مستقيم به ميدان آمده است! حضرت در ذيل اين آيه فرمودند: «انما عمد لك و لأصحابك فاما الآخرون فقد فرغ منهم‏»(6) از مابقي فارغ است و اينكه گفته «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»‏ كار با شما محبين دارد، او مي خواهد شما را از امام جدا كند.

تصدیق صدیقه طاهره، تنها راه رسیدن به حقیقت ولایت و نبوت

ائمه عليهم السلام با بلاء خودشان طريق اتصال به امام را هموار كردند. در زيارت وجود مقدس صديقه طاهره آمده است که يا «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَك‏» عهدي كه حضرت در تحمل بلاء دادند برای اتصال كائنات و مؤمنين و محبين به حقيقت نبوت و ولايت بود. اين عهد و اين بلاء است كه عالم را مي رساند، لذا اگر ما همراهي كرديم و وجود مقدس معصوم را در اين بلاء تصديق كرديم «وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ‏ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُون» تنها گمان می کنیم که وجود مقدس فاطمه زهرا را تصدیق کردیم، چرا که تصديق وجود مقدس فاطمه زهرا كار اهل بيت است و ما با همه وجود هم كه تصديق بكنيم اين گمان است «وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ‏ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُون».‏

اگر معصوم وارد ميدان بلا شده، براي اين است که نگذارد كائنات و مومنین از امام جدا شوند، نگذارد فتنه اي كه دشمن بپا مي كند و جهنمي كه درست مي كند مؤمنين را در بر بگيرد. «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ»(ابراهیم/28) جهنم دشمن وقتي است که نعمت الهي را تبديل به كفر كرد. اميرالمؤمنين كلمه نعمت است و اين هم یک نکته لطيفی است که به جاي اينكه بفرمايند: «بدلوا الايمان بالكفر» فرمودند: «بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً»، یعنی جاي او كلمه كفر را گذاشتند، پس همه اين وادي، وادي جهنم مي شود «أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ».

آن ها به ميدان آمدند بلاء را تحمل كردند كه ما را از اين جهنم سالم عبور بدهند. همينطور كه ابراهيم خليل وارد آتش شد تا موحدين را از اين جهنم عبور بدهد، شيطان هم مي خواهد همه را در اين فتنه غرق بكند تا شاكر نباشند و به امام راهي پيدا نكنند، در نتیجه نعمت امام كفران بشود. اما حضرت زهراء سلام الله عليها به ميدان آمدند كه اين نعمت كفران نشود و قدر اين نعمت دانسته شود، مؤمنين اين نعمت را شكر بكنند و از طريق شكر نعمت ولايت، به حقيقت توحيد راه پيدا بكنند.

ما هم مسيرمان اين است، اگر در اين بلاء كنار معصوم قرار گرفتيم و معصوم را تصديق كرديم، آن وقت بوسيله معصوم و به دست مبارك ايشان الحاق به حقيقت نبوت و ولايت حاصل مي شود. بلاء ايشان معبر همه موحدين به سمت حقيقت نبوت و ولايت است و فقط تصديق ايشان لازم است، اگر وجود مقدس ايشان تصديق شد، ما را ملحق مي كنند. پس الحاق به حقيقت نبوت و ولايت به دست وجود مقدس فاطمه زهراء سلام الله عليها است. لذا جزء حقوقي كه خداي متعال براي معصوم قرار داده اين است كه اگر كسي وارد ميدان بلاء آن ها شد طبيعتا سختي هاي راه او را هم مي گيرد.

مشكلاتي كه جامعه مؤمنين از بعد از جريان سقيفه تا الان پيدا كردند، يك نازله اي از بلاء معصوم است كه تحمل مي كنند. بلاء را معصوم تحمل مي كند اما يك نازله اش آن چيزي است كه جامعه شيعه با او درگير است. اگر جامعه شيعه در مسير وجود مقدس اميرالمؤمنين قدم نمي گذاشت و حساب خودش را جدا مي كرد، ممكن بود اين ابتلائات نباشد. البته آن طرفش جهنم است «جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها»(ابراهیم/29) ولي بحسب ظاهر اين ابتلائات برداشته مي شود.

اين ابتلائاتي كه الان جامعه مؤمنين و موحدين تحمل مي كنند، اصلش بلاء معصوم است که براي عبور عالم از فتنه سقيفه و از اين جهنم و ظلماتی كه بپا شده، تحمل کرده اند. مگر نه این که آیه «أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْج»(نور/40)‏ در روايات ما تفسير شده به اولی و دومی تا معاويه و فتن بني اميه! پس معبر ما جز امام نيست «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»(نور/40)، هر كسي در هر مقامي و با هر رياضتي، در اين ظلمات گم مي شود. فرمود: «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ نُوراً فَما لَهُ‏ مِنْ‏ نُورٍ يَعْنِي إِمَاماً مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ ع‏ فَما لَهُ مِنْ نُورٍ فَمَا لَهُ مِنْ إِمَامٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَمْشِي بِنُورِه‏»(7) ظلمات اين ها تا قيامت همه را فراگرفته إلا آن هايي كه دنبال امام حركت مي كنند.

بلاء حضرت صديقه كبري سلام الله عليها كه شديدترين ابتلائات است و ابتلائی عظيم تر از آن نيست، معبری برای همه است. اگر كسي وارد اين بلاء شد و لوازم اين بلاء را تحمل كرد، همه درجات سلوك برايش حاصل مي شود. «أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ» بواسطه حقي كه خدا برای اهل بيت قرار داده، به او عطا مي شود. ما که حقي بر خداي متعال نداريم، خداي متعال براي ما حقي بالاصالة جعل نكرده تا او را به حقي كه براي ما قرار داده قسم بدهيم، برای همین همه قسم ها به حقوق معصومين است. ببينيد معصوم در چه مقامي و شأني است! البته اين حق را خود خداي متعال عطا كرده ولي معصوم در چه شأني است كه خداي متعال براي او نسبت به خودش حق جعل كرده است. «وَ بِحَقِّكَ عَلَى عَلِيٍّ وَ بِحَقِّ عَلِيٍّ عَلَيْكَ وَ بِحَقِّكَ عَلَى فَاطِمَةَ وَ بِحَقِّ فَاطِمَةَ عَلَيْكَ».

با اين حق است كه كائنات بمقصد مي رسند. هر كجا آدم در سلوك زمين مي ماند از اين حق بايد استفاده كند. در پایان زيارت جامعه كبيره که خطاب به معصومين است، از خداي متعال چه مي خواهيم؟ «فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ لَهُمْ عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ‏ تُدْخِلَنِي‏ فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِم‏ وَ بِحَقِّهِمْ وَ فِي زُمْرَةِ الْمَرْجُوِّينَ لِشَفَاعَتِهِم‏» اگر كسي بخواهد به معرفت امام و شفاعت ایشان برسد باید از حق خودشان استفاده كند، چون ما حقي بر خداي متعال نداريم كه به اين نعمت عظيم برسيم.

ابتلائات مومنین در همراهی با معصوم

لذا يكي از حقوقي كه خداي متعال براي معصوم قرار داده كه عرض كردم شايد از اين فقره زيارت مباركه عاشورا استفاده بشود اين است كه آن كساني كه با بلاء معصوم حركت مي كنند و صف خودشان را جدا نمي كنند به «أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ» مي رسند. اگر كسي همه هستي خودش را در راه خدا بدهد به مقامي نمي رسد كه تحمل بلاء معصوم كند و با اين بلاء به سمت خداي متعال سير بكند.

لذا امتحان حضرت صديقه طاهره است كه محور اتصال كائنات به حقيقت توحيد و نبوت و ولايت است و همه بايد از اين وادي وارد بشوند. حتي شايد آن وعده اي كه خداي متعال داده و خطاب به مؤمنين است «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرات وَ بَشِّرِ الصَّابِرِين‏ »(بقره/155)‏ «أُولئِكَ عَلَيْهِمْ‏ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون‏»(بقره/157)، محور اصلي آن ابتلاء، ابتلاء معصوم باشد و ذيل مصيبت معصوم اين بلاء براي ما مطرح شود. و حتی شايد افضل مصاديقش اين است که آن چه موجب صلوات و رحمت مي شود تحمل بلاء معصوم است. در زيارت عاشورا ملاحظه فرموديد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَة» اگر كسي وارد وادي عاشورا شد و پاي تحمل معصوم ايستاد صلوات و رحمت الهي به او مي رسد. اين مقام مقامي است كه به بركت معصوم عطا مي شود.

البته مي شود انسان پاي بلا معصوم نايستد و به حسب ظاهر حساب خودش را جدا كند. آن هايي كه ايستادند شدند حبيب و زهير و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و آن هايي هم كه نايستادند تكليفشان معلوم است. ولي اگر ايستاديم بلاء بي ترديد ما را هم مي گيرد، و آن وقت معصومين عليهم السلام چون ما بخاطر تحمل ولايت آنها مبتلا شده ايم خودشان را عهده دار مي دانند كه ما را دستگيري كنند؛ خداي متعال هم اين حق شفاعت را به آن ها داده و ما با اين حق به مدارج مي رسيم. بنابراین وجود مقدس فاطمه زهرا ابتلائات عظیمی را تحمل كردند، چرا که ايشان با خدا عهد بسته بودند تا در اين عالم بيايند و راه را هموار كنند. ایشان آمدند تا اين جهنم را خاموش كنند و موحدين را سالم عبور بدهند.

پی نوشت ها:

(1) كامل الزيارات، النص، ص: 313

(2) تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص: 368

(3) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 73

(4) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 129

(5) كامل الزيارات، النص، ص: 101

(6) تفسير العياشي، ج‏2، ص: 9

(7) تفسير القمي، ج‏2، ص: 106