نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

تبیین بیانات مهم مقام معظم رهبری در نیمه شعبان/ زمینی کردن آرمان های الهی توسط دنیای باطل

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 2 اردیبهشت 99 است که در برنامه ای در صدا و سیما ایراد شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، بیانات رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی در روز نیمه شعبان 1399 سرفصل های متعددی داشت. در سرفصل اول، ایشان به نیاز بشر به منجی اشاره کردند، درواقع پیشرفت های علمی و تکنیکال بشر به هیچ وجه ما را بی نیاز از یک منجی نمی کند بلکه با توجه به مشکلات، اضطرار و نیاز ما به منجی بیشتر هم شده است. دومین نکته در بیانات ایشان مقایسه ای بود که بین رفتار مومنانه جامعه ما و رفتار منفعت طلبانه و سودجویانه دنیای غرب صورت گرفت. نکته سومی که در بیانات ایشان قابل تأمل بود، این است که ایشان مردم را در این شرایط سخت به یک نوع رزمایش همدلی و مواسات دعوت کردند تا در جامعه، اخوت ایمانی شکل بگیرد که برای حل نیازمندی های اجتماعی بسیار ضروری است. نکته چهارم هم این بود که در عین این که نباید از این مخاطره بزرگی که این ویروس برای سلامت بشری ایجاد کرده غافل شد، از آن توطئه پشت پرده ای که در بزرگنمایی این واقعه دارد اتفاق می افتد و آن نقشه هایی که آنها می خواهند پیش ببرند هم، نباید غافل بشویم.در این بیاناتی که رهبر انقلاب اسلامی داشتند به این توجه داده شده که در عین این که خرد و تجارب بشر، برخی مشکلات را می تواند حل کند، ولی به هیچ وجه نتوانسته آرمان هایی مانند عدالت و امنیت را محقق بکند. برای همین هم احساس نیاز به منجی هر روز بیشتر می شود، البته انبیاء علیهم السلام، این احساس نیاز را به انتظار برای تحقق آرمان ها به دست ولی خدا تغییر دادند که خود این انتظار، زمینه ساز ایجاد امید و اقدام است.

سرفصل های بیانات مقام معظم رهبری در روز نیمه شعبان

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. بحث در باب امام زمان علیه السلام و اضطرار بشر به حجت الهی یک بحثی است که در بیانات اهل بیت علیهم السلام و  بزرگان ما قرن هاست که ادامه داشته است. یکی از مهمترین ابواب کتب حدیثی ما حتی کتاب کافی که تقریبا قدیمی ترین جامع حدیثی ماست، بابی تحت عنوان اضطرار به حجت است.(1) معارف بسیار بلندی در این باب گفته شده که بحث های جدی باید پیرامونش انجام بگیرد. در نیمه شعبان اخیر و در این ایام یکی از بحث های مهمی که به آن پرداخته شد، همین اضطرار به وجود مقدس امام زمان علیه السلام و اضطرار به منجی است. البته آنچه که در معارف ما بیان شده یک مفهوم بسیار وسیع تر از اضطرار به منجی دارد. حجت صرفا کارش نجات ما از این اضطرارهایی که در ابتلاء به جبهه دشمن، طواغیت، مستکبرین و اولیاء طاغوت پیش می آید، نیست. ما اگر هیچ طاغوتی هم نباشد باز برای حرکت به سمت خدای متعال مضطر به حجت هستیم، یعنی اضطرار ما خیلی گسترده تر است و این باید در جای خودش بحث بشود.

یکی از زوایای اضطرار، اضطرار به منجی است. بیاناتی را رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی در روز نیمه شعبان داشتند که سرفصل های متعددی داشت و تلقی حقیر این است که باید حتما روی این صحبت ها بحث و گفتگو بشود. این بیانات ظرفیت این را دارد که عزیزان ما به تبیین و توضیح آن بپردازند یا به عنوان یک موضوع آن را مورد دقت قرار داده و در بسط آن اندیشه تلاش بکنند. من هم سعی می کنم در این جلساتی که خدمتتان هستم سرفصل هایی که ایشان به آن پرداختند را با همان رویکرد مورد دقت قرار بدهم، البته مدعی نیستم که من آن کلمات را شرح می دهم بلکه می خواهم ذیل موضوعات و رویکردی که ایشان اتخاذ کردند، مطالبی تقدیمتان کنم.

نیاز بشر به منجی و تبیین حقیقت انتظار

احساس من این است که بیانات ایشان در روز نیمه شعبان و میلاد وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه پنج سرفصل عمده داشت. در سرفصل اول به نیاز بشر به منجی اشاره شد، درواقع پیشرفت های علمی و تکنیکال بشر به هیچ وجه ما را بی نیاز از یک منجی نمی کند. این شرایط سختی که برای بشر پیش آمده و در همین دوران پیچیده تر هم شده، مثل گسترش بی عدالتی ها، گسترش اختلاف طبقاتی، گسترش نا امنی ها و امثال اینها که فراوان است و احتیاج هم ندارد ما بگوییم، خود غربی ها فراوان به آن پرداختند، این پیشرفت علمی و پیشرفت فناوری ها، با این که تغییر در رویکرد و تغییر در سبک زندگی ایجاد کرده، ولی بشر را از نیاز به یک منجی مستغنی نکرده و بلکه امروزه بشر احساس نیازش به یک منجی چه به صورت خودآگاه و تفصیلی چه به صورت یک نیاز اجمالی بیش از دوران گذشته است.

حتی دولت ها هم ناتوانی خودشان را در تحقق آن آرمان های بزرگی که به بشر وعده داده شده بود حس می کنند. ایشان در ادامه به این رسیدند که انبیاء این نیاز به منجی را به حقیقت انتظار تبدیل کردند که یک تفاوت جدی با صرف نیاز به منجی دارد، در این انتظار نوعی امید هست، امید به یک آینده حقیقی که ذیل آن یک برنامه اقدام هست. یعنی اینطور نیست که انتظار صرفا مساوی است با اعتراض از دشمن یا احتراز، بلکه یک برنامه اقدام ذیل یک طرح بزرگ در امر انتظار هست.

این دو نکته ایست که در فراز اول بیانات ایشان بود که تلقی من این است که بیشتر باید به آن بپردازیم. این یک نوع هجوم به شبهات الهیاتی دشمن است، چه شبهات الهیاتی که از آغاز رنسانس و به ویژه در دوره پس از انقلاب صنعتی و تغییر مقیاس رفاه مادی شکل گرفت، چه شبهات الهیاتی ای که در فضای گسترش ویروس کرونا شکل گرفت.

آنها در جریان ویروس کرونا به دین هجوم بردند و اعلام استغنای از تعالیم انبیاء کردند، مقام معظم رهبری بدون اینکه پاسخی به آنها بدهند، هجومی بردند به پایگاه دنیای مدرن و مدعیان در مقابل انبیاء و فرمودند: اینها به هیچ وجه نتوانستند آن ارزشهای الهی را تأمین بکنند. پس این یک فصل از بیان ایشان بود که به بحث نیاز به منجی، بحث انتظار و تبیین حقیقت انتظار، پرداخت. همانطور که عرض کردم این بحث هایی است که تکرار شده، ولی با این ضرب آهنگ و رویکرد نیاز هست که دوباره مورد دقت قرار بگیرد، بخصوص که شواهد میدانی آن هم دارد ظهور پیدا می کند.

مقایسه رفتار ایران و غرب در مواجهه با ویروس کرونا

دومین نکته ای که در بیانات ایشان من احساس می کنم قابل تامل بود یک مقایسه ای بود که بین رفتار مومنانه جامعه ما در مواجهه با این پدیده و مشکلاتی که برای جامعه ایجاد کرده که رفتاری مبتنی بر اخوت، مواسات ایمانی و محبت و ایثار بود، و رفتار منفعت طلبانه و سوداگرانه ای که در غرب، هم از دولت ها و هم از مردم مشاهده شد، انجام شد. در کلمات ایشان تعمیق و تحلیل عمیق این رفتار و ارجاعش به فلسفه های حاکم بر غرب که این هم باز یک نوع هجوم مجدد به فلسفه های اجتماعی غرب بود، به چشم می خورد. دو نوع رفتاری که از دو جامعه سر می زند، یکی رفتار مومنانه و یکی رفتار منفعت طلبانه و سودجویانه، ناشی از دو نوع تربیت انسانی است. دو نوع فلسفه و تفکر و دین، حاکم بر این جوامع است که این قابل بحث است و جداً نیاز دارد که پیرامونش گفتگو بشود.

دعوت مردم به رزمایش همدلی مومنانه

نکته سومی که در بیانات ایشان قابل تأمل بود این است که ایشان مردم را در این شرایط سخت به یک نوع رزمایش همدلی و مواسات دعوت کردند تا در جامعه همدلی و اخوت ایمانی شکل بگیرد که برای حل نیازمندی های اجتماعی بسیار نکته مهمی است. این انگیزه ای که در رفتار مجاهدانه در عرصه های مختلف ظهور پیدا کرده، مثل مجاهدت در صف مقدم سلامت تا مجاهدت هایی که برای رفع نیازهای معیشتی و سایر نیازهای اجتماعی دارد اتفاق می افتد، نه نتها نباید خاموش بشود بلکه باید تبدیل به یک رزمایش بزرگ بشود. این رزمایش مقدمه طرح پایدار است که این هم به نظر من قابل بحث است و می شود روی آن تأمل کرد.

در ادامه ایشان تأکید بر توجه به معنویت در شرایط کنونی می کنند.  یعنی این شرایط کنونی نه تنها نباید ما را از رفتار مومنانه دور کند بلکه ما باید ارتباطمان را با حضرت حق و اولیاء الهی در یک برنامه جدید افزایش دهد، چون پایگاه این همدلی و فداکاری مومنانه، ارتباط صحیح با حضرت حق و اولیاء الهی است. پس نباید این شرایط ما را از آنها دور کند. این مطلب سومی است که در بیانات ایشان بود که جای تأمل دارد. بر خلاف این که بعضی می گویند: این ویروس سکولار است و همه نهادهای ایمانی را هدف قرار داده و مساجد، امام زاده ها و تجمعات معنوی را تعطیل می کند (البته این بیشتر به یک طنز شبیه است و یک تحلیل عمیق نیست)، همین شرایط می تواند تبدیل به یک رزمایش مومنانه برای مواسات بشود که این بخشی از تبلور و ظهور ایمان جامعه است. همچنین این شرایط می تواند در یک لایه عمیق تر، به یک برنامه جدی تری برای ارتباط معنوی با حضرت حق و اولیاء الهی و بهره مندی از شرایط ماه شعبان و رمضان تبدیل بشود.

توجه به توطئه دشمن در پس بزرگنمایی درباره این ویروس

نکته چهارمی که در بیانات ایشان بود که به نظر من به جد باید در این شرایط به آن پرداخته بشود تا مغفول قرار نگیرد، این است که ایشان فرمودند: پدیده کرونا یک ابتلاء بزرگ برای جامعه جهانی است، یعنی ما ابتلائات بزرگتر از این داشتیم. ایشان لیستی از این ابتلائات را بیان کردند. در واقع یک سیاهه بزرگی از این ابتلائات از طریق رسانه های جدید در دسترس و در اختیار همه هست و تأکید بر این به نظر من نکته مهمی است و از نقشه و توطئه دشمن نباید غافل بشویم.

احساس من این است که گویی ایشان می خواهند بفرمایند: این بزرگنمایی که دارد در این واقعه می شود بگونه ای که هم اکنون که ما کنار هم نشستیم، قریب چهار میلیارد آدم را در قرنطینه برده، می تواند پشتش یک توطئه و طراحی باشد و ما نباید از این توطئه و طراحی غافل باشیم. در عین این که نباید از این مخاطره بزرگی که این ویروس برای سلامت بشری ایجاد کرده غافل شد، از آن توطئه پشت پرده ای که در بزرگنمایی این واقعه دارد اتفاق می افتد و آن نقشه هایی که آنها می خواهند پیش ببرند هم نباید غافل بشویم.

زمینی کردن آرمان های الهی توسط دنیای باطل

ما یک سلسله نیازهای بزرگی داریم که این نیازها را خدای متعال از طریق انبیاء الهی راهبری و هدایت می کند. در دنیای مادی در طول تاریخ اینطور بوده که همین آرمان هایی که انبیاء می آوردند را می گرفتند و آنها را زمینی می کردند! آنها حتی نیاز به پرستش و اضطرار به، اله را به آلهه زمینی تبدیل می کردند و بعد برای حرف انبیاء بدل سازی می کردند. در بیان نورانی امیرالمومنین علیه السلام در خطبه پنجاه نهج البلاغه حضرت می فرمایند: «فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِين»(2)‏ اگر باطل از آمیختگی با حق جدا بشود هیچ کسی دیگر طالب او نخواهد بود. حضرت می فرماید: «يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ‏ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ‏ مِنَ اللَّهِ‏ الْحُسْنى‏» بخشی از باطل با حق گرفته و درآمیخته می شود، اینجاست که شیطان استیلا پیدا می کند، یک عده ای که از پیش خدای متعال در باب آنها یک اراده خیری کرده نجات پیدا می کنند، اینها کسانی هستند که یک عهدهایی با خدا دارند، اما مابقی انسان ها زمینگیر می شوند.

من این کلام را با مسامحه اینطور معنا می کنم، واقعیت این است که دنیای باطل آرمان هایی که انبیاء می آوردند را زمینی می کرده، بعد آنها را تصاحب کرده و وعده می داده که من شما را به این آرمان هایتان می رسانم؛ عدالت، امنیت، آرامش، آسایش، رفاه و سلامت بشر از جمله این آرمان ها بودند. پس دنیای باطل یک سلسله از آرمان های بلندی که انبیاء منادی آن بودند را می گرفتند و آنها را باز تعریف می کردند. در هیچ دوره ای هم به اندازه عصر رنسانس و عصری که تمدن جدید غربی در آن شکل گرفت، این آرمان ها باز تعریف و زمینی نشدند. آن ها می گفتند که ما از طریق گسترش تجارب و خرد بشر و عقلانیت خود، می توانیم این نیازها را پاسخ بدهیم. در واقع آن آرمان ها را گرفتند، بعد هم گفتند که ما نیازی به انبیاء نداریم، بلکه اصلاً دوران انبیاء به سر آمده است. حتی بعضی از فیلسوفان اجتماعی غرب گفتند که اصلاً دوران فلسفه ها هم به سر آمده و ما اگر بخواهیم آن نیازهای بشری را در این دوران تأمین کنیم باید با علم، بشر را اداره کنیم. این یعنی خرد و تجارب بشر جایگزین همه تعالیم انبیاء شود.

در این بیاناتی که رهبر عزیز انقلاب اسلامی داشتند به همین توجه داده شده، که در عین این که خرد و تجارب بشر برخی مشکلات را می تواند حل کند، ولی به هیچ وجه نتوانسته آن آرمان ها را محقق بکند و هنوز آن آرمان ها زمینی اند. حتی نیاز بشر به آن آرمان ها بیشتر شده و فاصله آن آرمان ها هم گسترده تر و عمیق تر شده است.

بنابراین ما احساس می کنیم که نیاز به منجی است که آن آرمان ها را محقق می کند. این مدعیان و فیلسوفان و سیاست مداران دوره مدرن، با تمام تلاشی که کردند تا یک بشر زمینی با آرمان های زمینی بسازند، نه تنها نتوانستند آن آرمان های بلند را از بشر به طور کلی بگیرند بلکه حتی نتوانستند که آن آرمان ها را تأمین بکنند. بنابراین بشر همیشه نیاز به یک منجی داشته است، منجی ای که بیاید و این آرمان ها را برای او محقق بکند. البته انبیاء این نیاز را تبدیل به یک انتظار کردند. انتظار یعنی یک نظام معرفتی به بشر می دهند که در این نظام معرفتی فقط انسان به یک منجی و نجات دهنده احساس نیاز نمی کند، بلکه در این نظام معرفتی مسیر حیات بشری را به سمت تحقق آن آرمان های بزرگ به دست یک انسان الهی می بیند. این امید در واقع یک امید تخیلی نیست بلکه یک نظام معرفتی است که امیدزا هم است.

انتظار، زمینه ای برای امیدواری و اقدام

یک موقع شما نیازهای بشر را نادیده می گیرید، نیازهایی که خدای متعال در انسان گذاشته و همین نیازها می تواند به پرستش خدای متعال تبدیل بشود و از طریق پرستش خدای متعال این نیازها تأمین بشود، به تعبیر بهتر، ما هیچ نیازی در عرض پرستش خدای متعال در وجودمان نیست و الا باید می گفتید که ما مشرک بالفطره هستیم. ما موحد بالفطره هستیم، یعنی همه بشریت بر فطرت توحید آفریده شده و تمام نیازهای او می تواند طریق بندگی خدای متعال باشد.

آن تحقق توحید همه جانبه ای که تمام آرمان های بشری، به شکل مناسبات پرستش خدای متعال در آن محقق می شود، یک امر واقعی است و یا یک امر موهوم؟ کاری که فیلسوفان مادی می کنند این است که اولا می گویند: این نیازها، نیاز پرستش به خدا نیست و آن را در حد نیاز به پرستش ماده تنزل می دهند و می گویند بشر مضطر به پرستش ماده و جلوه های ماده است. بعد هم سعی می کنند این جلوه ها را تنوع ببخشند. در ادامه هم آرام آرام یک آلهه ای برای بشر می سازند و یک طواغیتی می آیند که خودشان الهه بشر می شوند! آنها پرستیده می شوند و زمام این نیازمندی را در دست می گیرند، در حالی که زمام این نیازمندی های ما در دست حضرت حق است.

«أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّه»(فاطر/15)‏، توحید یعنی همین؛ یعنی همه نیازهای ما به سمت حضرت حق حرکت می کند، نیاز به عدالت، آرامش، آسایش و رفاه هیچ کدام در عرض نیاز به توحید نیست. آن دستگاه معرفتی ای که این نیازها را براساس توحید تفسیر می کند، دستگاه معرفتی انبیاست. تنها این دستگاه است که این حقیقت را به ما نشان می دهد که «أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّه‏» و مابقی، همه توهم و خیال است.

پس شما محتاج به دیگران و دنیای ماده نیستید. انتظار یعنی این که مجموع نیازمندی های بشر در مسیر حرکت به سمت خدای متعال، به یک امیدواری تبدیل بشود. یعنی امیدوار بشویم که یک بستری در عالم محقق می شود تا همه این آرمان ها و نیازها محقق شود بدون این که تحریف بشود، به تعبیر دیگر نیاز به عدالت و امنیت نیاز به حضرت حق است، کما این که اگر یک قدم بیایید پایین تر، همه این نیازها برابر است با نیاز به آن ولی الله الاعظم و اسم اعظم الهی که همه اسماء الهی در او هست. ما نیازمند به او هستیم و او طریق تأمین این نیازهاست.

این نظام معرفتی است که همه این نیازها را در انسان شکوفا می کند، اضطرارهایش را بزرگ می کند و پنجره هایی را به روی عالم باز می کند که این نیازها را به حضرت حق و دستگاه ولایت حقه ارجاع دهد، بعد هم در انسان یک معرفتی ایجاد می کند که این آینده های روشن را بتواند مشاهده کند، نه فقط مشاهده کند بلکه نزدیک می بیند «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً * وَ نَراهُ قَرِيباً»(معارج/6-7). این نزدیک دیدن موجب می شود تا بتواند رفتار مومنانه داشته باشد.

اگر در یک دستگاه معرفتی بزرگ و صحیح این نیاز ما تبدیل شد به یک امیدواری، حتما به دنبالش اقدام اتفاق می افتد. ما درون آن طرح بزرگی که وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارند و همه انبیاء داشتند، اقدام خواهیم کرد. آن برنامه بزرگی که برای تحقق توحید و تحقق همه این آرمان ها مثل عدالت، آزادی، کرامت انسانی، سعادت و رفاه بشر است و همه اینها در آن طرح به شکل صحیح و در مسیر مومنانه و موحدانه شکل می گیرد، بدون اینکه ما مشرک بشویم.

انتظار یعنی همه این نیازها را در جهت پرستش خدای متعال فعال کردن و بعد به انسان توجه، معرفت و آگاهی دادن که این مسیر، مسیری است که در حال تحققِ در عالم هست، یک طرح بزرگی برای تحقق این طرح از طرف خدای متعال هست که ایجاد امیدواری و بعد اقدامِ در درونِ آن طرح، می شود انتظار. بنابراین انتظار مکتب بیکاری و سستی و تنبلی نیست، بلکه مکتب اقامه در یک طرح بزرگ و براساس آن نقشه بزرگ الهی است که آن آرمان ها را محقق می کند.

یک نکته جدی که وجود دارد این است که چرا اگر بشر تمام خرد و تجربه خود را به کار بگیرد، بدون انبیاء الهی نمی تواند آن آرمان ها را محقق بکند؟ یعنی مدعیانی که چند قرن ادعا می کردند، بعد از این چند قرن وقتی ارزیابی می کنید، می بینید که بشریت از آن آرمان ها قطعا دور شده، اضطرارها و نیازهایش بیشتر شده، بی عدالتی ها و تبعیض ها در کل جامعه جهانی گسترش پیدا کرده، پس قطعا تا کنون اصلا نتوانستند این کار را بکنند و شواهدش هم موجود است، یعنی بزرگترین دلیل همین عینیتی است که ما مشاهده می کنیم.

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 168

(2) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 88