نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

ویروس کرونا و اجرای طرح حکمرانی مجازی بر جهان/ بیان راه کارها برای خنثی سازی طرح بزرگ استکبار

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 2 اردیبهشت 99 است که در برنامه ای در صدا و سیما برگزار شده است. ایشان در این جلسه بیان می دارند، بیماری کرونا بر وضعیت اجتماعی همه مردم از جمله کشور ما تأثیر گذاشته و ما باید تلاش کنیم که با این واقعه برخورد فعال داشته باشیم. ما و جامعه جهانی با پدیده هایی بسیار بزرگتر از این ویروس مواجه بودیم، برای همین بزرگنمایی که در رابطه با این بیماری می شود جای تأمل دارد. احتمال قوی که وجود دارد، این است که می خواهند دنیا را در فضای حکمرانی مجازی ببرند، یعنی کاملا فضای سایبر را بر جهان حاکم کنند که در آنجا دیگر اصلا دولت ها و ملت ها اختیاراتی نخواهند داشت. این حرکت آنها برای گسترش و بردن جهان به حکمرانی مجازی و کوتاه کردن دست ملت ها و دولت ها، یک رقابت تمدنی با اسلام است و ما باید با این توطئه فعال برخورد کنیم. این فعال عمل کردن، معنایش این نیست که ما اصول بهداشتی مسلمی که گفته می شود را رعایت نکنیم، اما نباید راحت فعالیت مان را تعطیل کنیم، چرا که این همان چیزی است که دشمن می خواهد. ما باید طرح های بزرگی داشته باشیم ولی در آن طرحی که باید در مقابل فضای مجازی داشته باشیم سه گام وجود دارد: یکی فاصله گذاری و تبری جدی و مطلق از این فضای مجازی که به معنی تسلیم نشدن است، دوم حضور فعال و سوم هم ایجاد دستگاه موازی و حضور در حکمرانی فضای مجازی. ما باید برگردیم و روابط مان را بر حول مسجد تغییر بدهیم. پس پاتک توطئه دشمن این است که ما نقش هیئات و مساجد را گسترش بدهیم. فعال شدن مساجد و روحانیت در مقابل این طرح بزرگ دشمن، این است که اینها پیوست های فرهنگی و اجتماعی خودشان را طراحی کرده و مسجد را نقطه کانونی اتصال مردم بکنند بگونه ای، خدماتشان همه عرصه های اجتماعی را بپوشاند و آرام ارام مدل اقتصاد و سیاست و فرهنگ را هم تحت تأثیر قرار بدهد تا به دولت اسلامی برسیم. اگر ما بتوانیم از این شرایط برای یک رزمایش به سمت دولت اسلامی استفاده کنیم، این کاملا پاتک آن طرحی است که دشمن زده و خروجیش آن وقت صد درصد به نفع ما خواهد بود.

بزرگنمایی درباره ویروس کرونا

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. یک واقعه ای پیش آمده که بر وضعیت اجتماعی همه مردم از جمله کشور ما تأثیر گذاشته و ما باید تلاش کنیم بر خورد ما با این واقعه برخورد فعال باشد نه منفعل. یعنی هم واقعه را درست بشناسیم و هم این که در مقابل این واقعه منفعل نباشیم، بلکه مهاجم به این برنامه ای باشیم که برای ما در این شرایط ریخته شده است.

همینطوری که حضرت آقا در آخرین بیانات رسمی شان در روز میلاد مسعود وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه فرمودند، این واقعه ابتلاء بزرگی برای جامعه جهانی است ولی ما ابتلائات بزرگتر از این، زیاد داشتیم. پس اینطور نیست که این واقعه از بزرگترین ها باشد. بعد ایشان مثال زدند مثل جنگ و حملات شیمیایی دشمن در خصوص کشور ما یا جنگ جهانی که آمارهای رسمی ای که وجود دارد کشتگان کشورهایی که رسما درگیر جنگ بودند بین 50 تا 70 میلیون هست! البته آمارهای رسمی این را می گوید و غیر از این، یک کشته هایی داریم که کشته های خاموش جنگ  اول و دوم جهانی هستند، مثل تلفات نفوسی که در کشور خود ما بوده و در جنگ اول جهانی آمارش بین 4 تا 7 میلیون هست، اینها بر اثر قحطی مصنوعی و امثال اینها در ایران کشته شدند و از این دست وقایع ما زیاد داشتیم.

الان هم همینطور است، ما بیماری های فراوانی داریم که مرگ و میرهایش در شرایط کنونی خیلی گسترده تر از این بیماری هستند. مثلا دیابت که در آمار رسمی سالی 5 الی 7 میلیون حتی بیشتر فوتی دارد یا آلودگی هوا در شهرهای بزرگ که 5 میلیون فوتی دارد. بیماری های دیگری هم داریم که آمارش گاهی از این بالاتر است، مثل فشار خون و سکته و... بنابراین اینطور نیست که این بیماری یک خطر بزرگی باشد که مشابه نداشته است. حتی در بیماری های واگیردار، آمار رسمی خود سازمان بهداشت جهانی این است که در سال، تقریبا 650 هزار کشته دارد و قریب پنج میلیون انسان مبتلا می شوند. مالاریا هم از جنس بیماری های ویروسی واگیردار است، منتها بیشتر کشته هایش چون در افریقاست اصلا به آن اعتنا نمی کنند! بر اساس آمار رسمی سازمان بهداشت در سال 2016 این بیماری، یک میلیون و ششصد هزار کشته داشته است.

بنابراین این بیماری بزرگتر از پدیده ها و ابتلائات قبلی نیست، ولی با آن پدیده ها اصلا اینطوری برخورد نشده است! پنج میلیون آدم بر اثر آلودگی هوا فوت کردند اما یک شهر بزرگ دنیا قرنطینه نشده، بالای پنج میلیون آدم بر اثر دیابت فوت می کنند اما یک شیرینی فروشی تعطیل نشده است، آمار رسمی می گوید: هفت میلیون در سال در اثر استعمال دخانیات فوت می کنند اما یک کارخانه بزرگ تولید سیگار بسته نشده است! ولی هم اکنون حدود چهار میلیارد آدم در قرنطینه هستند.

بررسی سه احتمال در مورد این ویروس

مقام معظم رهبری در همان سحنرانی فرمودند: مواظب نقشه ها و توطئه های دشمن باشید. احساس من این است که ایشان می خواهند بفرمایند که این بزرگنمایی و این طرحی که دارد در دنیا اعمال می شود تحت عنوان فاصله گذاری و جلوگیری از گسترش ویروس، خودش می تواند یک توطئه باشد و همینمطور هم هست.

من نمی خواهم داوری کنم و بگویم حتما از ابتدا تا انتها طراحی شده است، یعنی یک ویروسی را درست کردند که دست ساز است، بعد با یک قاعده ای منتشرش کردند الان هم کاملا تحت کنترل است و دارند مقاصدشان را با آن جلو ببرند، من نمی خواهم این را بگویم، گرچه این احتمال هست. البته احتمال دومی هم هست که این ویروس دست ساز باشد که احتمال این هم زیاد است، منتها یک مقداری کنترل آن از دستشان خارج شده و خود کشورهای اروپایی و امریکا را هم درگیر کرده است. ولی هنوز هم در ذهن حقیر، احتمال اول بزرگتر است که این یک ویروس دستساز است که گسترش آن هم طراحی شده است. احتمال سوم هم البته این است که این ویروس دست ساز نبوده بلکه به طور طبیعی جهش یافته است. ولی بالاخره هر کدام از این ها باشد، آنها الان دارند از این شرایط استفاده می کنند و آن توطئه ای که می تواند خطرناک باشد، همان استفاده و طراحی ای است که آنها در این شرایط دارند می کنند.

هر کدام از آن سه احتمال را می توانیم بگوییم، اما من خودم بیشتر احتمال اول را در ذهن دارم. به نظر من این هم طراحی شده است و هم گسترش ان مدیریت شده است، حتی در خود کشورهای اروپایی! دوستان می گفتند پس چرا خودشان به آن مبتلا شده اند؟! آنها ابایی از این چیزها ندارند! در جنگ اول و دوم جهانی حدود 50 تا 70 میلیون همین کشورها کشته دادند. آمار کشته های آلمان بالای پنج میلیون است. روسیه هم آن موقع بالای 15 میلیون کشته داده است. نتیجه اش هم این شد که دنیا را در یک شرایطی بردند که نظم جدید را بپذیرد. آنها سازمان ملل را تأسیس کردند که تقریبا در مقابل هر وزارت خانه ای که ما در کشور خودمان داریم، یک نهادی زیر سازمان ملل و برای همین موضوع در جهان دارند و جامعه جهانی را مجبور کردند که پروتکل های بین المللی را قبول کند و براساس آن عمل کند. آخرینش هم همین 17 پروتکلی است که آقایان رفتند و چراغ خاموش امضاء کردند و دارند به آن عمل می کنند که یکی از آنها سند 2030 آموزش پرورش است.

بنابراین این که بگوییم کار خودشان نیست چون خودشان دارند تلفات می دهند، درست نیست. چرا که جنگ جهانی اول و دوم هم خودشان ایجاد کردند، بعد هم دست های پشت پرده، آن را تا یک نقطه ای بردند که همه جامعه جهانی آمادگی پیدا کردند که یک طرح به قول خودشان صلح پایدار را قبول کنند، در ادامه هم آن طرح را تحت عنوان شکل گیری سازمان ملل تحمیل کردند و از آن طریق حاکمیت قدرت ها را بر کل جهان اعمال کردند.

بررسی ابعاد توطئه دشمن در پس بزرگنمایی ویروس کرونا

البته پیامدهای سوئی که این واقعه کرونا می تواند داشته باشد از آن بزرگتر است. همین مسائلی که در حوزه اقتصاد دارد اتفاق می افتد جای تأمل دارد، مثل اینکه بعضی می گویند امریکا دارد در همین شرایط بدهی ها و کسری بودجه خودش را از طریق افزایش قیمت دلار و کاهش سهام بورس تأمین می کند، چون نوع بدهی هاش از همین جنس است، پس اوراق بهاداری که فروخته را دوباره بازخرید می کند تا اقتصادش را نجات دهد. کسانی که نگرش تمدنی دارند و اخیرا در غرب دارند از اتفاقاتی که بعد از کرونا اتفاق می افتد گفتگو می کنند، می گویند کانون های قدرت از امریکا و اروپا جابجا می شود و به آسیا می رود که این هم یک بحث مهمی است و اساتید می توانند دنبال کنند. ولی یک احتمال قوی که خود حقیر در ذهنم هست که آن پیامد خطرناک تر از این پیامدهاست و حتی از شکل گیری سازمان ملل و حاکمیت قدرت ها از طریق سازمان ملل در جهان خطرناک تر است، این است که می خواهند دنیا را در فضای حکمرانی مجازی ببرند، یعنی کاملا فضای سایبر را بر جهان حاکم کنند که در آنجا دیگر اصلا دولت و ملت ها اختیاراتی نخواهند داشت.

حضرت آقا در سال 96 فرموده بودند که اگر این اتفاق بیافتد تأثیراتش بر جهان از انقلاب صنعتی بیشتر است و ممکن است تا پنج سال دیگر رئیس جمهورها بر تهران هم حکومت نداشته باشند! البته بحث تحلیل فضای مجازی و این که اگر گسترش و نفوذ پیدا کند و حکمرانی مجازی محقق بشود، چه اتفاقاتی می افتد، بحث پردامنه ای است و متخصصینی هستند که باید پیرامون آن گفتگو کنند.

علی ای حال به نظر من آن توطئه بزرگتری که می تواند در پس این واقعه اتفاق بیافتد چه این واقعه تدبیر شده باشد یا خیر، همین است که دنیا را می خواهند وارد حکمرانی مجازی کنند. البته به نظر، همینطور می آید که این واقعه تدبیر شده است و خیلی از پروتکل هایی که از روز اول سازمان بهداشت جهانی می گفت همین را تأیید می کند. اینها در مورد ویروس ناشناخته کاملا پروتکل های یکسانی داشتند! جامعه پزشکی ما قابل اعتمادند و پزشکان آن متعهد و متدین و وفادار به اسلام و ملت خودشان هستند، ولی به سازمان بهداشت جهانی مثل بقیه زیرمجموعه های سازمان ملل، هیچ اعتمادی نیست. بسیاری از طرح های استعماری به وسیله خود آنها در جهان نهادینه شده و با پروتکل های آنها عملیاتی می شود، لذا این نهادها اصلاً قابل اعتماد نیستند.

علی ای حال آن خطری که به نظر من بیش از همه توطئه ها ما باید مراقب آن باشیم، این است که دنیا را می خواهند وارد دوران حکمرانی مجازی بکنند که بعضی از آن به عصر «سیاهچال» تعبیر می کنند. آنها یک دور در آغاز دوران رنسانس بشریت را از ارتباط با عالم غیب به ساحت ارض تنزل دادند و رابطه او را با انبیاء و اولیاء و ادیان الهی قطع کرده و او را زمینی کردند.

نظر شهید صدر درباره الگوگیری جامعه اسلامی از غرب

مرحوم شهید صدر رحمت الله علیه یک مقدمه ای بر چاپ دوم اقتصادنا دارند که به نظر من این خیلی خواندنی است. ایشان اقتصادنا را تقریبا در سن بیست و هشت سالگی نوشتند، ولی این مقدمه برای اواخر عمر شریفشان هست و همه تجربیات شان در آن جمع شده است. ایشان آنجا یک مطلبی دارند و می گویند: برای جبران عقب افتادگی ها یک سری جنبش های اجتماعی در دنیای اسلام شکل گرفته که اینها معمولا ذیل الگوها و روش های غربی است. در زمان ایشان دو الگوی مهم بود، یکی الگوهای لیبرالیستی و یک سوسیالیستی، چون آن موقع هنوز کمونیست ها شکست نخورده بودند. بعد ایشان می گویند: که به ناچار دنیای اسلام باید به الگوهای اسلامی برگردد چون الگوهای غربی در دنیای اسلام جواب نمی دهد. لذا ایشان منتظر یک تحولی در مقیاس انقلاب اسلامی بودند و وقتی انقلاب اسلامی شد به شدت از آن استقبال کردند. ایشان کسی بودند که در نجف در رده مرجعیت بودند، اما با انقلاب اسلامی کل درسهای فقه و اصول خودشان را تعطیل کرده و به تأمل برای پاسخگویی و تئوریزه کردن جمهوری اسلامی مشغول شدند. پیشنهاد قانون اساسی هم ایشان دادند و خیلی از اصول پیشنهادی شان هم در قانون اساسی فعلی ما هست.

ایشان آنجا می گویند: من اصلا نمی خواهم بگویم الگوهای غربی خوب است یا بد و داوری ارزشی نمی کنم، ولی می خواهم بگویم الگوی غربی در دنیای شرق و دنیای اسلام عملیاتی شدنی نیست. چون آنها اگر بخواهند توسعه را واقع کنند باید آن را روی دوش ملت بگذارند، چون دولت ها که فقط نمی توانند توسعه را ایجاد بکنند، این ملت ها باید بافت شان متناسب با توسعه تغییر کند و این یکی از ارکان توسعه است. الان هم می گویند که با انتقال تکنولوژی توسعه واقع نمی شود. شما تکنولوژی یک کشور پیشرفته را ببرید در یک کشور عقب افتاده و به اصطلاح استعماری، این که توسعه نمی آورد. باید بافت نیروی انسانی تغییر کند؛ به تعبیر دیگر باید تفکر، انگیزه، اندیشه و مهارت هایش عوض بشود تا توسعه واقع بشود.

آنها اول توانستند که انسان را زمینی کرده و متناسب با الگوی غربی بسازند، بعد این تمدن را روی دوش انسان سوار کردند. شهید صدر می گوید: به هیچ وجه غرب در این موفق نیست، یعنی نمی تواند انسان دنیای اسلام را زمینی کرده و ارتباطش را با آسمان قطع کند. غرب نمی تواند پیامدهای این اعتقاد راسخ در جامع دینی را که اخلاق، گرایش ها و ارزش هایی است که بر جامعه حاکم است، از بین ببرد. لذا آن الگو ها اینجا جواب نمی دهد. پس بر فرض که آن الگوها خوب هم باشند ما نمی توانیم اینجا عملیاتی کنیم و باید به سمت اسلام برگردیم.

توطئه دشمن برای حکمرانی مجازی بر جهان

علی ای حال عرض من این است که کاری که غرب کرده این است که یک بار انسان را در زمین آورده و محصور کرده، بعد هم ارتباط او را با آسمان قطع کرده است، اما این بار می خواهد انسان را از درون این زندان در سیاهچال ببرد. سیاه چال های قدیم اینگونه بوده که در زندان یک زندان دیگری وجود داشته که به صورت سردابه بوده و درون آن، یک سردابه دیگری با عمق بیشتر بوده است. اگر مساحت این سرداب 15 متر مکعب است، یک سردابه های کوچکتری با مساحت پنج متر مکعب می کندند که عمیق تر بوده و به آن سیاهچال می گفتند.

دنیای غرب یک بار ما را در چاله برده اما این بار می خواهد در سیاهچال ببرد. واقعا عصر فضای مجازی، عصر سیاهچال است و این را اساتید از من بهتر می دانند. ما حتما باید گزارش بگیریم که بفهمیم چه واقعه ای در جهان دارد اتفاق می افتد و ما باید با آن چه کنیم. آنها دارند ما را فریب می دهند که می گویند فضای مجازی! ما را ده سال مشغول به بحث کردند که مجازی است یا حقیقی که هیچ فایده ای هم نداشت! در حالی که این فضا اصلا مجاز نیست، بلکه یک دنیایی است که دارند درستش می کنند و ثانیا صرفا ابزار نیست. یکی از فریب ها این است که می گویند این ابزار است، ما سیم کشی کرده و رابطه برقرار می کنیم و محتوا در اختیار خودتان است، در حالی که اینطوری نیست! مثل این می ماند که شما از کتاب به کاغذ تعبیر کنید و بگویید وزارت بهداشت یک مشت کاغذ منتشر می کند! اما آیا واقعا کاغذ منتشر می کند یا کتاب منتشر می کند؟! وقتی می گویید کتاب یعنی محتوا دارد، ولی وقتی می گویید کاغذ یعنی بی خاصیت و خنثی است.

اینها در دوره اصلاحات یکی از کارهایی که کردند وزارت مخابرات را تبدیل کردند به وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات، عنوانی که می گذارند خودش یک عنوان شیطنت آمیز است. این کار صرفا فناوری نیست که یک صنعت باشد و هیچ جهتی هم نداشته باشد، بلکه کاملا یک محتوایی را تحت پوشش فناوری دارند در جهان گسترش می دهند! علی ای حال عرض من این است که خطرناک ترین پدیده ای که می تواند در پسا کرونا اتفاق بیفتد، این است که جامعه بشری را در فضای حکمرانی مجازی ببرند، حکمرانی که ما الان اصلاً آنجا حضور نداریم.

فضای مجازی سه لایه دارد: کاربران، مدیریت و حکمرانی؛ حکمرانیش دست قدرت های بزرگ است، حتی نه در دست ترامپ بلکه دست آن دست های پنهان پشت پرده است، مدیریتش هم به صورت شبکه ای در جهان اداره می شود و ما هم کاربران هستیم. حالا اگر حکمرانی مجازی محقق شود، طبیعی است که آنها در این که مستقیما جامعه جهانی را اداره کنند، موفق می شوند. من یک تعبیری در ذیل سوره مجادله داشتم، آنجا عرض کردم که فضای شبکه مجازی و سایبر، الآن محیط نجوای شیطان است. یعنی دو به دو با آدم ها مواجه می شود و با آنها نجوا می کند، چون مدیریت ولی خدا در آن نیست. بعد کم کم مومنین را به سمت نجوای علیه دین می برد. آیه «وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقاب‏»(مائده/2) ناظر به همین است.

علی ای حال این فضا اگر گسترش پیدا کند بسیار برای ما خطرناک است. حالا من یک نکته ای کلی را عرض بکنم. این حرکتی که آنها کردند برای گسترش و بردن جهان به حکمرانی مجازی و کوتاه کردن دست ملت ها و دولت ها، این بیشتر به نظر من یک رقابت تمدنی با اسلام است. آنها در طول این چهل سال حرکت های بزرگی علیه ما کردند، از جنگ 8 ساله تا بعد ماجرای یازده سپتامبر و حمله به دنیای اسلام و بعد ایجاد داعش، ما در همه این زمینه ها مقاومت کردیم و آنها شکست خوردند. در جنگ هشت ساله که شکست آنها واضح است، در حمله به دنیای اسلام بعد از یازده سپتامبر هم به قول خودشان 7 هزار میلیارد دلار امریکا خرج کرده اما ما قدرتمندتر شدیم، داعش را هم خلق کردند اما ما با داعش مقابله کرده و توانمندتر شدیم، الان هم اگر در مقابل همین توطئه شان مقاومت کنیم و نپذیریم، ان شاء الله به نفع ما تمام خواهد شد. ولی شرطش این است که ما واقعه را بشناسیم و برخورد فعال با آن بکنیم.

این بار جنگ جنگ نرم است. یعنی این بار بحث این نیست که رو در رو با ما بجنگند. یک ابزاری را درست کردند که ابزار فریب است و بعد می گویند که آقا، اسلامی و غیر اسلامی ندارد، یک تکنولوژی است و شما از آن استفاده می کنید. اما الان بعد از ده سال است که گسترش پیدا کرده، ببینید که در کشور ما چقدر اخلاق جوانان عوض شده است! می گویند محتوایش را عوض کنیم اما مگر به این راحتی است، این که مثل چاقو نیست که بگویید شما ازش استفاده بد نکنید!

علی ای حال عرض من این است که واقعا فضا، فضای جنگ نرم است. مسئله این است که به ما می گویند آقا، این یک فناوری است و شما از آن استفاده خوب کنید، اما واقعیت این است که وقتی این فناوری را مسلط کردند، تمام محتواها را هم خودشان می دهند بعد آرام آرام به ما می گویند که جای شما کجاست! ما الان در فضای چنین خطری هستیم.

من فضای مخاطره آمیز بعد از کرونا را فضای گسترش حکمرانی مجازی می بینم. شاهدش هم این است که الآن 4 میلیارد را در قرنطینه برده و مجبور به دورکاری کردند، یعنی یک رزمایش بزرگ حضور فعال در فضای مجازی شکل دادند. الان آموزش تخصصی و بیش از حد عادی در فضای مجازی، در این دو سه ماه اخیر در کشور ما برابر با پنج شش سال گذشته است. آنها جوانها و نوجوانها را به طور کلی دارند در فضای مجازی می برند، معاملات و تجارت را هم در فضای مجازی دارند توسعه می دهند، که این می تواند توطئه باشد.

نقش ما در مقابله با توطئه دشمن

ما باید با این توطئه فعال برخورد کنیم. یکی از کارهایی که کردند این است که با ایجاد فاصله گذاری، محافل مذهبی را تعطیل کردند. بزرگترین مزاحم طرح آندلوس سازی اینها در این دو سه دهه اخیر، همین مساجد و هیئات و تجمعات بزرگ سیاسی و مذهبی بوده است، مثل 22 بهمن، روز قدس، عرفه، عاشورا و بزرگترینش هم که اربعین بوده، اینها همه را دارند تعطیل می کنند. آنها دارند حضور در فضای مجازی و تسلط بر اخلاق جوان های ما را گسترش می دهند، آن هم از طریق قطع ارتباط با مسجد و معنویت و تجمعات مذهبی که بزرگترین سرمایه ما بوده است.

شما اگر هیئات و مساجد را بردارید، چیزی می ماند که ما آنجا از واقعیت خودمان در مقابل طرح اندلوس سازی و ایجاد فساد اخلاقی و غلبه دشمن، دفاع کنیم؟! من نمی گویم اصول بهداشتی را رعایت نکنیم، ما حتما به آن مکلف هستیم، آقا هم امر فرمودند که به آنچه به صورت قطعی به ما گفته می شود باید عمل بکنیم. البته یک نکته ای را هم آقا فرمودند که به نظر من نکته دقیقی بود، فرمودند: آنجایی که به صورت قطعی یک حرفی گفته می شود باید همه به آن عمل کنند، اما آنجایی که قطعی نیست و اختلاف نظر بین خود کارشناس هاست، طبیعی است که اتفاقات دیگری در کف می افتد. ما باید آنجایی که به صورت قطعی یک حرفی زده می شود عمل بکنیم، اما باید یک طرح فعال در مقابل این توطئه داشته باشیم و منفعل باشیم.

اینطور نباشد که هرچه آنها گفتند تعطیل کنیم، به خصوص با پروتکل های سازمان بهداشت جهانی. بی تردید پشت پروتکل های سازمان بهداشت جهانی توطئه است. جامعه پزشکی خودمان، جامعه قابل اعتمادی اند که هم توانا هستند و هم به لحاظ تخصص آدم های متعهدی هستند، ولی به هیچ وجه بهداشت جهانی قابل اعتماد نیست. خیلی از توطئه های بهداشتی را در جهان آنها مدیریت می کنند و حتی خیلی از اپیدمی هایی که در افریقا پیدا می شود زیر سر همین هاست! این که ما این پزشکان بدون مرز را بیرون کردیم به خاطر همین بود که خیلی از توطئه ها را در جهان به واسطه همین ان جی او ها انجام می دهند و به طور غیر مستقیم هم زیر نظر سازمان بهداشت جهانی هستند.

عرض من این است که ما در مقابل این توطئه باید فعال عمل کنیم. این فعال عمل کردن، معنایش این نیست که ما اصول بهداشتی مسلمی که گفته می شود را رعایت نکنیم. حتما باید رعایت کنیم اما نباید راحت فعالیت مان را تعطیل کنیم. این خطر بزرگی است، این همان چیزی است که دشمن می خواهد. دشمن طراحی کرده که محافل مذهبی و ارتباط جامعه با محافل مذهبی قطع بشود، الان، کم کم دارند می گویند که ممکن است تا سال آینده هم طول بکشد.

تلقی حقیر این است که اگر این یک ویروس دستسازی باشد که قبض و بسطش دست خودشان بوده و برای یک توطئه بزرگ ساخته شده باشد، این را اینقدر در جامعه جهانی طول خواهند داد مثل جنگ جهانی، تا جامعه جهانی را به نقطه اضطرار برسانند تا طرح جدید را بپذیرد. آن وقت طرح جدیدشان را برای نظم پساکرونایی و بر اساس حکمرانی مجازی ارائه خواهند داد. این توطئه ایست که من احتمال می دهم در ورای همه اینها باشد. غیر از تغییر جغرافیای سیاسی و مسائل اقتصادی بزرگی که در جهان اتفاق می افتد، مثل ورشکستگی ها و روی کارامدن اقتصادهای جدید، به نظر من، مهمترین مخاطره این است که دارند ما را از ارتباط با فضاهای حقیقی قطع می کنند و در فضاهای مجازی می برند.

 ما یک طرح های بزرگ باید داشته باشیم ولی در آن طرحی که باید در مقابل فضای مجازی داشته باشیم سه گام وجود دارد: یکی فاصله گذاری و تبری جدی و مطلق از این فضای مجازی که به معنی تسلیم نشدن است، دوم حضور فعال و سوم هم ایجاد دستگاه موازی و حضور در حکمرانی فضای مجازی. این کاری است که در جای خودش باید انجام شود. البته اینکه ما را از محافل مذهبی و مساجد و هیئات جدا کردند، قطعا کار جامعه پزشکی خودمان نیست و آنها در این توطئه بلا شک حضور ندارند، بلکه خودشان امین مردم هستند. ولی این توطئه می تواند یک توطئه جهانی باشد که سازمان بهداشت هم پشتش است و دستگاه های بهداشتی جهانی هم پشت سرش هستند. یک خبری را اخیرا یکی از دوستان نقل می کردند که یکی از ثروتمندان بزرگ امریکا که قبلا در حوزه کامپیوتر و فناوری های مجازی کار می کرده، پنج سال است رفته و در حوزه بهداشت جهانی فعال شده، یعنی سلطه خودشان را از طریق بهداشت می خواهند به جهان تحمیل بکنند.

فعال تر کردن نقش مسجد برای خنثی سازی توطئه دشمن

ما باید چه کار کنیم تا نقش فعال داشته باشیم؟ من به نظرم می آید که ما باید از این بستر استفاده کرده و نقش هیئات و مسجد را فعال تر کنیم. باز من این را در فرمایش حضرت آقا در روز میلاد امام زمان ارواحنا فداه می فهمم. ایشان فرمودند: باید رزمایش همدلی و مواسات معنوی و ایمانی ایجاد بشود. رزمایش به این معنی است که این فعالیت ها نباید پراکنده باشد بلکه باید یک فعالیت کاملا منسجم و برای یک کاری حقیقی باشد. رزمایش در میدان نظامی مقدمه اقدامات است، یعنی آموزش و مهارت پیدا کردن است برای اقدامات فعال واقعی و در صحنه واقعیت.

به نظر من، ما باید نقش دین در عرصه حکمرانی را افزایش بدهیم، آقا می فرمایند: انقلاب اسلامی باید برسد به نظام اسلامی و بعد برسد به دولت اسلامی. دولت اسلامی به معنی قوه مجریه نیست، بلکه یعنی این که حکمرانی باید کاملا اسلامی بشود. اسلامی شدن حکمرانی هم یعنی تغییر مناسبات اداره جامعه بر اساس دین.

به نظر من این رزمایش، مقدمه آن است. یعنی این که ما باید توطئه آنها را برای کمرنگ کردن نقش دین در زندگی مردم، تبدیل کنیم به رزمایش بزرگ برای گسترده تر شدن نقش مثبت دین در اداره جامعه. مساجد به شدت می توانند در این زمینه فعال باشند و پیوست های فرهنگی بزرگ برای خودشان ایجاد کنند. ممکن است ما مجبور باشیم در یک مسجد و در اداره یک محله محدود عمل کنیم، ولی طرح هایمان باید بزرگ باشد. یعنی ما باید طرح های ملی و فرا ملی برای گسترش تغییر نهادهای مذهبی مثل هیئت و مسجد و گسترش تأثیر آن بر کل روابط اجتماعی داشته باشیم.

پس مسجد باید محور جامعه باشد. مسجد باید بیوتی باشد که «أَذِنَ‏ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ»(نور/36). هیئت هم همینطور است، هیئت بیت اهل بیت است و شخصیت هایی را تربیت کند که وقتی می آیند در این بیوت بازارشان هم مسجد است «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ»(نور/37)، کما این که منبر نماز جمعه باید منبری باشد که مردم ذکرشان را بگیرند و منتشر بشوند و وقتی منتشر می شوند اصلا نوع تجارتشان عوض می شود.

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ»(جمعه/9)‏ ذکر از نماز هست و باطنش هم خود امام است. می فرماید: امام ذکر الله است، بروید به طرف امام و ذکرتان را بگیرید،  وقتی ذکرتان را از امام گرفتید «فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون»(جمعه/10)‏ حالا دیگر نوع تجارت عوض می شود. «حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي وَ إِرَادَاتِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدا» البته تجارتی که عبادت است شریعت و مناسکش هم فرق می کند و دیگر در آن نمی تواند ربا، ظلم و خیلی مسائل دیگر باشد.

عرض من این است که مسجد باید به یک کانونی تبدیل بشود که بر سایر عرصه های اجتماعی سایه بیاندازد. در دوران مدرنیته و نظم مدرن، اینها تلاش کردند که تأثیر دین و بقاء و محافل مذهبی مثل مساجد و هیئات را کاهش بدهند، برای همین برای نهادهایی که روحانیت و مسجد اداره می کرد، نهادهای موازی درست کردند، از قضا بگیرید تا ثبت ازدواج و طلاق و ثبت اسناد. پس در یک قرن گذشته همه مسئولیت هایی که پیوست ها و خدمات روحانیت و مسجد بوده، در دستگاه مدرن رفته و برایش نهاد درست شده است. در بسیاری از جاها علم در حوزه های علمیه بوده، اما آنها آمدند و برایش دانشگاه درست کردند. حتی آنها آمدند و نهاد موازی با حوزه هم زدند و اصلاً دانشگاه معقول را برای این درست کردند. آنها دلشان برای حوزه که نمی سوخت بلکه دانشگاه معقول و منقول را شکل دادند که حوزه را هم در فضای دانشگاه ببرند.

بیان طرح هایی برای فعال تر کردن نقش مساجد و هیئات مذهبی

ما باید یک پیوست هایی برای مساجد تهیه کنیم تا برعکس این که اینها می خواهند مسجد را منزوی کنند، مسجد فعال تر بشود. پس ما باید با طرح بزرگ دشمن مقابله کنیم، نه با دوستان خودمان در داخل، چون اینها در نهایت همراه ما هستند. ولی جامعه جهانی و سازمان بهداشت جهانی همراه ما نیست. توطئه گران جهانی می خواهند دین را کم نقش تر بکنند. به خصوص که احساس کردند رقیب تمدنی شان اسلام و دین است. آنها می خواهند دین را در پایگاه خودش زمین گیر و استحاله کنند. الان بیست سال است که آنها جنگ تمدنی را با ما شروع کردند، از آغاز سال 2000 میلادی بر اساس آن حرفی که هانتینگتون زد و تمدن های فعال دنیا را اسم برد و گفت برخورد تمدن ها دارد فعال می شود و دو تمدن لیبرال دموکراسی به لیدری امریکا و اسلام به پرچمداری ایران پیش خواهد آمد، اینها درگیری همه جانبه را شروع کردند.

پس ما نسبت به آنها باید حساس باشیم و برعکس آنها عمل کنیم. آنها می خواهند نقش مسجد را کم کنند و ما باید به صورت یک طرح ملی بزرگ، پیوست های فرهنگی و اجتماعی برای مساجد تعریف کنیم که جایگزین آن الگوهای اداره مدرن باشد. مسجد نباید رخنه پوش دولت مدرن باشد و هرکجا آنها کم می آورند ما بیاییم وسط! حرکت های جهادی به هیچ وجه نباید رخنه پوش باشد بلکه باید به صورت طرح های جامع بزرگ باشد که امام جماعت محور این طرح است، بعد هم به صورت شبکه ای در منطقه به این طرح ها عمل بشود. باید نقش مساجد به حدی فعال بشود که وقتی این بلیه رفع شد، ببینند که این مساجد گسترش فعالیت پیدا کرده و میزان حضور و مشارکت مردم درصدش کاملا بالا رفته است.

الان بعضی از آمارهایی که می دهند نسبت به افرادی که در شرایط عادی در مساجد حضور پیدا می کنند نه ایام خاص مثل شب قدر، یک مقدار نگران کننده است و جمعیت کافی نیست. پس می شود پیوست هایی درست کرد که وقتی این امر کم شد به جای این که مساجد تعطیل بشود، مسجد مرکز و محل مراجعه بشود. پس عرض من این است که مساجد و ائمه جماعات باید خودشان را برای کارهای بزرگ آماده کنند، برای این که مسجد محور رفتار اجتماعی بشود و مدرسه و بازار را تحت تأثیر قرار بدهد، همچنین کل محیط زندگی را تحت تأثیر قرار داده و محور حیات اجتماعی جامعه بشود. آنها نقش روحانیت را محدود کردند و ما هم پذیرفتیم که منزوی بشویم و برویم یک نماز جماعت بخوانیم، در حالی که مسجد باید محور حیات اجتماعی جامعه مومنین باشد. ما باید به عکس عمل کنیم و شرایط کنونی را علیه طرحی که دشمن داده درست کنیم.

دشمن برای این که حکمرانی مجازی را گسترش بدهد و در این حکمرانی مجازی فرهنگ و مذهب را حذف بکند، زندگی مردم سکولارتر از گذشته بشود و از زندان مردم را در سیاهچال ببرد، می خواهد نقش مسجد را کمرنگ کند، اما ما باید تلاش کنیم که نقش مساجد و هیئات و کانون های مذهبی با پیوست فرهنگی و اجتماعی که می دهند و خدماتی که می رسانند، گسترش پیدا کند. این نقش احتیاج به طرح ملی بزرگ دارد، ولی باید به صورت شبکه مساجد عمل بشود و به هیچ وجه نباید رخنه پوش دولت مدرن باشد.

ما باید جایگزین تأمین اجتماعی، بیمه و حتی کمیته امداد، طرح مساجد را احیا بکنیم. کمیته امداد هم وقتی به دولت مدرن پیوست خورد و شکل مدرن به خودش گرفت، خاصیتش کم شد. ما باید پیوست خدمات اجتماعی مان همان «يُنْفِقُونَ‏ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّه‏»(بقره/262) و مواسات و ایثار باشد و الا خدای متعال که می توانست شکم ها را سیر کند! به نظرم از یهود در سوره مبارکه یس نقل شده که وقتی بهشان می گفتند: «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ»(یس/47)، می گفتند: «أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَه‏»، خدا اگر می خواست او را سیر بکند سیر می کرد، وقتی گرسنه اش گذاشته، آیا من بیایم و در کار خدا دخالت کنم!! پس اگر کار، شکم سیر کردن است مگر خدا بلد نبود که شکم را سیر کند؟!

این رابطه فداکاری، انفاق، مواسات و ایثار یک رابطه پرورش دو جانبه است و ما باید این را به یک الگوی پرورش اجتماعی در مقابل بیمه و خدمات اجتماعی تبدیل کنیم. آنها به زور از این مالیات می گیرند و به او می دهند، بچه ها را از خانواده جدا می کنند، بعد از پدرها و مادرها مالیات می گیرند و به بچه ها می دهند. خانواده و عواطف خانواده را نابود می کنند «وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»(بقره/27)، این رشته را قطع می کنند و یک رشته دیگر جایش می گذارند که رشته شیطنت است!

ما باید برگردیم و روابط مان را بر حول مسجد تغییر بدهیم. پس پاتک کار اینها، این است که ما نقش هیئات و مساجد را گسترش بدهیم، هیچ ضرورتی هم ندارد که با پروتکل های بهداشتی وزارت بهداشت مقابله بکنیم. فعال شدن مساجد و روحانیت در مقابل این طرح بزرگ دشمن، این است که اینها پیوست های فرهنگی و اجتماعی خودشان را طراحی کنند، مهارت هایشان را کسب کنند، مسجد را نقطه کانونی اتصال مردم کرده و کل خدمات اجتماعی و فرهنگی مردم را ذیل مسجد بسط بدهند، به طوری که این خدمات همه عرصه های اجتماعی را بپوشاند و آرام ارام مدل اقتصاد و سیاست و فرهنگ را هم تحت تأثیر قرا بدهد تا به دولت اسلامی برسیم.

اگر ما بتوانیم از این شرایط برای یک رزمایش به سمت دولت اسلامی استفاده کنیم، این کاملا پاتک آن طرحی است که دشمن زده و خروجیش آن وقت صددرصد به نفع ما خواهد بود. من تردید ندارم که مسئولان ما به خصوص رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی، این توطئه را می فهمند و به هیچ وجه جامعه مومنین تسلیم این حکمرانی مجازی که آنها می خواهند، نخواهد شد و این به شکست حکمرانی مجازی ختم می شود. مثل طرح یازده سپتامبر که آن موقع که به نظر آمد آنها دارند می کوبند و می روند، به طوری که می گفتند 2001 افغانستان، 2003 عراق و 2005 ایران! اما الان بیست سال گذشته و ما قدرتمندتر شدیم، علتش هم این است که ما در صحنه برخورد فعال کردیم.

این بار جنگ با ما، جنگ نرم است، اگر این جنگ را نشناسیم و برخورد فعال نکنیم و برای مقابله به صورت شبکه مساجد و هیئات فعالیت نکنیم، به نتیجه نخواهیم رسید، ولی اگر فعال عمل کردیم قطعا برنده خواهیم بود. هیچ احتیاج هم ندارد وارد منازعات خرد بشویم، اصلاً خودمان را باید از دایره منازعات خرد بیرون بکشیم. دستورهای بهداشتی را آنجایی که مسلم و قطعی است عمل می کنیم، ولی فعالیت مساجد را هم گسترش می دهیم، به طوری که مساجد کانون اثرگذار بر کل محله بشوند. آنها می خواهند مسجد را منزوی کنند اما ما می خواهیم فعال تر کنیم. البته همه اینها احتیاج به طراحی دارد و من احساس کردم که دارند پی گیری می کنند. بعضی دوستان در سازمان تبلیغات و جاهای دیگر برای این کار مشغول طراحی های خوبی هستند، ان شاء الله که موفق باشند....