نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 05 تیر 1398 - Wed, 26 Jun 2019

حضرت فاطمه معصومه(س) صاحب شأنی از مقام محمود نبی اکرم و جلالت حضرت زهرا / تبیین مقامات ایشان در زیارت نامه منصوصه

متن زیر جلسه 79 گفتگوی جناب حجت الاسلام میرباقری در برنامه سمت خدا می باشد که در تاریخ 11 بهمن ماه سال 93 برگزار شده است. ایشان در این جلسه به مناسبت وفات حضرت معصومه سلام الله علیها به بیان مقامات عالی ایشان پرداختند و اظهار داشتند که یکی از عبادات بزرگی که اهل بیت علیهم السلام باب آن را به روی ما باز کردند و یک سفر کامل به سوی خدا و سیری جامع است، زیارت و به خصوص زیارت معصوم است. در مورد غیر معصوم دعوت به زیارت به شکل مخصوص بسیار محدود است. یکی از موارد انگشت شمار که زیارت مخصوص داریم و دعوت به زیارت هم شده زیارت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها در شهر قم است. حضرت معصومه با یک ماموریت خاص آمدند و در قم ماندند. لذا می دانستند و وقتی هم بیمار شدند فرمودند من را به قم برسانید و در همین جا هم در راستای ماموریتشان توقف فرمودند. حرم ایشان حرم فوق العاده ای است. چند نکته در باب زیارت ایشان قابل ذکر است. اول آنکه ایشان را کوچ دادند در قم بیایند و بمانند و بعد هم به ما دستور دادند بیاییم گرد ایشان جمع شویم و زیارت کنیم و از ایشان درجات بهشت و جنت و توحید را تقاضا بکنیم که به شفاعت ایشان درهای توحید به روی ما باز شود. حرم ایشان یک ملجا برای همه بزرگان و علمای بزرگ شده است. نکته بعد آنکه در زیارتی که از امام رضا سلام الله علیه نقل شده اسرار بزرگی نسبت به مقامات ایشان هست. ارتباط فرزندی با امام ارتباط خواهر امام بودن عمه بزرگوار امام بودن می تواند ارتباط طبیعی ظاهری باشد که حتی این هم خودش مبدأ برکاتی است ولی اگر با توالد و ارتباطات باطنی جمع شد، مبدأ فیوضات و خیرات فراوان است. رابطه باطنی با همه معصومین است که موجب شده حقایق معصومین به اندازه ظرف وجود ایشان که فوق فهم ماست در ایشان تجلی پیدا کند. نکته سومی که در زیارت ایشان از امام رضا است این است که در پایان زیارت به ما گفتند از حضرت بخواهید «يا فاطِمةُ اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ»؛ شاید معنایش این باشد که شأنی از مقام محمود نبی اکرم در ایشان است و این همان عهدی است که باید داشته باشد؛ و همان شهود بالحق و علم است و همه آن چیزهایی که در نبی اکرم است و شفیع کل هستی هستند، این در فاطمه معصومه سلام الله علیها محقق است...

سوال: با توجه به ایام رحلت حضرت معصومه(س) قرار شد که این جلسه استاد میرباقری از فضیلت زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها برای ما بگویند و فراز هایی از زیارت آن حضرت را تبیین بفرمایند.

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم. یکی از عبادات بزرگی که اهل بیت علیهم السلام باب آن را به روی ما باز کردند و یک سفر کامل به سوی خدا و سیری جامع است، زیارت و به خصوص زیارت معصوم است. زیارت معصوم سفر الی الله است که از وادی ولایت معصوم طی می شود. در آغاز بعضی از زیارات، مثل زیارت امام رضا علیه السلام فرمودند: قبل از خروج از خانه دم در بایستید و بگویید «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ»(1) در این مسیر تکیه گاه خداوند متعال است؛ مقصد خدا است و سفر ما سفر الی الله است؛ در واقع زائر، مهاجر الی الله و مسافر به سوی خدا است. وادی سیر الی الله از ولایت معصوم عبور می کند. زیارت معصومین که ثواب های مخصوص دارد و گاهی ثواب هفتاد هزار حج و بیشتر ذکر شده که در هر قدمش گاهی ثواب یک حج عمره است، یک سیر کامل معنوی اتفاق می افتد. در مورد غیر معصوم دعوت به زیارت به شکل مخصوص بسیار محدود است. یکی از موارد انگشت شمار که زیارت مخصوص داریم و دعوت به زیارت هم شده زیارت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها در شهر قم است که قبل از تولدشان هم از امام صادق علیه السلام نقل شده و این خبر را دادند که ایشان در قم دفن می شوند و ما را به زیارت ایشان دعوت کردند. روایات در فضیلت زیارت ایشان علاوه بر بیان امام صادق علیه السلام از امام رضا و وجود مقدس امام جواد سلام الله علیهما وارد شده و این روایات در معتبر ترین کتب روایی قدیمی ما مثل کامل الزیارات ابن قولویه که استاد شیخ مفید بودند، آمده و مرحوم صدوق در عیون اخبار الرضا نقل کردند و ثواب هایی هم که نقل شده برای زیارت ایشان خیلی عجب است. فرمودند: «مَنْ زارَ قَبْرَ عَمَّتی بِقُمَّ فَلَهُ الْجنه»(2)

در روایتی است که حضرت امام رضا علیه السلام به سعد قمی فرمودند که ما یک قبری داریم در نزد شما عرض کرد: قبر فاطمه بنت موسی بن جعفر سلام الله علیهما را می گویید؟ حضرت فرمودند: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّة»(3) بله اگر کسی ایشان را زیارت کند در حالیکه عارف به حق ایشان است، بهشت بر او واجب می شود. حضرت فاطمه معصومه شفاعت در جنت هم دارند چنانچه در زیترتشان می خوانیم «یا فاطِمَةُ اِشْفَعی لی فِی الْجَنَّةِ»(4) جنت مقام توحید است و «اَلتَّوحِيدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ»(5) قیمت بهشت توحید است؛ اگر کسی وارد وادی توحید شد وارد وادی بهشت شده است. زیارت ایشان باب بهشت است و هر کس عارفاً بحقها ایشان را زیارت کند وارد وادی توحید می شود.

در باب معصومین این امر سنگینی نیست که معصومین ابواب الله اند؛ اگر کسی بخواهد وارد وادی توحید شود از وادی ولایت آن ها باید وارد شود تا بتواند وارد توحید شود؛ اما در باب غیر معصوم این تعابیر بسیار نادر نقل شده است. از امام رضا و امام جواد علیهما السلام یک تعابیر بلندی است که بعد تقدیم می کنم. دعوت به زیارت ایشان شده که از اطراف و اکناف هجرت کنند و بیایند ایشان را زیارت کنند و همچنین دعوت شده که این زیارت همراه با معرفت به مقامات ایشان باشد تا درهای بهشت و درهای وادی توحید به روی انسان باز شود و از مدخل سیر به طرف ایشان ما به وادی توحید و جنت برسیم.

در بین امام زاده های بزرگوار آن هایی که زیارت مخصوص از معصوم برای آن ها نقل شده محدود تر هستند. یکی از آن زیارت های مخصوص زیارت وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها است و مرحوم مجلسی که از سعد نقل می کنند منصوب به امام رضا علیه السلام است که دستور داده اند این طوری زیارت شوند که همین آدابی است که در زیارت نامه ایشان آمده است.

حضرت معصومه زیارت مخصوص دارند که زیارت مخصوص معنا دارد یعنی توجه به مقامات ایشان داده می شود و با هر سلامی که ما می کنیم یک بابی به روی ما گشوده می شود. در باب زیارت معصوم خیلی واضح است که معصوم اگر باب الله است هر مقامی از مقاماتش بابی است به سوی وادی توحید و با هر سلامی، خضوع و تواضعی اتفاق می افتد و همان باب به روی انسان گشوده می شود و از آن مقامات به انسان عطا می شود. انسان اگر اهل سلوک بود قاعدتاً یک نماز خوان، نماز اولش را که می خواند مقامی از مقامات معنوی را به دست آورده است زیرا «الصَّلوةَ مِعْراجُ المُؤمِنِ»(6) و از آن معراجش دیگر برنمی گردد. درست است که جسمش می آید؛ ولی روحش در آن مقام می ماند، در نماز بعدی معراج بعدی است. زیارت هم همین طور است؛ اگر کسی اهل زیارت شد باید در هر زیارت معراجی برایش اتفاق بیفتد و درهایی از توحید به رویش گشوده شود؛ با هر سلامی بابی باز شود و در آن مقام بماند و مستقر شود؛ تا زیارت بعدی و ابواب بعدی.

نسبت به معصوم این چیز شگفت انگیزی نیست؛ اما نسبت به غیر معصوم [عجیب است] که به ما بگویند بروید زیارت ایشان و مکرر هم بروید و در هر زیارتی در هایی از بهشت باز شود و به ما بگویند در هر زیارتی از حضرت تقاضا کنید که در جنت برای شما شفاعت کند و درهای وادی توحید را به روی شما باز بکنند؛ آن هم به همه شیعیان بگویند.

این روایت را مرحوم قاضی سعید در مجالس المومنین (که از کتب بسیار لطیف است) از قاضی نورالله شوشتری نقل کرده اند که امام صادق علیه السلام فرمودند: خدای متعال حرمی دارد که مکه است؛ وجود مقدس نبی اکرم حرمی دارند که مدینه است؛ (البته این ها باید معنا شود که حرم الله حرم الرسول یعنی چه) امیرالمومنین حرمی دارند که کوفه است؛ من و فرزندان معصومم حرم مان قم است. فرمودند: سه در از هشت در بهشت به روی قم باز می شود. این خیلی عجیب است. (در خصوص شهر قم و جایگاه تکوینی آن هم یک موقعی باید بحث شود) درهای توحید از این جا گشوده می شود و حرم اهل بیت است. معنی حرم بودن هم همین است چون از حریم اهل بیت درهای توحید گشوده می شود؛ البته درهای بهشت، مقامات توحیدی که انسان از آن مقامات ورود پیدا می کند به وادی توحید باید معنا شود.

بعد فرمودند: فرزندی از من در آن جا قبض خواهد شد که فاطمه بنت موسی سلام الله علیها است (این کلام را قبل از تولد ایشان فرمودند) بعد فرمودند: «تَدخُلُ بِشَفاعَتِها شِيعَتي الجَنَّةَ بِأجمَعِهِم»(7) این خیلی تعبیر بلندی است؛ اگر از امام صادق سلام الله علیه نقل نشده بود قابل نقل نبود؛ خیلی شگفت انگیز است؛ می فرمایند: همه شیعیان با شفاعت ایشان وارد بهشت می شوند، سلمان و ابوذر و علمای بزرگ جزء شیعیان می شوند. خیلی عظمت می خواهد معصوم درباره کسی این طوری بیان کند.

سوال: شما فرمودید قبل از ولادت حضرت، امام صادق علیه السلام این روایت را گفتند یعنی قبل از این که حضرت معصومه سلام الله علیها وارد شهر مقدس شوند. یعنی حضرت می دانستند که در شهر قم خواهند ماند؟

جواب: بعضی ها این طوری تعبیر می کنند و ظاهر مسئله هم همین است که می گویند: حضرت معصومه برای زیارت برادرشان امام رضا سلام الله علیه حرکت کردند؛ در بین راه در ساوه بیمار شدند و فرمودند ایشان را به قم منتقل کردند؛ هفده روز در قم بودند در همین جا رحلت فرمودند و به وسیله معصوم به خاک سپرده شدند. این آن چیزی است که نقل می کنند؛ اما در باب بزرگان و اولیاء خدا چیز دیگری است آن ها مرگ و مأموریت های خودشان را از قبل می دادند. تلقی حقیر این است که همان طور که امام رضا علیه السلام در هجرتشان به سمت مشهد و خراسان یک کار بزرگ کردند، امام زاده ها هم همین طور دنبال حضرت حرکت کردند؛ اما فرق می کنند و درجاتشان متفاوت است. حضرت معصومه با یک ماموریت خاص آمدند و در قم ماندند. لذا می دانستند و وقتی هم بیمار شدند فرمودند من را به قم برسانید و در همین جا هم در راستای ماموریتشان توقف فرمودند. حرم ایشان حرم فوق العاده ای است.

خود قم هم فوق العاده است؛ قم جایگاهی در گسترش فرهنگ توحید در جهان دارد که در روایات ذکر شده و این جایگاه هم تکوینی است؛ یعنی نمی شود جای دیگر به این صورت شود و این دست ما نیست و از تصرف ما بیرون است؛ یعنی یک سلسله از موقعیت ها از ناحیه حضرت حق رقم می خورد که ما خیلی نمی توانیم جا به جا کنیم. من اهل تحقیق در این امور نیستم ولی بعضی از محققین نقل کردند که اینجا سرزمین جلگه و حاصلخیز و نسبتاً خوش آب و هوا بود. همراه با ظهور اسلام این کوه نمک در این منطقه ظاهر شد و آب و هوای این جا تغییر کرد. خیلی ها را خدا کوچ داده، یک عده دیگر را مهاجرت داده است. کما این که کعبه را به تعبیر امیرالمومنین در سنگ لاخ ترین سرزمین ها، تنگ ترین دره ها و کم آب ترین چشمه ها قرار داده است که وقتی آن جا می آیند یک سیر معنوی اتفاق بیفتد و آن جا مرکز سیاحت و گردش گری نشود؛ بلکه مرکز مهاجرت الی الله شود؛ قم هم همین طور است. هجرت فاطمه معصومه سلام الله علیها هم در مسیر اتفاقاتی است که باید در این جا بیفتد و اتفاقاً همین طور هم شده است.

سوال: یعنی برای اینکه قم حرم اهل بیت بشود به قم آمدند؟

جواب: و یکی از ارکان حرم شدنش با آمدن ایشان تمام شد؛ ملجأ علمای بزرگ بوده و ائمه ارجاع دادند «مَنْ زار عارفاً بِحَقِّها فَلَهُ الْجَنَّةُ». آنجا ملجأ همه بزرگان بود. در طول تاریخ علمای بزرگ ما حکما و غیر حکما فقهای بزرگ ما مرحوم آیت الله عظمی بروجردی حضرت امام مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و... اینجا ملجاشان بوده است. حضرت آیت الله العظمی مرحوم بهجت مادامی که در قم بودند (الا اواخر عمرشان) هر روز زیارتشان ترک نمی شد، بلا استثنا بزرگانی مثل علامه طباطبائی افطارشان را با ضریح حضرت معصومه باز می کردند و می فرمودند: من مطهر تر از این سراغ ندارم. لذا ایشان واقعاً ملجا بودند، نه این که خیال کنید ملجا کوچک هایی مثل من هستند؛ بلکه همه بزرگان در محضر ایشان تواضع و خشوع می کردند؛ خلاصه در محضر ایشان به بار نشستند.

سوال: این برکت دنیایی وجود مبارک حضرت در شهر مقدس قم است و در آخرت هم شفاعت شیعیان را می کنند؟

جواب: اصلاً شفاعت از همین دنیا شروع می شود چون شفاعت ارکانی می خواهد. پس این نکته اول که ایشان یک چنین شخصیتی است و معصوم ما را دعوت به زیارت ایشان کرده. ایشان را کوچ دادند در قم بیایند و بمانند و بعد هم به ما دستور دادند بیاییم گرد ایشان جمع شویم و زیارت کنیم و از ایشان درجات بهشت و جنت و توحید را تقاضا بکنیم که به شفاعت ایشان درهای توحید به روی ما باز شود. حرم ایشان یک ملجا برای همه بزرگان و علمای بزرگ شده است. الآن قبور بسیاری از علمای ما در حرم ایشان است، مثل پروانه های دور این شمع اند که جمع شدند.

نکته دیگر آنکه در زیارتی که از امام رضا سلام الله علیه نقل شده اسرار بزرگی نسبت به مقامات ایشان هست. زیارت با تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها شروع می شود که خودش لطافتی دارد. بعد سلام هایی است به انبیاء اولو العزم و بعد به چهارده معصوم و بعد سلام به حضرت معصومه است. در سلام هایی که به ایشان شده به ارتباط ایشان با معصومین توجه داده شده است:

«اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ فاطِمَةَ و خَديجَةَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ» ایشان دختر این معصومین هستند. «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ» ایشان بنت ولی خدا و معصوم اند. «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ» خواهر معصوم اند. «اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» این ظاهرش روشن است؛ ایشان دختر بلافصل حضرت موسی بن جعفر اند؛ نسل معصوم اند؛ همه اجدادشان تا نبی اکرم معصوم است؛ خواهر امام رضا و عمه چهار امام معصوم هستند؛ از جمله عمه وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند. این ظاهرش است؛ ولی ما یک رابطه دیگری هم با معصوم داریم؛ یعنی فرزند یک معصوم بودن و تولد از معصوم یک معنای ظاهری دارد که ذریه اهل بیت علیهم السلام این نسبت را دارند؛ و یک نسبت باطنی هم هست؛ یک فرزندیِ باطنی هم است که آن فرزندی، آثار و برکات دیگری دارد. من یک نمونه را عرض می کنم.

روایت در کافی و بصائر الدرجات است. امام صادق علیه السلام فرمودند: «قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَنَا أَعْلَمُ كِتَابَ اللَّهِ وَ فِيهِ بَدْءُ الْخَلْقِ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ فِيهِ خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ و خَبَرُ الْجَنَّةِ وَ خَبَرُ النَّارِ وَ خَبَرُ مَا كَانَ وَ خَبَرُ مَا هُوَ كَائِنٌ أَعْلَمُ ذَلِكَ كَأَنَّمَا أَنْظُرُ إِلَى كَفِّي إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْء»(8) من فرزند رسول خدا هستم؛ آثار این فرزندی این است که عالم به کتاب خدا هستم از ابتدای خلقت تا انتها در این کتاب است. خبر همه احوال سماواتی و زمینی در این کتاب است؛ خبر همه بهشت و جهنم در آن است، آنچه بوده و هست و تا قیامت خواهد بود. من این ها را می دانم مثل کسی که به دست خودش نگاه می کند. از طریق احاطه به کتاب؛ اگر کسی علم کتاب داشت همه وقایع عالم در نزد اوست مثل کسی که به کف دستش نگاه می کند.

این فرزندی نتیجه اش این است. آن توالد غیر توالد ظاهری است. همه کسانی که یک نسبت ظاهری دارند که این مقام را ندارند این که می فرمایند: «أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّة»(9) این ابوت غیر از ابوت ظاهری است البته خود فرزندی و ارتباط ظاهری هم مبدا انتقال یک سلسله حقایق است؛ ولی وقتی این دو با هم جمع می شوند یک امر شگفت انگیز و معجزه ای اتفاق می افتد و نمونه اش حضرت معصومه سلام الله علیها است.

بنابراین غیر از این تولد ظاهری که داریم یک تولد دیگری هم می توانیم داشته باشیم؛ یعنی می شود ما در دامن امام یک تولد جدید داشته باشیم. منسوب است که وجود مقدس حضرت عیسی مسیح فرموده اند «لنْ يَلِجَ مَلَكُوتَ السَّمَوَاتِ مَنْ لَمْ يُولَدْ مَرَّتَيْنِ»(10) نمی تواند کسی ورود به ملکوت سموات و الارض پیدا کند مگر دو بار متولد شده باشد. ما یک تولد ظاهری داریم ویک تولد باطنی؛ امام مبدا و سرچشمه حیات است؛ اگر در ما دمید از نو متولد شده و زنده می شویم و این یک تولد جدید است. پس اگر کسی فرزند امام شد می تواند یک تولد جدید داشته باشد و دوباره به دنیا بیاید و وارد ملکوت سماوات و ارض شود. آن هایی که دوباره در دامن امام پرورش پیدا می کنند تولد مجددی پیدا می کنند و فرزند امام می شوند و امام نسبت به آن ها ابوت (پدری) می کند.

بعضی این تعبیر السلام علیک یا اباعبدالله را در زیارت عاشورا همین طوری معنا می کنند و می گویند: اباعبدالله بودن ایشان همان ابوت نسبت به عباد الله است؛ همه عباد الله فرزند ایشان اند؛ ایشان آن ها را در عوالم باطنی متولد کرده و حیات طیبه به آن ها دمیده است. واقعاً هم متولد شدند. تولد فقط به معنی خروج جسم جرم دار آدم به این عالم نیست. یک روایتی در توحید صدوق نقل شده که اهل بصره به سیدالشهدا علیه السلام نامه نوشتند و از معنی صمد پرسیدند؛ حضرت یک نکاتی را فرمودند و بعد گفتند: صمد را خداوند در قرآن توضیح داده «اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ» صمد یکی از معانی اش این است که نه فرزندی به دنیا آورده و نه خودش فرزند است؛ بعد حضرت توضیح دادند: «لم یلد» نه این که فقط به صورت جسم دارای جرم متولد نشده، به آن صورتی که در غیر خدای متعال است، انسان ها وقتی فرزند به دنیا می آورند یعنی یک جسم جرمانی از آن ها متولد می شود که البته دارای روح هم است، فقط این نیست؛ بلکه لطیف ترین توالد هم در خدای متعال نیست و حتی نفس، حتی اموری مثل غصه و شادی و حزن و این ها اموری هستند که از ما متولد می شوند، خدای متعال چنین توالدی هم ندارد؛ همی غمی حزنی شادی هیچ چیز صادر نمی شود؛ حتی لطیف ترین صدور. توالد به معنی این که چیزی از او خارج شود چه جرم داشته باشد و چه جرم هم نداشته باشد، لطیفترین موجودات هم از حضرت حق خارج نمی شود.

توالد یک معنی خیلی گسترده ای دارد بنابراین اگر فرمودند: «ولدنی رسول الله» فقط به معنی توالد ظاهری نیست؛ اگر فرمودند: «انا و علی ابوا هذه الامة»، یعنی واقعاً پدری می کنند و ما را در این دنیا و در عوالم بعدی متولد می کنند و در این ولادت ها است که دست ما به ملکوت بالا می رسد و به عالم ملکوت ورود پیدا می کنیم. پس ارتباط فرزندی با امام ارتباط خواهر امام بودن عمه بزرگوار امام بودن می تواند ارتباط طبیعی ظاهری باشد که حتی این هم خودش مبدأ برکاتی است ولی اگر با توالد و ارتباطات باطنی جمع شد، مبدأ فیوضات و خیرات فراوان است.

سوال: این که حضرت بنت رسول الله هستند یک رابطه مخصوص است که عالمه بودن حضرت را می توانیم اثبات کنیم؟

جواب: بله و خیلی چیزهای دیگر، یکی از آن ها این است که «فَاِنَّ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْنا ً مِنَ الشَّأْنِ»(11)، این طور نیست که هر کسی که توالد ظاهری با معصومین دارد دارای آن شأن شفاعت باشد که نه تنها به ما بلکه به بزرگان گفته اند که بروید و زیارت کنید و بگویید «إشفَعي لِي فِي الجَنَّةِ»(12)؛ یعنی از ایشان بخواهید که درهای توحید و در های جنت را به روی شما باز کنند؛ درهای ولایت الله و ولایت نبی اکرم و اهل بیت را ایشان به روی شما باز کنند. اگر کسی به این صورت یک توالد باطنی از ناحیه معصومین داشت و معصومین او را متولد کردند و دستش را گرفتند و در عوالم وارد شد، این شخص می تواند حامل نور و ولایت ائمه شود، این ارتباط با نبی اکرم و آباءشان و ارتباط با برادرشان امام رضا و همه معصومین به صورت بنت و اخت و عمة ظهور پیدا کرده و این ارتباط باطنی موجب تجلی همه معصومین در ایشان است. همه معصومین در ایشان با انوارشان تجلی دارند.

سؤال: منظور از این تجلی چیست؟

جواب: همان طور که وجود مقدس نبی اکرم حقیقت محمدیه است، قالب بشر نیست؛ بلکه از ورای بشر ظهور پیدا کرده در این دنیا با ما حرف می زند؛ آن کسی که از ورای بشر با ما حرف می زند، همان کسی است که معراج می رود و جبرئیل را جای می گذارد؛ ایشان لباس بشر پوشیده و این جنبه بشری حجاب است والا بدون حجاب که نمی تواند با ما هم نشین شود؛ لباس حضرت است «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلاً وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ»(انعام/9)؛ یعنی اگر ملک هم قرار می دادیم لباس شما را می پوشانیدیم. این حجاب است و از ورای حجاب حضرت با ما صحبت می شود.

سوال: پس «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ» چه می شود؟

جواب: بله لکن می فرماید: «يُوحَى إِلَيَّ» این کلمه روح است که در آن دمیده شده و خدای متعال کلمه روح را داده. این حقیقت از ورای حجاب بشر صحبت می کند و الا اگر لباس بشر نمی پوشید نمی توانست دست ما را بگیرد. گاهی از طریق یک حجابی نور معصوم به ما می رسد. معصوم فرمود: اگر دست تان به ما نرسید نور ما را از نور مومن بگیرید، چون مومن حامل نور ماست، آن چنان که ماه حامل نور خورشید است.

این روایت را شاید مکرر در این برنامه خواندیم از حضرت امیرالمومنین سؤال شد این که فرمودید: «اتَّقِ فِرَاسَةَ الْمُؤْمِنِ فَإِنَّهُ يَنْظُرُ بِنُورِ اللَّه» یعنی چه؟ فرمود: «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْمُؤْمِنَ مِنْ نُورِهِ وَ صَبَغَهُمْ فِي رَحْمَتِهِ وَ أَخَذَ مِيثَاقَهُمْ لَنَا بِالْوَلَايَةِ وَ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَةُ وَ إِنَّمَا يَنْظُرُ بِذَلِكَ النُّورِ الَّذِي خُلِقَ مِنْه »(13) مومن از نور ما آفریده شده است؛ لذا مومن از متبصرین است و از ظاهر شما سرشت شما را می خواند و قبل و بعد شما را می داند؛ این خاصیت وجود نور امام در انسان است.

آن کسی که این ارتباط و این توالد و این رابطه اخت بودن و عمه بودن با چهارده معصوم را دارد، حقایق همه معصومین در ایشان متجلی است. «فَإنَّ لَکِ عِندَاللهِ شَأنٌ مِنَ الشَّأن»(14) شاید یک معنایش همین است. نکته دوم در زیارت ایشان این است که در زیارت ایشان سلام به پیامبران اولوالعزم داده می شود اما به صورت غائب، مثلاً گفته می شود «اَلسَلام عَلَى آدَمَ صَفْوَةَ اللهِ الَسَلامُ عَلَى نُوحٍ نَبِيِّ اللهِ»؛ سلام به حضرت نوح ابراهیم موسی عیسی علیهم السلام (البته حضرت آدم جزء انبیا اولوالعزم نیستند) اما وقتی به چهارده معصوم می رسد خطاب حاضر است و گفته می شود «الَسَلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللهِ، الَسَلامُ عَلَيْكَ يا اَمَيرَ الْمُؤْمِنينَ» البته ما در همه جای عالم می توانیم چهارده معصوم را به صورت حاضر مورد خطاب قرار دهیم مثلاً «السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ» سلامی است که در همه نماز ها خطاب حاضر است. لذا بعضی ها گفته اند که ما سلام نکردیم اما جوابش را شنیدیم.

در حرم حضرت معصومه گمان من این است من یک موقعی این را خدمت آقازاده مرحوم آیت الله عظمی بهجت عرض کردم؛ ایشان گفتند: ابوی من هم این را می گفتند (و من خوشحال شدم که این حرف تائیدی پیدا کرد) شاید این که ما در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها معصومین را به صورت حاضر زیارت می کنیم نکته اش این است که معصومین انوارشان از وراء حجاب حضرت معصومه همه حاضر است؛ همه تجلی در حضرت معصومه دارند؛ در این چهلچراغ انوار چهارده معصوم متجلی است. لذا شما چهارده معصوم را آن جا به صورت حاضر می توانید زیارت کنید.

پس اتفاقی که ذیل این رابطه باطنی ایشان افتاده این است که ایشان حامل انوار همه معصومین هستند و لذا همه معصومین در حرم ایشان حاضر اند. مضمون آن رویایی هم که از پدر مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نقل می کنند همین است: ایشان چله ای گرفتند و متوسل شدند به یکی از ائمه شاید امام باقر سلام الله علیه بود و تقاضا کردند که قبر وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیها بر ایشان آشکار شود. در خواب به ایشان فرمودند که این امر تا دوره ظهور شدنی نیست؛ سر است و باید مخفی بماند؛ ولی اگر خواستید ایشان را زیارت کنید بروید در قم فاطمه معصومه را زیارت کنید که مادرمان حضرت زهرا سلام الله علیها جلالت خودشان را به ایشان داده اند. خیلی حرف عجیبی است. یعنی تجلی جلات فاطمه زهرا در وجود مقدس حضرت معصومه است. جلال حضرت می دانید چیست؟ ایشان هیبتی دارند که دست هیچ کسی به آن نمی رسد؛ منزلت شب قدر همان نهیبی که حضرت دارند و فرمودند: «فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا»(15) این جلالت یعنی این خدای متعال او را فاطمه نامید فاطمه یعنی جدا شده چون همه خلق از معرفت ایشان جدا شده اند؛ نگفته اند «لانَّ النّاس»، خلق یعنی جبرئیل و میکائیل و همه خلایق. این جلالت است. آن وقت فاطمه زهرا جلالتشان را به فاطمه معصومه دادند.

پس دو نکته ای که از زیارت ایشان استفاده می شود یکی رابطه باطنی با همه معصومین است که این رابطه موجب شده حقایق معصومین به اندازه ظرف وجود ایشان که فوق فهم ماست در ایشان تجلی پیدا کند و اینکه به ما گفتند: بروید ایشان را زیارت کنید چون جنت با زیارت معصوم واجب می شود و معصوم باب الله است؛ اگر مقامات معصومین در کسی تجلی کرد باب الجنت می شود و می تواند شفاعت فی الجنة کند که بحث شفاعت نکته سومی است که اشاره می کنم.

سوال: با این مباحث ان شاء الله زیارت های بهتری داشته باشیم. به قرار قرآنی رسیده ایم؛ صفحه 343 آیات 18 تا 27  سوره مبارکه مومنون است که ثواب آن را به روح بلند و آسمانی حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها هدیه می کنیم. اما ادامه بحث را در خدمت استاد هستیم.

جواب: بسم الله الرحمن الرحیم. نکته سومی که در زیارت ایشان از امام رضا است این است که در پایان زیارت به ما گفتند از حضرت بخواهید «يا فاطِمةُ اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ»، یکی این که از حضرت بخواهید برای شما شفاعت در جنت بکنند. درک از جنت متفاوت است. وادی توحید و وادی ولایت نبی اکرم و وادی ولایت امیرالمومنین وادی جنت است. باطن جنت همین است؛ حتی بالاترین درجات بهشت هم باطنش رحمت خدا و ولایت امیرالمومنین است. پس حضرت می توانند درهای وادی توحید و ولایت را به روی ما باز بکنند که از دنیا هم شروع می شود. اصل شفاعت، شفاعت در توحید است، اگر کسی را به وادی توحید هدایت نکنند، نمی توانند او را بهشتی کنند؛ چون «اَلتَّوحِيدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ» تا آدم موحد نشود نمی تواند وارد بهشت شود. انسان تا به وادی ولایت نرسد بهشتی نمی شود «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي»(16) بنابراین شفاعت در بهشت شفاعت در وادی ولایت و گشودن در های ولایت است و این امر خیلی مشکل است «إِنَّ أَمْرَنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ»(17) وادی توحید یک وادی است که سیرش بسیار دشوار است؛ یک کسی باید دست ما را بگیرد و ببرد تا وارد وادی توحید کرده و باب حقایق را به روی قلب ما باز کند و خودش هم ماذون هم باشد.

در آیات و روایات شرایطی برای شفاعت شونده و شرایطی هم برای شفاعت کننده گفته اند. شفاعت شونده باید عهدی داشته باشد. «إِلَّا مَنْ دَانَ اللَّهَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ فَهُوَ الْعَهْدُ عِنْدَ اللَّه»(18) عهد هم این است که این است که اهل ولایت باشد و الا شفاعت نمی شود؛ اما شفاعت کننده چه شرایطی باید داشته باشد؟ آیاتی در قرآن شرایط شفاعت کننده را ذکر می کند من بعضی ها را ذکر می کنم:

یکی در سوره مبارکه زخرف است خدای متعال می فرماید: «وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»(زخرف/86) آن هایی که غیر خدا را می خوانند مالک شفاعت نیستند و نمی توانند شفاعت بکنند، الا این که یکی از این دو شرط را داشته باشند هم اهل شهادت به حق باشند و هم اهل علم به حقایق باشند. مرحوم آیت الله طباطبائی ذیل آیه سوره بقره که می فرماید: «وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ»(بقره/143) آن جا این شهادت را توضیح می دهند: کسی که می خواهد شفیع باشد باید شاهد باشد، این شهادت هم باید نسبت به ظاهر و باطن باشد چون در قیامت از باطن ما سوال می کنند؛ بنابراین باید شاهد همه اسرار وجودی انسان باشد و «شَهِدَ بِالْحَقِّ»، یعنی این شهادتش هم باید شهادت بالحق باشد؛ (چون ممکن است کسی نگاهش نگاه حق نباشد) باید حق و درست ببیند و اهل علم به همه حقایق باشد و الا کسی که اهل علم به حقایق نیست این مالک شفاعت نیست.

یک آیه دیگری می خوانم. خدای متعال می فرماید: «لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا»(مریم/87) این در سوره مبارکه مریم است. یک آیه هم در سوره طه است که روز قیامت این طوری است «وَخَشَعَت الْأَصْوَاتُ لِلرَّحْمَنِ فَلَا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْسًا»(طه/108) وقتی فرمان می آید به دنبال او حرکت می کنند و در صحنه قیامت حاضر می شوند و نمی توانند تخلف بکنند؛ همه سر و صداها خاشع می شوند و اصوات هم در مقابل رحمانیت حضرت حق خشوع می کنند و جز سر و صداهای بسیار آرام و آهسته چیزی نمی شنوی همه در حال خشوع اند و در ادامه آیه می فرمایند: «يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلًا»(طه/109) آن روز شفاعت فایده ندارد نه کسی حق شفاعت دارد و نه شفاعت قبول می شود مگر خداوند به کسی که از قول او راضی شده، اجازه بدهند. روایات «رضی له قولا» را معنا کرده اند. یک معنا که بعضی از مفسرین و از جمله علامه بزرگوار طباطبائی کردند و معنای خوبی است؛ می فرمایند: رضایت مطلق از قول او خدا داشته باشد و هیچ عیبی قول او نداشته باشد. لذا باید از همه خطاها و خطیئه ها پاک باشد؛ باید از شرک پاک باشد؛ یعنی کسی که در مقام اخلاص است. لذا اصل این شفاعت مال نبی اکرم است که هر چه بگوید خدا می پسندد «وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»(ضحی/3) یعنی اصل شفاعت مال ایشان است. دیگران هم می توانند شفاعت کنند؛ البته به اندازه ای که شفاعت نبی اکرم دستشان را بگیرد.

معصوم فرمود روز قیامت شیعیان و دوستان ما دست به دامن ما و ما دست به دامن نبی اکرم و نبی اکرم دست به دامن خدا است و به اندازه ای که شفاعت نبی اکرم محقق می شود بقیه می توانند شفاعت کنند. لذا کسی شفیع می شود که شفاعت حضرت شامل حالش شده باشد.

من گمان می کنم «اشْفَعى لى فِى الْجَنَةِ فَاِنَ لَكِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَأْنِ» شاید معنایش این باشد که شأنی از مقام محمود نبی اکرم در ایشان است و این همان عهدی است که باید داشته باشد؛ همان «رَضِيَ لَهُ قَوْلاً» و همان شهود بالحق و علم است و همه آن چیزهایی که در نبی اکرم است و شفیع کل هستی هستند، این در فاطمه معصومه سلام الله علیها محقق است؛ چقدر در ایشان محقق است؟ آن روایت امام صادق را یک بار دیگر می خوانم: «تَدخُلُ بِشَفاعَتِها شِيعَتي الجَنَّةَ بِأجمَعِهِم» یعنی همه شیعیان؛ یعنی مقاماتی از مقامات بهشت است که به دست ایشان به روی همه شیعیان باز می شود. این همان است که حضرت زهرا جلالت خودشان را به ایشان دادند، هیچ چیز دیگری نیست.

پس شفاعت ایشان شعاعی از شفاعت نبی اکرم است آن عهدی که نبی اکرم عندالله دارند، آن طهارت و عصمتی که دارند که رضی له قولا و آن شهود بالحقی که دارند و علم و معارفی که نبی اکرم دارند و همه این چیزهایی که در شفیع لازم است، از جمله محبت و انس و لطفی که دارند، همه این امور در نبی اکرم است و مقامش در وجود فاطمه معصومه تجلی کرده است. این مقام، مقام فوق العاده ای است که به همه گفتند بگویید: «اشفعی لی فی الجنة» که درهای مقامات توحید و بهشت برای شیعیان و اولیاء از طریق ایشان باز می شود. به همین دلیل است که وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بزرگان مکرر در حرم ایشان، در بیداری و خواب دیده اند. معصوم با آن جلالت و عظمتی که دارند و لذا قدوم مبارک حضرت صاحب الزمان موجب مزید شرافت این موقف و مقام می شود.

پی نوشت ها:

(1) من لایحضره الفقیه؛ ج 2، ص 602

(2) كامل الزيارات ص 324

(3) بحار الانوار ؛ ج 48 ص 317

(4) بحار الانوار؛ ج99، ص 267؛ مفاتیح الجنان، باب زیارت حضرت فاطمه معصومه

(5) الأمالی شیخ طوسی، ص 570

(6) روضه المتقین محمد تقی مجلسی ج 2 ، ص 220 – این عبارت مشهور به حدیث است

(7) بحار الانوار؛ ج 57، ص 228

(8) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج 1، ص 198

(9) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 85

(10)  شرح أصول الكافي (صدرا)، ج 1، ص 361

(11) بحار الانوار؛ ج99، ص 267؛ مفاتیح الجنان، باب زیارت حضرت فاطمه معصومه

(12) همان

(13) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج 1، ص 80

(14) بحار الانوار؛ ج99، ص 267؛ مفاتیح الجنان، باب زیارت حضرت فاطمه معصومه

(15) بحار الانوار؛ ج 43، ص 65

(16) عيون أخبار الرضا (عليه السلام)؛ ج 2، ص 136؛ بحار الانوار؛ ج 39، ص 246

(17) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج 1، ص 26

(18) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 431