نسخه آزمایشی
یکشنبه, 29 فروردين 1400 - Sun, 18 Apr 2021

جلسه اول حرم مطهر/ دستورات امام رضا علیه السلام برای سلوک در ماه محرم و رسیدن به رزق های آن

متن زیر سخنرانی شب اول محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری است که به تاریخ 31 مردادماه 99در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها  ایراد شده است.ایشان در این جلسه ییان می دارند هر ایامی رزقی دارد شب قدر رزقش قرآن است. رزق محرم نیز در کلام امام رضا علیه السلام بیان شده است. در روز اول ماه محرم امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب دستوراتی را برای بهره مندی از ماه محرم میفرمایند. از جمله دستورات؛ روزه، اشک، لعن، زیارت و تمنی است. محور همه اینها محبت و تولی به امام است که مقدمه اش هم این است که انسان حزن و نشاطش را تابع امام قرار بدهد.

محرم، فرصت همراهی با امام

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم اجمعین. خدای متعال را شکرگذار هستیم که یک بار دیگر به ما توفیق داد زنده باشیم و مراسم محرم و عزاداری سیدالشهداء علیه السلام را درک بکنیم این ایام ویژه ای که قلوب متوجه سیدالشهداء می شود نسیمی از ناحیه کربلای حضرت از عاشورای حضرت به همه عالم می وزد و مجددا همه در معرض عاشورا قرار می گیرند. می دانید این دهه محرم یک اتفاق عادی نیست در یک روایتی نقل شده فرمود: پیراهن خونین سیدالشهداء آویخته می شود به عرش. این اتفاقات از آنجا ناشی می شود. این تحول قلوب، اصلش هم تحول قلب وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه است. ما همه در همه این اوقات و مواقفی که هست، عرفه، شب قدر و وقتهای دیگر مهمان امام زمانیم. در روایت است که حضرت فرمودند: وقتی محرم وارد می شد کسی لبخند بر لب پدر من نمی دید. روز عاشورا روز حزن حضرت بود ولی از آغاز محرم دیگر کسی لبخند بر لب پدر من نمی دید.

این ایام محرم یک ایام ویژه ای است. اولیاء خدا آنهایی که بارشان زمین مانده بود، منتظر این ایام بودند که محرم برسد و دوباره ان شاء الله انسان احیا بشود، تطهیر بشود، به طهارت نفس برسیم ان شاء الله و با عاشورای سیدالشهداء آماده بشویم برای همراهی در رکاب امام زمان علیه السلام.

دعوت حضرت وقتی که از مکه بیرون آمدند روز ترویه روز هشتم ذی الحجه همه به سمت عرفات و منا می رفتند حضرت از مکه بیرون آمدند به سمت کربلا، یک صحبت و بیانی دارند کوتاه هست ولی خیلی معارف بلندی در آن است. ابتدا موت و مرگ را توصیف می کنند «خُطَّ الْمَوْتُ عَلَى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلَادَةِ عَلَى جِيدِ الْفَتَاة» می فرمایند این مرگی که برای فرزندان آدم رقم خورده و قطعی نوشته شده چیز بدی نیست زینت برای آنهاست، مثل گردنبند برای زن جوان می ماند. این قدر زیبا و زینت است برای انسان. بعد فرمودند من به سمت کربلا حرکت می کنم شهادتگاه خودم را می بینم. می بینم من را محاصره کردند، من مشتاق ملاقات جدم هستم.

بعد با یک جمله ما را صدا زدند، فرمودند: «مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا» هرکسی این چند قدم را برداشته، یکی این که حاضر است خون دلش را در راه ماه بدهد؛ اگر کسی می خواهد با امام حسین هم سفر بشود باید آماده باشد در این مسیر جان خودش را بدهد. «عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ» خودش را مهیای لقاء الله کرده البته این لقاء به مرگ تفسیر شده است. آماده مرگ هست و نگران و فراری از مرگ نیست،  خودش را آماده کرده برای ملاقات و مواجهه با عالم آخرت که البته یک باطنی هم دارد، علت این که از مرگ تعبیر به لقاء الله شده این است که حقیقتا یک ملاقاتی بین مومن و خدای متعال در موقع مرگ اتفاق می افتد البته این ملاقات معلوم است که جسمانی نیست. خدای متعال منزه است از این که در هیچ عالمی از عوالم ما با او مواجهه جسمانی داشته باشیم نه در دنیا نه در قیامت نه در برزخ ولی بالاخره در موقع مرگ یک تلاقی بین انسان و حضرت حق اتفاق می افتد که از او تعبیر شده به لقاء الله.

«مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ» اگر کسی خون دلش را حاضر است در راهی که ما در آن قدم گذاشتیم، در راه امام خودش بدهد، «مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ» حالا این آدم اگر بخواهد به مقصد برسد «فَلْيَرْحَلْ» باید کوچ کند آن هم «مَعَنا» با ما قدم در این وادی بگذارد.

چهار نکته است، «باذلا فینا مهجته» یک، «مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَهُ» دو، «فَلْيَرْحَلْ» سه، «مَعَنَا» چهار. خیلی ها هستند می خواهند به سمت خدا حرکت کنند اما دل از دنیا نکندند اینها آماده حرکت به سمت خدا نیستند. آماده گذر از عالم دنیا نیستند. دلشان می خواهد همیشه در دنیا بمانند اینها اهل ملاقات خدا اهل رسیدن به آن مقامات نیستند. اگر کسی از عالم دنیا عبور کرده آماده است در این مسیر فداکاری کند، حالا باید از عالم کوچ کند، بارش را بردارد به سمت خدای متعال حرکت کند ولی در این سفری که به سمت خدا حرکت می کند باید با امام همراه بشود خود به تنهایی اگر بخواهد برود هر کسی هم باشد زمین گیر می شود این سفر سفری نیست که ما خودمان بتوانیم سختی های آن را پشت سر بگذاریم موانع و شیطنت هایی که بر سر راه است جز با همراهی امام پشت سر گذاشتنی نیست؛ لذا حضرت فرمود «فالیرحل معنا» شاید این دعوتی که حضرت کردند یک دعوت عامی است همه ما را صدا زدند همه ما می توانیم در این مسیر با امام حسین علیه السلام همراه بشویم.

مناسک محرم از زبان امام رضا علیه السلام

حالا تلقی حقیر این است این روایتی که از ریان بن شبیب نقل شده و مرحوم شیخ صدوق در امالی نقل کردند این روایت معروف شاید مراسم و مناسک محرم را برای همراهی با سیدالشهداء به ما تعلیم می کند که اگر ما بخواهیم در این سفری که سیدالشهداء به سمت خدا کردند و اصحاب و اهل بیتشان را در این مسیر با خودشان بردند و سیرشان دادند و از موانع عبورشان دادند، ما را هم دعوت کرده اند، ما هم اگر بخواهیم در این سفر با حضرت همراه و بهره مند بشویم امام رضا ارواحنا فداه به ریان بن شبیب مناسک همراهی با سیدالشهداء و بهره مندی از سیدالشهداء علیه السلام را  بیان کردند.

ملاحظه فرمودید حضرت پنج دستور یا نکته را به ریان بن شبیب گوشزد کردند. حدیث را مکرر ملاحظه فرمودید ولی جا دارد هر سال اول محرم این حدیث و این نکاتی را که امام رضا به ریان بن شبیب فرمودند را  مرور کنیم.

روزه و دعا برای داشتن نسل طاهر

ظاهرا ریان بن شبیب اول محرم حضرت را زیارت کرده است، حضرت به او فرمودند: «أَ صَائِمٌ أَنْت‏» روزه گرفتی امروز؟! عرض کرد نه؛ من امروز روزه نگرفتم. روزه اول محرم را حضرت به او فرمودند امروز آن روزی است که جناب زکریا سلام الله علیه دعا کرد و از خدای متعال ذریه طیبه خواست. به حضرت حق عرض کرد َ «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاء»(آل عمران/38) پروردگارا به من یک ذریه پاک بده که تو دعای بندگان خودت را می شنوی.

فرمود امروز بود که دعا کرد «فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَة» خدای متعال دعای او را مستجاب کرد و به ملائکه فرمود زکریا را صدا زدند، «فَنَادَتْ زَكَرِيَّا وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏» به او بشارت دادند در حالی که در محراب بود که خدای متعال به تو بشارت داده به فرزندی که جناب یحیی سلام الله علیه هست که می دانید حضرت یحیی از آن پیغمبرانی است که خیلی شهادتش شباهت به شهادت سیدالشهداء علیه السلام داشته و سیدالشهداء در مسیر کربلا مکرر از او یاد کردند. گاهی فرمودند: برای بی اعتباری دنیا همین بس که سر مثل یحیی برای بغی ناپاکی از ناپاک های زمان خودش به عنوان هدیه برده شده.

جناب زکریا اینطوری دعا کرد. بعد حضرت فرمودند: «فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَا اسْتَجَابَ لِزَكَرِيَّا» اگر کسی امروز را روزه بگیرد و دعا کند همانطوری که خدای متعال برای حضرت زکریا اجابت کرد برای او هم اجابت خواهد کرد. شاید در این نکته امام رضا علیه السلام یک سرّی است و آن این است که در نقل آمده، حضرت زکریا وقتی روضه سیدالشهداء برایشان خوانده شد از خدای متعال تقاضا کردند که یک فرزندی به ایشان عطا کند پاک و صالح و محبت او در دل حضرت بنشیند به خاطر ایمان و طهارت و پاکی او و بعد هم این فرزند در راه خدا به شهادت برسد تا ایشان در مصیبت وجود مقدس نبی اکرم بر مصیبت سیدالشهداء شریک بشوند و بتوانند آن غصه را درک کنند. خدای متعال هم اجابت کرد و یحیی را به ایشان عطا کرد. این کار انبیاست هر آدمی از این دعاها نمی تواند بکند. امام رضا به گمانم فرمودند اگر شما هم مرد راه هستید راهش این است اول محرم روزه بگیرید از خدا بخواهید چنین فرزندی به شما بدهد که در راه خدا صالح باشد به شهادت برسد و شما شریک این راه به اندازه خودتان بشوید و درک کنید واقعه را، این نکته اول که حضرت فرمودند.

بعد حضرت وارد ذکر مصیبت سیدالشهداء شدند فرمودند پسر شبیب محرم ماهی است که اهل جاهلیت هم حرمتش را نگه می داشتند چهار ماه حرام بوده، در آنها وارد جنگ نمی شدند یکی از آنها ماه محرم بوده در این ماه جنگ نمی کردند. ذی القعده و ذی الحجه و محرم و رجب این چهار ماه حرام بوده، ولی آنهایی که خودشان را امت وجود مقدس نبی اکرم می دانستند نه حرمت ماه را نگه داشتند نه حرمت پیامبر ایشان را، بعد حضرت توضیح دادند و فرمودند در این ماه ذریه نبی اکرم را به شهادت رساندند و نوامیس او را به اسارت بردند و خیمه های او را  غارت کردند. یعنی دیگر با کافر هم بدتر از این ممکن نیست رفتار بکنی «فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَدا» خدای متعال هیچ گاه مغفرتش را شامل حال اینها نکند.

مقام خونخواهی سیدالشهداء در رکاب امام زمان

بعد حضرت دستوراتی را به شبیب دادند که پنج تا دستور است که به اصطلاح مناسک سیر و همراهی ما با این مصیبت سیدالشهداء است و ما را ان شاء الله به قله ها می رساند. من این پنج تا را فقط اشاره می کنم؛ یکی این است که حضرت فرمودند که «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب‏» اگر می خواهی گریه کنی، بر سیدالشهداء گریه کن، اینجا جای گریستن است. مومن بیخودی نباید محزون بشود غصه بخورد، همه دنیا را به او بدهند نباید خوشحال بشود. البته امثال بنده حرف می زنیم اگر کسی زاهد شد تمام دنیا را از او بگیرند نباید غصه بخورد. ولی بر امام حسین باید گریست حالا این هم خودش داستانی است که شاید یک شبی عرض بکنم که گریه بر امام حسین به معنی تأسف برای از دست دادن چیزی نیست. ولی گریه ای است که لازم و ضروری است برای همه، فرمودند «إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ» اگر بناست گریه کنی «فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب».

بعد حضرت یک اشاره ای کردند به نحوه شهادت حضرت که من سریع عبور می کنم ترجمه نمی کنم. حالا ان شاء الله برای روز عاشورا البته حضرت روز اول محرم این جمله را به ریان بن شبیب فرمودند «فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْش‏» بعد فرمودند این مصیبت سیدالشهداء یک مصیبتی است فقط مربوط به خودشان نیست «وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُون‏» هجده نفر از جوانان بنی هاشم با حضرت به شهادت رسیدند که بر روی زمین شبیه آنها نیست. «وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِه‏» همه آسمان های هفتگانه و زمینها بر شهادت سیدالشهداء گریستند «وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَة».

معارف را حضرت پشت سر هم بیان کردند. ملائکه به سوی زمین نازل شدند چهار هزار نفر در روز عاشورا اجازه گرفتند بیایند سیدالشهداء را کمک کنند «فَوَجَدُوهُ قَدْ قُتِل‏» وقتی رسیدند که حضرت به شهادت رسیده بود «فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ» غبار آلود و مصیبت زده در همین هیئت هستند تا حضرت قیام کنند و در رکاب حضرت خونخواهی سیدالشهداء را کنند که این خودش یک داستانی است احتیاج به گفتگو دارد که مقام خونخواهی سیدالشهداء در رکاب امام زمان از مقاماتی است که انسان باید به او برسد. در زیارت عاشورا ملاحظه کردید یکی از تقاضاها این است که خدای متعال من را به توفیق در خونخواهی در رکاب امام زمان برساند. این از مقامات مهمی است که از برکت عاشورای امام حسین به دست می آید. حضرت اینجا بهش اشاره کردند که اگر کسی به این ملائک تأسی کند می تواند ان شاء الله در رکاب امام زمان جزو خونخواهان سیدالشهداء باشد.

بعد فرمودند: «وَ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْن» شعار این ملائکه خونخواهی سیدالشهداء علیه السلام است. فرمودند پسر شبیب پدرم از جدشان امام سجاد علیه السلام حکایت کردند که «أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ جَدِّي‏» وقتی جدم امام حسین به شهادت رسید «مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَر» آسمان خون گریست و خون قرمز فروپاشید حالا اینها باید معنا بشود که گریه سماوات یعنی چی، اینها یک حقایقی است. البته هر چشمی هم نمی بیند، اینطور نیست آنچه که امام سجاد علیه السلام دیده است هر کسی ببیند، این حوادث و وقایع را گاهی یک اتفاقی می افتد دیگران هم موفق می شوند ولی معمولا جزء اسرار است. بنابراین حضرت دستور به بکاء دادند که فرمودند ملائکه ای هستند بکاء می کنند حاصل این بکائشان خونخواهی در رکاب سیدالشهداست. آسمان ها گریه کرد، زمین گریه کرد.

بکاء بر سیدالشهدا پاک کننده گناهان گذشته و آینده

بعد فرمودند:«يَا ابْنَ شَبِيبٍ» خیلی بشارت بزرگی است که امام رضا علیه السلام دادند از لطیف ترین روایات در این زمینه همین است «إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا» اگر بتوانی بر امام حسین گریه کنی تا این که اشکت بر صورتت جاری بشود خدای متعال گناهان تو را می بخشد، کوچک یا بزرگ، کم یا زیاد، اگر کسی موفق به این کار بشود این بشارتی است که امام رضا دادند، روایات فراوانی هم در این زمینه داریم که اشک بر سیدالشهداء مطهر است. قلب انسان را پاک می کند گناهان انسان را می شوید.

اگر گناه تعلق به دشمن و دستگاه باطل است؛ «عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَر» انسان را به تبری می رساند انسان را به طهارت می رساند، روایاتش هم فراوان است. یکی از آثار اشک بر سیدالشهداء این است که مطهر قلب انسان است، کار توبه را می کند، انسان را به توبه و طهارت نفس می رساند. انسانی که گناه را دوست دارد که پاک نمی شود انسان باید به مقام توبه برسد تا پاک بشود. این روایت معنایش این است که آدم را به مقام توبه می رساند. حالا روایات باب بکاء بر سیدالشهداء بعضی هایش عجیب است آنقدر بشارت بزرگ است که نمی توانند تحمل نکنند. به ما می گویند نخوانید! می خواستید بگویید امام صادق علیه السلام نفرماید چرا به ما می گویید نخوانید!

روایت این است که «غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّر» گناه گذشته و آینده اش را می آمرزد بعضی به خاطر این که خیلی سخت است گفتند ما تقدم و ما تاخر یعنی دور و نزدیک. اینها بازی کردن با حدیث است. واضح است ما تقدم من ذنبه گناه قبل و بعد یعنی به وادی ایمن می رسد دیگر شیطان دستش به او نمی رسد. گناهان آینده اش هم گناه مغفور است. چون یک گناه هایی، ذنب مغفورند. خدای متعال بشارت داده این گناه را آمرزیده است. یک گناهانی نه؛ آمرزیده نیستند. ذنب مغفور آن ذنبی است که صاحبش هیچ وقت قصد گناه ندارد، هیچ وقت هم دل خوش به گناهش نیست خودش از گناهش بدش می آید، این ذنب مغفور است.

این که صلوات و ولایت ائمه مطهر است «جَعَلَ صَلَاتَنَا عَلَيْكُم‏ َ كَفَّارَةً لِذُنُوبِنَا» بزرگان فرمودند نکته اش همین است؛ کسی که محبت امام را دارد هیچ وقت تعلق به گناه ندارد. اگر گناهی هم می کند لغزش است از درون خودش از گناهش بدش می آید؛ ناراضی است. این عین توبه است. کسی اگر موفق به اشک بر سیدالشهداء بشود مقاماتی از زیارت حضرت یا گریه بر حضرت شاید مقاماتی است که وقتی انسان توانست آن طوری زندگی کند زیارت کند دیگر به یک مقامی از محبت و ولایت اهل بیت می رسد که دیگر آن گناهی که غیر قابل مغفرت است، به سراغش نمی آید و ذنوبش مغفوره است. حالا این بحث پردامنه ای است در جای خودش شاید یک شبی محضرتان تقدیم کنم.

در یک روایتی می دیدم -در ثواب زیارت مکرر است روایت- در ثواب زیارت سیدالشهداء یوم العرفه یکی از ثواب هایی که در زیارت روز عرفه است این است که قلبش آرام می شود؛ مطمئن می شود، شاید نکته اش همین است مومن تا در دنیاست نگران است. نگران این است که ایمانش از او گرفته شود. می فرماید همیشه این دعا را کنید خدایا من را از معارین قرار نده کسانی که ایمانشان عاریه است. مثل عطری که انسان می زند بوی عطر می رود دیگر خود انسان باید معطر بشود. فرمود بعضی ایمانشان عاریه است مومن نگران است. ولی یک موقعی به زیارت سیدالشهداء در روز عرفه می رود یک حالتی برایش پیدا می شود ثل الفواد می شود آرام می شود همه اضطراب ها و نگرانی هایش از بین می رود، گریه بر سیدالشهداء هم همینطور است

همراهی با نبی اکرم در بهشت با برائت از دشمنان سیدالشهدا

نکته سوم که حضرت فرمودند که از سیر ما با سیدالشهداست این است که فرمودند «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ ‏» اگر می خواهی وقتی به ملاقات خدا می روی هیچ گناهی نداشته باشی پاک بروی وقتی از این دنیا می روی به لقاء الله می رسی با طهارت نفس برسی «فَزُرِ الْحُسَيْن» به زیارت امام حسین برو، پس یکی بکاء است دوم زیارت است که این دو از آن اعمالی هستند که کمتر مستحبی و شاید هیچ مستحبی نداریم اینقدر فضیلت برایش ذکر شده باشد؛ حتی واجبی، ببینید انقدر ثواب برایش ذکر شده باشد فوق العاده است، مستحبی نداریم اینقدر ثواب این حد روایات و ثواب برایش ذکر شده باشد یکی بکاء دوم زیارت، اگر می خواهی وقت ملاقات خدا طهارت نفس داشته باشی باری روی دوشت نباشد از حقوق الهی، حقوق مردم، گناهان و صفات رذیله فزر الحسین.

بعد فرمودند بعدیش این است این هم جزو بشارت های مهم است که انسان می تواند از عاشورا و مصیبت امام حسین این بهره را ببرد عرض کردم اینها قواعدی است که پیداست جایش در ماه محرم است، لذا اول محرم به ریان بن شبیب فرمودند پیداست در محرم می شود اینها را به دست بیاوریم. فرمودند: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ وَ آلِهِ» ‏ اگر می خواهی در آن غرفه هایی که در بهشت بر پا شده با آن خصوصیاتی که در روایات و آیات هست با وجود مقدس نبی اکرم و آلش باشی «فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْن» دشمنان حضرت قاتلین حضرت را لعن کنید از آنها تبری بجو، فاصله بگیر، کل جبهه ای که حالا یا بنا گذاشتند یا ادامه دادند یا راضی اند؛ در زیارات و روایات دیدید «لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْم‏»، «لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُم‏»، «لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُم‏»، «لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُم»‏. پس این هم یک مقام است که انسان می تواند از مدخل محرم به این ثواب برسد به این لعن دشمنان برسد هر کدام از اینها آدابی دارد.

رسیدن به مقام اصحاب سیدالشهدا با تمنا

پنجمین چیزی که حضرت فرمودند که خیلی عجیب است که انسان از محرم می تواند به این جا برسد «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ» اگر دوست داری به آن ثوابی برسی که شهدای رکاب امام حسین رسیدند. این که عرض می کردم دعوت امام حسین گویا عام است ما را هم صدا زده، راه برای ما هم باز است. می فرماید اگر می خواهی به ثواب حبیب و زهیر برسی خیلی امر عظیمی است وقتی عطیه و جابر آمدند به زیارت سیدالشهداء در اربعین، جابر به عطیه گفت ما در ثواب این شهدا شریکیم؛ نگفت در مثل ثواب آنها ما هم شریکیم. عطیه گفت مگر می شود اینها همه چیزشان را در راه خدا دادند گفت از حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم اگر کسی عمل قومی را دوست بدارد در ثواب آنها شریک است.

یکی از توفیر نیت های مومن فراوانی نیتش همین است به جای این که حسادت کند، هر مومنی در هر کجای تاریخ در عالم موفق به خیری بوده این خوشحال است و دعایش می کند. لذا در ثواب او شریک می شود. این یک مسئله است. مشارکت در ثواب که ما فعل شهدای رکاب سیدالشهداء را دوست داریم برایشان هم دعا می کنیم سلام بهشان می دهیم  احساس خضوع می کنیم در مقابلشان. یک بحث این است که «أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ» مثل آن ثواب ها را خدا به انسانها بدهد این هم یک راهی دارد.

حضرت فرمودند راهش تمنای از امام حسین است. «و مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ» هر وقت یاد امام حسین افتادی تمنا کن از حضرت، با همه وجود بخواه، به حضرت عرض کن «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما» ای کاش من هم در کربلا بودم و به فوزی که شهدای رکاب تو رسیدند من می رسیدم. هر وقت یاد امام حسین کردی این تمنا را داشته باش. یک موقعی من عرض کردم از بعضی از تعابیری که از ائمه علیهم السلام نقل می شود این است که گویا در آن عالمی که حضرت یارانشان را جمع می کردند ندای حضرت به ما رسیده، آن اصحاب اهل سرعت بودند به کربلا رسیدند، ما کندی کردیم به کربلا نرسیدیم ولی جزو محبین حضرت هستیم و اهل بکائیم.

حالا کسانی که جزو محبین اند و از غافله دور ماندند «فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي‏» قلب هم اجابت کرده، «إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ و لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِك»‏ اگر زبان من اجابت نکرد جسمم همراهی نکرد «فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي‏» شنیدم و دیدم و قلبم هم با تو همراه است. اینهایی که با قلبشان همراه سیدالشهداء هستند و آن ندا را قلبشان شنیده همراه است؛ همدل اند. اینها می توانند تمنا کنند از حضرت و این تمنا البته قواعدی دارد. تمنا لفظ نیست. از اینجا شروع می شود، واقعا از حضرت بخواهند یا لیتنی کنت معهم اگر حقیقتا این تمنا در وجود انسان شکل بگیرد نسبت به ساحت سیدالشهداء، حضرت فرمود به ثوابی مثل ثواب شهدای کربلا انسان می رسد این هم یکی از مناسک محرم هست که حضرت روز اول محرم به ریان بن شبیب تعلیم کردند.

معیت با امام در درجات عالی بهشت با محبت آنها

همه اینهایی که تا اینجا عرض کردم بر محور یک امر است که این آخرین نکته ای است که حضرت به ریان بن شبیب فرمودند پس بکاء و زیارت و لعن و تمنای همراهی با اصحاب سیدالشهداء این چهار تا دستور بود یکی هم که روزه اول ماه و تقاضای یک فرزندی که در این راه برود و به شهادت برسد آن یک نکته دیگری است. این چهار تا امری که حضرت فرمودند بکاء، زیارت، لعن نسبت به دشمنان و تمنای همراهی با اصحاب سیدالشهداء، اینها بر محور این پنجمی است پنجمی این است «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ» اگر دوست می داری با ما در درجات عالی بهشت باشی بهشت درجاتی دارد، خیلی تعبیر عجیبی است همه آن آدم هایی که در بهشت اند. یک معیتی با امام دارند بالاخره بهشت دار ولایت امام است.

همراهان امام درجات دارند اگر می خواهی با ما باشی در درجات عالی بهشت «فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا» با شادی ما شاد باش سعی کن غصه هایت را به ما گره بزنی بیخودی غصه نخوری، آنجایی که ما غصه می خوریم غصه بخور شادی های دلت به ما گره بخورد بیخودی شیطان تو را به فرح نکشاند با آمدن دنیا دلت جابجا نشود با رفتن دنیا دلت جابجا نشود. شیطان شادی ها و غصه هایت را شکل ندهد دلت را تابع ما قرار بده این یکی از مهمترین مقامات انسان هست که تحولات دلش، قلبش، شادی هایش و غصه هایش دنبال امام باشد. هر کجا امام خوشحال است خوشحال باشد هر کجا غصه می خورد بیخودی دلش اینطرف و آن طرف نرود سر سفره شیاطین ننشیند.

فرمود: «فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا» بکوش به محبت ما برسی، بعد حضرت فرمودند «فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً» اگر یک انسانی تولی به یک سنگ پیدا کند، تولی بیش از محبت است، محبت همراه با طاعت و تسلیم و خضوع و این محبت ریشه طاعت و تسلیم و خضوع می شود و الا اگر طاعت و تسلیم نباشد تولی نیست «لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة» خدای متعال در قیامت او را با همان سنگ محشور می کند.

پس بنابراین محور همه اینها محبت و تولی به امام است که مقدمه اش هم این است که انسان حزن و نشاطش را تابع امام قرار بدهد اگر این اتفاق افتاد بر محور این محبت بکاء و لعن و بکاء و زیارت و لعن و تمناست. این چهار تایی که در این حدیث نورانی آمده بود گمان می کنم اینها جزو آداب محرم اند. یک سالی من در همین حرم شریف یک دهه راجع به رزق های محرم بحث تقدیم می کردم هر ایام رزقی دارد شب قدر رزقش رزق قرآن است. همین اینها رزقهای محرم اند انسان در محرم می تواند به بکاء به مقام زیارت به مقام لعن به مقام تمنا و به مقام تولی برسد.

از بستر اشک بر سیدالشهداء به مقامی برسد که تولی به ولایت آنها در او کامل بشود و در درجات عالی بهشت با ائمه علیهم السلام باشد. هر کدام از این ها را بزرگان خیلی بحث و گفتگو کردند من این را به عنوان مدخل مباحث ماه محرم عرض کردم. ان شاء الله شبهای آینده یک بحث دیگری موضوع بحثم است و یک مقداری عناوین دیگر را بحث می کنیم.