نسخه آزمایشی
دوشنبه, 01 مرداد 1403 - Mon, 22 Jul 2024

وفات حضرت معصومه در حرم مطهر/ بیان مقام شفاعت در دستگاه الهی؛ مقدمات و طریق وصول به آن

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 13 آبان 1401 است، که در ایام وفات حضرت معصومه سلام الله علیها در حرم مطهر ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ یکی از شئون مختص نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم شأن شفاعت است. ایشان در قیامت شفاعت مومنان را بر عهده می گیرند. این شفاعت به معنای تطهیر و پاک کردن است؛ یعنی حضرت ابتدا مومنان را پاک و مطهر می کند، بعد آنها را وارد بهشت می کند. پس از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم انبیاء و مومنان کامل نیز اجازه شفاعت پیدا می کنند و می توانند مردم را به بهشت ببرند. این شفاعت در روز قیامت یک مقدمه دارد و آن این است که انسان باید در دنیا با نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قدم برداشته باشد، تا در آخرت مورد شفاعت حضرت قرار گیرد. در دنیا انبیاء امتشان را از سختی های متعدد عبور می دهند، تا آنها را پاک کنند. نتیجه این پاک شدن هم بهشتی شدن امتشان است. یکی از مقام های حضرت معصومه سلام الله علیها مقام شفاعت است. ایشان از شفاعت همه ائمه نصیب دارند و شیعیان با شفاعت ایشان وارد بهشت می شوند. حرم ایشان حرم اهل بیت است و هرکس می خواهد به بهشت وارد شود، می تواند از باب حضرت معصومه سلام الله علیها وارد شود.

مقام شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها مقامات و شئون مختلفی دارند که هر کدام از آنها قابل گفتگوست. یکی از مقامات و شئونی که برای حضرت معصومه سلام الله علیها ذکر شده و در روایات معصومین علیهم السلام بر آن تأکید شده، مقام شفاعت حضرت است، که مقام فوق العاده ای است. در روایت امام صادق علیه السلام آمده که حرم ما اهل بیت در قم است و بعد بلافاصله یک بشارتی دادند، «تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِم» (1) به زودی یک شخصیتی که پاره وجود من است، در این شهر دفن می شود و تمام شیعیان من با شفاعت ایشان وارد بهشت می شوند.

یک مقدار توضیح می خواهد که این چه مقامی است که وجود مقدس فاطمه معصومه سلام الله علیها دارند و این چه نعمتی است که خدا در این عالم در اختیار ما قرار داده. چرا خداوند این شخصیت های با عظمت را تنزل داده در عالم که با ما همنشین بشوند، بعد از ما دستگیری کنند و ما را قدم به قدم در دنیا سیر بدهند و در آخرت هم باز مراقب ما باشند؟

در آن صحنه های سخت «يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ» (حج/2) مادری که فرزند شیرخوار دارد، فرزند شیرخوارش را فراموش می کند. «وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها» آنها که حمل دارند، حمل خودشان را زمین می گذارند. انقدر صحنه سخت است «وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى  وَ ما هُمْ بِسُكارى»  آدم نگاه که می کند تلقی این است که مردم مست اند، ولی می فرماید مست نیستند. این سختی عذاب است «وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَديدٌ».

در آن صحنه سخت این شخصیت های بزرگ باز هم از ما دستگیری می کنند و تا ما را عبور ندهند، خودشان از آن صحنه های سخت عبور نمی کنند. یکی از نعمت های بزرگی که خدای متعال به ما عنایت کرده و از شئون حضرت معصومه سلام الله علیها هم هست، شفاعت است. در زیارتی که از علی بن موسی الرضا ارواحنا فداه برای حضرت معصومه سلام الله علیها نقل شده می فرماید: «يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّة» در بهشت برای من شفاعت کنید. «فَإِنَّ لَكِ عِنْدَ اللَّهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْن » شما یکی از مقامات تان این است که یک جلوه ای از مقام شفاعت حضرت زهرا سلام الله علیها و یک نازله ای از مقام شفاعت وجود مقدس نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم در شما هست. شما حق دارید ما را از این سختی ها عبور بدهید و به بهشت ببرید.

این مقام شفاعت از مقام هایی است که برای وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است و وجود مقدس رسول الله هستند که نسبت به همه امت ها مقام شفاعت دارند. خداوند می فرماید: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى  أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً»(اسراء/79) شبها شما تهجد داشته باشید و نوافل شب را به جا بیاورید، این برای شما واجب است. بعد می فرماید: «عَسى  أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً» نتیجه این تهجد این است که حضرت به مقام محمود برسد. این مقام محمود را مقام شفاعت معنا کردند. یک روایتی ذیل همین آیه شریفه هست که می گوید کار در صحنه قیامت خیلی سخت می شود. تعبیر روایت این است که «يُلْجَمُ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْعَرَق »(2).  همه اهل محشر به اضطراب می افتدند. می آیند محضر حضرت آدم که یک کاری برایشان انجام بدهند، ایشان به حضرت نوح ارجاع می دهند، یکی یکی انبیاء اولوالعزم همه امت ها را به پیامبر بعدی ارجاع می دهند؛ حضرت نوح به حضرت ابراهیم خلیل، بعد به حضرت موسای کلیم، بعد به حضرت عیسای مسیح تا همه را به وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ارجاع می دهند.

حضرت در مقابل باب الرحمن می آیند. درهای بهشت متفاوت است؛ باب الرحمن عام ترین باب بهشت هست که همه می توانند از آن وارد بشوند. آنجا حضرت به سجده می افتند، خدای متعال اجازه می دهد که برخیزید و هر کسی را می خواهید، شفاعت کنید. بنابراین شفاعت کل مال وجود مقدس نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم است و همه به ایشان محتاج اند. در بعضی روایات این است که احدی نیست که محتاج به شفاعت و دستگیری نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نباشد. البته در مرحله بعد به دیگران به اندازه ای که در دستگاه نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم تقرب دارند، اطاعت کردند، بندگی کردند و به حضرت نزدیکند، اجازه دستگیری و شفاعت داده می شود، اما اصل این مقام برای نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. حضرت هستند که اجازه دارند عبور بدهند.

معنا و مقدمه شفاعت

عنایت هم دارید که شفاعت مقام تطهیر است؛ یعنی باید آدم ها را پاک کنند تا بهشتی شوند، معایب شان را برطرف کنند و آن وقت آن ها را در وادی بهشت ببرند. اینطوری نیست که آدمی را که صفات جهنمی دارد و آلودگی هایی دارد را به خاطر اعمالش بشود وارد بهشت کنی. بهشت وادی توحید است، وادی طهارت است، شفاعت یعنی مقام تطهیر، مقام پاک کردن. حضرت در آن مرحله که انسان ها را در قیامت عبور می دهند، با سجده خودشان و با عبادت خودشان تطهیرشان می کنند، پاکشان می کنند و بعد وارد بهشت می کنند. نمی شود انسانی که آلوده به صفات رذیله است وارد بهشت بشود.

در دنیا چرا؛ دنیا یک داری است که مومن و کافر با هم مشترک زندگی می کنند، گاهی صفات رذیله که صفات کفار است در یک مومن هم هست، ولی وقتی می خواهیم وارد بهشت بشویم، آنجا دیگر دار تفکیک کامل است. خدا کاملا صفها را جدا می کند لذا صفات جهنمی ها باید از بهشتی ها دور بشود، مومنین باید از این صفات پاک بشوند، وقتی پاک شوند، عملشان، صفاتشان، ظاهرشان و باطنشان قابلیت پیدا می کند تا وارد بهشت بشوند. آدم آلوده را نمی شود وارد بهشت کنیم.

مقام شفاعت مقام دستگیری و تطهیر و پاک کردن است، لذا آن کسی که شفاعت می شود، باید آمادگی داشته باشد. شما اگر خودتان را به طبیب نسپارید که طبیب برای شما کاری انجام نمی دهد، باید آماده باشید و خودتان را به او بسپارید، تا شما را درمان کند. آن کاری که وجود مقدس نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم برای تطهیر امتشان می کنند، با کسانی است که دست به حضرت دادند و با ایشان بیعت کردند.

حالا یک نکته دیگر هم اینجا عرض بکنم؛ این شفاعت که مرحله آخر عبور از صحنه قیامت به بهشت است، یک مقدمه دارد. وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و همه انبیاء که به پیامبری مبعوث می شوند، مأمورند که امت خودشان را پاک کنند، تطهیر کنند و از آلودگی ها عبور بدهند. امتی که از متن حیات دنیا عبور می کند، ممکن است گرد و غباری بر آن بنشیند، باید اینها را پاک کنند، تطهیر کنند و آماده شان کنند. اینطور نیست که انسان اگر در دنیا آدم صالحی بود، وارد بهشت می شود. باید در عالم برزخ هم با انبیاء یک سیری کنی، در قیامت هم یک سیری کنی. شفاعت قیامت بعد از دستگیری در دنیاست.

وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم محور هدایت کل هستند، محور دستگیری از همه هستند، بخاطر همین ملاحظه کردید، گاهی در روایات دارد همه انبیاء در عالم ارواح شاگردی این پیامبر را کردند. این پیامبر آنها را تربیت کرده، تعلیم داده، تزکیه کرده، بعد در عالم دنیا مبعوث شدند، تا بیایند و امت ها را بسازند و به دست نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدهند.

این طهارتِ در دنیا، این کاری که در دنیا وجود مقدس نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم و انبیاء انجام می دهند، مقدمه آن شفاعت در روز قیامت است. یک عده ای در این دنیا با پیامبر همراه نمی شوند، اینها در آخرت هم شفاعت نمی شوند. این آیه شریفه را همینطور معنا کردند «وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى»(انبیاء/28)  شفاعت نمی کنند الا آن کسی را که خدا به شفاعت در حقش راضی باشد. آن کسی را شفاعت می کند که خدا او را پسندیده و از او راضی است.

در یک روایتی دارد که حضرت فرمود شفاعت من برای اهل کبائر است، من آنهایی را شفاعت می کنم که یک جایی مرتکب کبیره می شوند. کسی که مرتکب کبیره است، آلوده است و من او را تطهیر می کنم و بهشتی می کنم. شفاعت من برای اهل کبائر از امت من است. یک کسی گفت آقا این آیه «وَ لا يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى» را چطوری معنا می کنید؟ کسی که گناه کبیره می کند که خدا از او راضی نیست. حضرت فرمودند مقصود از این «ارْتَضى»، ارتضای دین است. کسی که خدا دینش را پسندید، یک جایی هم ممکن است خطا کند. یک عده ای را خدا دینشان را نپسندیده است. در روز غدیر آیه نازل شد «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي  وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»(مائده/3) کسی که اسلام روز غدیر را دارد، خدا دینش را می پسندد.

البته در روایات یک باب مهمی باز شده و آن این است که این آدم هایی که مومن اند و ایمان به خدا دارند به هیچ وجه اهل بی مبالاتی در گناه نیستند، این علامت ایمان است. اگر کسی بی مبالات در گناه شد، از وادی ایمان بیرون می رود. علامت مومن این است نسبت به گناه بی مبالات نیست، بی اهمیت نیست و مراقب است، ولی ممکن است در عین این که مواظبت می کند، گناهی از او سر بزند، حتی کبیره ای از او سر بزند. در روایت هست مومن ممکن است یک جایی مرتکب گناه کبیره بشود، ولی این گناه سلیقه اش نیست، طبیعتش نیست بلکه لغزش است.

حضرت فرمود شفاعت من در روز قیامت مال مرتکبین کبائر است؛ یعنی کسانی که مرتکب کبیره اند و گرفتارند. حضرت باید دستگیری کند و تطهیرشان کند. اینطوری نیست که کسی گناه کبیره کرده را وقتی از گناه پاک نشده و آلودگی ها از او دور نشده، به بهشت ببرند. شفاعت یعنی من اینها را تطهیر می کنم، پاکشان می کنم و بعد از تطهیر اینها را وارد بهشت می کنم.

افراط و تفریط در موضوع شفاعت

همین جا یک نکته ای را عرض کنم؛ ببینید خیلی وقتها ما در عقاید افراط و تفریط داریم، در موضوع شفاعت هم همین است. یک عده ای معتقدند که کسی که اهل کبیره است را نمی شود شفاعت کنی، در حالی که حضرت فرمود شفاعت من برای اهل کبائر است. من دست کسی که اهل کبیره است را می گیرم، ولی خدا باید دینش را بپسندد. کسی که مومن نیست، کسی که با پیامبر در این عالم نیامده و دعوت حضرت را اجابت نکرده، کسی که غدیر را درک نکرده، دین مرضی خدا ندارد، من این آدم را شفاعت نمی کنم. باید در دنیا با حضرت راه آمده باشد و یک منازلی را طی کرده باشد، حالا شفاعت در آخرت این آدمی که با حضرت راه آمده، یک گرفتاری هایی دارد و اینجا حضرت فرمود من اهل کبائرشان را هم شفاعت می کنم. اینطور نیست که فقط کسانی که یک موانع کوچکی دارند را شفاعت کنم، آنهایی هم که کبیره دارند را هم دستگیری می کنم و تطهیر می کنم. بارش روی دوش نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم است و من بارشان را می کشم، من تطهیرشان می کنم، زحمت روی دوش من است و من عبورشان می دهم.

لذا حضرت «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ»، ما نماز شب می خوانیم که پاک می شویم، نماز شب نبی اکرم صل الله علیه و آله و سلم هم عامل تطهیر امت است. این نماز شب حضرت، این تهجد شب حضرت بار روز قیامت ما را برمی دارد و ما را عبور می دهد، پاکمان می کند، تطهیرمان می کند.

بنابراین یک عقیده درباره شفاعت هست که می گویند شفاعت مال یک عده ای است که مرتکب کبیره نمی شوند. حضرت می فرماید من اتفاقا مرتکب کبیره را شفاعت می کنم. اینها را هم من شفاعت می کنم البته به یک شرط و آن اینکه دینشان، دین پسندیده باشد. کسی که با پیامبر گرامی اسلام راه نیامده، در قیامت در امت حضرت نیست، که حالا حضرت بخواهند از او دستگیری کنند. آنهایی که تا اینجا آمدند، بعد از این در قیامت هم گرفتاری هایشان برطرف می شود.

یک اندیشه دیگری هم وجود دارد که می گفتند آقا یعنی چی می گویید پیامبر خدا شفاعت می کند؟ آدم باید خودش زحمت بکشد، خودش باید بارش را بردارد، احتیاج به شفاعت ندارد. در یک روایتی دارد که حضرت فرمودند یک کسی از نزدیکان امام سجاد علیه السلام که نسبتی با حضرت داشت به امام باقر علیه السلام عرض کرد که اینها مردم را فریب می دهند و مرتب می گویند پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم شفاعت می کند و دستگیری می کند؛ بگذارید مردم خودشان راه بروند. حضرت به او فرمودند، فلانی تو تلاش کردی، دامن خودت را پاک کردی، دهان خودت را پاک کردی، حالا خیال می کنی همینقدر که خودت را ساختی، دیگر از شفاعت بی نیازی؟ والله اگر سختی های قیامت را ببینی، می فهمی که همه محتاج شفاعت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اند.

پس ببینید شفاعت یک مقام تطهیر و دستگیری است. باید کاری انجام بدهی، باید تلاش کنی، باید زحمتی بکشی تا یک امتی را پاک کنی و عبور بدهی. این شفاعت شامل کسانی که در دنیا با این انبیاء و با وجود مقدس نبی خاتم صلی الله علیه و آله وسلم راه نیامدند، نمی شود. یک مقاماتی است که باید با حضرت طی کرده باشند، حالا روز قیامت هم حضرت آنها را از یک مقام دیگر عبور می دهند. ولی آنهایی که دینشان پسندیده است، ولو مرتکب یک کبیره ای شدند، مورد شفاعت قرار می گیرند، از آنها هم دستگیری می شود و از صحنه های قیامت عبورشان می دهند. از آن طرف هم یک پیچ و خم هایی در صحنه قیامت هست که همه محتاج به دستگیری هستند؛ هیچکس در قیامت نیست که محتاج نباشد تا از او دستگیری بشود.

البته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از انبیاء دستگیری می کنند و آنها هم از امت شان دستگیری می کنند. وقتی از مومنین دستگیری می شود، ممکن است به یک مومن اجازه بدهند تا به اندازه دو قبیله دستگیری کند، کارشان را انجام بدهد و بارشان را بردارد. شفاعت بار برداشتن است، تطهیر کردن است، پاک کردن است. مثل یک معلم اخلاق -بلا تشبیه- که چقدر زحمت می کشد. اگر از آن اساتید راه رفته باشد که یک شاگرد را از یک گردنه ای عبور بدهد، خیلی وقتها زحمتی که استاد می کشد بیش از شاگرد است. یک معلم همینطور است؛ گاهی در سختی های تعلم و تعلیم کار یک معلم سخت تر از کار دانش آموز است و او باید بیشتر زحمت بکشد، تا این دانش آموز از یک مرحله ای عبور بکند به خصوص وقتی مرحله های سخت می رسد.

انبیاء یک مأموریتی در دنیا دارند؛ باید در دنیا امت خودشان را تطهیر کنند، باید از وادی شیطان به سلامت عبورشان بدهند، باید از صفات رذیله از اعمال ناپاک از افکار آلوده و از هر نوع آلودگی ای که برای انسان ممکن است، تطهیر کنند و این کار سختی است؛ لذا خدای متعال از انبیاء عهد می گیرد «وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ ميثاقاً غَليظاً» (احزاب/7). نبوت را به آن کسی می دهند که «أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ»(3) این پیامبر را خدای متعال با محبت خودش تربیت می کند، بعد با محبت الهی مردم را راه می برد، بارشان را می کشد و سختی ها را تحمل می کند.

پس انبیاء با امتشان در دنیا یک برنامه ای دارند، موظف اند آنها را تطهیر کنند، راهبری کنند، قدم به قدم پایشان بایستند و صبر کنند. یک جایی اگر یک پیامبری کوتاهی کرده، خیلی صبر کرده، ولی یک جایی بریده، خدای متعال او را مذمت می کند «وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ»(قلم/48) مثل جناب یونس نباش که عجله کرد؛ او هنوز باید صبر می کرد، باید هنوز پای هدایت امتش می ایستاد. وقتی همه تلاش ها را کرد، آن وقت حق دارد از آنها دست بردارد.

جناب نوح نهصد و پنجاه سال پیامبری کرده، اما آخر کار یک عده معدودی مومن شدند. آخر کار وقتی دست به دعا برمی دارد، به خدای متعال عرضه می دارد «رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيَّاراً»(نوح/26) روی زمین یکی از این کفار را هم باقی نگذار. چرا؟ «إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ»(نوح/27) اگر بهشان مهلت بدهی، نه تنها خودشان هدایت نمی شوند، بلکه بندگان تو را هم گمراه می کنند. این آیه را برای این خواندم «وَ لا يَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً»، می گوید من نهصد و پنجاه سال صبر کردم، اگر بنا بوده نسل پاکی در صلب اینها باشد، دیگر به دنیا آمده و مومنی هم در صلب اینها نیست، یعنی یک پیامبر باید انقدر صبر کند، نهصد و پنجاه سال بایستد، دعوت کند، صبر کند تا اگر یک کسی که امید به مومن شدنش هست، بیاید اینطرف. اگر یک مومنی در صلب اینها هست، به دنیا بیاید. بعد می تواند اقدام کند و بگوید خدایا بساط اینها را جمع کن.

صحنه های سخت دنیا، راهی برای تطهیر مردم

لذا عنایت بکنید این شفاعت در آخرت، مقدمه اش دستگیری و هدایت در دنیاست و این دستگیری خیلی کار سختی است. وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مأمور تطهیر ماست. این تطهیر و پاک کردن چطوری درست می شود؟ جنگ احد به پا می کنند، بدر به پا می کنند، خیبر به پا می کنند، برای چه؟ برای این که مردم را تطهیر کنند. این صحنه های سخت برای پاک کردن است. خدای متعال در سوره مبارکه آل عمران وقتی داستان جنگ احد را توضیح می دهد، می فرماید این صحنه های سختی که برای شما پیش آمد، برای این بود که می خواستیم شما را تطهیر کنیم «وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في  صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في  قُلُوبِكُمْ»(آل عمران/154) ما می خواستیم شما را تمحیص کنیم، می خواستیم شما را تطهیر کنیم.

انبیاء امت خودشان را برای تطهیر در وادی های سخت می برند. خدای متعال می فرماید: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى  نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ»(بقره/214) این محاسبه غلط را نکنید، شما می خواهید وارد وادی بهشت بشوید. خیال نکنید انبیاء دست ما را می گیرند و از همین دنیا باب بهشت را به روی ما باز می کنند. شما می خواهید وارد وادی بهشت بشوید، اما بهشت رفتن کار آسانی نیست؛ آدم اول باید بهشتی بشود، بعد وارد بهشت بشود. می فرماید ببینید انبیاء گذشته امتشان را وارد صحنه های سخت می کردند، تا بتوانند اینها را به سلامت از دنیا عبور بدهند، پاکشان کنند و بهشتی شان کنند.

گاهی انقدر سختی ها طول می کشد که «حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ» این رسول الهی و مومنین همراهش به خدا عرضه می داشتند: «مَتى  نَصْرُ اللَّهِ» آن پیروزی چه وقت فرا می رسد؟ قرآن می فرماید اگر با این پیامبرتان صبر کردید و به این نقطه رسیدید، «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ» ما درهای بهشت را به رویتان باز می کنیم.

پس ببینید انبیاء الهی کارشان این است؛ در این دنیا می خواهند ما را عبور بدهند و به بهشت برسانند. عنایت بکنید مهم این است که انبیاء باید قبل از همه به وسط بلا بروند. هیچ صحنه سختی نبوده الا اینکه پیامبرها اول می رفتند. یک صحنه های سختی هم بوده که مختص آنها بوده است. به پیامبر گرامی اسلام می فرمایند پیامبر ما، شما اگر بخواهی اینها را هدایت کنی، یک مأموریت خاص داری «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً * نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلا ً * إِنَّا سَنُلْقي  عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقيلاً * إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قيلاً * إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَويلاً» (مزمل/2-7) شما در روز یک مأموریت بزرگ دارید؛ برای این که آن مأموریت به پایان برسد، برای این که امت را هدایت کنید، برای این که این امت روزی شان برسد، شما باید شب بیدار باشید. شما باید در شب بایستی و قرآن تلاوت بکنی، تا امتت از این رزقی که به دست تو می آید، استفاده کنند. انبیاء رزق هدایت را از دست خدای متعال می گرفتند و به امتشان می رساندند. خیلی زحمت می کشیدند تا این بار را به دست بگیرند و بعد به امت برسانند.

بعد هم برای این که امتشان را از دل کید شیطان ها و نقشه های سنگین مستکبرین عبور بدهند، آنها را به وسط بلا می بردند و اول هم خودشان به وسط بلا می رفتند. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید وقتی کوره جنگ سخت می شد، ما به پیامبر خدا پناه می بردیم. محور سختی ها خود نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اند، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است که برای هدایت ما عاشورا را تحمل می کند. چه کسی عاشورا را تحمل کرده؟ چه کسی فرزندش را می برد در منا قربانی کند تا امت بسازد؟ حضرت ابراهیم خلیل است. هیچ پیامبری نیست که با عافیت امت خودش را رسانده باشد.

تفاوت عذاب با فتنه

این بیان قرآن است که می فرماید اگر وارد وادی اسلام شدید، قدم بعد وادی ایمان است و وادی ایمان از دل فتنه های سخت می گذرد. در سوره مبارکه عنکبوت خدای متعال می فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا»(عنکبوت/10) یک عده ای می گویند ما مومن هستیم و ادعای ایمان می کنند «فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ» ولی وقتی در راه خدا نوبت تحمل سختی ها می رسد، این فتنه و سختی هایی که از دشمن می رسد را به منزله عذاب خدا می دانند.

می فرماید اگر شما ادعای ایمان کنید و بخاطر آن با دشمن درگیر شوید، موانع سر راهتان درست می کنند و نمی گذارند شما به راحتی با پیامبر خدا راه بروید، نمی گذارند با امیرالمومنین علیه السلام راه بروید. این عذاب نیست. آنجایی خدای متعال مردم را عذاب می کند که بخواهد بساط یک امتی را جمع کند، «فَأَكْثَرُوا فيهَا الْفَسادَ * فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ»(فجر/12-13) وقتی فرعون به یک نقطه ای می رسد که اکثار در فساد دارد و فسادش بی حد می شود، خدای متعال بساطش را جمع می کند. این چیز خوبی نیست، آدم باید از عذاب خدا فرار کند. در یک روایتی دارد که وقتی بنا شد قوم فرعون غرق بشوند، یکی از همراهان حضرت موسی دید برادرش در جمعیت فرعون است. آمد به برادرش بگوید که شما غرق می شوید و نمی توانید عبور کنید، تا بیاید و دست برادر را بگیرد، آب به هم آمد و غرق شد. حضرت فرمود این بهشتی است، ولی چون موقع عذاب با اهل عذاب بود، این هم گرفتار شد.

وقتی می خواهد عذاب نازل شود، به حضرت لوط می گویند دست خودت و نزدیکانت و همراهانت را بگیر و برو «وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ»(هود/81) اصلا تعلقی به پشت سر نداشته باشید. اگر حواستان به پشت سر باشد، عذاب آنها شما را می گیرد. یک جایی یک امتی خطا می کند و خدای متعال عذاب می کند، ولی یک جا سختی های راه است.

چرا انبیاء انقدر امتشان را در سختی ها راه می بردند؟ چون اگر از وسط این صحنه های سخت عبور نمی کردند، بهشتی نمی شدند. بهشتی شدن احتیاج به عبور از یک گردنه های سخت دارد. انبیاء خودشان اول در متن سختی ها می رفتند، اصل بار هم روی دوش انبیاء بوده، «وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ» اولین کسی که وسط این صحنه سخت قرار گرفت، پیامبر بود، انبیاء بودند و بعد مومنین بودند. هیچ وقت ابتدا مومنین را به وسط بلا نمی فرستادند. بلا، بلای تطهیر است. خود این پیامبر راه را رفته تا پیامبر شده، ولی برای این که امتش را عبور بدهد، به وسط بلا می رفته است. این همان عهدی است که خدا از این انبیاء می گرفته؛ اگر صبوری می کنید، اگر پیش از همه به وسط بلا می روید و سختی ها را تحمل می کنید، که امت تان را عبور بدهید، به شما رسالت می دهیم، ولی اگر اهل تحمل نیستید و یک جایی می خواهید کوتاه بیاید، رسول نمی شوید.

 این پیامبر گرامی اسلام برای این که امتش را عبور بدهد، امت را در جنگ احد آورده است. در احد انقدر کار برای امت سخت شد که می گفتند خدای متعال این پیامبر را رها کرده یا این که العیاذبالله گناهی کرده و مورد غضب خدا قرار گرفته است! می فرماید: «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى »(ضحی/3) عالم شب و روز دارد، سختی و آسانی دارد، باید از دلِ سختی ها بگذرید تا به آسانی ها برسید، «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً»(شرح/5). این پیامبر شما را در دل سختی ها می برد، چون همه گشایش ها در دل این سختی هاست، همه فتوحات در دل این سختی هاست. این پیامبر شما را در راه فتح می برد، اما راه فتح همراه با سختی است. لذا عنایت کنید بعضی ها یک محاسبه غلطی می کنند، اما قرآن همینجا مقابلش ایستاده؛ «ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى » خدای متعال نه بر تو غضب کرده، نه تو را رها کرده است. تو پیامبر خدا هستی، مأمور الهی هستی و باید امتت را از دل سختی ها عبور بدهی.

حتی یک جایی پیامبر گرامی اسلام تقاضا کرده؛ خدایا این امتحان سخت را بردار. خدا فرموده نمی شود. شما به اندازه کافی بار امت را برداشتی، خودشان باید بروند و از متن سختی ها عبور کنند. یک عده ای این را با عذاب اشتباه می گیرند و تا کار سخت می شود، می گویند سبحان الله ببینید چه گناهی کردیم، اما اینطور نیست. وقتی مقابل قدرت های بزرگ در دنیا می ایستید، وقتی کار را به یک جایی می رسانید که یک موقع با قدرت نرم شوروی را شکست می دهید، آمریکا را به چالش می کشید، وقتی می خواهید ساختارهای قدرت در جهان را به هم بزنید، می خواهید در ساختارهای قدرت مشارکت کنید، در دل اروپا می روید و برنامه های آنها را به هم می زنید، از مدیترانه تا باب المندب حضور پیدا می کنید، خب پیداست آنها هم جلویتان می ایستند. وقتی می ایستند، میدان سخت می شود. این سختی که عذاب نیست. این همانی است که قرآن می فرماید: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ» این فتنه است، این عذاب نیست.

وظیفه تطهیر در دنیا و برزخ

پس ببینید انبیاء که می آیند، دو کار را انجام می دهند: انبیاء به خدا قول می دهند و قرار می بندند که من بار هدایت این امت را برمی دارم. خب خیلی ها به خدا رسیدند، ولی رسول نشدند، چون این عهد را با خدا نبستند. انبیا می آیند و با محبت سختی ها را تحمل می کنند، رنج ها را تحمل می کنند. البته وقتی می خواهد امت را عبور بدهد، امت هم باید از وسط سختی ها عبور کنند، اما اصل سختی روی دوش این پیامبر است. عبورشان که می دهد، مسلمان می شوند، مومن می شوند و پای سختی ها می ایستند، ولی همین هایی که مومن هستند و پای سختی ها ایستادند، هنوز کامل نیستند. هنوز باید خیلی مقامات دیگر را طی کنند.

اینها را در عالم برزخ می برند. در عالم برزخ هم «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُود»، آنجا اول دستگیری امام حسین علیه السلام است. مایی که بارمان روی دوش امام حسین علیه السلام است و داریم با عاشورا راه می رویم، اگر بلای سیدالشهداء علیه السلام نبود، هیچکدام مان مومن نبودیم، بودیم؟! حضرت با بلای خودش ما را مومن کرده «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَةِ» خون دل داده تا ما را از دست شیطان بگیرد. حالا تمام شد و ما در دنیا با امام حسین علیه السلام آمدیم. اول عالم برزخ است. حضرت آنجا باید ما را عبور بدهند، از یک عالم دیگری تطهیرمان بکند. یک شست و شویی در عالم دنیا داریم، یک شست و شویی در عالم برزخ داریم و یک شست و شو هم در عالم قیامت داریم که از آن به شفاعت تعبیر شده است.

پیامبر ما را تطهیر می کند و این تطهیر همراه با سختی است. قرآن می فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً»(توبه/103) پیامبر ما تو که احتیاج نداری، ولی صدقات و زکات را از دست اینها بگیر و «تُطَهِّرُهُمْ» و پاکشان کن. برنامه پیامبر برای تطهیر ماست؛ می گوید نماز بخوان، می خواهد ما را تطهیر کند. ابزار تطهیر نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صلات است. فرمود ماه شعبان که می شد، حضرت می فرمود ماه شعبان ماه من است، من را در روزه این ماه کمک کنید. چون من می خواهم شما را عبور بدهم و به مقام رضوان برسانم. شما هم یک کمکی کنید و دستی به من بدهید. آنهایی که دست به دست حضرت می دهند، حضرت تطهیرشان را به عهده می گیرد. در این دنیا آنها را در دل سختی ها می برد، امتحان هایشان را پیچیده می کند، البته اول از همه خودش به وسط بلا می رود. اگر خود این پیامبر به وسط بلا نرود، دیگر هیچکس مرد این راه نیست. به وسط بلا می رود و به اندازه ای که این پیامبر ظرفیت دارد بلا تحمل کند، امتش رشد می کند، لذا هیچ پیامبری به اندازه نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نمی تواند رشد بدهد.

مأموریت انبیاء از این دنیا شروع می شود و در قیامت هم ادامه دارد. آنجا هم اجازه نمی دهند هر کسی شفاعت کند، اجازه نمی دهند هر کسی حرف بزند، «يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ»(نبأ/38) روح و همه ملائکه صف در صف ایستادند و صحنه عظیم محشر است. در این زمان اجازه نمی دهند احدی حرف بزند، «لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً» باید خدای متعال به او اجازه بدهد و حرف حساب هم بزند. حضرت فرمود ما هستیم که خدا به ما اذن می دهد و حرف حساب می زنیم. عرض کرد آقا شما چه حرف حسابی می زنید؟ گفت: خدا را مدح می کنیم، ثناء و صلوات بر رسولش می فرستیم و بعد شروع می کنیم به شفاعت کردن از شیعیان مان. مقام شفاعت مال کسی است که در آن صحنه قیامت حرف صواب می زند، مال کسی است که در آن صحنه قیامت به او اجازه حرف زدن می دهند.

در آن صحنه «فَلا تَسْمَعُ إِلاَّ هَمْساً»(طه/108) اصلا کسی اجازه حرف زدن ندارد. مقام شفاعت مقام کسانی است که «لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً»(مریم/87). انبیاء یک قرارهای سختی با خدا بستند، ائمه یک قرارهای سختی با خدا بستند و بارهای سختی را باید بردارند، آن وقت بهشان اجازه شفاعت می دهند. در دنیا در صحنه های سخت انبیا جلو می روند، در قیامت هم همینطور است و حضرت جلوی همه حرکت می کنند. عنایت بکنید اصل شفاعت مال نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است. بعد مال شیعیان کامل است. شیعیان کامل چه کسانی اند؟ انبیاء؛ انبیاء الهی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اذن شفاعت می گیرند و دستگیری می کنند. بعد آنهایی که با انبیاء راه می روند، به ترتیب اذن شفاعت پیدا می کنند. این شفاعت ادامه هدایت و دستگیری در دنیاست.

شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها

نسبت به وجود مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، داستان همین است. این که حضرت فرمود حرم ما قم است بعد بلافاصله یک بشارت داد «تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي» پاره تن من آنجا دفن می شود؛ یعنی اگر می خواهید وارد حرم و حریم ما بشوید، از اینجا باید وارد بشوید. همه شیعیان من به شفاعت او وارد بهشت می شوند، یعنی همین؛ یعنی اینجا حرم است ولی این حرم یک باب دارد. این که گفته شده یک درب بهشت در قم باز می شود یعنی همین؛ یعنی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها باب بهشت است. آن شأن هدایتی که امام رضا علیه السلام دارند، یک بخشی از آن به عهده حضرت معصومه سلام الله علیها است.

این هجرت حضرت معصومه سلام الله علیها به قم که یک امر تصادفی نیست. حضرت مأمور بودند که به قم بیایند و یک کار بزرگ انجام بدهند؛ قم را کنند قم، قم را کنند حریم اهل بیت و از اینجا به سمت بهشت باب باز کنند. لذا شفاعتی که ایشان دارند شأنی از شئون شفاعت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، شأنی از شئون شفاعت امیرالمومنین علیه السلام است. من از زیارت ایشان اینطوری می فهمم که یک نازله ای از شفاعت و یک شأنی از شفاعت همه معصومین به ایشان منتقل شده و لذا حضرت فرمود همه شیعیان با شفاعت حضرت معصومه سلام الله علیها وارد بهشت می شوند. حضرت واسطه هدایت و واسطه شفاعت ائمه است، لذا حرم ایشان یک حرم فوق العاده است. فرمود اگر ایشان را با معرفت زیارت کنید، بهشتی می شوید.

عرض کردم از مواقف ایشان شفاعت است و این شفاعت در آخرت ادامه هدایت در دنیاست. اگر کسی در دنیا برای دستگیری بندگان خدا سرمایه گذاری نکند، در آخرت اجازه نمی دهند کاری انجام بدهد. ایشان باری را در دنیا برداشته که بار بسیار سنگینی است. حالا این توضیح می خواهد که حضرت معصومه سلام الله علیها چه باری از هدایت امت را برداشتند؟ ایشان آمدند و اینجا ایستادند و یک مأموریتی را انجام می دهند که ادامه اش شفاعت در عالم قیامت می شود. کسانی که از این دنیا به هدایت حضرت می رسند و با حضرت راه می روند، ادامه راه را هم در برزخ باید با حضرت بروند، ادامه راه را در قیامت باید با حضرت بروند. کار همراهی با امام و شفیع در دنیا تمام نمی شود.

خدای متعال به همه مان توفیق بدهد تا از این حرم شریف برخوردار بشویم چون باب حریم اهل بیت است، باب بهشت است. با ایشان می شود وارد بهشت اهل بیت بشوی. البته این وارد شدن همراه با ابتلاء و امتحان و سختی است، ولی آدم را که در این سختی ها می فرستدند، هوای او را دارند و مراقبش هستند. مواظبت می کنند و به سلامت او را از سختی ها عبور می دهند.

این هجرت حضرت و آمدن به قم یک مأموریتی است برای هدایت و شفاعت، این کاری که وجود مقدس ثامن الحجج ارواحنا فداه امام علی بن موسی الرضا محورش بودند و لذا حرم ایشان متصل به حرم امام رضاست. مرحوم آیت الله العظمی بهجت فرمودند این حرم ها به هم وصل اند و بین اینها حواله هایی رد و بدل می شود. یکی از درهای بهشت در حرم حضرت معصومه است، انوار همه معصومین اینجا حاضر است، حرم همه معصومین است، باب حرم اهل بیت است و اگر کسی از این باب وارد بشود، به شفاعت همه معصومین می رسد. ایشان به خاطر همین مأموریت به قم آمدند و 17 روز مهمان اهل قم بودند.

می دانید مردم قم از آن موقع جزو شیعیان فوق العاده خوب بودند و خیلی خوب از حضرت پذیرایی کردند. بزرگ قمی ها زمام ناقه حضرت را به دوش گرفته بود. حضرت آمدند و 17 روز در این بیت النور که الان هم محلش محفوظ است، سکونت داشتند و این شهر را با عبادت خودشان نورانی کردند.

بعد هم که رحلت فرمودند، حالا در بعضی از نقل ها هست که مسموم شدند. برای کسی مثل حضرت معصومه سلام الله علیها که شهادت از مقامات نازله اش است، خیلی اینها بحث ندارد که حالا گاهی ما می گوییم مرگ شهادت گونه، ایشان فوق شهادت اند. با یک مأموریت الهی آمدند اینجا و بعد هم رحلت فرمودند. می دانید به زیارت امام رضا علیه السلام هم نرسیدند. از آن روزی که امام رضا علیه السلام از مدینه حرکت کردند و فرمودند برای من گریه کنید، چون من دیگر برنمی گردم، دیگر به دیدار امام به حسب ظاهر نائل نشدند، بعد هم آمدند در قم، 17 روز در قم بودند و رحلت فرمودند. مردم قم در تشییع جنازه حضرت سنگ تمام گذاشتند. بعد مثل فردایی بدن مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها روی دوش مردم قم تشییع شد تا در همین محلی که ملاحظه می فرمایید، آن موقع یک باغی بوده و بدن مطهر حضرت به خاک سپرده شد. حتی نقل شده که همه مترصد بودند که چه کسی حضرت را دفن کند چون محرمی نداشتند. دو سوار از راه دور آمدند و تجهیز حضرت معصومه سلام الله علیها و دفن حضرت را بر عهده گرفتند.

پی نوشت ها:

(1) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 57، ص: 228

(2) تفسير القمي، ج 2، ص: 25

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 265