نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 19 تیر 1399 - Thu, 9 Jul 2020

در حرم حضرت معصومه ویژگی های ماه رجب/ صلوات راه جبران خطاها و ورود به باطن ماه رجب

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 23 فروردین ماه 1395 است که در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند،ماه های رجب، شعبان و رمضان، دارای ویژگی ها و اعمال خاصی هستند و برای هر یک عنوان خاصی ذکر شده است؛ ماه رجب، ماه امیرالمؤمنین علیه السلام، ماه شعبان، ماه نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و اله و سلم، و ماه رمضان، ماه خداست. باید توجه داشت این ماه ها علی رغم ظاهر مشترکی که دارند دارای بطون مختلف می باشند و باید سعی نمود به باطن این ماه ها که در روایات آمده است ورود پیدا کرد. ماه رجب، در حقیقت، شروع ورود به اعمال خاص و باطن این ماه هاست. ماه ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است و با ولایت است که می توان به ضیافت الهی راه یافت. افضل اعمال در این ماه ها ترک معصیت است. مؤمن و متقی باید تلاش کند تا با مراقبه، مشارطه و معاتبه، نفس را از عادت به گناه بازدارد و به مقام ترک معصیت نایل آید. اما اگر مرتکب گناهی شد باید بلافاصله با ذکر خدا و طلب استغفار، گناهش را تدارک و توبه نماید، و مداومت و اصرار بر گناه نداشته باشد.

ویژگی خاص سه ماه رجب، شعبان و رمضان

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. ماه مبارک رجب آغاز ماه هایی است که عبادات و مناسک خاص دارد و طبیعتاً مقدمه ماه شعبان و رمضان است. ماه شعبان ماه وجود مقدس نبی اکرم علیه السلام و شفاعت ایشان است و ماهی است که خدای متعال به تعبیر صلوات شعبانیه آن را در رحمت و رضوان پیچیده است، به عبارت دیگر محفوف به رحمت و رضوان است. با شفاعت وجود مقدس نبی اکرم علیه السلام می توان به مقام رضوان رسید: «حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَهِ وَ الرِّضْوَانِ» حضرت، عباداتی در این ماه داشتند که برای شفاعت، دستگیری و باز شدن باب نجات ما بوده است. بعضی از بزرگان این مطلب را گفته اند که علت نزول ائمه علیهم السلام در این عالم برای این بوده است که ما را شفاعت و دستگیری کنند، و همه عبادات آنان برای شفاعت است. ماه شعبان چنین ماهی است، ماه نبی اکرم است علیه السلام که حضرت در روایات فرمود: مردم! این ماه، ماه من است و با روزه در این ماه مرا کمک کنید. یا می توان این روایت را این گونه معنا کرد که من می خواهم دستگیری و شفاعت کنم، اگر می خواهید از شما دستگیری کنم از روزه ماه شعبان غافل نشوید. بعد از ماه شعبان، ماه رمضان است که شهرالله و ضیافت مخصوص خداست و مهمان خدای متعال خواهیم بود.

عبادات خاصه از رجب شروع می شود. برای این که از شروع ماه رجب گشایشی برای انسان حاصل شود در روایات بر زیارت حضرت سید الشهدا علیه السلام تأکید شده است که انسان خود را به حرم سیدالشهدا علیه السلام برساند. کأنه حضرت ما را به ضیافتی دعوت می کنند که از آغاز ماه رجب شروع می شود. در زیارت امام حسین علیه السلام در اول ماه رجب این تعبیر هست که «لبیک داعی الله»، کأنه حضرت ما را دعوت می کنند و ما اجابت می کنیم. ماه رجب را با امام حسین علیه السلام باید شروع کرد تا با شفاعت و دستگیری ایشان باب ضیافت ماه رجب به روی ما باز شود و بعد هم ماه شعبان و بعد هم رمضان.

ماه رجب ماه امیرالمؤمنین علیه السلام نامیده شده است، همان طور که ماه رمضان، ماه قرآن است و قرائت یک آیه از قرآن ثواب ختم قرآن را دارد. بعضی این گونه تعلیل کرده اند که ماه رمضان «أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآن»(بقره/185)؛ یعنی در ماه رمضان، قرآن نازل شده است، در ماه های دیگر ما باید زحمت بکشیم و بالا برویم تا دست مان به این کتاب و سفره الهی و به اصطلاح روایات به این «مَأدُبَهَ الله» برسد، ولی در ماه رمضان قرآن شاخ و برگ خودش را نازل کرده است و مائده های آسمانی قرآن در اختیار ماست، لذا یک آیه ی قرآن کار یک ختم قرآن را می کند. بعید نیست که ماه رجب هم این گونه باشد، یعنی وقتی گفته می شود که ماه رجب ماه امیرالمؤمنین علیه السلام است، رسیدن به ولایت ایشان و گشوده شدن معرفت ایشان در این ماه آسان تر است و انسان در این ماه راحت تر می تواند به این حقیقت دست پیدا کند.

لزوم ورود به باطن این ماه ها

در بیانات بزرگان گفته شده است که به طور کلی این ماه ها غیر از این ظاهری که دارند و مورد توجه همه ماست، یک باطن و ملکوتی هم دارند. و مهم این است که انسان به آن باطن ماه راه پیدا کند. این ایام الله مثل رجب و شعبان و رمضان و شب قدر باطن ملکوتی ای دارند که راه پیدا کردن به آن باطن راه گشا است. مثلاً در مورد ماه رمضان گفته شده است که درهای بهشت در این ماه باز و درهای جهنم بسته است. در ظاهر، این ماه با ماه های دیگر فرقی ندارد اما حقیقتاً در ماه رمضان درهای بهشت به روی ما باز است و سیر به عالم جنت برای ما آسان تر است و درهای جهنم بسته است و شهوات به نسبت زیادی تعطیل می شود. بنابراین این ماه ها باطنی دارند که ما باید سعی کنیم به این باطن راه پیدا کنیم و این عباداتی که در این ماه ها دستور داده می شود برای این است که درهای باطنی این ماه ها به روی انسان گشوده شود و وارد این ماه ها شود. در روایت معروف ملک داعی، حضرت فرمودند خداوند در آسمان هفتم ملکی گمارده است که از آن تعبیر به ملک دعوت کننده شده است، و هر شب از آسمان هفتم ندا می دهد؛ یعنی ما از آسمان هفتم دعوت می شویم. گویا سیر ما به سوی آن آسمان هفتم با هر معنایی که دارد در این ماه ممکن است. هر شب این ملک از آسمان هفتم تا صبح ندا می دهد و ندا می دهد که «طُوبَى لِلذَّاكِرِينَ طُوبَى لِلطَّائِعِين»(1) این ماه و لحظات آن برای کسانی که اهل ذکر و بندگی در این ماه هستند گوارا باد. بعد این ملک از جانب خدای متعال نقل می کند که «أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي» خداوند می فرماید هر کس در این ماه به یاد من باشد من همنشین او هستم و اگر اطاعتم کنید من هم خواسته های شما را برآورده می کنم تا این که می فرماید این شهر، رشته ای بین من و بندگان من است: «جَعَلْتُ هَذَا الشَّهْرَ حَبْلًا بَيْنِي وَ بَيْنَ عِبَادِي» رشته ای بین خود وبندگانم قرار دادم که این ماه رجب است.

ظاهر ماه با بقیه ماه ها فرق نمی کند. خورشید در همه آن ها طلوع و غروب می کند، شب هایش هم همین طور است. ولی باطن این ماه رشته ای است که بین خدا و بندگانش کشیده شده است: «فَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَصَلَ إِلَيَّ» اگر کسی متوسل و معتصم به این ماه شود به من می رسد. بنابراین باید به باطن این ماه ها راه پیدا کنیم و ماه رجب رشته میان بندگان و خدای متعال است. در روایات آمده است که رجب نهری است در بهشت که چنین و چنان است. یک باطنی است که ما باید به آن باطن برسیم. این مجاز هم نیست ممکن است کسی به ماه رجب راه پیدا کند و از آن نهر به او بخورانند و باب توحید به روی وی باز شود. خداوند در سوره ی «هل أتی» که داستان شفاعت حضرت امیر علیه السلام را نقل می کند می فرماید: «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً»(انسان/5)؛ ابرار در بهشت از جام هایی می نوشند که آمیخته با کافور است.

کافور چیست؟ «عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّه»(انسان/6). چشمه ای است که عباد خدا آن را می جوشانند و به ابرار می خورانند. هر کسی به اندازه ی خودش می نوشد؛ تعبیر این است که از جامی می خورند که آمیخته است. نمی توان کافور را در جام ریخت بلکه از کافور در آن جامی که به ما می دهند می ریزند. کافور آن چشمه ای است که به دست حضرت امیر می جوشد و حضرت از آن چشمه به اندازه ی ظرف ابرار و شیعیان به ایشان می خورانند. ماه رجب هم همین گونه است. رجب نهری در بهشت است، هر کس به ماه رجب رسید گویا از آن چشمه ها به او می نوشانند و حقیقتاً با نوشیدن آن درها باز و طهارت حاصل می شود. این ها مجاز نیست بلکه حقیقت است، این ها حقایقی است که پشت پرده این ظواهر است. اگر انسان ظواهر وآداب این ماه را رعایت کند طبیعتاً درهای باطن ماه به رویش گشوده می شود، آن گاه می تواند وارد ضیافت ماه خدا یا ماه رجب شود، به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام ورود پیدا کند و به واسطه امیرالمؤمنین علیه السلام از جام های نورانی و طهور بنوشد و به حقیقت، طهارت و وارستگی ماه رجب دست پیدا کند. آن گشایش هایی را که در هر ماه حاصل می شود و آن حقایقی را که در این ماه ها در اختیار انسان قرار می گیرد باید بیشتر در ادعیه آن ماه ها جستجو کرد. دعاها به ما می آموزد که در این ماه از خدا چه چیزی باید خواست، کأنه درها برای کسب مقاماتی که در این دعاها آمده است گشوده می باشد. دعاها به ما نشان می دهد که چه اسراری در این ماه ها هست.

ترک معصیت، عمل مشترک این ماه ها

چیزی که بین این ماه ها مشترک است و باید انسان به آن برسد مطلبی است که در خطبه شعبانیه وجود مقدس نبی اکرم علیه السلام وارد شده است. وقتی حضرت علیه السلام فضیلت های ماه رمضان را بیان کردند، حضرت امیر علیه السلام سؤال کردند که یا رسول الله افضل اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمودند که ترک معصیت است. این، نکته مهمی است که بزرگان توضیح دادند که انسان باید در این ماه ها بر ترک معصیت تلاش کند. هیچ چیزی مثل معصیت مانع حرکت نیست. ممکن است انسان یک عمر زحمت و ریاضت بکشد ولی واقعاً به خاطر معصیت ها و غفلت هایی که دارد درها به سوی او باز نشود. طبق روایات گاهی انسان معصیتی می کند که مثلاً تا چهل روز توفیق عبادت و بندگی از او گرفته می شود.

شیخ علی محدث قمی فرزند محدث قمی رحمت الله علیه نقل می کردند که پدرم می فرمود که از عنفوان جوانی نافله شبم ترک نشد. زمانی که مهمان تاجری در همدان بودیم ایشان ما را به مهمانی یکی از بستگانش دعوت کرد. عرض کردم اگر عزت و احترام شما در این است که بنده در این مهمانی شرکت کنم به احترام شما حضور پیدا می کنم و الا بنده اهل این گونه مهمانی ها نیستم. ایشان گفتند بله حضور شما موجب احترام بنده است. رفتم، شام را خوردم و آمدم. فصل تابستان بود و در حیاط خوابیدم. بیدار شدم و فهمیدم که نماز صبحم در حال قضا شدن است. به سرعت وضو گرفتم و نماز صبح را خواندم و سر سجاده نشستم. محاسبه کردم من که نماز شبم اصلاً ترک نمی شود چرا این طور شد. هر چه فکر کردم به جایی نرسیدم جز لقمه دیشب. به صاحب خانه گفتم این فرد چه کسی بود که ما را دیشب به مهمانی اش بردی؟ گفت ایشان، بانک بعدازظهر است. یعنی بعد از ظهرها که بانک ها تعطیل اند این فرد ربا می دهد. مرحوم محدث قمی می فرمود من تا چهل شب هر چه دقت کردم با اینکه بیدار بودم موفق به نافله شب نشدم.

در روایات متعددی که آثار گناهان ذکر می شود، برای ایمان، توفیقات و قبولی اعمال انسان آثار فراوانی ذکر شده است. یکی از مهم ترین مراقبه های این ماه ها این است که انسان مراقب باشد در این ماه ها مرتکب معصیت، چه صغیره چه کبیره، نشود. یعنی وقتی ماه رجب به اتمام می رسد انسان محاسبه کند که حتی یک گناه صغیره هم از او سر نزده باشد. اهانت و بدگویی نسبت به مؤمنین نداشته باشد، ایذاء مؤمنین نکرده باشد، چشم، گوش و زبانش دچار انحراف نشده باشد و در اختیار خدای متعال باشد. این، مقدمه ای برای ورود به ماه می شود. مؤمن باید این طور باشد. یکی از صفات متقین این است که مراقبه می کنند تا از آن ها تخلفی سر نزده باشد. استاد بزرگواری می فرمود فرق معصوم-که این قدر نزد خداوند محترم است- با بقیه این است که در همه عمرش یک بار هم از حریم الهی تخلف نکرده است. یکی از مهم ترین مراقبه های این ماه ها برای این که انسان ورود به حقیقت و باطن ماه کند، اسرار این ماه به روی وی گشوده شود، به آن معرفت ها و روزی ها ی باطنی که برای رجبیون و اهل این ماه مقرر شده است برسد و آن نسیم های رحمت به سمت وی بوزد، ترک گناه است. ممکن است انسان با یک گناه اعمال خود را حبط کند. گاهی انسان چهل سال زحمت می کشد و یک گناه همه را زایل می کند.

شب نیمه رجب بود و ما مهمان معتکفین حرم امام رضا علیه السلام بودیم. معتکفین، عمدتاً از طلاب و دانشجویان بودند. یکی از اساتید بزرگ اخلاق ساعت دو شب وقت سحر منبر رفت. از اول تا آخر منبر همین را گفت که گناه نکنید. همه فکر کردند ایشان، که از اساتید بزرگوار اهل معرفت بودند، یک بحث سنگین عرفانی را مطرح می کنند اما ایشان فقط گفت انجام واجبات و ترک محرمات تنها راه نجات است. هر چه سؤال کردند فرمودند انجام واجبات و ترک محرمات. گفتند چرا نمازهای مان باعث رشد نمی شود؟ جواب دادند چون گناه می کنید. هر چه می گفتند ایشان از این پاسخ تجاوز نمی کرد. واقعاً نکته مهمی است. بنابراین یکی از مهمات این ماه ها این است که انسان عزم بر این داشته باشد که بر ترک معصیت مراقبه نماید. ترک معصیت در این ماه افضل اعمال است که با آن، باب لذت و توفیق عبادت گشوده می شود. بسیاری از گناهان، توفیق و لذت مناجات را از انسان می گیرد: «اللَّهُمَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ»؛ «تَحْبِسُ الدُّعَاءَ» معنایش این نیست که انسان دعا نمی کند، دعا می کند اما واقع نمی شود. گناه، قدرت مناجات، روح گدایی و اظهار خشوع، خضوع و فقر را از انسان می گیرد. از اول تا آخر دعای کمیل را می خواند اما دعا نمی خواند. محبوس از دعاست. اگر دعا واقع شد که اجابت می شود، معنا ندارد که دعا اجابت نشود. گناه نمی گذارد که انسان مناجات کند. بنابراین شرط بهره مندی از عبادات این ماه ترک معصیت است. آن گاه ترک معصیت به ضمیمه عبادات، مقدمه گشوده شدن درهای باطنی ماه و برخورداری از ضیافت های این ماه است.

مؤمن نسبت به گناه بی مبالات نیست. مراقبه دائمی دارد که از او گناه، تخلف و عصیان نسبت به خدای متعال سر نزد. معنای تقوا همین است. متقی کسی است که دایماً مراقبه می کند تا از چهارچوب هایی که خدای متعال برای او تعیین کرده است بیرون نرود. مراقب فرمان خدا و حضرت حق است. در عین این که مؤمن و متقی اهل گناه نیست ممکن است گاهی از او گناه سر بزند. لذا در روایات مانند کافی و غیره، به طور مفصل این بحث را آوردند که مؤمن نسبت به گناه بی مبالات نیست ولی «لَمَم» دارد، «لمم» را در روایات معنا کرده اند؛ یعنی سیره و طبیعت انسان نیست. انسان میل به گناه ندارد و طبعش، طبع گناه کاری نیست. طبع مؤمن، طبع تقوا، پروا و دوری از گناه است، و از گناه لذت نمی برد. ولی ممکن است مؤمن بلغزد که این، در روایات آمده است، تخلفی انجام می دهد آن گاه توبه و تدارک می کند. ممکن است مدتی بگذرد و دوباره شیطان، انسان مؤمن را به دام بیندازد و تخلفی از او سر بزند. در روایات آمده است که علامت ایمان این است که مؤمن نسبت به گناه بی مبالات نیست. اگر کسی به بی مبالاتی رسید باید در ایمانش تردید نمود؛ یعنی برایش مهم نیست که گناه نکند، مؤمن این گونه نیست و نسبت به گناه بی مبالات نمی باشد. ولی در عین حال در روایات است که مؤمن معصوم نیست و ممکن است تخلف کند. اما نکته ای که در آیات و روایات است این است که اگر مؤمن تخلف کرد بلافاصله تدارک می کند.

لزوم تسریع متقین به سوی مغفرت پروردگار

وقتی خداوند در آیه ی مبارکه سوره آل عمران راجع به متقین بحث می کند می فرماید: «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقين»(آل عمران/133)؛ خداوند متعال می فرماید بهشتی را به وسعت آسمان ها و زمین برای متقین آماده کرده است و لازم نیست شما اقدامی کنید. وقتی می خواهیم سفره ای بیندازیم باید یک روز زحمت بکشیم، ولی در عالم آخرت این گونه نیست بلکه «أعدت»؛ یعنی همه چیز مهیاست، طعام های معنوی وظاهری برای متقین آماده است. شما فرصت را غنیمت بشمارید؛ چرا که فرصت اندک است: «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّكُمْ»؛ اگر اهل سرعت نباشید از قافله متقین جا می مانید. «وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقين»، به سوی مغفرت پروردگارتان و آن بهشتی که به وسعت آسمان ها و زمین است بشتابید و فرصت را از دست ندهید، بهشتی که برای متقین آماده شده است و احتیاج به هیچ زحمتی ندارد. اما متقین چه کسانی هستند؟ خداوند می خواهد بفرماید که این صفات را در خودتان ایجاد کنید تا بتوانید سرعت بگیرید: «الَّذينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ» (آل عمران/134)؛ این، قدم اول است که در سختی و گشایش انفاق می کنند. این طور نیست که اگر مال فراوان و آبروی گسترده ای داشتند انفاق کنند، بلکه اگر دست شان بسته هم باشد انفاق می کنند. دأب شان انفاق در راه خداست. عادت شان دَهِش در راه خداست. انفاق یکی از مهمترین ابزار سلوک مؤمن است و هم عرض با نماز ذکر شده است. لذا متقین این گونه اند، خداوند به آن ها نعمت زیاد بدهد انفاق می کنند، اگر در تنگ دستی هم باشند انفاق می کنند. اگر آبروی فراوان داشته باشند آن را خرج دیگران می کنند، اگر آبروی کمی هم داشته و در شدت باشند از آبروی شان سرمایه گذاری می کنند.

 صفت دوم متقین این است: «وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ» متقینی که بهشت برای شان آماده شده است اهل کظم غیظ اند. اگر شرایط غضب فراهم شد آن را فرومی خورند و اعمال غضب نمی کنند: «وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ» قدم بعدی این است که مردم را عفو می کنند. قدم بعدی این است که: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنين»(آل عمران/134)؛ یعنی علاوه بر عفو، احسان هم می کنند. انسان مؤمن باید بتواند کظم غیظ کند؛زیرا کسی که مالک غضبش نیست، مالک عقلش هم نیست و بر اساس عقل عمل نمی کند. اگر انسان کظم غیظ نکند بر اساس عدالت رفتار نمی کند. انسانی که تحت تأثیر غضب عمل می کند مقید نیست که طبق فرمان خدا و عادلانه عمل نماید لذا ظلم می کند. اگر کظم غیظ کرد می تواند محاسبه کند در این عصبانیتی که حاصل شد حق با او بوده است یا با طرف مقابلش. اگر حق با خودش بود می تواند عادلانه قصاص کند و می تواند عفو کند. خداوند می فرماید متقین طرف عفو را انتخاب می کنند، تا زمانی که پای حق الله در میان نباشد و بحث بر سر حق خودشان باشد از حق خود می گذرند و عفو می کنند.

به آیه دقت کنید، آیه نمی گوید «عافینَ عَنِ الأرحامِ» یا دوستان، بلکه می گوید «عافینَ عَنِ الناسِ»، حتی لازم نیست مؤمن باشد. متقی این گونه است که اگر انسانی به او ظلم کرد او را عفو می نماید. اول کظم غیظ می کند، بعد از کظم غیظ عفو می کند، قدم سوم این است که «وَ اللهُ یُحِبُّ المُحسِنینَ»؛ بعضی این گونه معنا کرده اند که فرد متقی بعد از این که عفو کرد احسان هم می کند. مؤمن این گونه است که به کسی که به او بدی کرده است، ابتدا غضب نمی کند، بعد، هم عفو می کند و هم نیکی. خدا می فرماید برای متقین بهشتی مهیا شده است و شما هم به سرعت خودتان را به صف آن ها برسانید. در ادامه آیه می فرماید این متقینی که بهشت برای شان آماده شده است «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُون»(آل عمران/135)؛ اگر فحشایی از آن ها سر بزند- نمی گوید متقی مطلقاً گناه نمی کند، خودش آدم خوبی است اما فعلش فعل بدی است. همان طوری که در روایات آمده است، از حضرت سوال شد آیا مؤمن گناه می کند؟ حضرت فرمود گناه می کند اما سیره اش نیست. درروایت دیگری سؤال شد شیعیان شما گناه می کنند، آیا در این صورت از خودشان تبری بجوییم؟ فرمود از خودشان نه بلکه از عمل شان، عمل شان مربوط به ما نیست. پرسید آیا بگوییم فاسق اند؟ فرمود نگویید فاسق اند بلکه فاسق العمل اند. عملش، عمل بدی است.

این جا هم همین را می گوید. فرمود متقی خودش آدم خوبی است اما «فَعَلُوا فاحِشَهً»؛ ممکن است فحشایی از او سر بزند. نه این که خودش اهل فحشا است. ممکن است فعل ظلم به نفس از او سر بزند. مرحوم فیض رحمت الله علیه در تفسیر صافی می فرماید این ظلم ممکن است از آن فحشا هم بدتر باشد. مؤمن ممکن است بلغزد و

فعلش، بد باشد، ولی «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ»(آل عمران/135)؛ بلافاصله یاد خدا می کند. هر گناهی با یک تذکر همراه است، هر غفلتی یک ذکر به دنبال دارد. گفته شده است وقتی که گناه که می کنید سعی کنید گناه را تدارک نمایید. در روایات آمده است که برای گناهان کفاره قرار داده اند. بعضی از کفارات واجب است و بعضی از کفاراتی که گناه را می پوشاند مستحب است. بعضی از علما فرمودند اگر کسی غیبت مؤمنی را نمود و نمی تواند رضایت بگیرد چرا که مفسده ای در پی دارد، برای آن مؤمن استغفار کند. بعضی فتوای به وجوب هم داده اند. بنابراین برای خطاهای ما کفاره هایی گذاشته شده است که بعضی واجب است و بعضی مستحب. مؤمن این گونه است، وقتی که خطایی بلافاصله آن را با تذکری جبران می کند. و بعد از ذکر و توجه «فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ»(آل عمران/135)؛ به استغفار از ذنوب می پردازد.

بعد خداوند می فرماید: «وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا»(آل عمران/135)؛ اصرار بر فعل ندارد. روایات، اصرار بر فعل را معنا کرده است، فرمودند اگر کسی گناه کرد و بلافاصله توبه نکرد، خودِ این ترک توبه اصرار است. انسانی که خطا کرده است و عذرخواهی نمی کند، پای خطای خود ایستاده است. متقی اهل اصرار نیست، وقتی که گناه کرد بلافاصله عذرخواهی و استغفار می کند. معنای ظاهری استغفار طلب مغفرت از خدای متعال و عذرخواهی کردن است.

بنابراین متقین این گونه اند: «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» لذا خدای متعال بلافاصله وعده می دهد: «وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ» متقی ای که اهل گناه نیست و شیطان با همه وجود تلاش می کند تا او را بلغزاند، اگر لغزید بلافاصله ذکر می گوید و استغفار می کند، چه کسی جز خدای متعال گناه او را می آمرزد؟ کأنه خداوند می فرماید خودم عهده دار تطهیر او می شوم و خودم پاکش می کنم. در روایات آمده است وقتی که این آیه نازل شد شیطان بسیار ناراحت شد و لشکریانش را جمع کرد و گفت چاره جویی کنید چون خدا خودش به میدان ما آمده است و گفته است خودم گناه متقین را تدارک می کنم. در روایات آمده است در مواردی که خود شیطان تهدید می کند و می گوید «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم»(اعراف/16)؛ من سر راه مستقیم می نشینم و نمی گذارم این ها راه خدا و امیرالمؤمنین علیه السلام را بروند امام صادق علیه السلام فرمود همه هدفش شما بودید، دیگران را برده است، شما مؤمنین و متقین که در وادی ولایت هستید، تمام تلاشش این است که نگذارد شما به راه مستقیم بروید. پس شیطان با همه وجود می آید تا راه مؤمن را ببندد، مؤمن دوست ندارد گناه کند ولی بالاخره می لغزد و وقتی هم که دچار لغزش می شود تذکر و استغفار دارد. خدای متعال می فرماید « وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ»(آل عمران/135)؛ چه کسی جز من گناه مؤمن را پاک می کند؟ لذا مؤمن اهل گناه نیست و اگر هم گناه کرد بلافاصله اهل تدارک و استغفار است.

جبران گناهان

در روایات برای گناهان دو مقام ذکر شده است: یکی این که مؤمن باید از گناه پروا کند و اگر گناه کرد باید تدارک کند. یک قسم از تدارک گناه کفارات است به طوری که اگر انسان مرتکب گناهی شد سعی کند عبادت و فعلی انجام دهد که جبران آن گناه شود و بعد هم استغفار نماید. امام رضا علیه السلام فرمودند: «مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ الصَّلَاهِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً»(2) فرمود کسی که توانایی کفاره گناهانش را ندارد بر محمد و آل محمد درود بفرستد. البته بعضی توانایی انجام کفارات واجب و مستحبی که در روایات ذکر شده است را دارند، لذا باید با دادن کفاره تدارک گناه نمایند. در احوالات مرحوم آیه الله بروجردی رحمت الله علیه مطلب بسیار عجیبی نقل کردند. نقل کردند که ایشان هنگام درس از شاگردی ناراحت شدند و وقتی اشکال را خیلی ادامه داد ایشان عصبانی شد. نیمه شب به خانه آن شاگرد رفتند و عذرخواهی کردند. در حالی که ممکن بود ایشان مقصر نبوده باشد. بعد جمله ای را به ایشان فرمودند که بدان مرا به زحمت انداختید. من نذر کرده بودم اگر عصبانی شوم شش ماه روزه بگیرم. چنین فردی مصداق کسی است که نفس خود را مهار می کند.

می گویند با نفس خود مشارطه کنید بعد آن را مؤاخذه کنید. یعنی با نفس خود شرط کنید که نباید گناه کنی، اگر هم گناه کرد با معاتبه، عتاب و سرزنشش کنید تا به گناه عادت نکند. مثلاً اگر یک روز برای نماز صبح خواب ماند مجبورش کنید یک ماه بین الطلوعین نخوابد، تا دیگر نفس عادت نکند به این که بخوابد. حال بزرگانی هستند که نفس توانمندی دارند و با قضا شدن یک نماز صبح خواب را بر خودشان حرام کرده اند یا به خاطر یک نگاه ناروا و غضب آلود چند ختم قرآن را بر خودش واجب کرده است. در روایات آمده است که اگر کسی به پدر و مادرش یک نگاه محبت آمیز بیاندازد خداوند در هر نگاه ثواب یک حج را به او می دهد. فردی گفت ممکن است کسی صد بار نگاه محبت آمیز انجام دهد، حضرت فرمودند دستگاه خدا وسیع است و او بخیل نیست و صد ثواب حج می دهد. از آن طرف هم یک نگاه تحقیرآمیز و غضب آلود به یک مؤمن، انسان را ساقط می کند. کسانی بودند که به خاطر یک نگاه ناروا یک ماه خود را محروم می کردند و چندین ختم قرآن انجام می دادند تا شاید تدارک شود. امام رضا علیه السلام فرمود: اگر کسی عاجز از کفاره ای است که گناه خودش را تدارک کند راه حلش این است که «فلیکثر من الصلوات علی محمد و آل محمد»؛ اکثار در صلوات بر حضرت و آلش داشته باشد، که ریشه گناه را می کَنَد، اساس گناه را از بین می برد.

حاصل کلام دو نکته بود. یکی این که ماه رجب باطنی دارد و باید انسان مراقبه کند تا به باطن این ماه و آن ضیافت های خاصی که برای رجبیون آماده شده است برسد. این ضیافت از همین دنیا آغاز می شود و در قیامت هم ندا می دهند «أین الرجبیون». مستحبات و آدابی که در این ماه است مقدمه رسیدن به آن حقیقت است. از مهمترین مراقبه هایی که در این ماه ها برای رسیدن به اسرار این ماه ها لازم است، مراقبه نسبت به ترک معصیت است با درجاتی که دارد؛ «حَسَناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبینَ» می باشد، ممکن است پیامبری ترک اولایی کرده باشد و خدا از او نگذرد. حضرت یعقوب سلام الله علیه در ماه رمضان سفره دار بود، همه سر سفره اش می آمدند، می خوردند و می رفتند. در آخرِ یک شب که سفره جمع شده بود مؤمن روزه داری آمد و به او توجه نشد. خداوند جبرییل سلام الله علیه را فرستاد و گفت به یعقوب بگو مگر نمی دانی که من بر اولیایم سخت می گیرم؟ چرا این مهمان روزه دار، گرسنه، از در خانه شما برگشت. او، شکایت تو را به نزد من آورد و فردایش هم بدون سحری روزه گرفت. او نزد من شکایت کرد که من به در خانه ی کسی نمی روم، چون خانه پیامبرت بود رفتم، من آبروی خود را با کسی معامله نمی کنم. بدین خاطر حسد بین برادرها افتاد و حضرت یعقوب دچار آن فراق یوسف سلام الله علیه شد. «حَسَناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبینَ» است. بنابراین باید مراقبه بر ترک آن چیزی باشد که غضب خدا را بر می انگیزد، که البته گناهان درجات دارند که از گناهان اولیای خدا شروع می شود تا صغایر و کبایر.

نکته دوم این که اگر لغزشی بود تدارک این لغزش با کفارات و با استغفار مداوم و عدم اصرار است. مهم ترین و مؤثرترین کفاره بر گناهان صلوات بر محمد و اهل بیت شان است که مداومت و اکثارش موجب طهارت نفس می شود که سِرّش در زیارت جامعه کبیره بیان شده است: «جَعَلَ صَلَاتَنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وَلَايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَهً لِأَنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَهً لَنَا وَ كَفَّارَهً لِذُنُوبِنَا» صلوات این چهار خاصیت را دارد، با صلوات تدارک گناه می شود و کفاره گناهان است.

پی نوشت ها:

(1) إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏2، ص: 628

(2) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 294