نسخه آزمایشی
یکشنبه, 15 تیر 1399 - Sun, 5 Jul 2020

اجلاس فعالان مهدویت/ تحقق عهد با خدای متعال در عهد با امام؛هدف اصلی دشمن، فراموش شدن امام در جامعه

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 9 اردیبهشت ماه 95 است که در اجلاس فعالان مهدویت برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، عهد ما با خدای متعال و امام این است که در مدار امام حرکت کنیم و دیگران را هم به این مدار وارد کنیم و نگذاریم مدار حرکت جامعه بشری و به خصوص جامعه مومنین از مدار ولایت امام خارج شود. عهد ما با امام سه معنای متکامل دارد و هر سه هم باید رعایت شود: عهد احتراز، عهد درگیری با جبهه کفر و عهد سازندگی. مناسکی که برای توجه به امام می گیریم مناسکی باشد که تمام عهد ما در آن مورد توجه قرار بگیرد و جامعه را به یکی از ابعاد توجه به امام معطوف نکنیم. همه زوایا را برای جامعه روشن کنیم.

احیای بستر اجتماعی التزام به عهد با امام

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. ما یک عهد ازلی با امام خودمان داریم. قرآن می فرماید: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ * وَ أَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ»(یس/60-61)؛ ما با خدا عهد بستیم که با شیطان نباشیم و در مقابل او خضوع و خشوع نکنیم و عبودیت خدا را مدار زندگی خودمان قرار بدهیم. صراط مستقیم صراط عبودیت است. در روایاتی مانند این روایت که در معانی الاخبار صدوق در ذیل سوره حمد ذکر شده است، صراط را اینطور تفسیر کرده و فرمودند: «هُوَ الطَّرِيقُ إِلَى مَعْرِفَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمَا صِرَاطَانِ صِرَاطٌ فِي الدُّنْيَا وَ صِرَاطٌ فِي الْآخِرَةِ وَ أَمَّا الصِّرَاطُ الَّذِي فِي الدُّنْيَا فَهُوَ الْإِمَام»(1)؛ صراط ولایت، صراط مُنعم علیهم یعنی صراط کسانی است که خداوند به آنها نعمت ولایت داده و در صراط مستقیم حرکت می کنند. در روایت دیگری فرمودند: «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ قَالَ شِيعَةُ عَلِيٍّ ع الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ بِوَلَايَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ لَمْ يَغْضَبْ عَلَيْهِمْ وَ لَمْ يَضِلُّوا»(2).

بنابراین ما عهدی که با خدا داشتیم عهد حرکت بر مدار ولایت معصوم است؛ که عهد عبودیت است و شیطان هم با همین عهد مقابله می کند تا به این عهد وفا نشود؛ چنانچه در قرآن آمده است: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ»(اعراف/16)، امام صادق علیه السلام فرمود شیطان از بقیه فارغ است و هدفش شما هستید و می خواهد شما را از حرکت در مدار امام باز دارد.

عهد ما با خدای متعال و امام این است که در مدار امام حرکت کنیم و حتی دیگران را هم به این مدار وارد کنیم و نگذاریم مدار حرکت جامعه بشری و به خصوص جامعه مومنین از مدار ولایت امام خارج شود. بنابراین همه صبح و شب ما باید در صدد این کار باشیم و برای این کار سرمایه گذاری شود که خودمان بر مدار امام حرکت کنیم و جامعه را هم بر مدار امام به حرکت در آوریم. یک فرصت هایی را خدا در اختیار ما قرار می دهد که ائمه ما در طول تاریخ مذهبی ما ایجاد کردند و ما باید از آنها استفاده کنیم؛ کما اینکه یک موقف هایی را ایجاد کردند. مثلاً اربعین را ما درست نکردیم، این یک تصرف تاریخی معصوم است، ما باید سعی کنیم در این مدار پایدار باشیم. جمکران هم ما درست نکردیم، یک تصرفی شده و بر اساس آن تصرف، یک مرکزی به عنوان نقطه کانونی توجه به امام با یک مناسکی تأسیس شده و ما باید همین را احیاء کنیم. بنابراین در توجه دادن جامعه به امام علیه السلام ما باید از تمام امکانات تاریخی و اجتماعی مثل فرصت نیمه شعبان و جمعه و شب قدر و فرصت های دیگر و از همه امکانات استفاده کنیم که جامعه توجه داشته باشد که امام یعنی چه؛ و رو به خدا رفتن جز با حرکت بر مدار معصوم ممکن نیست.

همه زندگی ما باید خرج این کار شود. خدای متعال ما را در این عالم دنیا آورده و یک تلاقی بین ما و امام قرار داده و این تلاقی همان نسیم رحمتی است که می وزد. ما باید خودمان را در این فرصت به امام برسانیم و با امام سیر کنیم و باید جامعه را در مدار امام قرار دهیم که همه زندگی آن بر مدار امیرالمومنین علیه السلام باشد. در ادعیه وارد شده که «حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدا». همه احوال ما باید در خدمت امام باشد. جامعه اگر در مدار امام قرار نگیرد، جامعه معهود نیست، یک مسیر دیگری را می رود. همه زندگی ما باید خرج عهدمان با خدا شود. این عهد با خدای متعال در عهد با امام علیه السلام متحقق می شود و ما باید این عهد را هم هر روز برای خودمان نو کنیم. چنانچه فرمودند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا»، باید عقد و قرارمان را با امام نو کنیم و از فرصتهای مختلف استفاده کنیم و بستر اجتماعی ایجاد کنیم که این تعهدات نسبت به امام هم روشن و هم تکرار و تجدید شود. زیارت تمام عهد انسان با امام است. مناسکی که موجب تجدید و تحکیم عهد انسان با امام است از جمله مناسکی مثل نیمه شعبان را باید در جامعه احیا کنیم.

معنای عهد با امام

در مفهوم توجه به امام و انتظار امام و انتظار آن ایام اللهی که خدا وعده داده، رویکردهای متفاوتی است. ما همه منتظر آن ایام الله هستیم، ایام الله یعنی آن روزی که حقیقت توحید در آن تحقق پیدا می کند. در روایات این ایام به ظهور و رجعت و قیامت و گاهی به ائمه تفسیر می شود. ایام الله خود ائمه هستند. چنانچه فرمودند: ایام، خود ائمه علیهم السلام هستند. انتظار تحقق آن جامعه موعودی که ما عهد بستیم در مدار آن حرکت کنیم و خدا هم در مقابل آن عهد، به فرموده قرآن: «وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ»(توبه/111)؛ یعنی قراری با ما دارد که ما را وارد وادی ولایت که وادی بهشت و نعیم است، بکند. این عهد ما با امام سه معنای متکامل دارد و هر سه هم باید رعایت شود.

عهد تبری و احتراز

اول آنکه این عهد تبری و احتراز است. ما عهدمان این است که در جبهه دشمن امام زمان و جبهه کفر استحاله نشویم و تلاش کنیم که صفمان کاملاً روشن باشد. این خط احتراز کردن و تبری کردن را در طول تاریخ ائمه و در دوران غیبت، فقهای بزرگ حفظ می کردند تا جامعه شیعه در دولت های بنی عباس و عثمانی منحل نشود. مرزبندی هایمان باید کاملاً روشن باشد. در همه دوره ها بوده و الان هم همین طور است. با جبهه نفاق و کفر باید مرزبندی و تبری قلبی داشته باشیم.

در جبهه کفر یک دستگاه تاریخی و یک دستگاه اجتماعی است. کما اینکه در جبهه حق، شما یک ولایت تاریخی دارید که برای معصوم است. امام، ولی کل جوامع تاریخی بشر است و یک ولایت اجتماعی دارید که ممکن است در غیبت کبری به علماء برسد. ولایت فقیه یک ولایت اجتماعی است و برای شرایط اجتماعی خاص است. در مورد جبهه باطل هم همین طور است. شما یک دستگاه تاریخی باطل دارید که برای ولات باطل است که شامل ابلیس و جنودش می شود. ولایت تاریخی جبهه کفر نقطه مقابل نبی اکرم و ائمه است. آنها بر جبهه باطل ولایت تاریخی دارند و ما مرزبندی مان با آنها همیشه بوده و هست و خواهد بود. فرض کنید آن کسانی که در روایات ما مثل زیارت عاشورا آمده مثلاً آنجا که میفرماید «وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً»، این کسی است که در جبهه تاریخی کفر است و ما هر کجای تاریخ که هستیم باید از او تبری بجوییم. اگر تبری نجویید او ضربه خودش را می زند.

قسمت اول این فرمایش استاد بزرگوار ما مرحوم شهید مطهری رحمت الله علیه که خیلی هم محترم هستند و فرمودند: که شمر مرد ولی شمر زمانه را داشته باشید، خیلی صحیح نیست. «شمر مرد» ندارد، شمر یک محور تاریخی کفر است و تکرار شدنی هم نیست و همه مومنین تاریخ هم باید از او تبری بجویند. تا خدا خداست، ما او را لعن می کنیم. این ولایت تاریخی در زمان ما یک فرودگاهی دارد. [نباید] در افق تاریخی خودش آن را رها کنید و کاری نداشته باشید که او در زمان ما چطور جامعه را شکل می دهد. کما اینکه امام عصر عجل الله فرجه که ولایتش بر کل کائنات و بر تاریخی اجتماعی بشر است، اما در این هزار سال حیات اجتماعی ما را از طریق فقها اداره کردند. ما باید به فرمان آنها عمل می کردیم و شیعه هم این کار را کرده است.

جبهه باطل هم همین طور است. ما باید جبهه نفاق و کفر دوران خودمان را بشناسیم و نسبت به آن مرزبندی داشته باشیم و نگذاریم مرزهای فرهنگی ما قاطی شود. الان یکی از مصادیق بارز تجسد حکومت اموی این امپراطوری مادی امروز است؛ این ادامه جریان بنی امیه است. این قسمت اول عهد ما که عهد احتراز است. جبهه دشمن با امام زمان دشمنی می کند و می خواهد تاریخ به سمت امام حرکت نکند، اگر کسی با جبهه دشمن مرزبندی نکند نشان می دهد که او سر عهد خود با امام نیست. خلاصه اگر ما تبری نجوییم، خدای نکرده به فرموده روایات؛ «الرَّاضيَ بفِعْلِ قَومٍ كالدَّاخِلِ فيه معهُم»(3)؛ هستیم. حداقل نهی از منکر، نهی از منکر قلبی و تبری است.

عهد درگیری با جبهه کفر

دومین امری که در عهد ما با امام هست، این است که ما باید درگیر شویم. واقعاً انتظار معنایش این است که انسان با جبهه مقابل یک درگیری دارد. این جزو عهد ماست. هم تبری بجوییم هم درگیری و صف بندی و قتال داشته باشیم. این هم عهد ما با امام است؛ البته این در ادوار مختلف بر اساس وظایف تاریخی و مقدورات تاریخی مومنین فرق می کرده است؛ یعنی در دوران غیبت جامعه شیعه هم تبری داشته و استحاله نشده و هم دائماً درگیر بوده و این درگیری هیچ وقت تعطیل نشده؛ البته کم و زیاد داشته است. گاهی برخورد فرهنگی اش غلیظ تر بوده و گاهی شکل نظامی اش بیشتر بوده است. یک جبهه ای دنبال این است که راه رسیدن به توحید و ظهور و راه تحقق ولایت امام را سد کند؛ و وظیفه ما این است که تا حد ممکن درگیر شویم. کسی که دنبال امام است، در صف بندی هایی که ایجاد می کنند باید در صف امام باشد. به فرموده معصوم: «سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ»

عهد سازندگی

عهد سوم هم سازندگی بوده؛ یعنی عهد ما این است که سعی کنیم آرام آرام هم خودمان و هم یک جامعه ایمانی را بر محوریت امام شکل بدهیم. این جامعه قبل از ظهور، مثل خورشید پشت ابر از امام علیه السلام استفاده می کند؛ اما بعد از ظهور همه چیز دگرگون می شود و حضرت این کلمه مغیب، ظهور پیدا می کند و عالم به بلوغ خودش می رسد و علوم و عقول کامل می شود. آنها وقایع زمان حضرت علیه السلام است؛ ولی قبل از آن قصه سازندگی است. خود ائمه هم این کار را می کردند و جامعه شیعه را ساخته اند. ائمه علیهم السلام برای ما مکتب فقهی و کلامی و اخلاقی و معرفتی ایجاد کردند و هیچ وقت نگذاشتند فقه ما منحل در فقه عامه شود یا کلام ما مثلاً منحل در کلام معتزله شود. فقها و علماء بزرگ شیعه این مرزبندی ها را دقیق و محکم کردند؛ و جامعه ای با یک فرهنگ و اعتقادات و مشی خاص ساختند. این سازندگی هیچ وقت نباید تعطیل شود و هر موقعی هم شکلی داشته است. محور آن دست امام است که با ولایت تاریخی خودش تاریخ را پیش می برد؛ اما از آستین بزرگان شیعه بیرون آمده و مرزبندی ها را شکل داده و جامعه را ساخته است. ما قبل از ظهور باید در ساختن یک جامعه ایمانی به اندازه وسعمان تلاش کنیم. پس عهد فقط این نیست که مواظب باشیم که قاطی نشویم؛ این بخشی از عهد ماست. ما دائم باید دنبال ایجاد جامعه ایمانی باشیم و البته واضح است که آن جامعه متعالی برای عصر ظهور است، ولی در هر عصری جامعه مومنین در مقابل جامعه کفار ساخته شده و هویت پیدا کرده و ما از این نباید غفلت کنیم.

 باید توجه کرد که مناسکی که برای توجه به امام می گیریم مناسکی باشد که تمام عهد ما در آن مورد توجه قرار بگیرد و جامعه را به یکی از ابعاد توجه به امام معطوف نکنیم. همه زوایا را برای جامعه روشن کنیم. جامعه به سوی امام حرکت کند و عهدهایش با امام مقابلش باشد و بر اساس آن عهدها عمل کند. جامعه برای همه منتظران است؛ یعنی هیچ منتظری نمی تواند بگوید: من دنبال صف بندی با جبهه کفر و در پی درگیری با جبهه کفر نیستم؛ نمی تواند بگوید: من دنبال سازندگی نیستم. این اصول مسلم جامعه شیعه در طول دوران ائمه و دوران غیبت بوده و حرف جدیدی نیست. ممکن است تند و کند شده باشد و شکل مبارزه فرق کرده باشد؛ اما هیچ دوره ای نبوده که جامعه شیعه را حفظ نکرده باشند که در جوامع دیگر منحل شود؛ یا صف بندی ها را شکل نداده باشند، یا جامعه شیعه را پیش نبرند، هیچ موقع این جور نباشد.

وظیفه مهم ما

وظیفه ما این است که جامعه شیعه را متوجه به حضرت علیه السلام بکنیم. این توجه از عمیق ترین لایه های قلبی انسان ها باید اتفاق بیفتد و قلوب متمایل شوند و محبت حضرت در دلها بیاید. ما در توحید چیزی بالاتر از اخلاص در محبت نداریم. معصوم می فرماید: «وَ مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ». محبت در لفظ نیست، انسان تا به آن خلیفه الهی نرسد و حب امیرالمومنین علیه السلام در دلش نیاید محبت نمی ورزد. ما باید جامعه را به مدار تحقق بندگی در فکر و عمل و رفتار و روابط اجتماعی آن، و در ارتباط با جوامع کفار برسانیم و از هر فرصتی برای این کار استفاده کنیم و نگذاریم غفلت از امام حاصل شود. دستگاه ابلیس یک کار بیشتر نمی کند و آن غفلت از امام و غفلت از توحید است و همه توانش را هم به کار می گیرد. اگر توجه به معاد موجب توجه به خدا و اهل بیت علیهم السلام می شود، این را سد می کند. هر کاری می کند که انسان را از امام جدا کند. باید ما جامعه را در مقابل این برنامه ریزی جامعی که شیطان و اولیاء طاغوت می کنند تا جامعه را از امام دور بدارند، آگاه کنیم و به نقشه های شیطان توجه بدهیم و به عکس، یک برنامه ای برای توجه جامعه به امام داشته باشیم.

باید بر روی امور مهم کار و فکر شود و همدلی و همکاری شود تا ان شاء الله همه قوایمان را روی هم بگذاریم؛ و حتی با اختلاف سلیقه های جزئی که در هر کاری هست، همفکری کنیم؛ خدای تعالی هم برکت می دهد و این کارهای کوچک تبدیل به اتفاقات بزرگی خواهد شد. من مثال می زنم: جمکران، یک امری است که اتفاق افتاده و خیلی از عزیزان می دانند که این مسجد، چهل سال قبل مسجد کوچکی بود که یک عده حدود 500 نفر می آمدند؛ اما الان الحمدلله به یک جریان بزرگ اجتماعی فرهنگ ساز تبدیل شده است. اربعین هم به یک موج بزرگ توجه به اهل بیت در جهان تبدیل شده است. این کارهای کوچک اگر برنامه ریزی خوبی کنیم به مناسک بزرگ اثر گذار تبدیل می شود برای اینکه جامعه شیعه مسیرخودش را در عمل به عهد خودش با امام طی کند. انواع برنامه ریزی ها و فرصت های ممکن را باید مغتنم بشماریم.

سوال: با توجه به آیات و روایات آیا ما می توانیم جایگاهمان را در نظام خلقت مشخص کنیم که در کدام یک از این قسمت ها هستیم و در این خط ها در کجا قرار گرفتیم؟

جواب: اصل این کار هم نسبت به شخص و هم نسبت به کل حیات بشری ما فی الجمله شدنی است. به نظر ما همه مومنین در صراط هستند ولی تند و کند دارند؛ اما هر کدام سبیلی دارند که یکی تندتر و یکی کندتر می رود؛ ولی همه در یک جاده حرکت می کنند. می شود وضعیت خود و جامعه را مشخص کرد و این شدنی است. بخشی راجع به برنامه ریزی های حوزوی است و بخشی مربوط به انسان است. اصل آن به نظرم قابل تردید نیست که همه مومنین با همه اختلافات سلیقه هایی که دارند، در راه هستند.

سوال: چگونه می شود این کار را کرد که جایگاهمان در کجاست؟ تا ببینیم در کجا قرار گرفتیم که سرعتمان را به نسبت به مقصد زیاد کنیم؟

جواب: یک مطالعات عظیمی در حوزه معارف می خواهد تا با علائمی که ائمه علیهم السلام برای تاریخ شیعه معین کردند بفهمیم در کجا قرار گرفتیم و همچنین مطالعات میدانی و جامعه شناختی وسیعی می خواهد که وضعیت موجود را بشناسیم. یک اتفاقاتی هم افتاده اما کافی نیست. از جمله مسائل مهمی که در پژوهش های مهدوی باید مورد توجه باشد این است که باید وضعیت خودمان را بفهمیم و طبق آن اقدام کنیم. گاهی به نظر می آید یک بخشی از علائم ظهور همین است که اقداماتمان طبق شرائط باشد. بخشی از آن به عهده حوزه است که باید تفقه کنند و بخشی از آن بر عهده حوزه های مطالعاتی دیگر است؛ که به این سمت هم داریم حرکت می کنیم.

این راهی است که به فرموده قرآن «وَ سَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ»(آل عمران/133) است. خدای متعال در این وادی ما را به سرعت دعوت کرده و در مسیر مغفرت باید سرعت ببخشیم. سرعت یعنی هیچ امکان و فرصتی فوت نشود. از همه فرصت ها و امکانات استفاده کنیم. خدا شما را قرار داده به برکت شما ما را هم ان شاء الله قرار بدهد. همین اقدامات را اگر زمانی به آن بگذرد و دقت شود و آفت پیش نیاید، خواهید دید. این نکاتی که گفتم برای وقتی است که آفتی نداشته باشد. گاهی وقتی آفتی پیش می آید و یک بعدی می شود، موضع گیری اجتماعی در مقابل شما پیش می آید. گاهی اگر همراه با مدار نباشد موضع گیری می شود. باید همراه وفق و مدارا و شرح صدر باشد. خواهیم دید که یک دهه نمی گذرد که این تبدیل به یک جریان قابل اعتنا می شود. الان بسترهای اجتماعی را خدا آماده کرده است. ما امسال هفتصد هزار نفر معتکف داشتیم که همه هم جوان بودند. چند سال است که یک برنامه ریزی مختصری می شود. قبلاً اعتکاف منحصر در قم بود که شاید آن هم به دویست یا سیصد نفر می رسید. امسال این مقدار است. عرفه و جمکران و اربعین همین طور است. اینها خیلی مهم هستند. آن هم با توجه به ظرفیت هایی که دشمن فراهم می کند. مرحوم آیت الله انصاری همدانی رحمت الله علیه به مریدانشان گفته بودند که شما اگر ریاضیت و سلوکتان باعث شود که عقب گرد نکنید، خیلی کار کردید. چون موج خیلی سنگین است. می فرمودند که من جوان بودم شناگر خیلی قوی ای بودم، رفتم داخل فرات علیه موج ببینم چقدر می توانم شنا کنم، یک ساعت و نیم شنا کردم دیدم کنار لباس هایم هستم. موج آن طرف خیلی سنگین و جدی است و اصلاً شوخی بردار نیست.

چهل سال جنگ سرد بین کمونیست با نظام سرمایه داری بود و شوروی مرزهایش را بسته بود و یک رادیوی تک موج داشت. هیچ صدایی در این کشور به گوش احدی نمی رسید. الان ببینید ماهواره ها و شبکه های مجازی بیداد می کنند. الان انسان در خلوت و تنهایی خودش ده ها نوع گناه می تواند بکند، گناهانی که تصورش را نمی کرد. این بستر برای جوان آماده است.

در این فضا، این معنویت و این نماز شب ها چیز فوق العاده ای است. الحمدلله بسترها برای اقبال حضرت آماده است و حضرت یک نفسی در عالم دمیده اند و عالم رو به زنده شدن است. قرآن می فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(حدید/17). حیات ارض به نفس امام است. آن نفس رحمانی که عالم را زنده می کند مثل نفس مسیح است که به گل می خورد و زنده می شد که در قرآن است؛ «كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي»(مائده/110)؛ یعنی به اذن من میدمی که یک پرنده زنده می شود. آن نفسی که آدم و عالم را زنده می کند نفس امام است. این نفس شروع به دمیده شدن کرده و یک حیات معنوی در عالم و در قلوب به وجود آمده و اقبال هایی به حضرت در عالم دارد شکل می گیرد. این آثار همان دمیدن نفس رحمانی در عالم است و ان شاء الله بهار عالم نزدیک است. ما باید خودمان را در مسیر این نفس رحمانی قرار بدهیم و سعی کنیم جامعه را در مسیر آن قرار بدهیم. باید از این بهار یک استفاده ای شود و عالم زنده شود و به حیات طیبه برسد. همه اینها هم در پرتو امام است. یک کلمه هم بیشتر نیست: امام علیه السلام و لا غیر؛ بقیه اش شوخی با دین است. در روایات است که دین یعنی امام؛ اما بعضی فکر می کنند که اینها غلو است؛ اما واقعیت همین است. اگر این یک کلمه نباشد همه می گویند: دین. مگر آن طرفی ها گاهی از ما بیشتر نماز نمی خوانند؟

ما باید یک کاری کنیم که به این مساله توجه شود که اول و آخر امام است. اینکه در بعضی از روایات این آیه «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ»(حدید/3) را تعبیر به امام می کنند نه اینکه بخواهند بگویند امام خداست، چنانچه حضرت امیرالمومنین علیه السلام اول کسی بود که با کسانی که قائل به الوهیت حضرت بودند، جنگید؛ بلکه معنایش این است که مظهر آن امام است، رسیدن به همه اینها رسیدن به امام است. چیزی جز امام نباید مد نظر قرار بگیرد. بندگی و حکومت و نماز و جنگ و صلح بر مدار امام است. عهد یعنی همین، و باید ما جامعه را بر آن عهد جامع و واسع که با امام دارد، برسانیم.

عهد با امام یک عهد جامع

عهد را محدود معنا نکنیم. نه اینکه مثلاً رفته سیب زمینی بگیرد، گران شده بر می گردد و می گوید: خدا امام زمان علیه السلام را برساند. یا در جایی ظلمی کردند و یا قانون دقیقی نبوده، می گوید که خدا امام زمان علیه السلام را برساند. آیا حضرت را برای این کارها می خواهید؟ اینکه آن عهد جامع و واسع با امام و ابعاد عهد ما امام چیست را باید برای جامعه روشن کرد. عهد ما یک عهد و بیعت جامع است. درک آن مهم است. همه چیز باید بر مدار حضرت حق باشد، بر مدار حق بودن یعنی باید بر مدار امام باشد. دعای ماه رجب که از امام زمان علیه السلام نقل شده میفرماید: «وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُك» چطوری این را معنا می کنید؟ یک چنین امامی است. این عهد ما با امام یک عهد جامع است. یک امامی نیست که یک بعد ما را بخواهد اداره کند، بلکه همه عرصه های ما را می خواهد نورانی کند. این عهد را باید برای جامعه تبیین کرد. دشمنش هم دشمنی است که تدبیر جامع می کند. فرمود یا علی به اندازه ای که تو راه های هدایت را بلدی، شیطان راه های ضلالت را بلد است. برای گوش و قلب و فکر و خیال و خلوت و جلوت ما نقشه کشیده است. از قبل از تولد برنامه ریزی می کند که مثلاً چقدر بچه بیاورید، بعد بارداری و تولد و مهد کودک و تا برسد به مرگ و اتاق ایزوله، برای همه شصت سال و هفتاد سال برنامه دارد. و به فرموده قرآن: «مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ»(جاثیه/24).

ما برای مقابله با او باید عهد داشته باشیم. باید برنامه جامع داشته باشیم. نمی شود که شیطان برای همه ابعاد برنامه بریزد و ما در تبعیت از امام فقط به یک زاویه توجه کنیم؛ بقیه زوایا را شیطان می برد. همه چیز باید بر مدار امام باشد. عهد ما این است تمدن ما بر مدار امام، حیات عیش مادی و معنوی مان بر مدار امام. عیشی که بر مدار امام است «عِيشَةٍ رَّاضِيَةٍ»(قارعه/7) است و عیشی که بر مدار امام نیست؛ «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً؛ يَعْنِي ذِكْرِي مِنَ الرَّسُولِ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ»(4)؛ همه چیز ما بر مدار امام باید باشد نه تنها معنویاتمان، بلکه همه زندگی مان باید یک سجده و دو رکعت نماز باشد که امام جماعتمان امام زمان علیه السلام باشد. «الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ»(معارج/23)؛ یا «رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ»(نور/37)؛ یا «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ»(نور/36) اینها چه کسانی هستند؟ این بیت خانه امام زمان علیه السلام است. کسی که وارد بیت الولایه شد، همه کارش نماز و بخشش در راه خدا است. تبیین این عهد گسترده با امام و تبیین جبهه گسترده دشمن و ایجاد غفلت از امام باید اتفاق بیفتد. همه تلاش دشمن در یک کلمه، غفلت از امام خلاصه می شود. ان شاء الله که خدا به شما توفیق دهد. دعا کنید که ما هم دنباله روی شما باشیم.

سوال: برای بحث راهپیمایی برای ظهور چه پیشنهاداتی دارید؟

جواب: اصل اینکه ما یک حرکت های اجتماعی ایجاد کنیم که این حرکت ها توجه به حضرت را احیا کند این خیلی خوب است. منتها روی مناسک آن باید دقت شود. فرض کنید منسکی که خود حضرت گذاشتند جمکران یا رفتن به مسجد کوفه است. ما باید دقت کنیم که مناسک با امام متناسب باشد. این نکته اول است. من یک وقتی فکر می کردم عید را همه دارند؛ اما فرق می کند. مثلاً خوشحال هستیم که دنیایی را به دست آوردیم و ده سالمان شده. مناسکش هم مشخص است که کیک و شمعی و فوت کردن و شادی کردن است؛ اما وقتی بالغ شدی، جشن بگیر چون خدا تو را قابل تکلیف دانسته است. اعیاد اجتماعی هم همین طور است. یک موقع کارناوال شادی راه می اندازیم می خواهیم خوش باشیم. یک موقع انسان یک ماه روزه بوده و شب های قدر را پشت سر گذاشته خدا می فرماید: عید بگیرید و نماز بخوانید. آن شادی مناسکش این است و تناسب دارد. اگر می خواهید توجه به حضرت پیدا شود مناسکش باید متناسب با توجه به حضرت باشد. یک مناسکی نگذاریم که با توجه به حضرت تناسب نداشته باشد و ما به خیال خودمان خدمتی کرده ایم. این نیاز به تأمل و دقت دارد. پیداست کارناوال ورزشی کارناوال عصر ظهور نیست؛ نمی گویم ورزش بد است اما متناسب عصر ظهور نیست. مناسک توجه به حضرت به خصوص مناسک اجتماعی باید با تدبیر باشد که بخشی از آن هم می تواند تجمع عمومی و حرکت به یک مکانی باشد که مورد توجه حضرت است؛ مثل جمکران و حرکت اربعین.

بنابراین مناسکش باید به دقت انتخاب شود. مثل مناسک عزاداری سیدالشهدا علیه السلام است. مناسکش دقت می خواهد. خودمان نمی توانیم کم و زیاد کنیم؛ بلکه با دقت های فقهی و موضوع شناسی باید کار انجام شود. وقتی یک مورد را می خواهید وارد کنید تأمل می خواهد. من به یکی از عزیزانی که می خواستند درس دادن مداحی را راه بیندازند گفتم که من نظر نمی دهم اما توجه داشته باشید که دارید روی موضوعی دست می برید که یکی از بزرگترین موضوعات است، یعنی توجه به معصوم. دقت کنید که بی دقتی نشود. البته در کار فقیهانه هم احتمال خطا هست؛ شیعه معتقد است که فقیه اگر زحمت خود را کشید و به واقع رسید خود و مقلدینش اگر خطا باشد یک ثواب میبرند و اگر واقع باشد دو ثواب می برند؛ ولی دقت ها باید به اندازه کافی و متناسب با عظمت موضوع باشد. بی خودی کم و زیاد نشود. اگر می خواهید جمع را بیاورید مناسک اجتماعی می خواهد. اسلام حج و نماز جمعه و جماعت و عید دارد. این تجمع ها خیلی مهم است. در روایات نماز جماعت آمده است که یکی از دلائل نماز جماعت این است که مومنین بروند به هم اعتماد کنند و اعتماد عمومی ایجاد شود. جای اعتماد عمومی که پشتوانه جامعه مسلمین است، در نماز جماعت و مسجد است. وقتی همدیگر را در نماز جماعت می بینند به هم اعتماد می کنند. به خلاف قمارخانه که هیچ کس به هم اعتماد ندارد.

تجمع حول امام علیه السلام مناسکی می خواهد که باید مناسک مقدس باشد. در عین حال اگر مناسک اجتماعی درست نکنید تجمع اجتماعی نخواهید داشت. جنس آن مثل نماز جماعت و جمعه و دعا است. مناسک اجتماعی توجه به امام باید از این جنس باشد. بله ممکن است یک پیاده روی هم در آن باشد. مثل اربعین یا پیاده روی از مشعر به منا. اما باید دقت شود. عبادات جمعی حتماً باید تبدیل به مناسک شود اما باید خیلی دقت شود. از جمله اصل راهپیمایی خیلی خوب است اما باید به وقت و به اندازه باشد.

در کار جمعی باید فکر شود. با هماهنگی و متناسب با ظرفیت های اجتماعی باید باشد. از یک جایی شروع کنید که میسور و معقول است. گاهی برای یک کار باید پنج سال برنامه ریزی کنید و در سال پنجم به نتیجه مطلوب برسید.

سوال: اگر ممکن است این تفاوت بین بدعت گذاری و سنت حسنه ای که گذاشته می شود را بیان کنید؟

جواب: بدعت یعنی چیزی را به دین اضافه کند که در دین نیست. این بلاشک حرام است. اما مثلاً این ورزش هایی که الان هست بدعت است؟ هیچ فقیهی نمی گوید که بدعت است. ولو حرام باشد بدعت نیست. چون به دین چیزی را اضافه نمی کند. اگر چیزی را می خواهیم به مناسک مذهبی اضافه کنیم باید ثابت شود که از دین است. فرض کنید پیاده روی به سمت حرم امام حسین علیه السلام قطعاً ثواب دارد و روایات متعدد هم داریم. یک موقع انسان می گوید پیاده روی به فلان نقطه هم ثواب دارد اینجا اگر دلیل نداشته باشیم نمی شود. اگر به عنوان منسک مذهبی می خواهیم باید دلیل فقاهتی داشته باشد. اما اگر نمی خواهید چیزی را به دین نسبت دهید یک برنامه ای می خواهید ترتیب بدهید که توجه اجتماعی به امام افزایش پیدا کنید؛ باز هم باید دقت شود که همراه با شان امام باشد؛ اما نمی شود هر چیزی را انسان اسمش را بدعت بگذارد. بعضی هم از آن طرف احتیاط نمی کنند. یک روایتی را نقل کرده بود که امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب گفته بود برادرت چطور است؟ گفته بود خیلی متدین و محتاط است. چون ولایت شما بر او اثبات نشده خیلی احتیاط می کند. امام به وی فرمود: اگر می خواستی احتیاط کنی باید آن روز که کنار دریا بودی احتیاط می کردی. این را به برادر رساند و شیعه شد، چون فهمید که حضرت بر مسائل احاطه دارند. بعضیها وقتی احتیاط می کنند اینجا احتیاط نمی کنند. تمدن غرب همه چیز را با خودش می برد، اینها بدعت نیست، اما همین که یک راهپیمایی می خواهیم به سمت جمکران انجام بدهیم می گویند: بدعت است. این کجایش بدعت است. بله اگر گفته شود که از مستحباتی که در روایات آمده است این است که از این مکان پیاده بروید، این بدعت است؛ یا اگر هزار منسک برای شادی های اجتماعی درست کنند نمی گویند بدعت است. اما همین که بگوییم جمعه آخر سال را برای استغاثه بگذاریم، می گویند بدعت است. مگر ما گفتیم روایتی وارد شده است؟ بله اگر کسی گفت: روایت است، این بدعت می شود.

باید دقت کنیم. نکته اولی که گفتم مهم است. مناسک توجه به امام مثل مناسک عزاداری سیدالشهدا علیه السلام است و خیلی باید دقت شود. یک کاری را می کنیم شاید نتیجه عکس بدهد. اما اینکه اسم هر حرکتی را بدعت بگذاریم، درست نیست؛ البته این موضوعش خطیر است چون انتسابش به امام است. این است که باید بر محور فقاهت شیعی باشد. اینها همه محفوظ اما از آن طرفش هم نباید این طور باشد که هر کاری که در جای دیگر انجام می دهیم هیچ احتیاطی در آن نیست اما وقتی می خواهیم مناسک مذهبی را گسترش دهیم، می گویند احتیاط و بدعت است. تا می گویی توجه به امام می گوید: برو در خانه ات بنشین، حرکت اجتماعی و مبارزه تعطیل است؛ این نیست. این عهد جامع باید احیا شود. بنابراین باید از عوارضی که این حرکت می تواند پیدا کند مثل آهنگ های سیاسی غلطی که می تواند پیدا کند، و به برداشت های غلط منجر شود، از اینها پرهیز شود. اینها آفات آن است. باید مطالعات سنجیده چه از دستگاه فقاهت و چه از مطالعات میدانی باشد تا خطا نکنیم؛ اما نباید این کار به بهانه این که بدعت در دین است تعطیل شود. بالاخره ما باید سعی کنیم که متناسب با تحولات اجتماعی بندگی خدا را گسترش دهیم. همان طوری که آنها سعی می کنند تنوع به شیطنت دهند ما باید همه عرصه های بندگی خدا را فعال کنیم و از همه آنها برای بندگی استفاده کنیم.

سوال: فرمودید یک سری مصادیقی است که باید مثل این افراد مومن و صالح شویم. این ها همه اش در حرف است ما در عمل باید این جوری شویم. چگونه آن مصداق شویم. چون ما می آییم کار می کنیم برای حضرت سعی داریم این جور نیروها را پرورش دهیم. راه پرورش چگونه است؟

جواب: اینکه روشن است. هم در سازندگی شخصی خودمان که می خواهیم به حضرت تقرب پیدا کنیم مناسک دارد، هم در ایجاد یک جامعه عادل و مقرب به امام و در مسیر امام مناسک می خواهد. همین طوری نمی شود. مناسک هم باید دقت در آن باشد. بخشی از آن هم مناسک واضحی است. نزدیک شدن به امام این است که زندگی خصوصی تان باید بر مدار امام باشد. واجبات و محرمات قدم اولش است. این مسیرها مبهم نیست. آن وقت بخشی از آن نسخه های عمومی است. بخشی از آن هم نسخه های خصوصی است که باید انسان های کارکرده برای انسان بپیچند.

در شکل اجتماعی کمی پیچیده تر است و فقط از طریق دعوت به تهذیب نفس خصوصی واقع نمی شود و کافی نیست. مناسک اجتماعی می خواهد. مناسک اجتماعی هم باید متناسب با شأن موضوع باشد. عید فطر مناسک اجتماعی است. جمعیتی است که یک ماه تهذیب کردند خیلی امر عظیمی است و این تجمع خیلی آثار اجتماعی بزرگی هم در جامعه مومنین دارد. احیاء شب نیمه شعبان امری است که در روایات آمده ما برای آن برنامه ریزی کنیم و کار کاملاً ممدوحی است که اثر هم می گذارد، شک نکنید. حتماً در توجه قلوب به امام زمان علیه السلام تأثیر گذار است. منتها در برنامه ریزی آن باید دقت کنیم. مثل استغاثه به حضرت که همه وقت خوب است ولی چه اشکالی دارد یک تجمعی داشته باشیم در یک روزی که قلوب آماده است و می خواهند وارد سال جدیدی شوند. این بد نیست. باید دقت شود و یک بعدی نشود و برداشت های سوء از آن نشود. آنها دیگر وظیفه شما عزیزان است که دقیق برنامه ریزی و عمل شود.

سوال: یک مثالی بزنم در 50 کیلومتری اینجا ما هزار و سیصد سال مراسم قالیشویان داریم. بدعت نیست و عملا مناسک الهی است و به نفع دین است.

جواب: بله این هم منسکی است. به یاد حادثه ای که اتفاق افتاده که شهادت این امامزاده بزرگوار بوده در مشهد اردهال که فرزند بلافصل امام باقر علیه السلام هم هستند به یاد شهادت ایشان و به دفاع از ایشان یک منسکی است که شکل گرفته . مثل مناسک هیئات مذهبی که به اوج شور خودش در دهه محرم می رسد. این منسک خیلی محترمی است و آثار اجتماعی اش هم بی حد است. باید آفاتش را هم حذف کنیم و دقیق تر کنیم و مواظبت کنیم که عناصر غیر شرعی در آن وارد نشود. و الحمد لله رب العالمین...

پی نوشت ها:

(1) معاني الأخبار، النص، ص: 32

(2) تفسير فرات الكوفي، ص: 51

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 499

(4) تفسير فرات الكوفي، ص: 261