نسخه آزمایشی
یکشنبه, 24 آذر 1398 - Sun, 15 Dec 2019

شب قدر در مسجد مقدس جمکران/ تبیین برخی از رزق های شب قدر و رضایت به تقدیر و امضاء امام زمان

متن زیر سخنرانی آیت الله سیدمهدی میرباقری است که به تاریخ 6 تیرماه سال 95 در مسجد مقدس جمکران برگزار شده است. ایشان در ابتدای جلسه با تبیین اقسام رزق های خداوند؛ رسیدن به مقام استغفار و توبه را از رزق های معنوی خداوند در شب قدر دانستند. ایشان در ادامه از دیگر رزق های معنوی این شب را امضاء امام علیه السلام بر مقدرات ما دانستند که با شفاعت و محبت همراه است و امام خود سختی کار را بر دوش می کشند. ایشان همچنین رسیدن به امام در شب قدر را که باعث کنار رفتن پرده و دیدن جمال صنع الهی و زیبایی تقدیر امام علیه السلام می شود را از رزق های خاص این شب عنوان کردند و در پایان همراهی با امام را محور دستیابی به تمام مقامات توحیدی دانستند...

اقسام رزق های خداوند

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی اعدائهم اجمعین. این شب های عزیز شب های قدر است یعنی مقدرات سال ما در این شب ها معین می شود و به امضاء وجود مقدس حضرت بقیه الله علیه السلام می رسد و جایگاه ما معلوم می شود. ممکن است جنس ظرف انسان از طلا یا مس باشد و این منافاتی با اختیار او هم ندارد؛ چرا که ممکن است در یک ظرف پایینی اختیار داشته باشد و یا به او یک ظرف بالاتری بدهند. آن چیزی که امشب تقدیر و به دست امام زمان علیه السلام امضاءمی شود، اندازه و قَدَر ما و برنامه سال ما و آن چیزی است که برای ما پیش می آید. رزق و روزی ما در این شب ها چیست؟ رزق های ما اختصاص به خوردنی ها و آشامیدنی ها ندارد. ما رزق های معنوی داریم که ارزش آن خیلی بیشتر از خوردنی هاست.

رحمت های خدا دو قسم است که به عنوان رحمت رحیمی و رحمانی از آن ها تعبیر می شود؛ خدای متعال هم رحمان است و هم رحیم. رزق های رحمانی خدا رزق های عامی است که به مؤمن و کافر می رسد و شرطش بندگی و طاعت و ایمان نیست. اما رزق هایی هم هست که مخصوص آن بندگانی است که اهل ایمان و معرفت و بندگی هستند و از آنها به رزق رحیمیه تعبیر می شود یعنی خداوند به مؤمنین نعمت های خاصی می دهد مثل نعمت ایمان و یقین، نعمت محبت خودش و نعمت مناجات و انس با خودش و... چنین نعمت هایی که با نعمت های دیگر قابل مقایسه نیستند.

در روایت نقل شده که یکی از انبیاء بنی اسرائیل برای مناجات با خداوند می رفت، فردی راه بر این پیامبر بست و گفت: وقتی به محضر خدای خودت رسیدی پیام مرا به خدا برسان و بگو که این بنده ات گفته من که این قدر گناه می کنم حداقل مرا مجازات کن! این نبی یادش رفت و یا به دلیل شرمندگی از خداوند و یا... پیام را نرساند؛ ندا آمد که چرا پیام بنده مرا ندادی؟ به او بگو من تو را مجازات کرده ام و لذت مناجات خودم را از تو گرفته ام. اینها رزق های خاصی است که برای همه نیست و به کفار داده نمی شود بلکه به خوبان و مؤمنین و صالحین داده می شود.

مقام استغفار؛ از رزق های معنوی شب قدر

رزق هایی که در این شب تقسیم می شود؛ غیر از اینکه برای ما عمر و رزق های مادی مقدر می شود، یکسری رزق های معنوی هم مقدر می شود که یکی از آن ها این است که انسان به مقام استغفار و توبه برسد؛ یعنی حال استغفار پیدا کند. استغفار فقط لفظ نیست، گرچه لفظ استغفار را هم باید گفت؛ چون وقتی انسان آرام آرام ذکر می گوید به حال قلبی تبدیل می شود. استغفار یک مقام است و در روایت آمده است که وقتی کسی مقابل حضرت امیرعلیه السلام استغفار گفت، حضرت او را توبیخش کردند و فرمودند: استغفار که بازی نیست «الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّيِّينَ»(1) استغفار کلمه ای است که مربوط به کسانی است که در مقام علیین هستند.

بعد فرمودند: «وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعَانٍ أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى» استغفار شش معنا دارد: اول اینکه باید پشت سر استغفار پشیمانی باشد، اگر انسان به پشیمانی از گناه و غفلت های خودش نرسد که مستغفر نیست. دوم اینکه انسان باید تصمیم بگیرد که در آینده ها دیگر مثل گذشته عمل نکند و از عیب هایی که او را از خدا و اولیائش جدا و زمینی کرده فاصله بگیرد. سوم اینکه اگر حقوقی از خداوند مانند نماز و حقوق مالی و حج و... به دوش اوست اینها را به جا بیاورد. چهارم اینکه اگر حقوقی از مردم به دوش اوست مانند اینکه حقی را ضایع کرده یا اذیت و ایذائی کرده و... آن ها ادا کند. تعبیر حضرت این است؛ به طوری که وقتی به ملاقات خدا می رود، املس باشد. املس؛ آن سنگ صافی را می گویند که آن قدر باران بر آن باریده که کم کم آن را ساییده و نرم شده و اصلا جای دست گرفتن ندارد و هیچ کسی نمی تواند خودش را به آن بند کند و چنگی به دامن او بزند؛ وقتی به لقاء خدا می رود دیگر هیچ گرفتار دیگران نیست. پنجم اینکه حضرت فرمودند: آن گوشت هایی که از حرام روییده است را با غصه آب کند تا اینکه پوست به استخوان بچسبد و بعد از نو گوشت حلال بروید. چون آن چیزی که از حرام روییده بار اطاعت را برنمی دارد مثل اینکه خیلی از اوقات سحر برمی خیزد و می خواهد عبادت کند ولی حال ندارد، گوشت هایی که از لذت حرام روییده اند مانع عبادت اند و باید از بین بروند؛ این می شود مقام مستغفرین. بعد از استغفار مقام توبه است. حال که انسان از گذشته خودش استغفار کرد باید دامن وجود خودش را از بدی ها جمع کند و رو به سوی خدا برگردد و البته اگر برگشت در آغوش محبت و رحمت خدای متعال قرار می گیرد و اینها یک سری رزق های معنوی است که انسان در شب قدر می تواند به آن برسد.

امام علیه السلام؛ سپر بلای مؤمنین

کوتاه به یکی از رزق های معنوی اشاره می کنم. در این شب ها تقدیر ما به دست امام زمان علیه السلام واقع می شود؛ خدای متعال مقدر می کند و در مراحل تقدیر به دست امام زمان علیه السلام می رسد و حضرت امضاء می کنند. البته حضرت وقتی امضاء می کنند از سر محبت و همراه شفاعت است. خیلی وقت ها حضرت باری به دوش می کشند که بار ما سبک بشود.

از امام کاظم علیه السلام روایت شده که فرمودند: شیعیان یک خطایی کرده بودند و البته نفرمودند که آن خطا چیست، خداوند به من فرمود که یا اینها باید عذاب شوند یا شما از روی شفاعت این بار را بردارید و من خودم را سپر شیعیان قرار دادم و زندانی شدم با آن زحمت ها تا آن بلا بردوستان ما نازل نشود.(2) امام به تعبیر امام رضا علیه السلام مانند مادر مهربان است نسبت به طفل شیرخوار؛ یک موقع فرزند بزرگ است و مادر دیگر حالت توجه دائمی را ندارد، لذا فرمود نسبت به طفل شیرخوار یعنی خیلی وقت ها خودش به سختی می افتد که دوستان و مؤمنین راحت باشند مانند پدر یا مادری که از سر محبت رنج می برد تا فرزندانش آزاد باشند. امام نسبت به بندگان خدا و مؤمنین اینگونه است و محبتی دارد که موجب می شود، شفاعت و فداکاری کند و سپر بلا شود تا آنان نجات پیدا کنند، او عبادت می کند که دوستانش به مقامات برسند.

گاهی شنیده اید که بزرگان شاگردانی می گیرند و تربیت می کنند، اگر استاد آن شاگرد را قبول کرد علت اینکه آن شاگرد رشد پیدا می کند؛ این است که بار اصلی را استاد در پشت صحنه به دوش می گیرد، اگر به او دستور یک ذکر یا عملی را می گوید خودش با دعا و مراقبه و دور کردن شیاطین مواظب اوست. امام علیه السلام هم نسبت به ما اینگونه است منتها ظرف امام یک ظرف وسیعی است؛ این جور نیست که امام وقتی می خواهند مراقب ما باشند یکی دو نفر را مراقبت کنند بلکه نسبت به همه درجات ایمان اشفاق و توجه و محبت دارد و به هر کسی به اندازه خودش توجه می کند و این جور نیست که مؤمنین ضعیف را رها کند.

یکی از نزدیکان امام صادق علیه السلام به منطقه ای سفر کرد که آنجا دوستان ائمه علیهم السلام هم بودند. وقتی برگشت حضرت فرمودند: آیا رفتی به دوستان ما در آن منطقه سر بزنی؟ گفت: آقا آنها اعتقاداتشان خیلی با ما جور نیست و آن طور که ما شما را قبول داریم، نمی فهمند. حضرت فرمود: اگر مقیاس این باشد پس ما هم باید شما را رها کنیم، اینکه درست نیست آنها هم بالاخره مؤمن اند و درجات ایمان فرق می کند. امام نسبت به همه درجات مؤمنین توجه دارند و این توجهشان هم جوری نیست که یکی را زیر نظر داشته باشند و دیگری را رها کنند.(3)

وسعت احاطه و علم امام به نحوی است که همه مؤمنین تحت اشراف امام اند و او ناظر به آنهاست. قرآن می فرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»(توبه/105) راوی به امام رضا علیه السلام عرض کرد: آقا دوستان مرا وکیل کردند که از شما درخواست التماس دعا کنم و برای ایشان دعا کنید. حضرت فرمود: مگر ما برای شما دعا نمی کنیم؟! ما همیشه به فکر شماییم و همیشه شما را تحت نظر داریم. راوی تعجب کرد، بعد حضرت فرمود: قرآن خوانده ای؟ خداوند می فرماید که هرکاری شما انجام دهید خدا و رسول و مؤمنون آن را می بینند و مؤمنون ما اهل البیت هستیم. همه کارهای شما تحت اشراف و نگاه خداوند است و همانطور که خداوند می بیند، امام هم چشم ناظر خداست.(4)

در این صلواتی که برای امام زمان علیه السلام از طرف امام رضاعلیه السلام نقل شده است؛ ایشان فرمودند: «عَيْنِكَ النَّاظِرَةِ بِإِذْنِكَ وَ شَاهِدِكَ عَلَى عِبَادِكَ»(5) امام زمان علیه السلام از طرف خداوند دیده بان است و همه ما را زیر نظر دارد. این صلوات را یونس بن عبدالرحمن از امام رضا علیه السلام نقل کرده و مرحوم محدث قمی بعد از دعای عهد و قبل از زیارت جامعه در مفاتیح آورده اند که مداومت برآن با توجه، ان شاءالله آثار خوبی دارد.

در حدیثی به امام هادی علیه السلام عرض کرد که ما چگونه خودمان را به شما برسانیم؟ حضرت فرمود: شما دهانتان را باز کنید ما می شنویم. در حدیث دیگری فرمود: ما همه شما را تحت اشراف داریم؛ در شرق عالم باشید یا در غرب عالم. همه در معرض دید امام علیه السلام هستیم و ایشان با نگاه محبت به ما نگاه می کنند و شفاعت می کنند. این جور نیست که ما را رها کند بلکه سعی می کند که ما را اصلاح کند مانند پدری که سعی می کند با دعا و تذکر و تربیت و توبیخ و تشویق فرزندش را اصلاح کند. اگر خداوند تقدیرات ما را به امضاء امام می رساند و تا به امضاء او نرسد در عالم بالا اعتباری ندارد؛ نکته اش این است که امام خلیفه خداست و ناظر مهربان، شفیع و ستار است. در دعای ابوحمزه می خوانیم که امام سجاد علیه السلام می فرمایند: اینگونه به خداوند عرضه بدارید که خدایا اگر دیگری می دید من گناه نمی کردم و این به خاطر این نیست که من تو را کوچکتر از دیگران می دانم؛ نه هرگز، بلکه به خاطر این است که تو ستار العیوب و غفار الذنوبی در حالی که دیگران تحمل نمی کنند.

امام زمان علیه السلام؛ امضاءکننده مقدرات ما در شب قدر

امام اگر می بیند شفیع مهربانی است که برای تک تک ما در این شب های قدر سرمایه گذاری می کنند. تقدیرات ما به دست امام می رسد و امام در آن مقام رفیعی که دارند برای تک تک ما، برای جامعه مؤمنین یک تقدیری می فرمایند، اینکه امسال ما چه کار کنیم؛ بیمار شویم یا سالم بمانیم، رزقمان، عمرمان، جنگ یا صلح باشد، سختی ها و راحتی ها و... و امام زمان علیه السلام در آخر کار امضاء می کنند. هر چه آن وجود مقدس امضاء می کنند جز خیر و مصلحت نیست؛ هم عالم و حکیم است و هم مهربان و هم تا جایی که بتواند سختی کار را از ما می گیرد و الا اگر آن بار سخت روی دوش ما بیاید ما ناتوان از کشیدن آن بار هستیم.

امام آن خیری که می خواهد بیاید را سبک می کند و به ما می رساند؛ بلا تشبیه مثل معلمی که معارف سنگین را می گیرد و آن را ساده می کند و به دانش آموز ابتدایی هم می گوید یا مثل مادری که غذای سنگین را از جهاز هاضمه خودش می گذراند و به شیر تبدیل کرده و به طفل می خوراند. وقتی آن حقایق می آید که به ما برسد، خیلی رفیع است و امام آن سختی کار را می گیرند و وقتی هم تقدیر می کنند همراه شفاعت است. در بعضی روایات آمده که نبی اکرم صلی الله و علیه وآله (ظاهرا در یکی از معراج هایشان بود) وقتی نماز واجب شد در 51 رکعت واجب شد و حضرت آن قدر رفت و برگشت کردند که خدایا تخفیف بدهید (تخفیف یعنی هم برسند و هم راحت تر باشد) تا اینکه حضرت به 17 رکعت رساند که بقیه اش مستحب باشد که اگر کسی نخواند معصیت نکرده باشد.

رؤیت جمال صنع الهی و تقدیر امام از رزق های خاص شب قدر

رزق خاص شب قدر این است که انسان آن جمال تقدیر امام را ببیند و به رضایت برسد؛ نه اینکه فقط بر تقدیر صبر کند. ممکن است امام وقتی امشب تقدیر می کنند بر اساس مصالح ما سختی هایی هم در راه باشد، برای جامعه مؤمنین امسال دشواری هایی هم تقدیر بشود، برای مؤمنی تقدیر سختی ها هم بشود، همه تقدیرات که بر طبق میل ما نیست، آنهایی که امشب به رزق شب قدر می رسند؛ غیر از مقام استغفار و توبه و برگشتن به سوی خدا آن قدر رشد می کنند که پرده ها کنار می رود و زیبایی آن تقدیر را می بینند و اگر دید که امام چقدر زیبا تقدیر می کنند، آرام می شود.

ما چگونه می توانیم آرام شویم؟ طفلی که دستش در دست پدرش هست در وسط سختی ها هم آرام است؛ چون به پدرش مطمئن هست که هم مهربان است و هم نقشه راه را بلد است. انسان هم اگر دستش در دست امام باشد و به حکمت و قدرت و عنایت و شفاعت و محبت امام که از خود ما به ما مهربان تر است، واقف باشد و بداند که به اذن الله همه کائنات در اختیار اوست؛ این موجب می شود که انسان به مقام رضای به تقدیر امام و به مقام اطمینان به نفس برسد. وقتی در کنار امام خودش آرام و راضی باشد، هر تقدیری برایش کند، لذت می برد و با او شرط نمی کند؛ چون می داند که هر چه تقدیر می کند، خیر است.

«لَيْلَةُ الْقَدْرِ» یعنی تقدیرات عالم به دست امام علیه السلام واقع می شود، یعنی همه امور بر ایشان نازل می شود «تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» ملائکه و روح می آیند که روح اعظم از ملائکه هست (از روایات استفاده می شود که از جبرائیل و میکائیل هم اعظم است و ملائکه بر او سجده کرده اند) هر چه هم که تقدیر می شود و از بالا می آید خیر و سلام است. آن وقت امام این تقدیرات را امضاء می کنند برای یک سال عالم که در این صف بندی که وجود دارد، جامعه مؤمنین چه بشود و وضعیت جامعه کفار چه شود و... . این تقدیرات هم بنا نیست که همیشه بر طبق خوشی ما باشد، خوشی غیر خیر است؛ خیلی وقت ها در خوشی خیر نیست «عَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ»(بقره/216)؛ چه بسا آدم چیزی را دوست می دارد که برای او بد است و چیزی را دوست نمی دارد ولی برایش خوب است. آنچه امام تقدیر می کند، خیر است. اگر انسان به وسعتی برسد که این زیبایی تقدیر امام؛ حکمت و قدرت و محبت و لطف او را ببیند، اینکه کار امام به اذن الله بی نقص است و عیب در آن نیست، راضی می شود.

به تعبیر دیگر ما چطور راضی می شویم؟ در قرآن می فرماید: صبح و شب پروردگارتان را تسبیح بگویید شاید راضی بشوید. تسبیح یعنی هیچ نقصی در کار او نبینید، همه اش خیر محض است. انسان اگر در کار خدا نقص دید که نمی تواند راضی باشد، حداکثر این است که عاجز می شود و می گوید من زورم به خدا نمی رسد، چه کار کنم؟ اما عجز غیر از رضاست، انسان ممکن است عاجز باشد و کفر هم بگوید ولی کاری هم از او برنمی آید، ممکن است حتی صبر هم نکند، ممکن است بگوید حالا که کاری از من ساخته نیست صبر می کنم، یک قدم جلوتر صبر جمیل است، یعنی صبر می کند و شکایت هم نمی کند اما یک قدم جلوتر شکر و رضاست که این خیلی ارزشمند است و بالاترین درجه است. این نیازمند به این است که انسان اسماء حسنای خدا را بشناسد و بداند که هیچ نقص و عیبی در خدای متعال نیست. او مربی ماست و ما را رشد می دهد و در این تربیت هم چه آنجایی که سخت می گیرد و چه آنجایی که کار را آسان می کند، خیر ما را می خواهد.

در روایات ذیل این آیه از سوره بینه که شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام را توصیف می کند، می فرماید: در روز قیامت راضیة مرضیة هستند.حضرت می فرمایند: خدا که از مؤمن همیشه راضی است ولی مؤمن گاهی تقدیر خداوند در عالم برای تربیت او سخت می شود، چون می خواهد او را رشد دهد، ته دلش ممکن است از خدا گلایه مند شود، در روز قیامت وقتی ثمره آن سختی ها را می بیند که این جنگ و صلح ها و بیماری ها و فقرها و امتحانات برای چه بوده، بنده هم راضی می شود و راضیه مرضیه می شود؛ هم خدا او را می پسندد و هم او خدا را می پسندد.

در زیارت امین الله آمده است؛ وقتی به زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام رفتی و نزدیک امام شدی و وارد ولایت امام شدی سیزده دعا آنجاست: «اللَّهُمَّ فَاجْعَلْ نَفْسِي مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِكَ، رَاضِيَةً بِقَضَائِكَ»؛ خدایا من تقدیرت را ببینم و نسبت به تقدیرت آرام باشم که آنچه در عالم واقع می شود تقدیر توست و جز خیر برای ما نمی خواهی. چه وقت ما در مقابل مشکلات و بلایا آرام هستیم؟ وقتی که در نهایت دست تقدیر الهی را ببینیم و این تقدیر را عالمانه و حکیمانه و مقتدرانه و از سر محبت و عزت بدانیم. خدایا نفس مرا نفسی قرار بده که راضی به قضاء تو باشد، صابر و شاکر باشد. انسان وقتی به امام راه پیدا کرد، چنین نفسی می شود. شب قدر شبی است که امام تقدیر می کند و انسان اگر وارد وادی شب قدر شد و به امام نزدیک شد، به تقدیر خدای متعال که به دست امام انجام می شود، راضی می شود و این درک جمال صنع الهی و زیبایی کار امام، رزق شب قدر ماست. ممکن است امام برای ما تقدیرهای سختی کنند، حداقل این است که ما باید صابر باشیم و آن هم صبر جمیل اما بیشتر این است که راضی و مطمئن و آرام باشیم. اگر کسی امشب به شب قدر رسید و راهش به امام باز شد به آرامش محض و به رضایت می رسد و از هر تقدیری که کنند، لذت می برد و برایش فرق نمی کند که چه چیزی برایش تقدیر می کنند.

در روایت است که جابر به امام باقر علیه السلام عرض کردند: من مرگ را از حیات، بیماری را از تندرستی، فقر را از غنا بیشتر دوست دارم، مقام سنگینی است. امام فرمود: ما اهل بیت اینگونه نیستیم، ما هر چه خدا بپسندد می پسندیم و کاری به فقر و غنایش نداریم. برای ما مرگ و حیات، فقر وغنا و بیماری و سلامت فرقی نمی کند. اگر رزق شب قدر انسان این باشد که پرده کنار برود و زیبایی شب قدر را درک کند؛ نتیجه اش رضا می شود و از هر چه امام برایش تقدیر کند لذت می برد و با امام خودش آرام است. امشب شب وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام هم هست، اگر کسی انس با امیرالمؤمنین پیدا کند؛ مطمئن و آرام است و به مقام رضا و صبر و شکر می رسد، همه مقامات توحیدی در خانه امیرالمؤمنین علیه السلام است. ان شاء الله این شب قدر خدا برای ما خیر مقدر می کند و این گفتن ندارد، ان شاء الله ما را راضی به مقدرات خودش کند و ما به مقام مشاهده جمال کار خدا و لذت بردن از تدبیر و تقدیر خدا برسیم و در طول سال غرق در لذت و آرامش باشیم.

بدانیم هر چه برای رقم خورده به دست توانای او رقم خورده و این دستی است که جز خیر از او ناشی نمی شود. خودش بار سختی را بر می دارد که ما راحت باشیم. رفتن با امام یک لوازمی دارد که آن سختی راه نیست. امام حسین علیه السلام بار سخت را در روز عاشورا روی دوش خودش گرفته و کار را برای زهیر و بریر و حبیب و همه آسان کرده، کار ما که دیگر هیچ. اگر کسی امام خودش را این جور دید ان شاء الله، آن وقت به آرامش و رضایت و شکر و صبر می رسد و انسان فقط در کنار امام خودش ممکن است به این راه برسد. السلام علیک یا امیرالمومنین...

پی نوشت ها:

(1) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 549

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 260

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 43

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 219

(5) مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج‏1، ص: 409