نسخه آزمایشی
یکشنبه, 29 فروردين 1400 - Sun, 18 Apr 2021

جلسه دهم حسینیه حضرت زهرا/ غدیر؛ غنیمت حقیقی نبی اکرم و راه رسیدن به آن ذیل تفسیر سوره مبارکه فتح

متن زیر سخنرانی شب دهم محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری است که به تاریخ 8 شهریور 99 در حسینیه حضرت زهرا سلام الله علیها  ایراد شده است. ایشان بیان می دارد مسیری که نبی اکرم صلوات الله علیه، امت خودشان را در آن پیش می برند، گرچه پر از فراز و نشیب و همراه با سختی ها و بلاهاست، ولی مسیر سراسر فتح هست که شکستی در ان نیست. اما شرطش این است که شما با نبی اکرم صلوات الله علیه بیعت کنید و انچه دارید به او بفروشید. بنابراین اگر یک جایی مسیری که حضرت صلوات الله علیه شما را می برد، با محاسبات دنیایی و نفسانی شما سازگار نبود، او را متهم نکنید و در صدق و حقانیت حضرت صلوات الله علیه شک نکنید. اما اینهایی که مُخَلف شدند و با حضرت صلوات الله علیه در این مسیر فتح نرفتند، وقتی صحبت از غنیمت ها پیش می اید، گفتند که اجازه بدهید ما هم در غنایم شریک باشیم! پس خداوند می گوید: اینها باز هم دنبال حق نیستند بلکه می خواهند کلام خدا را تغییر بدهند. البته آنها بیشتر چشمشان به همین غنایم ظاهری است، قدرت و حکومت و امکانات را می بینند و می دانند این مسیری که حضرت صلوات الله علیه می روند به یک اقتدار جهانی ختم می شود. اما غنایم پیامبر صلوات الله علیه که این قدرت مادی و حکمرانی مادی و دنیا پرستی نیست. پیغمبر صلوات الله علیه امت خودش را وارد یک عالم دیگری کرده که غنیمتش غدیر و عاشورا و ظهور است. امیرالمومنین علیه السلام که دنبال حکومت نیست! غنیمتی که امیرالمومنین علیه السلام از پیغمبر صلوات الله علیه و فتوحات پیغمبر صلوات الله علیه می برد این نیست. حضرت صلوات الله علیه یک کار دیگری در عالم می کند که این فتح دیگری است و غنایم دیگری دارد.

همراهی حضرت در همه شرایط، شرط رسیدن به مسیر سراسر فتح و پیروزی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. در جلسات گذشته اشاره شد که مسیری که نبی اکرم صلوات الله علیه، امت خودشان را در آن پیش می برند، گرچه پر از فراز و نشیب و همراه با سختی ها و بلاهاست که اینها البته از لوازم تربیت ماست، ولی مسیر سراسر فتح هست که شکستی در ان نیست. لذا اگر از حضرت فاصله گرفتیم، شکست پیش می آید. خدای متعال تمام جنود سماوات و ارض و این لشکر با عظمت را در خدمت حضرت قرار داده که در پیش برد مقاصد به حضرت کمک کنند و جبهه حضرت را یاری کرده و آنها را تا بهشت همراهی کنند، همچنین جبهه دشمن را هم تا جهنم دنبال و تعقیب کنند.

خدای متعال می فرماید: این پیغمبری که ما فرستادیم همه راه را می بیند و شما را در تاریکی نمی برد «إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيرا»(فتح/8). پس اگر با شما از محرومیت ها و عذاب ها، می گوید و اگر از ثواب ها و بشارت ها سخن می گوید، برای این است که شاهد همه این راه هست. اگر از جهنم و درکاتش، از بهشت و ثمراتش، از سختی های راه، از آثار دنیوی همراهی پیامبر صلوات الله علیه و از عقوبت ها و عذاب های درگیری با حضرت صلوات الله علیه صحبت می کند، همه ناشی از آن چیزی است که دیده است، «إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيرا». با آمدن او، راه بر شما باز می شود تا به مقام تسبیح برسید و خدا در دلتان عظمت پیدا کند و امکانات تان را در مسیر خدا خرج کنید. «وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصيلا»(فتح/9).

 اما شرطش این است که شما با او بیعت کنید و انچه دارید به او بفروشید. پس در مقابل این درکاتی که در راه هست، یک معامله ای با حضرت بکنید و دارایی های خودتان را در مقابل آنچه حضرت صلوات الله علیه برای شما آوردند، بفروشید و با این بیعت در طرح حضرت صلوات الله علیه حرکت کنید. پس هر کجا شما را برد، دنبال حضرت بروید و دیگر تردید نکنید. بنابراین اگر یک جایی مسیری که حضرت شما را می برد، با محاسبات دنیایی و نفسانی شما سازگار نبود، او را متهم نکنید و در صدق و حقانیت حضرت شک نکنید.

بعد می فرماید: یک قومی اینطوری بودند و دچار سوء ظن به نبی اکرم صلوات الله علیه شدند. پس محاسبات خودشان برایشان اصل شد و در این فتح بزرگی که در صلح حدیبیه اتفاق افتاد، حضرت را یاری نکردند و نیامدند. البته توجیهاتشان هم نه قابل دفاع بود و نه راست. تمام مسئله این است که شما ایمان به نبی اکرم صلوات الله علیه نداشتید و گمان می کردید که «لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى‏ أَهْليهِمْ أَبَدا»(فتح/12)، این مسیری که حضرت صلوات الله علیه این جمعیت را می برند، مسیر بدون بازگشت است و احدی از اینها به مدینه بر نمیگردد! حالا بعد از برگشت حضرت صلوات الله علیه، قرآن می فرماید: اینهایی که مخلف شدند و با حضرت در این مسیر فتح نرفتند و از ان بیعت پر برکتی که خدای متعال از بیعت کننده ها راضی شد، جا ماندند «لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَة»(فتح/18)، «سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انْطَلَقْتُمْ إِلى‏ مَغانِمَ لِتَأْخُذُوها ذَرُونا نَتَّبِعْكُمْ»(فتح/15) وقتی غنیمت ها پیش می اید، این مخلفین می گویند که اجازه بدهید ما با شما هم سفر بشویم و در غنایم شریک باشیم! «يُريدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّه‏»، اینها باز هم دنبال حق نیستند و می خواهند کلام خدا را تغییر بدهند.

درخواست مخلفون از پیامبر صلوات الله علیه برای بهره بردن از غنایم و پاسخ خداوند به آنها

اینهایی که با حضرت همراه نیستند ولی در غنایم فتح حضرت صلوات الله علیه می خواهند شریک باشند، اینها دنبال تغییر مسیر دین خدا هستند. اگر بخواهیم کلان معنا کنیم یعنی غنیمت حضرت صلوات الله علیه غدیر است. حضرت فتحشان به غدیر منتهی می شود و این جزو غنایم فتح است. همینطوری که قرآن می فرماید: «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً»(فتح/1-2)، این فتحی که خدای متعال برای نبی اکرم صلوات الله علیه فرمودند، منتهی به غدیر و منتهی به مسیر خلافت و امامت می شود «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي»(مائده/3)‏ و اینها در غنایم می خواهند شریک بشوند. غنایم فتوحات حضرت که فقط اسب و شمشیر و این غنایم نیست. در فتوحاتی که خدای متعال برای حضرت می کند، برکات معنوی فراوانی وجود دارد و انهایی که با حضرت همراه می شوند از عالم دنیا، وارد عالم آخرت شده و بزرگتر از دنیا می شوند. اما انهایی که همراه نشدند، این سیر را با حضرت صلوات الله علیه نکردند و سختی های راه را تحمل نکردند.

البته آنها بیشتر چشمشان به همین غنایم ظاهری است، قدرت و حکومت و امکانات را می بینند و می دانند این مسیری که حضرت صلوات الله علیه می روند به یک اقتدار جهانی ختم می شود. در ان روایت از حضرت صلوات الله علیه سوال کرد: ما می گوییم اینها مومن نبودند بلکه منافق بودند و ایمانشان از سر ترس بود، در حالی که اینها سالهای اولی آمدند و ایمان آوردند که هنوز حضرت صلوات الله علیه به قدرت نرسیده بودند! حضرت صلوات الله علیه فرمود: درست است، ایمان آنها نه از سر ترس بود و نه از سر ایمان به حضرت صلوات الله علیه بلکه از سر طمع بود. اینها می دانستند یک فتوحاتی برای حضرت صلوات الله علیه می شود و این پیغمبر صلوات الله علیه دینش جهانگیر می شود، برای همین آمده بودند تا در غنایم شریک شوند، منتها غنایمی که آنها می بینند، همین حکومت دنیایی است. یزید خیال می کند سیدالشهداء علیه السلام هم، سر دنیا می جنگد و او را از جنس خودش می بیند. وقتی سر مطهر سیدالشهداء علیه السلام را در مقابل خودش دید، احساس کرد همه چیز تمام شده، پس یک جمله ای گفت که خیلی عجیب است و بسیاری از علمای اهل سنت هم او را به خاطر همین جمله کافر می دانند «لَعِبَتْ هَاشِمٌ بِالْمُلْكِ فَلَا خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْيٌ نَزَل‏»(1) این بازی با قدرت بود، و خبری از نزول وحی نیست! قدرت به ما منتقل شد و ما آن را مصادره کردیم؛ این همان دنبال غنایم بودن است. خیال می کنند غنایم پیغمبر صلوات الله علیه قدرت و حکومت مادی است. برای همین هم می گویند اجازه بدهید ما هم در غنایم با شما شریک باشیم.

 حقیقت غنیمت نبی اکرم صلوات الله علیه

«يُريدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّه‏»، غنایم پیامبر صلوات الله علیه که این قدرت مادی و حکمرانی مادی و دنیا پرستی نیست. پیغمبر صلوات الله علیه، امت خودش را وارد یک عالم دیگری کرده که غنیمتش غدیر و عاشورا و ظهور است. شما که بهره ای از اینها ندارید! اگر کسی با حضرت صلوات الله علیه نیاید که به این  غنایم نمی رسد! اینکه نمی شود که بنشینیم و بعد خیال کنیم در غنایم حضرت صلوات الله علیه هم می توانیم شریک بشویم! بعد خدای متعال می فرماید: «قُلْ لِلْمُخَلَّفينَ مِنَ الْأَعْرابِ»(فتح/16)، انهایی که جا ماندند اگر می خواهند به غنایم پیغمبر صلوات الله علیه راه پیدا کنند، یک جنگ شدیدی در راه است که باید در آن جنگ در کنار حضرت صلوات الله علیه بایستند. پس اگر از جانشان گذشتند، در واقع با حضرت صلوات الله علیه همراه می شوند و خدا گذشته اش را تدارک می کند. پس از این به بعد می توانند در غنایم فتح با حضرت صلوات الله علیه همراه شوند.

آن فتوحات معنوی و ظاهری ای که خدای متعال برای حضرت و امتشان می کند، این است که امت وارد یک عالم دیگری می شوند، به نصر عزیز می رسند و به یک غلبه ای می رسند که شیطان دیگر نمی تواند در آنها نفوذ کند. انسان تا به این نقطه نرسیده که «كَالْجَبَلِ الرَّاسِخِ لَا تُحَرِّكُكَ الْعَوَاصِف»(2) و‏ به حضرت حق متکی نشده که طوفان ها تکانش ندهد، با یک نسیم این طرف و ان طرف می شود. این که پیروز نیست، این چه پیروزی ای است؟! ادمی که قدرت و شمشیر دستش است ولی نفسش در اختیار شیطان است، با یک تحریک، غضب می کند و با یک تعریف خوشحال می شود که پیروز نیست!

فتحی که خدای متعال با ان لشکر سماوات و ارض برای وجود مقدس نبی اکرم صلوات الله علیه می کند این است که امت را در همین دنیا، بهشتی می کند، پس تمام دنیا را به او بدهی خوشحال نمی شود و اگر تمام دنیا را هم از او بگیری غصه نمی خورد. حقیقت فتح و نصر عزیز، این است. حالا اینهایی که جا ماندند و نیامدند و این مسیر فتح را با حضرت صلوات الله علیه نرفتند، نمی توانند که به این غنایم برسند بلکه خیال می کنند غنایم فتح، قدرت و حکومت است. پس می خواهند در این غنایم شریک بشوند و دین خدا را تبدیل کنند. آن چیزی که دین خدا اورده حکمرانی مادی که نیست! امیرالمومنین علیه السلام دنبال غلبه دنیایی نیست! طلحه و زبیر اشتباهشان همین است که می گویند اگر شما به قدرت رسیدید ما هم در غنایمش شریک هستیم. خیال می کنند که امیرالمومنین علیه السلام حکومت می خواهد!

 امیرالمومنین علیه السلام علیه شاید در مسیر همین حرکت به جمل بود که در بین جمعیتی که آمده بودند تا حضرت علیه السلام با آنها صحبت کنند، نشسته بود و کفششان را وصله می کرد. ابن عباس می گوید: به حضرت علیه السلام گفتم: آقا الآن چه وقت کفش وصله کردن است؟! حضرت علیه السلام فرمود: ابن عباس، این چقدر می ارزد؟ گفتم: آقا اگر ان لنگه اش را هم بگذارید کنارش، هیچی! گفت: همه حکومت بر شما به اندازه یک جفت کفش بر من نمی ارزد، مگر یک حقی را اقامه کنم. من که دنبال قدرت نیستم! حکومت آن موقع امیرالمومنین علیه السلام حکومت بر روم و ایران ان موقع بود که یعنی همه دنیا. در ان خطبه شقشقیه می فرماید: که اگر من مکلف نبودم که این بار را بردارم، ریسمان شتر خلافت را به گردنش می انداختم و می گذاشتم بعدی ها مثل اولی ها بچرند. بعد می فرماید: آن وقت می دیدید دنیای شما در نگاه من از آب بینی بز پست تر، سبک تر است و بی قیمت تر است.

امیرالمومنین علیه السلام که دنبال حکومت نیست! غنیمتی که امیرالمومنین علیه السلام از پیغمبر و فتوحات پیغمبر صلوات الله علیه می برد این نیست. طلحه و زبیر خیال می کنند که غنیمت خلافت حضرت این است که به قدرت رسیده و حکمران شده، پس می گویند که بیا و این را با ما تقسیم کن! شما که نمی توانید کار حضرت را بکنید و دست به ان غنایم بزنید. چون اگر آن غنایم به شما برسد، مسیر دین را عوض می کنید. بعد همین دو نفر آمدند و بصره را به کمک آن زن فتح کردند، اما سر این که نماز جماعت صبح را طلحه امامت کند یا زبیر، انقدر با هم اختلاف کردند که نزدیک بود نماز مردم قضا بشود!! بعد حضرت بصره را از اینها پس گرفتند. پس وقتی نگاه امیرالمومنین علیه السلام به آن انبوه طلا و نقره در بیت المال افتاد، فرمودند: «يَا دُنْيَا إِلَيْكِ عَنِّي أَ بِي تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ لَا حَانَ حِينُكِ هَيْهَاتَ غُرِّي غَيْرِي لَا حَاجَةَ لِي فِيكِ قَدْ طَلَّقْتُكِ‏ ثَلَاثاً لَا رَجْعَةَ فِيهَا»(3).

 آیا حضرت بیست و پنج سال برای غنیمت قدرت صبر کردند؟! اما اینها خیال می کنند که حضرت علیه السلام به غنایم و قدرت رسیده و ما هم شریک هستیم! در حالی که حضرت علیه السلام می فرماید: شما نمی توانید شریک ما باشید و کار ما را بکنید. قرآن می فرماید: این مخلفینی که پیغمبر صلوات الله علیه را همراهی نمی کنند، وجود مقدس نبی اکرم صلوات الله علیه را متهم می کنند. پس در طرح خودشان محاسبه کرده و سوء ظن به حضرت صلوات الله علیه پیدا می کنند. پس می گویند: العیاذ بالله حضرت صلوات الله علیه سفیه است! وقتی حضرت صلوات الله علیه فرمود: بروید دوات و قلم بیاورید یک چیزی بنویسم که دیگر بینتان اختلاف نشود، مگر این را نگفتند! اینهایی که سوء ظن دارند و حضرت صلوات الله علیه متهم به سفاهت می کنند، خودشان را عاقل دانسته و می گویند: آقا، این نمی شود! مردم که دور امیرالمومنین علیه السلام جمع نمی شوند، این چه حرفی است که پیغمبر صلوات الله علیه زده است!  با این کار پیامبر امت به هم می ریزد، این همان سوء ظن است.

اینها می خواهند در غنایم اینطوری شریک بشوند و خیال می کنند غنیمت حضرت صلوات الله علیه قدرت و سلطه جویی است. اما آیا این پیغمبر صلوات الله علیه دنبال سلطه جویی است؟! پیغمبری که وقتی می رود معراج مقامات انبیاء سلام الله علیهم را پشت سر می گذارد، از بحر نور عبور می کند و جبرئیل سلام الله علیه هم از ایشان جا می ماند، آیا می خواهد بر ما حکومت کند؟! حضرت صلوات الله علیه یک کار دیگری در عالم می کند که این فتح دیگری است و غنایم دیگری دارد. سیدالشهداء علیه السلام که به دنبال قدرت به این معنا نیست. ایشان دنبال اقامه کلمه توحید در عالم است.

شرط رسیدن به غنایم نبی اکرم صلوات الله علیه

قرآن می فرماید: شمایی که جا ماندید اگر می خواهید به غنایم برسید راهش این است. یک درگیری سنگین دیگری سر راه هست «قُلْ لِلْمُخَلَّفينَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى‏ قَوْمٍ أُولي‏ بَأْسٍ شَديد»(فتح/16) و شما به جنگ با یک قوم قدرتمند دعوت می شوید. «تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً» با آنها بجنگید یا تسلیم بشوید، پس اگر در این صحنه دنبال پیامبر صلوات الله علیه امدید اجر حسن به شما می دهند.

پس غنیمت حضرت صلوات الله علیه این است. غنیمت عاشورا را زهیر و حبیب رحمت الله علیهما برده اند، غنیمت فتح حنین آن ایمانی است که مومنین کنار حضرت صلوات الله علیه ایستادند و تردید نکردند. غنایم بدر و احد و جنگ های حضرت صلوات الله علیه این غنایم ظاهری که نیست! اگر کسی بخواهد به آن اجر عظیم برسد باید در این صحنه های سخت به برنامه حضرت صلوات الله علیه وارد بشود. حضرت صلوات الله علیه برای این که ما را به وادی فتحی وارد کنند که قوای الهی کمک می کند تا این مومنین به سکینه و آرامش قلب برسند و ایمانشان زیاد شده و وارد جنات بشوند، باید ما را از این درگیری های سخت عبور بدهند. این که ما با عافیت بخواهیم به فتوحات نبی اکرم صلوات الله علیه برسیم، شدنی نیست. این که امام حسین علیه السلام 1400 سال است که دوستان خودش را در وادی ابتلاء برده، برای این که غنایم عاشورا به اینها می رسد. انهایی که می خواهند از دور بنشینند و سر مستی در دنیا بکنند که به غنایم عاشورا نمی رسند. غنیمت عاشورا که کفش و کلاه نیست، غنیمت عاشورا را حبیب و زبیر برده نه ابن زیاد و عمر سعد. عمر سعد آمده بود غنیمت ملک ری را ببرد اما واقعا او غنیمت برده یا حر؟! غنیمت را شمر برده یا زهیر؟! غنیمت را یزید برده یا امام سجاد علیه السلام؟! به حسب ظاهر امام سجاد علیه السلام اسیرند و حضرت زینب کبری سلام الله علیها در دست یزید اسیرند، اما غنیمت عاشورا را حضرت زینب کبری سلام الله علیها برده یا یزید؟!

شما که نمی توانید در غنایم از این جنس برسید. شما اگر به غنایم حضرت سلام الله علیها راه پیدا کنید، دین خدا را عوض می کنید. این غنیمت باید دست امیرالمومنین علیه السلام، دست سیدالشهداء علیه السلام و دست حبیب و زهیر و بریر باشد. ما هم اگر بخواهیم به غنایم عاشورا برسیم، راه همین است. راه این بود که خودمان را به حضرت می رساندیم. حالا اگر نرساندیم، اگر بخواهیم به غنایم عاشورا برسیم «فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ وَ عَاقَنِي عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حَارَبَكَ مُحَارِباً وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَدَاوَةَ مُنَاصِباً فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاء»(4) باید در وادی حزن عاشورایی برویم و خودمان را آماده کنیم تا ان شاء الله در رکاب حضرت یک کاری انجام بدهیم.

در روایت هست که چهار هزار ملک اجازه گرفتند که بیایند و حضرت علیه السلام را یاری کنند. اما وقتی رسیدند کار تمام شده بود، پس غبارآلود و غصه دار در کربلا ماندند و صبح و شب عزاداری می کنند تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند. انهایی که وارد میدان درگیری با حضرت علیه السلام می شوند، حاضرند هستی شان را بدهند و از جانشان می گذرند تا به غنایم فتح حضرت علیه السلام برسند. اما انهایی که جان خودشان را دادند به غنایم فتح حضرت علیه السلام می رسند.

می فرماید: «وَ مِنَ‏ النَّاسِ‏ مَنْ‏ يَشْرِي‏ نَفْسَهُ‏ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»(بقره/207) جانشان را با خدا معامله کردند. «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ»(توبه/111)، پس حضرت صلوات الله علیه، ما را به یک بیعی وارد می کند که یک طرفش ما هستیم و یک طرفش خدا، این غنیمت است. ما را به بیعتی می رساند که «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه‏»(فتح/10) هستی مان را به خدا می فروشیم و این خرید و فروش، غنیمت پیغمبر صلوات الله علیه است. اگر به فتوحات دنیایی برسیم با نفس و شیطان معامله می کنیم، این که غنیمت پیغمبر صلوات الله علیه نیست بلکه غنیمت فرعون است. غنیمت فرعون برای پیروانش از این جنس است. سحره فرعون وقتی می گویند که اگر ما بیاییم کنار تو و بر موسای کلیم سلام الله علیه غالب بشویم، مزد ما نزد تو چیست؟ فرعون می گوید: «إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِين»(شعرا/42)‏ پیش من مقرب می شوید. خب مقرب های تو کجا رفتند؟! تو خودت کی هستی که مقربانت کی باشند؟! وقتی کنار حضرت موسای کلیم می ایند، فرعون می گوید: من شما را لابلای نخلستان ها به دارتان می کشم تا احدی مطلع نشود که چه سرتان آمده است. اما غنیمت همراهی موسای کلیم این است که همین هایی که برای نزدیک شدن به فرعون وارد درگیری با حضرت موسی شدند، به فرعون می گویند: «فَاقْضِ ما أَنْتَ قاضٍ إِنَّما تَقْضِي هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا»(طه/72)، هرکاری می خواهی بکن، خدای متعال دستت تو را فقط در حیات دنیا باز گذاشته ما هم که دیگر در حیات دنیا نیستیم، پس تو کاری با ما نمی توانی بکنی! همراهی با موسای کلیم آنها را در عالمی می برد که دست فرعون بهشان نمی رسد. آنها را به دار می زند ولی دستش به آنها نمی رسد.

مومن آل فرعون را ببینید، قرآن می فرماید: خدای متعال اینها را از سیئه و بدی مکر حفظشان کرد و سیئه مکر بهشان نرسید. حضرت فرمود: قطعه قطعه اش کردند، ولی دستشان به او نرسید و گوهرش را نتوانستند از او بگیرند. پس از سرمایه ای که موسای کلیم به او داده بود محافظت شد و دستشان به این سرمایه نرسید. غنایم سیدالشهداء علیه السلام و غنایم فتح نبی اکرم صلوات الله علیه اینهاست. اگر حکومتی هم هست، حکومت امیرالمومنین علیه السلام است که این غنیمت فتح است. اگر می خواهید به غنایم برسید باید در ان درگیری عظیم کنار حضرت علیه السلام شریک بشوید. اگر ان شاء الله ما بخواهیم به غنایم عاشورا برسیم باید کنار حضرت بایستیم و در ادامه راه حضرت که یک درگیری تاریخی است در صف و قتال شرکت کنیم. «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»، در کنار حضرت ایستادن آدابی دارد که در زیارت عاشورا آمده است. از بکاء شروع می شود و شاید «أَنَا قَتِيلُ‏ الْعَبْرَةِ»(5) هم یعنی من همراهان خودم را با اشک می سازم. پس از این جا شروع می شود، بعد می شود بصیرت و شناخت صف تاریخی دشمن، و موضع گیری و لعن و برائت و صف بندی ها و قتال. پس این لشکر حضرت که امروز گسیلش کردند تا ظهور هست. «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»،

 

پی نوشت ها:

(1)                اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، النص، ص: 181

(2)                مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏2، ص: 347

(3)                نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 480

(4)                المزار الكبير (لابن المشهدي) / ص : 501

(5)                كامل الزيارات، النص، ص: 108