نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 02 مهر 1399 - Wed, 23 Sep 2020

ایام نیمه شعبان در استان البرز/ تبیین معنای غیبت و حقیقت انتظار؛ وظایف منتظرین واقعی

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 2 خرداد 95 است که به مناسبت نیمه شعبان در کرج برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، مسئله غیبت امام عصرعجل الله تعالی فرجه الشریف از چند منظر معنی شده که در آیات و روایات به آن پرداخته اند. اول. عدم حضور جسمانی ایشان است که عامه افراد، امکان دسترسی، معاشرت و نشست و برخاست با ایشان را ندارند، هرچند که او بر تمام امور آگاه است و جهان را اداره می کند. دوم. حقیقت ولایت، امام پشت پرده ای قرار گرفته که با ظهور بساط دولت جور برداشته شده و نور وجود ایشان تمام عالم را روشن می کند. در عصر ظهور تمام عالم به حیات طیبه می رسد و زمین زنده می شود. سوم. امام، سر الهی و تمام کننده کار نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم هستند که در آیه ۲۰ سوره مبارکه یونس به وجودشان اشاره شده است. با ظهور حضرت عالم دیگری خواهیم داشت و زمین تمام برکات و گنج هایش را در اختیار قرار خواهد داد. منتظر واقعی در زمان غیبت از پا نمی نشیند. اول باید به حضرت و اهدافش معرفت داشت. دوم دلدادگي به اهداف و يك دلِ شدن با حضرت است. سوم اميدواري به نزدیکی ظهور و چهارم اقدام جمعی بدون عجله و با صبوری و به دنبال کسی که نشانه های ظهور را می فهمد. ما در انتظار ظهور به سه معنا منتظر هستيم که هم جسم امام آشكار مي شود، هم حقيقت ولايت و نبوت نبي اكرم علیه السلام در عالم ظهور پيدا مي كند، هم اين كلمه و معجزه غيبي الهي پنهان ظاهر مي شود. يعني بابي از غيب به سوي اين عالم به امام گشوده مي شود كه تا الان گشوده نشده است...

معنای اول غیبت امام زمان

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. «وَ یَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ»(یونس/۲۰)، در خصوص غيبتِ امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معانی بسیاری گفته شده که حداقل ۳ معنی آن از آيات و روايات استنباط شده و متقابلا ظهور هم معنا می شود. به يك معناي متعارف امام ظاهرا براي ما آشكار نيستند يعني رابطه ای مثل ساير ائمه كه با مردم معاشرت داشته و مي توانستند در مجالس آن ها حضور پيدا كرده و سوال و جواب داشته باشند، برای ما نسبت به امام زمان علیه السلام قطع شده است. مگراينكه اشخاص خاصی خدمت حضرت برسند، ولي قاعده عمومي كه امام در بين مردم زندگي كنند، مردم او را بشناسند و با او رفت و آمد داشته باشند، براساس حكمت الهي مدتي فراهم نيست و امام علیه السلام به اين معنا در پرده غيبت هستند و البته اين مسئله يك امتحان بسيار بزرگي براي مومنين و بر اساس روايات یک ابتلا براي خود وجود مقدس امام زمان علیه السلام هست.

در بعضي روايات آمده كه امام عليه السلام امتحانات بسيار سختي دارند و با آن بلا و آزمایش ها، عالم به قرب ظهور نزدیک می شود. در روايتی از سدیر نقل شده که خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم در حالیکه حالشان دگرگون و کاسه چشمشان پر از اشک بود و لباس مخصوصی به تن داشتند و اين جملات را بيان مي کردند: «سَيِّدي! غَیبتُکَ نَفَت رُقادی و ضَیَّقَت عَلَّیَ مِهادی و ابتزَّت منی راحةَ فوادی»(١) آقاي من! غيبت تو خواب و آرامش را از من ربوده است. عرض كردم: چرا حالتان دگرگون است؟ فرمودند: كتاب جبر را كه در اختيار ائمه است مطالعه مي كردم. حوادث دوران غيبت حضرت بقيه الله من را بي تاب كرده است. اين جملات را خطاب به حضرت می گفتند و بعضي امتحانات سخت و ابتلائات عظيمي كه براي امام زمان علیه السلام و مومنين در دوران غيبت پيش مي آيد را به اصرار من بیان کردند. پس يك مسئله اين است كه امام به حسب ظاهر غائب اند و جامعه مومنين را با غيبت تدبیر مي كنند. البته که امام از همه عالم حاضرتر است و معنی ندارد يك جايي امام نباشد ولی رشته اتصال عالم به حضرت حق باشد. ایشان همه جا حضور دارند ولی يك معناي غيبت است كه زندگي مادي و جسماني امام در پرده است و معاشرت با او نداريم.

در بعضي روايت آمده كه بين مومنين رفت وآمد مي كنند، اما در عين حال ما محروم هستيم. البته حكمت هاي متعددي دارد كه در روايات ذكر شده است و مهم ترينش همان است كه از خود امام زمان علیه السلام آمده و شيخ طوسي رحمت الله علیه نقل كرده که حضرت فرمودند: «لِأَمْرٍ لَمْ يُؤْذَنْ لَنَا فِي كَشْفِهِ»(٢)، ما نمی توانیم از راز غیبت پرده برداریم و در ادامه اینطور بیان کردند: چرایی غیبت مثل داستان موسي كليم سلام الله علیه و معلم الهي حضرت خضر سلام الله علیه است كه اسرار بايد مخفي بماند. وقتي بنا شد موسي از خضر جدا شود، اسرار را برايشان گفت كه چرا كشتي را سوراخ كردند و آن سه داستان که در سوره كهف آمده است. بنابراين يك معناي غيبت است كه حكمت الهي به هر دليل اقتضا كرده بين ما و ايشان يك پرده باشد ولی امام مشغول به امامتشان هستند و تدبير عالم را به دست دارند. بايد عالم با اين كيفيت به عصر شگفت انگيز ظهور نزدیک شود كه اصلا قابل مقايسه با دوران هاي ديگران حتي هيچ پيغمبري نيست.

معنای دوم غیبت امام زمان

اما معناي دوم غيبت اين است كه حقيقت ولايت امام، يك كلمه غيبی و سرالهي است و بنا بود در عالم ظاهر شود که گاهي اوقات در قرآن وقتي از عصر ظهور ياد مي شود اين خصوصيات توضيح داده شده است: «وَ اَشرَقَتِ الاَرضُ بِنورِ رَبّها»(زمر/۶۹)، زمين با نور پروردگارش روشن مي شود. ظاهر اين آيه راجع به قيامت و از حوادث آن زمان است ولي در روايات ما به ظهور امام زمان عليه السلام تعبیر شده است. فرمودند: مراد از رب الارض، امام الارض است. امام نور رب است که وقتي ظهور مي كند زمين با نور او روشن مي شود. اين معنا ممكن است براي ما قابل فهم نباشد ولي در بعضي روايات خيلي صريح فرمودند: «اِذاَ اِسْتَغْنَى اَلْعِبَادُ عَنْ ضَوْءِ اَلشَّمْسِ وَ نُورِالقَمَر»(۳)، وقتي امام علیه السلام ظهور مي كند، مردم از نور ماه و خورشيد بي نياز مي شوند.

يکی از اطرافیان علامه طباطبايي رحمت الله علیه نقل كردند كه زمانی ايشان با شاگردانشان درس و حلقه خصوصي داشتند. به علامه عرض كردم: اين منزلي كه شما مي آييد (منزل يكي از شاگردانش) در كوچه پس كوچه هاي شهر است و چراغ ندارد و ممكن است براي شما خطري پيش بياید. با اين شرايط سني شما، ما خدمت میرسیم. ايشان فرمودند: مگر ما در روز با نور خورشيد مي بينيم؟! خيلي تعبير بلندي است، انسان اگر به امامش رسيد اينطور می شود. قرآن به صراحت در سوره هل اتي می فرماید: «لايَرَونَ فيها شَمسًا و لا زَمهَريرا»(انسان/۱۳)، همانطور که بهشت بدون نور خورشید روشن است، در عصر ظهور هم اینچنین تحولات عظیمی رخ می دهد.

وقتي امام ظهور مي كنند، گویا عالم ديگری پدید می آید. الان براي ما روشن نيست مگر آن كساني كه به نحو جزئي راهي به امامشان پيدا كرده باشند. يا در بعضي آيات قرآن وقتي ظهور را توضيح مي دهد مي فرمايد: «اِعلَمُوا اَنّ اللهَ يُحييِ الَارض بَعدَ مَوتِها»(حدید/۱۷) بدانيد خداي متعال زمين را بعد از مردنش زنده مي كند. ذيل اين آيه حضرت در روایتی فرمودند: «مَوتُ الاَرضِ موت اَهلِها وَ الکافِرُ مَیِّت»(۴)، مرگ زمين، مرگ اهلش است. يك دوراني مي گذرد كه اهل زمين مرده اند و زمين هم مرده است. وقتي حيات دميده مي شود انسان ها و زمين هم زنده مي شود. «يُسَبحُ لله ما فيِ السَّمواتِ وَ ما فِي الاَرض»(جمعه/۱)، بعد فرمودند: در زمان ظهور حضرت علیه السلام زمين زنده مي شود و اهل آن به حيات طيبه مي رسند و در آن دوران زمين، زمين ديگري است و اتفاقات عصر ظهور از اين جنس است و عالم احياء پدید می آید. لذا در قرآن از ظهور امام علیه السلام مکرر تعبير به فجر شده است. «وَ الفَجر * وَ لَيالِ عَشر»

تحقق همه حقایق با ظهور امام

پس يك حقيقتي بود که بايد در عالم تجلي مي كرد و در غدير وجود مقدس نبي اكرم علیه السلام از آن پرده برداشتند. اهميت غدير اين است كه باید حقيقت و سر الهي در عالم ظاهر شود. عصر ظهور، زمان تحقق همه حقايقي است كه به ما وعده دادند و باید در انتظارش باشیم مثل تحقق عدالت، امنيت، حيات و نور که همه اين ها چيزي در عرض امام نيست یعنی اگر گفتند ما به حيات مي رسيم، چيزي جز خود امام نيست. اگر عدلي در عالم محقق مي شود، از شئون امام است. در روایات ذیل این آیه، «وَ تَمَّت کَلِمَتُ رَبّكَ صِدقاً وَ عَدلا»(انعام/۱۱۵)، كلمه عدل الهي را تفسير به خود امام کرده اند. در آيه نوراني سوره مباركه تبارك خداي متعال مي فرمايد: «قُل اَرَاَیتُم اِن اَصبَحَ مائُكُم غَورا فَمَن يَاتيكُم بماءِ مَعين»(ملک/۳۰)؛ اين آبي كه از آسمان نازل مي شود به دنبال تشنه ها مي گردد. در اعماق زمين هم مي رود اما پنهان نیست و مثل چشمه مي جوشد. در روایتی امام رضا علیه السلام ذیل آیه فوق فرمودند:«مائُكُم ابوابُكم اَيِ الأئمَةُ عَلیهم السلام وَ الأئمَةُ أبوابُ الله بينَهُ وَ بَينَ خَلقَهُ فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ يعني بِعِلمِ الإمام»(۵) مقصود از آب در این آیه درهايي است كه به روي شما باز شده و درهاي توحيد از وادي ولايت امام گشوده مي شود. پس به اين دلیل است كه امام كلمه طیبه ماء هست و انسان تا به خدا نرسد به حيات نمي رسد. «وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ كُلَّ شَيءِ حَيّ»(انبیا/۳۰)؛ امام عين كلمه عدل و نور الهي است.

بنابراين عالم ظهور چيزي در عرض امام نيست. امام نمي آيد عدالتي را به پا کند كه غير وجود خودشان هست. با تحقق ولايت امام، عدل و نور هم پدیدار شده و اين ها از شئون ایشان هست. امام اسم جامع الهي است كه همه اسرار و حقايق در وجود مقدس اوست. لذا ظهور چيزي جز ظهور وجود مقدس خود امام نيست که بنا بود این حقیقت بعد از غدیر واقع بشود اما به تعبير قرآن يك حجاب ظلماني بر اين ولايت پرده انداخته است. «وَالّليلِ اِذا يَغشي * وَالنَّهارِ اِذا تَجلّي»(لیل/1-2) ذیل این آیه فرمودند: «و الليل اذا يغشي»، دولتِ ائمه جور است، «اللَّيْلُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فُلَانٌ غَشِيَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي دَوْلَتِهِ الَّتِي جَرَتْ‏ لَهُ‏ عَلَيْه‏»(۶) با دولت خودش پرده ظلماني و حجابي بر روي ولايت انداخته که اين پرده تا عصر ظهور باقی مي ماند. در این جا مقصود از «والنّهار اذا تجلّي» ظهور حضرت است كه بساط دولت جور جمع مي شود و نور ولايت اميرالمؤمنين علیه السلام در عالم تجلي مي كند.

بنابراين عصر ظهور زمان تجلي حقيقت ولايت اميرالمؤمنين علیه السلام كه در حجاب رفته، هست. در سوره شمس خداوند قسم های متعددی را یاد کرده اند: «و الشّمسِ وَ ضُحاها * وَ القَمَرِ اِذا تَلاها * وَ النّهارِ اِذا جَلاّها»(شمس/1-3) قسم به خورشيد و ماه و روزي كه خورشيد را تجلي مي دهد. در روایت فرمودند: در این آیه خورشيد وجود مقدس نبي اكرم و قمر اميرالمؤمنين علیهما السلام است و نهالي كه نور نبي اكرم علیه السلام را تجلی می دهد، ظهور امام زمان علیه السلام است يعني خورشيد در حجاب است و طبق سه نقلی که آمده اولین معنای غیبت اين بود كه بر اساس حكمت، زندگي ظاهري امام در پرده است و ما نمي توانيم با ایشان معاشرت داشته باشيم و اين امتحان خيلي سختي است که در فتنه ها، انسان دستش به سرچشمه يقين نرسد اما پاي آن بايستيد و ترديد هم نداشته باشد. اين همان است كه حضرت فرمودند: سلام من به برادرانم در آخرالزمان. اطرافیان گفتند: ما برادران شما نيستيم؟! فرمودند: نه، كساني هستند كه من را نديده اند و فقط اخبار به آن ها رسيده و پاي ما مي ايستند. امتحان ها سخت است و بايد بدون شك و ترديد استقامت کرد. در روایت معروفی بسیار تاكيد شده که اين دعا را زیاد بخوانيد: «يا الله يا رَحمن يا رَحيم يا مُقلِّب القُلوب ثَبّت قَلبي عَلي دينِك»(۷) يا دعاهاي ديگر مثل «اَلّلهُمَّ عَرّفنی نَفسَك»(۸)

پس معني دوم غيبت اين است كه حقيقت ولايت امام در يك مقام رفيع است و بايد در اين عالم تجلي پيدا كند. مثل خورشيدي كه طلوع مي كند و آرام آرام عالم را روشن مي كند باید اين حقيقت در جهان تجلي كند. اين واقعه در طول تاريخ مقدمه چيني شده و بنا بود در غدير اتفاق بيفتد كه «وَ الّيل اذا يَغشي». در روايت ديگري ذیل آیه «وَ الشّمسِ وَ ضُحها»، قسم به خورشید و ضحي (وقتي را مي گويند که خورشيد بالا مي آيد و هوا كاملاً گرم و روشن مي شود). حضرت فرمودند: شمس وجود مقدس اميرالمومنين علیه السلام است. تعبیر ضحي وقتی است كه اين پرتو كاملاً عالم را گرم و روشن مي كند و همان ظهور امام زمان است. البته حضرت به اين آيه هم تمسك كردند: «وَ اَن يُحشَرَ النّاسُ ضُحي»(طه/۵۹)، که ظاهرش در باب فرعون است. فرعون وقتي با موسي كليم قرار می گذارند که ایشان و ساحران در زمان مشخصی بیایند، حضرت موسي سلام الله علیه این آیه را آوردند. پس این شاهدی است براي اينكه ضحي يعني ظهور امام زمان علیه السلام كه گويا در آن موقع مردم يك حشري دارند و همه برانگيخته مي شوند.

بنابراين متقابلا معنای ظهور اين است كه وقتي حجاب از حقيقت ولايت برداشته مي شود و اين خورشيد آرام آرام در وسط آسمان مي آيد، حقيقت نبوت و ولايت دين نبي اكرم علیه السلام ظاهر شده و نور الهي در عالم تجلي مي كند و امکان دسترسی مستقیم به ایشان حاصل می شود. «يُريدونَ لِیُطفِئوا نورَ الله بِاَفواهِهِم وَ الله مُتِمُّ نورِهِ»(صف/۸)؛ نور الهي عالم را روشن می كند و دشمن مي خواهد جلوي اين نورانيت را بگيرد اما با وجود مقدس امام زمان علیه السلام اين نور در مرحله تمامش آشكار مي شود.

معنای سوم غیبت امام زمان

معني سوم غيبت که از آیات و روايات استفاده مي شود اینست که امام آيه غيب الهي است كه خداي متعال براي نبي اكرم صل الله علیه و اله و سلم در نظر گرفته اند و با ظهور او دين نبي اكرم علیه السلام واقع مي شود. خداوند متعال در سوره مبارکه بقره می فرماید: «الم * ذلِكَ الكِتابُ لارَيبَ فيه هُدي لِلمُتَّقين * الَّذينَ يُومِنونَ بِالغَيبِ»(بقره/1-3) قرآن چراغ راه متقين است و آنها را با جاذبه ها و انوار خودش به سمت هدایت می برد. اولین صفت متقين هم این است که ایمان به غيیب يعني وجود مقدس امام زمان علیه السلام دارند. در سوره مبارکه يونس خداي متعال از قول منكرين نبي اكرم آورده كه به پیامبر گرامی علیه السلام می گفتند: «يقولونَ لَولا اُنزِل عَليهِ آیه مِن ربِّه»، هر پيغمبري مي آمد معجزه اي مي آورد. حضرت عيسي سلام الله علیه مرده زنده مي كرد، موسي كليم سلام الله علیه يد بيضاء و عصا با خودش آورده بود. چرا بر شما آيه اي نازل نشده است؟

مرحوم علامه طباطبایی رحمت الله علیه در تفسیرشان می فرمایند: اين ها مي خواستند قرآن را تحقير كنند و كوچك بشمارند در حالي كه قرآن بزرگترين آيه و معجزه حضرت است. پس خداي متعال مي فرمايد پیغمبر ما! در جوابشان بگو: «فقل انَّمَا الغَيبُ لله»(یونس/۲۰)، آن آيه اي كه شما مي گویید، از آيات غيبي الهي است و اختيار غيب هم دردست خداست. «فَانتَظِروا اِنّي مَعَكُم مِنَ المُنتَظِرين»(یونس/۲۰) خودم هم منتظرم كه خداي متعال آيه غيبي، من را بفرستد و كار را تمام كند و به تعبیر امام صادق علیه السلام، آن آيه غیبی وجود مقدس امام زمان علیه السلام هست. در زیارتی که اذن دخول سرداب است، آمده: «کَلِمَتُکَ التّآمَّةَ، وَ مُغَیَّبَکَ فى اَرْضِکَ»(۹)، کلمه غیبی و اسم اعظم الهي وجود مقدس امام است. آن چه که ما در انتظارش هستیم اين است كه حجاب از حقيقت نبي اكرم و اميرالمومنين برداشته شود، انوار ایشان از مطلع وجود مقدس امام زمان در عالم طلوع كند و در پرتو حيات طيبه و عدل ايشان زندگي كنيم و جهان ما يك جهان ديگري بشود.

تغییرات اساسی در عالم

دوران ظهور از دوران هايي است كه اوضاع عالم تغيير مي كند. لذا بعضي خيال مي كنند عصر ظهور از جنس همين تمدن هاي مادي، منتهي يك تمدن اخلاقي است که به نظر می رسد این اشتباه باشد. بعضي ها راجع به غيب در روايات، معنا كردند، مي گويند: در عصر غيبت مردم هر كجا هستند از همين رسانه ها امامشان را مي بينند. در صورتی که این ها برای دستگاه مادي است و در آن دوران جنس عالم کاملا تغییر می یابد. ما در انتظار ظهور به اين سه معنا هستيم که هم جسم امام آشكار مي شود، هم حقيقت ولايت و نبوت نبي اكرم علیه السلام در عالم ظهور پيدا مي كند، هم اين كلمه و معجزه غيبي الهي پنهان، ظاهر مي شود. يعني بابي از غيب به سوي اين عالم به امام گشوده مي شود كه تا الان گشوده نشده است. حتي در غدير هم بنا بود بشود که نشد.

لذا در دوران ظهور، عقول چهل برابر مي شود، حضرت مي فرمايد: عقل ها كامل مي شود. عقل، سرّي است كه خدا در وجود انسان ها قرار داده و ترازويي است كه انسان با آن حقيقت را مي فهمد و خدا را عبادت مي كند. شعاعي از نور نبي اكرم علیه السلام عقل است که در انسان ها كامل مي شود. «یَظهَرُ الماء عَلی وجه الارض»(۱۰)؛ آسمان اسرار را نازل کرده و زمين گنجينه هاي خودش را در اختيار قرار مي دهد. در روايت آمده است که حتي حيوانات تغيير مي كنند. گرگ و گوسفند كنار هم زندگي مي كنند و باهم كاري ندارند. وقتی امام در نفوس تجلي كند، متفاوت مي شوند. اگر امام در نفس ما تجلی کند شيطنت و غضب ما هم درست مي شود و به عدل می رسیم. اين كه مي گويند امام كلمه عدل است و در ظهور حضرت، عدلي واقع مي شود، اين عدل درون انسان هاست. امام وقتي درون انسان ها تجلي مي كند عادل مي شوند.

معنای انتظار و وظایف منتظر

در خصوص انتظار هم باید گفت که چند معنی دارد. از جمله اینکه انتظار چند تا كلمه است: انتظار، اول شناختن اهداف بلند امام است. اینکه ما امام و وسعت و عظمت ولايت، آرمان ها و آنچه مي خواهد محقق بشود را بشناسيم. مثل رفتن حجاب ظلمت ولايت كفار و اولياء طاغوت، تجلي حقيقت نور در عالم، ظهور حيات طيبه و امثال اين ها. كسي كه از ظن خود شد يار من، زود از امام جدا مي شود. مثلاً خیال می کردیم حضرت امام انقلاب كنند، آب و برق ما مجاني مي شود! یا سيب زميني گران شد دعا می کنیم ان شاء الله خدا حضرت را برساند! کار حضرت این نیست که سيب زميني، پياز ما را ارزان كند، وعده این را رئیس جمهور هم می دهد .دوم؛ دلدادگي به اين اهداف است. كسي كه دنبال اهداف نباشد منتظر نيست. حضرت دنبال كار خودشان هستند من هم دنبال کار خودم، این درست نیست.

دلدادگي به امام و اهداف و غلبه آن بر خواسته هاي انساني كه در روايت داریم. انسان منتظر، انساني است كه با همه وجود خودش را وقف امامش كرده است و خواسته اي ندارد. كسي كه امام را براي رسيدن به خواسته هایش می خواهد، حتما يك جايي از او جدا خواهد شد. کسانی که در عاشورا با امام علیه السلام نیامدند، هزار عذر مي آوردند ولي هر بهانه اي كه انسان را از ایشان جدا كند قابل قبول نيست. حتي اگر انسان، امام را براي حق بخواهد ولي ترازو را خودش بگذارد يك جايي ترازوي او با اميرالمومنين علیه السلام دوتا مي شود. خوارج از اميرالمومنين علیه السلام جدا شدند هرچند دنبال حق بودند ولي خودشان را ترازوي حق مي ديدند نه اميرالمومنين علیه السلام را. «علیٌ مَع الحَق و الحَقّ معَ عَلي يَدُور مَعَهم ما دار» امام محور حق است. پس منظور از دلدادگی اين است كه انسان آرمان هاي حضرت را بشناسد، دلداده آن شود و بر مدار امامش طواف کند.

سوم؛ اميدواري است. یعنی آدمي كه دلش مي خواهد ولي مايوس است. در یكي از چيزهايي كه قرآن نام مي برد اگر به آن مبتلا شديد نمي توانيد راهتان را ادامه دهيد و اتفاقاً در آيات مربوط به حضرت هم هست، مي فرمايد: مثل اهل كتاب نباشيد كه «فَطالَ عَليهِمُ الاَمَدُ فَقَسَت قُلوبُهُم»(حدید/۱۶)، فرصت ها در نظرشان طولاني شد و به قساوت قلب رسيدند. انسانی که امیدی به ظهور حضرت علیه السلام ندارد، نمي تواند برايشان كاري کند. مثل اینکه وقتی کسی به مشهد می رود اگر برنامه ده روزه داشته باشد، چند روز اول را از دست می دهد ولي فردی که مي داند دو سه روز مي ماند، از فرصت كوتاه استفاده کرده و از سر شب تا سحر در حرم می ماند. اگر كسي خيال كرده فعلا ظهور محقق نمی شود، نمي تواند سرباز ظهور باشد. لذا «اِنَّهُم يَرَونَهُ بَعيداً * وَ نَراهُ قَريبا»(معارج/6-7) ظهور قريب است ولی ما درك نمی كنيم. درك قرب هم با ذکرالهی حاصل می شود. مثل اينكه خداي متعال به ما نزديك است يا دور؟ او نزديك است ولي ما دور مي بينيم. يك تحول معرفتي لازم است که این قرب احساس شود.

ظهور و امام و قيامت از نظر قرآن نزديك است، ما چون دچار يك محجوبيتي هستيم نمی بینیم. اين تحول معرفتي بايد اتفاق بيفتد وگرنه آدم منتظر نمي شود و به قساوت قلب می رسد. اين كه شايد حضرت صد هزار سال ديگر ظهور كنند، به ما چه مربوط است، صحیح نیست. ما هركجا بايد در ركاب حضرت علیه السلام باشيم. منتظر كسي است كه هر كجاي عالم ايستاده وقف امام شود. لذا فرمودند: كسي كه منتظر است مثل كسي است كه در ركاب سيدالشهداء علیه السلام است، مثل كسي است كه در ركاب من است و مثل كسي است كه در ركاب نبي اكرم علیه السلام در بدر به شهادت رسيده باشد.

مرحله بعد از اميد، اقدام است که البته در آن دو نكته بايد لحاظ شود. يكي علائم؛ انسان اگر سر خود عمل كرد منتظر نيست. بايد قرائن را بفهمد که فهم آن بسیار دشوار است. به همین دلیل انسان باید به دنبال پرچم دار باشد. اين علائم و نشانه ها مثل زمانی است كه نیروهای اطلاعات عملیات ابتدا در مسیرهای جبهه می گذاشتند و فقط فرمانده مي فهميد كه اين نشانه ها چيست. چون اگر قرار بود بقیه هم بفهمند نشانه پنهاني نيست و دشمن هم استفاده مي كند. پس حركت حتما بايد به دنبال يك فرمانده علامت شناس باشد وگرنه مقصد دل دشمن خواهد بود. دومین نکته این است که اصلا اهل عجله نباشد. در دعایی از امام عصر اینطور آمده است: «صَبِّرْنِي عَلَى ذَلِكَ حَتَّى لَا أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ»(۱1). انسان مُستَعجِل در عصرغیبت مفید نیست. مثل کودکی که وارد باغی می شود و چون عجله دارد شكوفه ها یا میوه کال را مي چيند و یا میوه را نصفه دندان زده و رها می کند. اين باغبان است كه مي داند مثلا شش ماه دیگر بايد صبر كند. بنابراین پیش از ظهور باید بدون عجله اقدامات لازم را انجام داد.

اگر به ما بگویند برای ظهور چه كرديد، مي گوييم: گاهي در مسجد مقدس جمكران دو ركعت نماز خوانديم! نه اینکه این کار لازم نباشد، اتفاقا خيلي معتبر است و ذكر نيمه شب و دعا و... جزء وظايف ماست. ادعیه ای كه در مفاتيح براي امام زمان علیه السلام نقل شده بايد ذكر صبح و شب در عصر غيبت باشد. در همین دعای امام زمان آمده است: «وَ لا تُنْسِنَا ذِكْرَهُ وَ انْتِظَارَهُ وَ الْإِيمَانَ بِهِ وَ قُوَّةَ الْيَقِينِ فِي ظُهُورِهِ وَ الدُّعَاءَ لَهُ وَ الصَّلاةَ عَلَيْهِ حَتَّى لا يُقَنِّطَنَا طُولُ غَيْبَتِهِ مِنْ قِيَامِهِ» خدايا دعا به وجودش و درود بر او را از یاد ما مبر تا جایی که طول غیبت او از قیامش ناامیدمان نکند. مسئله ظهور اقداماتي به بزرگی انقلاب اسلامي مي خواهد و این امر بسیار مهمي است. اينطور نيست كه بعضي خيال می کنند با چله نشینی خداوند ظهور را به من مي دهد. ظهور با «امّن يُجيب» امام زمان علیه السلام درست مي شود و در روايت هست که كنار كعبه سر به سجده گذاشته و زمزمه می کنند: «امَّن يُجيبُ المُضطرَّ اِذا دَعاهُ وَ يَكشِفُ السُّوءَ وَ یَجعَلُکُم خُلَفاءَ الاَرض»(نمل/۶۲)، اجابت دعاي حضرت، مقام خلافت را محقق مي كند و باب خلافت به اين راحتي که بعضي ها طمع خام دارند باز نمی شود.

ما بايد برای ظهور دعا كنيم وگرنه مايوس مي شويم و از راه انتظار پايمان را بيرون مي گذاريم. در روایتی امام زمان علیه السلام فرمودند: «أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‌»(12)، در تعجیل فرج زیاد دعا کنید که تجیل فرج، گشایش کار خود شماست. اگر انسان اهل اين دعا باشد، مي تواند عالم را مثل نگاه ماهواره اي ببينيد. آدمي كه از بالا نگاه مي كند، همه فاصله ها نزديك هستند. انساني كه از منزله دعا به جهان نگاه كند ظهور نزديك مي شود و اگر کسی بخواهد با نگاه خودش ببیند به قساوت مي رسد.

ظهور و حرکتی به وسعت انقلاب اسلامی

اگر به علما در طول تاريخ بگويند براي ظهور چه کردید، مي گويند: ما مرزهای جامعه شیعه را حفظ كرديم، نگذاشتيم كلام و اعتقاد و فلسفه در هم آمیخته شود و سعي كرديم جامعه را از درگیری حفظ کرده و بسازیم. به حضرت امام رحمت الله علیه مي گويند: برای ظهور چه كرديد؟ مي گويند: تبري، صف بندي و سازندگی. امام(ره) اوایل انقلاب به مرحوم عسكراولادی فرموده بودند: ما سه قدم مي خواهيم برداريم. اگر مرد راه نيستيد، نياييد. اول حكومت اسلامي تشکیل بدهیم. دوم تحول در دنياي اسلام. سوم بيداري معنوي در جهان که مقدمه ظهور حضرت است. بنابراین ظهور اقدامات بزرگ مي خواهد. مثل وقوع انقلاب اسلامی که هزاران شهید و مجروح و خانواده های داغدار برجای گذاشت، ظهور حضرت هم هزينه مي خواهد و كساني باید بپردازند كه منتظر هستند. بايد با بصيرت ايستاد، مرز و صف ها با كفار روشن شود، اختلاطي پيدا نشود و صف و درگيري همه جانبه ان شاء الله مقدمه ظهور امام زمان هست. لذا آیه شریفه «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ»(بقره/۱۵۵) را هم در روایت به حوادث قبل از ظهور براي جامعه مومنين تفسیر کرده اند. و الحمدلله رب العالمین...

پی نوشت ها:

(۱)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 353

(۲)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 482

(۳) الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 381

(۴)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 668

(۵) تفسير القمي، ج‏2، ص: 379

(۶) تفسير القمي، ج‏2، ص: 425

(۷)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 351

(۸) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 337

(۹) المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص: 589

(۱۰) الإختصاص، النص، ص: 102

(۱1)كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 512

(۱2) كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 485