نسخه آزمایشی
یکشنبه, 29 فروردين 1400 - Sun, 18 Apr 2021

جلسه سوم حرم مطهر/ خصوصیات اصحاب سیدالشهدا علیه السلام/ مراحل سیر با امام

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری در شب سوم محرم به تاریخ دوم شهریور 99 است که در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، خدای متعال در قرآن از یاری گرفتن و قرض گرفتن از مومنان صحبت کرده است در حالی که او نفوذ ناپذیر و بی نیاز است. معنای درخواست خدا، این است که انسان با دادن جان و مال و امکاناتش در راه خدای متعال، اولا آنها را حفظ کند، ثانیا مضاعف کند، ثالثا به اجر کریم برسد. این کار نیاز به همراهی با امام در همه جوانب من جمله قلب و نظردارد. مومن ممکن است امکاناتش را برای کسب ثواب در اختیار خدای متعال قرار دهد اما با تکرار این عمل به مقام عبادت احرار میرسد. اصحاب سیدالشهدا علیه السلام کسانی هستند که خودشان را از قبل آماده کرده اند و به وقت نیاز تمام امکانات خود را در اختیار امام قرار می دهند.

اصحاب سیدالشهدا علیه السلام یاوران خدای متعال

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم‏»(محمد/7). در جلسه گذشته به این نکته اشاره کردیم که از مجموع روایات استفاده می شود، دعوتی که سیدالشهداء علیه السلام فرمودند، یک دعوت عام است و ما هم می توانیم ملحق به یاران و اصحاب حضرت باشیم و این امکان را خدا برای ما فراهم کرده است. حالا در بعضی از این شبهایی که مزاحمتان هستم در باب خصوصیات اصحاب سیدالشهداء علیه السلام که برای آنها ذکر شده به ویژه در زیاراتی که از معصومین علیهم السلام آمده،نکاتی عرض می کنم. ان شاء الله خدا به ما توفیق بدهد ما نیز همان خصوصیات را تحصیل کنیم تا بتوانیم در صف شهدای سیدالشهداء علیه السلام و در صف خدمتگزاران به ساحت مقدس امام زمان علیه السلام قرار بگیریم.

یکی از صفاتی که در زیارت های شهدای کربلا آمده -شاید بیش از همه تکرار شده- این است که آنها «انصارالله»، «انصار رسول الله» و «انصار دین الله» هستند. «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَنْصَارَ اللَّهِ وَ أَنْصَارَ رَسُولِهِ وَ أَنْصَارَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْصَارَ ابْنِ رَسُولِهِ وَ أَنْصَارَ دِينِه‏»، این تعبیر مکرر در زیارت اصحاب سیدالشهداء علیه السلام از معصومین علیهم السلام نقل شده است. آنها خدا را نصرت کردند، دین خدا را نصرت کردند، رسول خدا را نصرت کردند، ولیّ خدا را نصرت کردند.

در باب نصرت خدای متعال و ولیّ خدا من دو سه نکته را اشاره می کنم؛ یک نکته این است که خدای متعال محتاج به نصرت احدی نیست. برای انجام کارهای خودش، کمک از کسی نمی خواهد، غنی مطلق هست. این استنصاری که خدای متعال از ما فرموده گاهی در قرآن می فرماید: «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ» اگر خدا را کمک کنید خدا هم شما را کمک خواهد کرد یا گاهی در قرآن این تعبیر آمده که اگر شما به خدا قرض بدهید مزدتان را دو چندان می کند و به شما برمیگرداند، مگر خدای متعال محتاج به مزد است؟! قطعا اینطور نیست، خدای متعال نیازمند به مال ما، امکانات ما و امثال اینها نیست. یک تعبیری امیرالمومنین علیه السلام دارند که مرحوم سید رضی در خطبه 183 نهج البلاغه نقل کردند: -این خطبه فوق العاده خواندنی است.-

در آنجا حضرت یک بیانی دارند در ذیل خطبه می فرمایند که شما بندگان خدا تا فرصت دارید،تا در صحت و سلامت هستید، تا زنده هستید این فرصت را از دست ندهید.سپس دستوراتی می دهند و می فرمایند: «فَاسْعَوْا فِي فَكَاكِ رِقَابِكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُغْلَقَ رَهَائِنُهَا»(1) سعی کنید تا فرصت از دست نرفته، خودتان را آزاد کنید. قبل از این که محکم بسته بشوید و دیگر امکان رهایی نباشد، از جهنم از آتش، از تعلقات خودتان را رها کنید. «أَسْهِرُوا عُيُونَكُمْ وَ أَضْمِرُوا بُطُونَكُم‏» سعی کنید شبها بیدار باشید، چشمتان را عادت بدهید به شب بیداری در راه خدا، سعی کنید شکم های خودتان را به گرسنگی در راه خدا عادت بدهید.

«وَ اسْتَعْمِلُوا أَقْدَامَكُم‏» سعی کنید در راه خدا قدم بردارید قوای خودتان را در این راه به کار بیاندازید «وَ أَنْفِقُوا أَمْوَالَكُم‏» سعی کنید تا فرصت هست اموالتان را در راه خدا انفاق کنید، «وَ خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُم‏» جسم های خودتان را در دست بگیرید و از این جسم برای جان خودتان استفاده کنید؛ این را ببخشید در راه این که جانتان فربه شود. ظاهرا ناظر به شرکت در جهاد و جنگ است. کسانی که در جنگ و جهاد شرکت می کنند در واقع جسم خودشان را خرج جانشان می کنند، «فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُم‏ وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا»، بخل نورزید که جسم خودتان را خرج جان خودتان بکنید. مصداق اصلی آن در جهاد است البته در سایر موارد هم هست. انسانی که جسم خودش را به رنج می اندازد در راه خدا، در واقع از جسم خودش دارد خرج جان خودش می کند. جسم فانی را خرج جان باقی خودش می کند.

در ادامه حضرت می فرمایند: خدای متعال فرموده است: «فَقَدْ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُم‏» اگر شما در راه خدا قدم برداشتید، جسمتان را آوردید، خدای متعال شما را یاری می کند به شما ثبات قدم در مسیر بندگی خودش عطا می کند و این مزدی است که خدا در مقابل این عمل به شما می دهد. بعد فرمود خدای متعال می فرماید: «وَ قَالَ تَعَالَى مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَرِيم»‏ چه کسی است که بتواند مالش را در راه خدا انفاق کند و به خدا قرض بدهد. ما یک انفاق داریم، یک قرض به خدا دادن،قرض یک قسم خاصی از هزینه کردن در راه خداست.

بالاترین انفاق

خدای متعال در قبل از همین آیه که حضرت اشاره فرمودند در سوره مبارکه حدید، دستور به انفاق می دهد. می فرماید: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيه‏»(حدید/7) به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید و از آن چه شما را مستخلف قرار داده این امکاناتی که در اختیار دیگران بوده یک دوره هم حالا در اختیار شما قرار گرفته، اینها را انفاق کنید. این انفاق یعنی کسی که مومن به خدا و رسول است، دارایی هایش را راکد نمی گذارد، این دارایی ها را در راه خدا و رسول به چرخش می اندازد، در راه خدا و رسول خرج می کند. لذا می فرماید: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا» این ایمان به خدا و رسول، مقدمه این انفاق است. انفاقی که خدا از ما می خواهد این است که امکانات مان را در راه او و رسولش به چرخش در بیاوریم، در طرح حضرت مالمان را خرج بکنیم.

انفاق ها فرق می کنند، یک کسی انفاق می کند از دست یک فقیر رها بشود، یک کسی انفاق می کند می خواهد یک گرسنه ای را سیر کند، یک کسی انفاق می کند، می خواهد احسان کردن را یاد کسی بدهد و دل او را به خدا گره بزند. اینها فرق می کنند هر کدام هم یک درجه ای دارد. آن کسی که انفاق می کند برای این که دست خودش را از اصرار یک فقیر نجات بدهد با کسی که نمی تواند گرسنگی انسانی را تحمل کند با کسی که پخته تر شده و انفاق می کند که یک دلی را به خدا گره بزند فرق می کند.او صرفا نمی خواهد شکم ها را سیر کند بلکه می خواهد روابط اجتماعی مسلمین را اصلاح کند، می خواهد رابطه مردم با خدا را اصلاح کند.

 می فرماید: «آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفينَ فيه‏» بعد از پاداش این انفاق صحبت کرده تا به اینجا می رسد؛ کسی که مال و جانش را در راه خدا انفاق می کند، امکاناتش را در راه خدا به چرخش می اندازد به یک مزد خاص می رسد بعد می فرماید که خود اینها هم با هم برابر نیستند. «لا يَسْتَوي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏»(حدید/10) آنهایی که مال و جانشان را در راه خدا و رسول خدا انفاق می کنند اینها یکسان نیستند یک عده ای قبل از فتح مکه، مال و جانشان را آوردند، آن موقع که حضرت در غربت بودند، یک عده ای بعد از فتح مکه می آیند. خدا می فرماید: اینها یکسان نیستند؛ آنهایی که قبل از فتح مال و جانشان را اوردند خدای متعال ثواب خاص به آنها می دهد. گرچه «وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى» به همه آن کسانی که در راه خدا مال و جانشان را هزینه می کنند خدای متعال وعده خیر داده، اما اینها یکسان نیستند.

بعد از اینها می فرماید: «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَريم‏»(حدید/11) چه کسی است که بتواند قرض به خدا بدهد. پیداست این یک جور دیگری خرج کردن در راه خداست. با همه آن انفاق های قبلی فرق می کند، این خود قرض دادن به خداست. این قرض حسن را که خدای متعال در این آیه شریفه فرموده دو نتیجه دارد: یک «فَيُضاعِفَهُ لَهُ» امکانی را اگر ما در راه خدا اینگونه خرج کردیم خدای متعال او را مضاعف می کند. در آیه دیگری می فرماید «أَضْعافاً كَثيرَة»(بقره/245). اگر کسی توانست در راه خدا خرج بکند و به خدا قرض الحسنه بدهد، -عرض کردم با انفاق های دیگر فرق میکند- خدای متعال بی حساب مزدش را افزایش می دهد، اینجا یک امر را اضافه می کند، «وَ لَهُ أَجْرٌ كَريم» خدای متعال یک پاداشی به او می دهد که کریم است -خیلی تعبیر عجیبی است- نمی فرماید خدای کریم به او اجر می دهد خود این اجر کریم است.

حقیقت اجر کریم

در آیه بعد این اجر کریم را توضیح داده، «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‏ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ»(حدید/12) روز قیامت مومنین وقتی وارد صحنه محشر می شوند، نوری که در پرتو آن نور حرکت می کنند، پیش روی آنها حرکت می کند. آنها دنبال این نور حرکت می کنند و به آنها بشارت داده می شود «بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار خالِدينَ فيها» در پرتو این نور وارد یک بهشت هایی می شوند که مخلد است و همیشه در آن بهشت ها هستند.

این حرکت در وادی نور که در روایت دارد «نورهم» یعنی «امامهم» کسی که قرض الحسنه به خدا می دهد مزدش این است که دنبال امامش وارد محشر می شود با نور امامش در محشر حرکت می کند. آن روزی که همه در تاریکی هستند «يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُم‏»(حدید/13). منافقین می گویند: ما در تاریکی هستیم یک مهلتی به ما بدهید که ما از نور شما استفاده کنیم، یک قبسی از نور شما برداریم. به آنها می گویند: «قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً» این را باید از پشت سر بیاورید. این پشت سر کدام است؟ شاید همین است، «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كَريم‏» اینهایی که مالشان را قرض الحسنه به خدا می دهند خدای متعال یک اجر کریم به آنها می دهد، غیر از این که مزدی که در راه خدا دادند گم نمی شود، «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق‏»(نحل/96) . آنکه شما خرج می کنید از بین می رود و آنچه نزد خداست باقی می ماند. غیر از این که این را حفظ می کند خدای متعال دو چندان می کند به ما برمیگرداند. غیر از آن هم یک اجر کریم می دهد. اجر کریم این است که آن روز مومنین در پرتو نور امامشان حرکت می کنند.

پیداست این قرض الحسن برکتش این است که انسان را به امام می رساند حتی در محشر و قیامت انسان با امام است. لذا در بعضی روایات  قرض الحسن اینطور تعریف شده که انسان، جان خودش را، مال خودش را در راه امام خرج کند؛ مثل اصحاب عاشورا، اصحاب عاشورا کارشان این است قرض الحسنه به خدا دادند. وقتی جان و مالت را می آوری کنار امام حسین علیه السلام، می شود قرض الحسنه به خدا. گویا به خود خدا مال را قرض می دهی،وقتی خدا از تو قرض می گیرد چه کار می کند با جان و مالی که از تو می گیرد، آیا می گیرد که خرج خودش کند؟! خدا نیازمند است؟! جانی که از ما می گیرد، می خواهد خرج منافع خودش کند؟! اینطور نیست. در این تجارت فقط سود با ماست؛ خدای متعال از ما قرض می گیرد، هم حفظ می کند و نمی گذارد از بین برود «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ» هم مضاعف می کند و هم این که به دنبالش یک اجر کریمی است. اگر کسی توانست امکانات خودش را به امامش برساند در قیامت هم با نور امامش در محشر می آید، با نور امامش حرکت می کند. این آدم ها «بُشْراكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار».

در ادامه امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: خدای متعال از شما کمک خواسته و فرموده به من کمک کنید تا من کمکتان کنم. مالتان را بیاورید قرض الحسنه به خدا بدهید تا من برایتان مضاعف کنم. شما را به اجر کریم برسانم. حضرت می فرماید: این فرصت را از دست ندهید جان و مالتان را بیاورید خرج خودتان کنید، نگذارید از بین برود. این که به ما می گویند: جانت را در راه خدا بده برای این نیست که من جانم را خرج خدا کنم. خدای متعال چه احتیاجی به جان ما دارد برای نصرت دینش احتیاجی به ما ندارد برای پیشرفت کار پیامبرش چه احتیاجی به ما دارد. این را من مکرر تقدیم کردم زیره به کرمان بردن است؛ سیدالشهداء علیه السلام، شب عاشورا آن اصحاب دست چین شده را که یکی یکی جمعشان کرده بود فرمود: بلند شوید بروید. من احتیاجی به شما ندارم. فردا این دشمنان، من را می خواهند. من هم هستم، کار با من تمام می شود، من کار را جلو می برم. اگر ما خیال کنیم، خدا به ما محتاج است این موجب می شود که ما بخل بورزیم در خرج کردن در راه خدا، ما باید بدانیم که خدا اگر به ما می گوید که نصرتش کنیم، برای کمک به خودمان است.

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا»، بخیل نباشید نسبت به خودتان دیگر چرا بخل می ورزید، چرا خودتان را خرج خودتان نمی کنید. بعد حضرت فرمودند: خدا را یاری کنید چون می خواهد شما را کمک کند چه احتیاجی به کمک شما دارد. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُم»‏ چون ما محتاج به نصرت خدا هستیم. خدای متعال می فرماید: امکانات و جانتان را بیاورید نه این که واقعا خدا محتاج به ماست بلکه چون ما نیاز داریم که این مال حفظ، مضاعف و تبدیل به یک اجر کریم شود.

حکمت استنصار خدای متعال

بعد حضرت به صراحت می فرمایند: «فَلَمْ يَسْتَنْصِرْكُم‏ مِنْ ذُلٍّ وَ لَمْ يَسْتَقْرِضْكُمْ مِنْ قُلٍّ‏» این که خدای متعال می فرماید من را یاری کنید از سر ذلت نیست که ناتوان شده می گوید به من کمک کنید؛ این که می گوید به من قرض بدهید از سر کم مال شدن و کم پول شدن نیست. «اسْتَنْصَرَكُم وَ لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم‏» این خدایی که می گوید: من را یاری کنید بیایید دین من را کمک کنید، این خدا، خدایی است که تمام قوای آسمان و زمین، جنود و لشکر او هستند، چه احتیاجی به ما دارد. حتی امکاناتی هم که ما داریم لشکر خداست این قوایی که ما در میدان می آوریم، لشکر خدا هستند. این خدا، بی نیاز و عزیز و نفوذ ناپذیر است. کسی که نفوذ ناپذیر است، آمد و شد ما بر او خاصیتی ندارد.

این تعبیر را در زیارت  غدیریه ملاحظه کردید؛ امام هادی علیه السلام در باب امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: «أَنْتَ الْقَائِلُ لَا تَزِيدُنِي كَثْرَةُ النَّاسِ حَوْلِي عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَةً» شما فرمودید: مردم دور من جمع بشوند من عزیز نمی شوم، پراکنده هم بشوند من احساس نگرانی نمی کنم. «وَ لَوْ أَسْلَمَنِي النَّاسُ جَمِيعاً لَمْ أَكُنْ مُتَضَرِّعاً» ‏و اگر من را رها کنند به حالت تضرع نمی افتم. چرا؟ امام هادی علیه السلام توضیح می دهند: «اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْت» شما وقتی دست به دامن خدا و معتصم بالله هستی به عزت میرسی و عزیز می شوی.

دست وجود مقدس نبی اکرم صلوات الله علیه در خزائن الهی است، حالا ما پولمان را بیاوریم یا نیاوریم چه کمکی به حال او می شود. ما احتیاج داریم به این که پولمان را بیاوریم خرج رسول خدا کنیم. منافقین در سوره منافقون می گویند: چرا مالتان را خرج پیغمبر می کنید تا اطرافش شلوغ شود بلکه پولهایتان را نیاورید تا اطرافش خلوت شود. «لا تُنْفِقُوا عَلى‏ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَفْقَهُون‏»(منافقون/7) خزائن آسمان ها و زمین از آن خداست، این پولی که به شما رسیده اصل خزینه اش دست اوست این نازله هم از آن خداست. اگر با پول ریختن کار حضرت صلوات الله علیه درست می شد،خدا در گنجینه ها را باز می کرد،اما اینطور که نمی توان امت سازی کرد، اینها متوجه نیستند که دین خدا احتیاج به این پولها ندارد. متوجه نیستند شما هر چه پولتان را امساک کنید، دین حضرت قوی تر می شود. مال شما منافقین که به درد پیامبر صلوات الله علیه نمی خورد.

ولی در چند آیه بعد به مومنین اینطور خطاب می شود: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا «وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَني‏ إِلى‏ أَجَلٍ قَريبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحين‏»(منافقون/10) قبل از این که فرصت تمام شود مالتان را انفاق کنید. قبل از اینکه التماس کنید ای کاش یک فرصتی داشتم، این مال را صدقه می دادم تا خودم اصلاح می شدم، انفاق کنید. دست پیامبر صلوات الله علیه در خزائن الهی است، چه احتیاجی دارد به مال منافقین و کفار، تحریم کنند یا تحریم نکنند، مالشان را بیاورند یا نیاورند تفاوتی نمیکند ولی شما مومنین مالتان را بیاورید خرج پیامبر صلوات الله علیه کنید خودتان اصلاح می شوید.

خدای متعال به پیامبرش می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَة»(توبه/103) زکات از اینها بگیر، حضرت مأمور زکات می فرستاد، چرا؟ حضرت محتاج است؟ نه «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها» پاک و تزکیه شان می کنیم. مال ما  وقتی به حضرت می رسد خودمان رشد می کنیم جانمان هم همینطور است. پس این خدایی که به ما می فرماید: جانتان را بیاورید، «لَهُ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض‏». این خدایی که می فرماید مالتان را بیاورید و به من قرض بدهید، «وَ اسْتَقْرَضَكُمْ وَ لَهُ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيد» بی نیاز است. «يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّة» فضلش بر سر بندگانش جاری است. «إِنَّمَا أَرَادَ أَنْ يَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا».

اگر خدای متعال صحنه جنگی پیش می آورد که ما باید جانمان را بیاوریم وسط در راه دین خدا خرج کنیم صحنه ای پیش می آورد که ما باید در دفاع از دین خدا و انسجام جامعه مومنین و به هم نریختن جامعه مومنین پولمان را خرج کنیم، این فقط امتحان ماست. می خواهد ببیند کدام یک از ما بهترین عمل را انجام می دهیم، کدام یک از ما بی ریا برای خدا امکانات مان را می آوریم تا خودمان خالص شویم. در سوره بقره خدای متعال می فرماید: شما وقتی مالتان را می آورید در راه خدا، «تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِم‏»(بقره/265) خودتان را ثابت قدم می کنید. این امکانات اگر روی دست شما بماند حواشی برای شما درست می کند. وقتی خیلی راحت در راه خدا می دهید خلاص می شوید. وقتی مال را نگه داشتید، بار روی دوش شما می آید، ممکن است هزار امتحان برایتان پیش بیاید و زمین بخورید.

نکته اول عرضم این است این که خدا می گوید جانتان را بیاورید «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُم‏»، مالتان را بیاورید «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً» به تعبیر امیرالمومنین علیه السلام، می خواهد امتحان کند تا خالص شویم «أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلا» احسن عملا هم یعنی نیتمان بهترین نیت و شاکله مان بهترین شاکله شود. بشویم جزو کسانی که شاکله مان جزو شاکله محبین است. اگر انسان مال و جانش را در راه خدا داد، کم کم شاکله خودش اصلاح می شود. تمام شاکله اش پر از محبت خدا و ذکر می شود. قیمت ما به آن است که در درون داریم، اگر اهل ذکر، اهل محبت بودیم قیمت پیدا می کنیم. این امکاناتی که به ما دادند برای این است که از این دست بگیریم از آن دست در راه خدا خرج کنیم در این خرج شدن خودمان رشد می کنیم خودمان تثبیت و تزکیه می شویم.

رضای رسول الله همان رضای الهی

این نکته اول، پس کسانی که کنار سیدالشهداء علیه السلام آمدند جزو انصارالله هستند، اینها کسانی هستند که مال و جانشان را آوردند در راه خدا و خدا را نصرت کردند. خدای غنی و بی نیاز، عمل آنها را نصرت خودش به حساب آورده. نکته دیگر در این آیه این است که نصرت خدا در واقع نصرت رسول خدا، امام و دین خداست. این مطلب در باب کل آیاتی که از این جنس است همینطور باید معنا شود. یک روایت شریفی را مرحوم کلینی در کتاب توحید آوردند که نسبت امام را با خدا معنا می کند که در واقع یکی از گام ها در وادی توحید است.

از حضرت سوال شد: این که خدای متعال می فرماید: «فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُم‏» قوم فرعون ما را به اسف بردند ما هم از آنها انتقام گرفتیم. مگر خدای متعال متأسف می شود؟ حضرت آنجا یک قاعده کلی بیان کردند و فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَأْسَفُ كَأَسَفِنَا»(2) خدای متعال مثل ما متأسف نمی شود «وَ لَكِنَّهُ خَلَقَ أَوْلِيَاءَ لِنَفْسِهِ يَأْسَفُونَ وَ يَرْضَوْنَ وَ هُمْ مَخْلُوقُونَ مَرْبُوبُون‏» خدای متعال یک بندگانی دارد، مخلوق اند، تحت ربوبیت او هستند اینها رضا و اسف دارند، خدای متعال رضای اینها را رضای خودش قرار داده، اسف اینها را اسف خودش قرار داده؛ چرا؟ «فَجَعَلَ رِضَاهُمْ رِضَا نَفْسِهِ وَ سَخَطَهُمْ سَخَطَ نَفْسِهِ لِأَنَّهُ جَعَلَهُمُ الدُّعَاةَ إِلَيْهِ وَ الْأَدِلَّاءَ عَلَيْه‏» خدای متعال اینها را دلیل راه خودش قرار داده، داعی به سوی خودش قرار داده. آن رسولی که تمام وجودش دعوت به سوی خداست، با تمام وجود، مغناطیسش به سوی خدا می کشد، هیچ دعوتی به سوی خودش ندارد هیچ دلالتی به سوی غیر خدا ندارد. خدای متعال رضای این شخصیت عظیم را رضای خودش و أسف او را أسف خودش قرار داده است. فرمود: همه آیات از این جنس را اینگونه معنا کنید.

اگر در روایتی دیدید خدای متعال فرمود: «مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي‏»، اگر کسی ولیّ من را مورد اهانت قرار بدهد با من وارد میدان جنگ شده یعنی جنگ با ولی خودش را جنگ با خودش به حساب آورده و الا ما که نمی توانیم با خدا بجنگیم، مگر خدای متعال طرف جنگ ما واقع می شود؟ اینکه فرمود«إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه‏»(فتح/10) نه این که خدای متعال یک دستی مثل دست ما دارد ما با دست او بیعت می کنیم؛ بیعت با رسول بیعت با خداست. «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّه‏»(نساء/80) اطاعت او اطاعت خداست. برخی بندگان خدای متعال در مقامی هستند که اطاعت آنها، اطاعت از خداست، بیعت با آنها بیعت با خداست، رضای آنها رضای خداست، سخط آنها سخط خداست، درگیری با آنها جنگ با خدای متعال است، فرمود: اینگونه معنا کنید.

پس تعابیری که خدای متعال می فرماید: خدا را یاری کنید تا یاری تان کنند یا می فرماید: اینها انصار الله هستند یعنی انصار امام حسین علیه السلام اند.نصرت امام حسین علیه السلام نصرت خداست. ولی عرض کردم در عین حال همین را هم باید توجه داشته باشیم سیدالشهداء علیه السلام هم، احتیاج به نصرت و مال ما ندارد. عرض کردم کسی که دستش در خزانه بی منتهای خداست حالا به تعبیر مسامحه دستش در جیب خداست پول ما چه کار می تواند برایش انجام بدهد. کسی که معتصم به خداست، امکانات ما چه کاری می تواند برای او انجام بدهد.

عبادت تاجرانه مقدمه ای برای رسیدن به عبادت خالصانه

پس این نصرت خدا و نصرت رسول خدا یعنی این که انسان جان و مالش را بیاورد خرج رسول خدا بکند حقیقت هم این است که در این خرج کردن خود من رشد می کنم. البته مومن در درجات اول مال و جانش را در راه خدا می آورد که مزد بگیرد، این هم عیب ندارد و خیلی کار خوبی است. «إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَة»(3) رغبت در ثواب خدا دارد، نماز شب بخواند مزد بگیرد. ولی اگر سال ها بیدار شد نماز شب خواند مأنوس با خدا شد محبت خدا در دلش آمد دیگر مزد نمی خواهد، چی بیدارش می کند محبت خدا، بی قرار خدا می شود.

اول ممکن است آدم جان و مالش را بیاورد، برای این که این جان فانی برای من بماند و مضاعف کند ولی کم کم کسی که اهل معامله با خدا شد خدای متعال خودش را در این معامله به او نشان می دهد. آنجا دیگر آدم برای مزد کار نمی کند.

«قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّا»(4) کسانی که مال و جانشان را می آورند، کار به جایی می رسد که خدای متعال خودش می شود پاداش آنها، فرمود: کسی که جانش را در راه خدا می دهد و به شهادت می رسد، من خودم پاداش او می شوم؛ قرب به خدا با درجات بهشت فرق می کند؛ «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏»(آل عمرن/169). این هم برنامه ریزی می خواهد، همینطوری نمی شود امکانات انسان، جان و مال و فرزند و آبروی انسان، خرج خدا بشود، یک تمهید و مقدماتی می خواهد. این است که در زیارات مکرر آمده «قَلْبِي لَكُمْ مُسَلِّمٌ وَ أَنَا لَكُمْ تَابِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِين‏». مقدمات چند مرحله است، مرحله اولش تسلیم قلب است، انسان باید قلبش دنبال قلب ولیّ خدا باشد، نظرش دنبال نظر ولی خدا باشد. اگر دل من یک جای دیگری می رود نمی توانم امکاناتم را در راه رسول خدا خرج کنم. منی که دلم دنبال دنیاست، نمی توانم جانم را بردارم با امام حسین علیه السلام بیایم. اول باید قلب انسان با ولی خدا همراه باشد. اگر این قلب همراه شد، خواسته های انسان، محبت های انسان، آرمان های انسان، با امام یکی شد، آن وقت انسان می تواند این جان را بیاورد کنار امام.

همراهی با امام منوط به همراهی در قلب، رأی و امکانات

من می خواهم جانم را در راه خدا بدهم ولی فکر می کنم این راه را بروم بهتر است. می خواهم راه خدا را بروم ولی نظرم با نظر امام، دو تاست این هم باز به جایی نمی رسد. خیلی ها بودند بدشان نمی آمد جانشان را در راه خدا بدهند ولی نظرشان با امام حسین دو تا بود، به نظرشان می آمد یک راه دیگر باید بروند. آنهایی با امام حسین علیه السلام آمدند که «قلبی لکم مسلم و رأیی لکم تبع» نظرشان تابع نظر حضرت بود. کار سوم این است امکاناتت را باید آماده کنی برای جبهه امام -در زیارت جامعه ملاحظه کردید- «حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ دِينَهُ بِكُم‏». امکاناتم را آماده نگه داشتم هر وقت نوبت شما رسید امکاناتم را خرج شما کنم.

اینطور نیست که درگیری بین امام حسین علیه السلام و بنی امیه داوری نداشته باشد. یک قاضی حقی است. خدای متعال می فرماید: «يَحْكُمَ اللَّهُ لي‏ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمين»(یوسف/80)‏ پیغمبر ما استوار بایست عقب نشینی نکن نوبت حکم الهی می رسد. امکانات مان را آماده و مهیا کردیم، دل دنبال امام است، نظر پیرو نظر امام است. آرام آرام امکانات مان را جمع می کنیم در این مسیر به کار بیاندازیم و منتظر حکم الهی هستیم. می دانیم درگیری که سیدالشهداء علیه السلام دارند، درگیری بی سامانی نیست و سال شصتم هجری تمام نشده است. در صلوات امام حسن عسکری سلام الله علیه بر سیدالشهداء علیه السلام آمده است که «أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى الطَّالِبُ بِثَأْرِكَ و مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ مِنَ النَّصْرِ وَ التَّأْيِيدِ فِي هَلَاكِ عَدُوِّكَ وَ إِظْهَارِ دَعْوَتِك‏» خدای متعال وعده اش را به شما نقد می کند و شما را یاری می کند. نصرت و تایید می کند در هلاک عدوک، دشمن نابود می شود پس از آن دعوت امام حسین علیه السلام در عالم ظاهر می شود.

کسی که می خواهد امام حسین علیه السلام را یاری کند و جزو اصحاب باشد راهش این است «وَ قَلْبِي لَكُمْ مُسَلِّمٌ، وَ رَأْيِي لَكُمْ تَبَعٌ، وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّة». این را هم باید دانست، این امکانات را اگر فقط خرج خدا و امام حسین علیه السلام کردی می ماند؛ «خُذُوا مِنْ أَجْسَادِكُمْ فَجُودُوا بِهَا عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ لَا تَبْخَلُوا بِهَا عَنْهَا» جسمتان را بیاورید خرج جانتان کنید. اگر آدم این را فهمید که وقتی امکانات را خرج امام حسین علیه السلام کنی، می ماند. اول باید قلب انسان به سمت امام حسین علیه السلام کنده شود، دوم نظر انسان تابع نظر امام شود؛ اگر برای خودش صاحب نظر بود، راه خودش را می رود، می خواهد به سمت خدا برود اما خودش نقشه می کشد. قدم سوم این است که امکاناتش را با تدبیر کنار امام بیاورد. بعد از تسلیم قلب و اتباع رأی مسئله بعدی تنبلی است. اگر تنبلم نمی توانم خودم را برسانم.

باید خودمان را جمع و جور کنیم و به حضرت برسانیم، مهیا باشیم تا آن حکم الهی بیاید و ما خودمان و امکاناتمان را در آن مسیری که خدای متعال در مسیر امام حسین علیه السلام قرار داده خرج کنیم. السلام علیک یا ابا عبدالله.

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 267

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 144

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 510

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 84