نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

شهادت حاج قاسم؛ هدیه بزرگ جبهه حق در مسیر ظهور/ امداد غیبی جبهه حق و ارتقاء مقیاس مبارزه

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 15 دی ماه 98 است که در شبکه ولایت ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه ضمن بیان ویژگی های متعالی سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی، از شهادت ایشان به عنوان کور کننده فتنه های طراحی شده مستکبرین عالم برای امت اسلامی یاد می کنند و بیان می دارند که این اقدام موجب تسریع در روند فروپاشی ایدئولوژی آمریکایی خواهد شد و ان شاء الله گشایشی در مسیر ظهور خواهد بود...

گشایشی در مسیر ظهور با سابقون

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنة علی اعدائهم اجمعین. این صحنه یک صحنه قتال و درگیری محاربین و جبهه ایمان هست که آیات فراوانی در قرآن داریم و روایاتی داریم که تکلیف مومنین را در این صحنه روشن می کند. صرفا یک بحث سیاسی روزمره نیست. و لذا همه مومنین هم درگیرش هستند و من احساس می کنم که ان شاء الله یک قدم بزرگ به سمت عصر ظهور و گشایشی کلی است که برای دنیای اسلام به برکت وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه اتفاق می افتد گشایشی است که برای حضرت در عالم می شود ان شاء الله و یک قدمی در مسیر آن واقعه عظیم هست. در این جلسه من بحثم را در قالب نکاتی تقدیم می کنم.

نکته اول اینکه واقعا این شهید بزرگوار جزء کسانی بود که صفاتی داشت که هر کدام از آن صفات می تواند برای ما اسوه باشد و اگر می خواهیم در این مسیر حرکت کنیم، اگر می خواهیم سرباز وجود مقدس امام زمان باشیم، باید این خصلت ها و خصوصیات را داشته باشیم و خصوصیات ایشان فراوان هستند. یکی از خصوصیات ایشان سبقت است. «السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ»(توبه/100).

سابقون خاصیتشان این است كه در یک صحنه هایی قدم می گذارند که هنوز فتح نشده و راه مبهم است. باید بروی خدای متعال امدادت کند، راه را باز کنی تا دیگران پشت سر تو بیایند. طبیعتا خیلی قدم برداشتن در این وادی های مبهم به خصوص وقتی کار سنگین و بزرگ می شود، سخت هست و یک آدم های بزرگی می خواهد که این کار را بکنند. وقتی یک وادی فتح شد، همه می آیند. «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»(نصر/1-2)، اما آنها که می خواهند قله ها را بروند فتح کنند، قله هایی که دیگران نرفتند، آدم های استثنایی هستند.

واقعا شکل دادن یک شبکه به هم پیوسته از مقاومت در دنیای اسلام در مقابل شیاطین و مستکبرین یک کار ساده ای نیست، فرماندهانی از این دست آمدند و راه را باز کردند. به تعبیر رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی – هنگامي كه نشان ذوالفقار را به ايشان دادند- می فرمودند ایشان از کسانی هستند که بارها و بارها و بارها خودشان را در معرض خطر برای اسلام قرار دادند. جانشان را در معرض قرار دادند. بله، ممکن است آدم یک بار امتحان پس بدهد، آماده بشود، مهیا بشود ولی ايشان بارها و بارها خودشان را در معرض قرار دادند. البته پیداست آدمی که امتحان پس می دهد خدای متعال امتحان بعدی را سخت تر طرح می کند اینطور نیست که آن میدان مجاهده نفسانی که اتفاق می افتد و باید از آن عبور کند، همان میدان قبلی باشد. آن میدان که فتح شده است. واقعا ایشان از کسانی بود که دائما خودش را در معرض شهادت قرار داده بود و هر سفری که می رفت در معرض این بود که به شهادت برسد. نقل شد که ایشان فرموده بود که خیلی وقت ها ما در سوریه و جاهای دیگر پهپادهای امریکا را بالای سرمان می دیدیم و می فهمیدم ما را رصد می کنند. بنابراین همیشه در معرض بودند.

جوشش قلوب مومنین؛ نشانه عظمت وجودی ایشان

جزو کسانی بود که با همه مجاهدت و رشادت و افتخاراتی که داشت واقعا از کسانی بود که هیچ برتری جویی و هیچ فسادی در او دیده نمی شد. «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»(قصص/83) ریشه همه فسادها همین برتری جویی است. آدم وقتی می خواهد خودش را اثبات بکند این طبیعی است كه در عالم فساد می کند. وقتی نمی خواهد خودش را اثبات کند و بندگی مي کند، تمام کارهایش در مسیر است، دیگر در مدار واقع می شود «لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا»(انبياء/22) اگر بنا شد نفس ما خودنمایی کند آنجا فساد به پا می شود. به معنای واقعي کلمه تواضع داشت، تظاهر به تواضع نمی کرد، هیچ شأنی و حسابی برای خودشان باز نمی کردند.

حالا در باب صفات ایشان من مجال ندارم بحث بکنم که این مجاهد فی سبیل الله چه خصوصیاتی داشت که خدای متعال این ود و محبت را در قلوب مومنین قرار داده بود. این جوشش، جوشش ناشی از جایگاهی است که ایشان داشته و خود این اثری که شهادت ایشان داشته موقف ایشان را در عالم معین می کند چون کسی که مردم را دعوت نکرده به زور بیایند. این تحولات روحی، این حضور، این تغییر معادلات به نفع جبهه حق و بر علیه جبهه باطل - که حالا بعضی هایش را عرض می کنم- این چیزی است که از عظمت وجودی ایشان است. «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا»(مريم/96) آنها که اهل ایمان و عمل صالح هستند خدای متعال یک مودتی از آنها در دل مومنین قرار می دهد. این جوشش که می بینید، به نظر من ناشی از همین هست. و این می تواند خیلی معادلات منطقه را عوض بکند.

انشعاب در جبهه حق؛ فتنه جبهه کفار

جبهه کفار دو فتنه را در دنیای اسلام، براي غلبه بر اسلام دنبال می کردند. از وقتی اینها جنگ تمدنی با اسلام را به قول خودشان در آغاز قرن بيست و يكم و حتي قبل از آن شروع کردند و حمله نظامی به دنیای اسلام کردند، جنگ همه جانبه نرم و سخت را بر علیه دنیای اسلام شروع کردند، تدابیر متعددی نسبت به داخل جبهه مومنین داشتند. دو تا فتنه بزرگ داشتند یک فتنه، فتنه ای است که من گمان می کنم خدای متعال در سوره حجرات از آن پرده برمیدارد که می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ * يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَ لا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْض‏»(حجرات/1-2) از جبهه مومنین یک صدا باید شنیده بشود آن هم صدای وجود مقدس رسول الله است. همه صداها باید در مقابل او خاضع و خاشع باشند.

در مقابل این جریان، یک نبأ فاسقی را خدا در همان سوره مطرح می کند که یک فاسقی می آید یک خبری وسط می اندازد. نتیجه این خبر این است که در آیات بعد به آن اشاره می کند «وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا  فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي»(حجرات/9) این خبری که در عالم می آورد، به جای این که مومنین را زیر پرچم حضرت متحد كند و با بیرون دنیای اسلام بجنگند، این جنگ را می آورد در داخل جبهه مومنین. عده ای عليه عده دیگر مي شوند و کار به قتال بین مومنین می کشد. بعد در آیات بعد ملاحظه کردید کاری که می کنند این است كه می فرماید مومنین، لقب بد به يكديگر ندهید، سوء ظن به هم دیگر نداشته باشید، غیبت نکنید، در کار همدیگر تجسس نکنید. این چیزهایی که آنها راه می اندازند برای این که جبهه مومنین را به هم بدبین کنند. از لقب بد به هم دادن و سوء ظن پیدا کردن و بدگویی پشت سر هم کردن و از این چیزها تا اگر این پیش رفت، آخرش می رسد به همان داستانی که در آیه بعد می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا  إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»(حجرات/13) بعد از دل این دنیای شعوبی گری و قبیله گری و اینها را احیا می کنند و مردمی که باید یک امت باشند و همه رنگ ها و عناوين كنار برود و همه حول پرچمدار اسلام جمع بشوند و با هم همدل باشند و اخوت داشته باشند و حول وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت علیهم السلام باشند، اینها تبدیل می شوند به یک جمعیت هایی که انگیزه های شعوبی و قبیله ای و عرب و عجم و سرخ و سپید و سیاه و اینها مطرح میشود. این کار دشمن است. یکی از فتنه هایی که دشمن از قدیم می کرده است. کار دستگاه شیطان است. الان هم شیاطین روزگار ما همين فتنه را دنبال می کردند. همین بود که آثارش را دیدید. هم در اتفاقات اخیر که بالاخره اینها سرمایه گذاری کرده بودند و سالها کار کرده بودند و میوه اش را داشتند می چیدند. این یک جریانی بود که در دنیای اسلام فعال کردند برای این که انسجام جبهه مقاومت، انسجام مومنین را در مقابل جبهه کفار بشکنند و جنگ را بیاورند داخل اینها و نزاع را بین خودشان بیاندازند و سوء ظن و بدبینی و بعد هم معیار هویت های قومی و قبیله ای و نژادی و امثال اینها باشد. یعنی جنگ را بکشند بین خود ما. این یک فتنه بسیار بزرگی است این ساده نیست این نقشه دیرباز دشمن است. از یک خبر شروع می شود در مقابل آن نبأ عظیمی که وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می دهند و همه ما باید گوشمان به آن خبر باشد، همه دنبال رو باشیم، همه اخوت داشته باشیم حول وجود مقدس ایشان. با جنگ های مذهبی، جنگ های قبیله ای نژادی، دعوا را بین خودمان مي كشانند، این یک کار بسیار شیطنت آمیزی است که ابلیس و شیاطین انس و جن از دیرباز می کردند.پس این یک توطئه ای است که دشمن کرده و دیدید داشت موفق هم می شد. این یک جور انشعابی است که ایجاد کرد.

ساماندهی منفعلین غربگرا در دنیای اسلام؛ فتنه دیگر کفار

یک کار دیگری هم که دشمن ما که نظام استکبار جهانی و کفار هستند انجام می دادند اين بود که یک تمدنی درست کردند و تمدن خودشان را جهانی کردند. 150 میلیون را در جنگ اول و دوم کشتند تا مسلط بشوند و ساختارهای جهانی آن را درست کردند و بعد هم تمام سازوکارهای جهانی شدن خودشان را مهيا كردند. یک تمدنی که گوهره این تمدن هم دینش است. به قول خودشان ایدئولوژیش است. جنگشان هم  با ما جنگ ایدئولوژیک است یعنی حتی اگر کسی بگوید اینها می خواهند منابع منطقه را تسخیر کنند من می گویم درست است ولی قبل از آن می خواهند ما را برده خودشان کنند. دینی که آنها دارند درست می کنند، درست است كه بت پرستی به اشکال مختلف در همه تاریخ بوده ولی باطن همه بت پرستی ها عبادت طاغوت است، عبدالطاغوت اند. اینها آنها هستند، آنها بت ها را درست می کنند و اینها بتکده مدرن درست می کردند یک بتکده ای در عالم درست کردند تا همه ملت ها را غرق در دنیا پرستی و شهوت پرستی بشوند باطنش هم این است که آنها را بپرستند. آنها به کمتر از این که ما در مقابل آنها خضوع کنیم، تحقیر بشویم و عزت خودمان را هم از دست بدهیم قانع نمی شوند وقتی آنها را پرستیدیم دیگر همه چیز ما در اختیار آنهاست منابع طبیعی زیر دست ما که دیگر به طور طبیعی مال آنهاست. وقتی که انرژی های انسانی ما و عواطف ما در اختیار آنهاست و در مقابل آنها خضوع می کنیم، پیداست دیگر امکانات ما هم در اختیار آنهاست. آنها به کمتر از این که آنها معبود باشند و آن ها را بپرستیم قانع نیستند. همان کاری که ابلیس می خواهد بکند. «الَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ»(يس/60) اینها چنین تمدنی در عالم درست کردند، عده ای را هم جذب خودشان کردند، تحقیر کردند، یک عده ای هم که به تعبیر قرآن « فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ»(مائده/52) هستند «یسارعون فیهم»، نه این که «یسارعون الیهم»، سرعت می گیرند که غرق در آن دنیا بشوند.

اینها دنبال این هستند که یک جمعیتی درست کنند یک جمعیتی که در مقابل آنها تحقیر شده اند و این صف بندی ای که بین دنیای اسلام و غرب اتفاق افتاده اینها اینطوری به نفع خودشان رفع بکنند، یعنی به قول خودشان میانه روهای دنیای اسلام را-اسمشان را می گذارند میانه رو- منفعلین را جبهه بکنند سامان بدهند و کم کم قدرت را در دنیای اسلام به آنها منتقل کنند این هم نقشه دومی است که برای داخل دنیای اسلام داشتند رویش هم به شدت کار کردند. دو دهه است و مدارکش هم کاملا در دست است. تلاش کردند که به قول خودشان میانه روها را جبهه كنند ولی واقعش این است یعنی منظور کسانی هستند كه به اصطلاح غرب را قبول دارند و خاضع در مقابل غرب اند. می گفتند ما باید دنیای اسلام را مخیر کنیم بین تندروها یعنی داعش و آن جبهه  میانه روها، یعنی خط سوم برایش نمی گذاشتند و جبهه میانه روها را یکی دو دهه است دارند سامان  می دهند، تلاش هم میکنند، همکاری می کنند، همدلی می کنند که قدرت را به آنها منتقل کنند.

سوال: من یک سوالی اینجا فکر می کنم لازم است بپرسم آن هم این است که این میانه روها حقیقتا میانه رواند به آن تعبیری که در روایت داریم که خیر الامور اوسطها این اوسطها نیستند اینها؟

جواب: خیر. میانه رو نیستند اینها منفعل اند. به نظر من میانه روی همان طریق وجود مقدس نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است، طریق امیرالمومنین است، طریق اهل بیت است. آنها میانه رو بودند آنها معتدل بودند. نبی اکرم که «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ»(فتح/29) معتدل اند. اینها میانه رو هستند. میانه روی را به انفعال و سازش تعریف می كنند.اینها منفعلین هستند. یک جبهه منفعلین در مقابل دنیای اسلام را با شعار میانه روی سامان دادند. آدرس هم دارد، رسما دو سه دهه است دارند کار می کنند. که اینها را جبهه و شبکه کنند و قدرت را به آنها منتقل کنند اگر قدرت به آنها منتقل شد مسئله شان با دنیای اسلام حل می شود. یعنی آنها به خودی خود مسیر دنیای اسلام را در مسیر تمدن غرب استحاله می کنند

سوال: به دنبال این هستند که در کشورهای مختلف اسلامی  اين جريان منفعلين را حاكم كنند؟

جواب: بله در همه کشورهای اسلامی و این کار را هم کردند. خیلی تعبیر خوبی فرمودید همین است واقعش، آنها می خواهند یک چنین جبهه ای، سامان دهند. در عراق و در لبنان و در کشورهای دیگر حتی در مثلا مثل لیبی دنبال همین اند که یک جریان هایی را فعال می کنند و پایانش دنبال این هستند که یک جریان منفعلین و غرب گراهای داخل دنیای اسلام را شبکه بکنند و اینها را حاکم بکنند. اینها خیلی هایشان هم ممکن است آدم های فارغ التحصیل سوربن و آکسفورد و هاروارد و اینها باشند اصلا این دانشگاه ها را درست کردند برای اينكه دانشمندان ما را ببرند آنجا تحقیر بکنند و تبدیل بکنند به یک آدم غربزده منفعل و بعد بیاورند و مصادر امور را دستشان بدهند.

سوال: متاسفانه در جوامع اسلامی یک ارزش است فلانی تحصیل کرده سوربن و ... است

جواب: ما با این مخالف نیستیم. با تحقیرشدگی در مقابل غرب مخالفیم. آنها آدم تحقیر شده می خواهند نه آدم عزیز. این تحقیرشدگی خیلی خطرناک است. ما در همین ایران خودمان در دوران مشروطیت یک آدم هایی داشتیم که حرفشان این بوده که ما باید از مغز سرمان تا نوک پایمان غربی بشود. اين تحقیرشدگی بد است.

شهادت حاج قاسم؛ کورکننده فتنه مستکبرین

پس دو تا جریان در داخل دنیای اسلام ایجاد کردند که به وسیله این دو تا جریان مسائل دنیای اسلام را به نفع خودشان حل کنند. یکی ایجاد یک جنگ های داخلی، بغی، سرکشی ها و درگیری هایی که دیگر انسجام و اتحاد این جبهه مقاومت را به هم می زند و دوم یک جریان منفعل و غرب گرا را تحت عنوان جریان معتدل میانه رو در کل دنیای اسلام حاکم کنند که الگوی آنها الگوی توسعه غربی است. سازگار با غرب اند. وقتی الگوي توسعه غربي را پیاده کردند از آن در كه الگوی توسعه غربی آمد از آن در دین و فرهنگ اسلامی بيرون می رود. چون دین خودشان را دارند. الگوی توسعه برنامه ریزی ای که دارند كاملا ايدئولوژيك است. این دین، آنها را می آورد. این دو تا طرحی است که آنها در داخل دنیای اسلام داشتند و قدم هایی را هم برداشتند.

من فکر می کنم این شهادت عجیب که واقعا «وَلَوْ تَوَاعَدْتُمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ»(انفال/42) چند تا خصوصیت دارد. در باب جنگ بدر می دانید قرآن می فرماید اگر شما با هم قرار می گذاشتید آن طوری روبروی هم قرار بگیرید نمی توانستید به وعده عمل بکنید. اختلاف می افتاد خدای متعال شما را اینطوری روبروی هم قرار داد. نقشه جنگ بدر را ما کشیدیم، خیلی نقشه عجیبی است. مسلمان ها كه می رفتند کاروان تجارتی را مصادره کنند با آنها مواجه شدند، آنها کاروانشان را فراری دادند و قریش آمدند با اینها در یک صحنه ای درگيری نظامی پیدا کردند.خدای متعال کار خودش را می خواهد جلو ببرد و جلو می برد.

در هر دو صحنه به نظر من خیلی پیشرفت داشتند. آرام آرام می رفتند به سمت این که این منفعلین قدرت را به دست بگیرند و به انحاء مختلف هم کمک می کردند در عرصه های انتخاباتی و غیره، و دوم این که می رفتند به سمت این که شعوبی گری را حاکم کنند و عرب و عجم و دیگر این انسجام امت اسلامی انسجام جبهه مقاومت حول کلمه اسلام را از بین ببرند. درست، در همین صحنه یک اتفاق عجیبی افتاد که عرض کردم شبیه جنگ بدر که می فرماید خدای متعال اگر شما به هم وعده می گذاشتید شما و مشرکین قریش این طوری روبروی هم باشید نمی توانستید اینطوری به قرار عمل بکنید. شما دنبال یک کار دیگری می رفتید ما این وعده را اینطوری پیش آوردیم.

شهادت حاج قاسم بدست فرعون زمانه؛ اشتباه راهبردی دشمن

واقعا ببینید اگر حاج قاسم ده سال قبل به شهادت می رسیدند کارش نیمه کاره بود. شبکه اش را تشکیل داده، راه افتاده سازمانش، اسمش دارد کار می کند. خودش اینجاست اسمش جاهای مختلف دنیا دارد کار میکند. و ببینید حالا بعد از این که دشمن فتنه كرده که بگوید این بزرگوار دنبال قدرت طلبی و اینها بود، در یک شرایطی که این آدم کار تروریست ها را در منطقه تمام کرده و دارد آخرین رگه هایشان را هم قطع می کند، سوریه رفته و از سوریه می آمده و کاملا کار جبهه ایش را دارد انجام می دهد. از ایران نرفته در عراق، مثل ترامپ هم مخفیانه نرفته و با هواپیمای رسمی مسافری آمده، ویزا هم داشته است. کی اورا زده؟! اگر تروریست ها می زدند اگر حتی پنتاگون می زدند این آثار را نداشت. فرعون زمانه ما، خود ترامپ که رئیس مستکبرین عالم هست خودش دستور داده او را زدند. اشتباه بزرگ راهبردی  دیگرش این است که تنهایی نزد بلكه در کنار شهید بزرگوار ابومهدی المهندس که یکی از سرداران بزرگ عراق هست، یکی از چهره های فاخر آنجاست.یکی از مجاهدان آنجاست و در كنارشان یکی از سرداران لبنان است و اینها را همزمان زده اند.

ببینید این خطای راهبردی دشمن است که خدای متعال بعضی وقتها اراده می کند واقع می شود. این نکته اول که واقعا یک واقعه عجیبی است. اگر كسي می خواست نقشه بکشد که ترامپ بیاید اینطوری این دو تا شهید بزرگوار و همراهان را شهيد بكند، نمی توانست. یک چیز عجیبی اتفاق افتاده، بعد هم عظمت این شخصیت ها را ببینید. با زور که نمی شود که این جور قلوب را در میدان آورد، این جز دست خدای متعال نیست این جز عظمت این شهدا نیست. یکی از علامات عظمت این شهداء و این سردار بزرگوار و همراهانش همین اتفاقاتی است که دارد می افتد. من به نظرم سه تا خاصیت اقلا برایش عرض می کنم. اول اینكه اين دو فتنه را کور کرده است. به نظرم دشمن از نو باید سالها کار بکند، ما نقطه سر خطیم، الان دوباره همان فتنه تفرقه، همان فتنه نفوذ غرب گرایی را دنبال مي كنند. چون غرب گراها آرام آرام فرهنگ غرب گرایی را حاکم می کنند، یک پوششی می اندازند روی واقعیت جامعه و همه مردم دلشان می خواهد اینطوری باشند. خدای متعال یک جوششی نشان می دهد معلوم می شود که نه آقا واقعیت این است كه مردم این را می خواهند.

آشکار شدن حق با شهادت

سوال: یک صحنه بدی اتفاق افتاد بعد از شهادت حاج قاسم بعضی مومنین نگران شدند و آن پایکوبی که در عراق اتفاق افتاد یا بعضی شعارنویسی هایی که در عراق اتفاق افتاد؟

جواب: این اتفاقی که هست جبهه منافقین همیشه بودند. آنها اصلا دیگر بحثش را نکنید. خیلی ها که فریب آنها را خورده بودند منفعل می شوند و برمیگردند. هدایت می شوند. این خونها حتی آنهایی که متأثر شدند ولی روحشان پاک است آنها را برمیگرداند شک نکنید یک عده ای هم که اهل عنادند منزوی می شوند.

این خاصیت این خونهاست اصلا خدای متعال خیلی وقتها حق را با شهادت آشکار می کند. ببینید این موج جدیدی که آغاز شده به نظر من معادلات منطقه را به هم ریخته است. به نظر من فضای داخلی دنیای اسلام آن دو تا توطئه ای که ما دو دهه هست دارند حداقل روی آن کار می کنند به موازات جنگ نظامی با ما احیای منفعلین و غرب گراها و شبکه سازی آنها و کمک کردن به این که قدرت را در دنیای اسلام به دست بگیرند به خصوص در جبهه مقاومت و در جغرافیای مقاومت و دوم این نفاق در دنیای اسلام را ایجاد کردند و خبر فاسقی که اینها را به جان هم بیاندازد، این دو تا طرح کور شد. یک

واقعیت دیگری دارد الحمدالله آشكار می شود، مردم ما این هستند. آنی که اینها نشان می دادند که آقا ترسیدند و منزوی اند، ناراحتند اینطوری نیست. مردم ما این هستند. منفعلین باید این را بفهمند.

فروپاشی ایدئولوژی آمریکایی

نکته سوم این است که یک جبهه استکبار هم داریم که خود امریکاست. خود کفارند. صهیونیسم مسیحیت صهیونی نه مسیحی های متدین، آنها همراه جبهه ایمان اند در عالم، و نواصب و این جبهه کفاری که راه انداختند در عالم و مستکبرین که رئیسش هم خود این پرچمداران و فراعنه هستند. این جبهه ای که با هم هستند، جبهه طاغوت که در مقابلشان هم آن طواغیت بزرگ اند مثل ترامپ و امثال اینها و طواغیت داخل دنیای اسلام، این ها هم یک جبهه اند.

جنگ ما با غرب جنگ ایدئولوژیک است یعنی بر سردین دارند آنها با ما می جنگند وقتی بوش حمله کرد به دنیای اسلام، شصت نفر از متفکرین امریکایی نامه نوشتند و از بوش دفاع کردند و گفتند این جنگ، جنگ بر سر ایدئولوژی امریکایی است و لذا جنگ اخلاقی است. ولو کشتار جمعی بکنند.

ایدئولوژی امریکایی، ایدئولوژی ضد دینی است. دین دنیا پرستی را داشتند بر جهان حاکم می کردند. ما جنگ مان با اینها ایدئولوژیک است و در این جنگ ایدئولوژیک هرچه از ما بکشند جنگ به نفع ما تمام می شود. چون ایدئولوژی آنها تمام شده است. فروپاشی امریکا مثل فروپاشی کمونیسم، فروپاشی ایدئولوژیک است امام این را به گورباچف گفتند در نامه ای به گورباچف فرمودند فروپاشی کمونیسم. فرمودند کمونیسم را دیگر باید در موزه تاریخ دنبال کرد. علت فروپاشی کمونیسم نيز جنگ بی دلیل با خداست مبارزه بی دلیل با خداست و بعد فرمودند غرب هم همینطور خواهد شد. این مبارزه بی دلیلی که اینها با خدا می کنند و خدا پرستی را می خواهند ریشه کنند و یک تمدن بر محور دنیا پرستی و دین دنیا پرستی حاکم بکنند این پروژه شکست خورده است. هرچه جنگ ما با آنها جدی تر بشود آنها نفاق را کنار بگذارند. در این جنگ شکست ایدئولوژیک و فروپاشی ایدئولوژیک و افول ایدئولوژیک، ما موفق تریم و  زودتر اتفاق می افتد.

الان اینها دو تا سردار از ما زدند و ما احتیاج داریم جبهه مان بازسازی بشود و بازسازی هم شد. احتیاج داشت این دو تا جریانی که دو دهه رویش کار کردند کنار بروند و به نظر من خیلی عقب افتادند، اگر ما درست عمل کنیم و الان ما آماده ایم. ما در این جنگ ایدئولوژیک در هر کجا اگر او ده تا ضربه بزند ما یکی بزنیم در این جنگ ایدئولوژیک ما پیروزیم. شک نکنید. وارد یک مرحله ای داریم می شویم که مرحله فروپاشی امریکا و تمدن غرب است. تمدن غرب دارد تسلیم می شود. این امپراتوری دارد تسلیم می شود و به تسریع این فروپاشی آقای ترامپ دارد کمک می کند. از این خطاهای راهبردی زیاد کرده است البته به یک معنا خطا هم نیست جبهه حق وقتی مقاومت می کند، جبهه کفاری که با نفاق می آیند و به تعبیر حضرت امیر حق و باطل را با همدیگر قاطی می کنند. همینها که صد و پنجاه میلیون آدم می کشند در جنگ جهانی اول و دوم و منشور سازمان ملل و حقوق بشر می نویسند، این پرده را وقتی کنار می زنند که جبهه حق مقاومت کند و اینهایی که مدعی جنگ با تروریسم اند کسی که پرچمدار مبارزه با تروریسم بوده را ترورش می کنند.

این اصلا معنایش این است که مجبورند پرده را بالا بزنند. این خطایی راهبردی است که حاکمیت امریکا مجبور به انجام آن است. خیال نکنیم این فقط خطای ترامپ است، ترامپ که به تنهایی تصمیم نمی گیرد. ترامپ را چه کسی رئیس جمهور می کند در امریکا؟ آن لابی هایی که رئیس جمهور درست می کنند همانها هستند این تصمیم ها را می گیرند. این خطاهای راهبردی که مجبور شدند بکنند فروپاشی امریکا را نزدیک تر کرده است.

تثبیت حقانیت جبهه حق با علنی تر شدن درگیری ها

من مطمئنم هر خطایی که امریکا بکند، اولا بی پاسخ نخواهد ماند. تمام شد آن دوره ای که یک جبهه مقاومتی شکل گرفته که یکی بزنند و ده تا بخورند. ثانیا اگر ده تا هم بزنند و یکی بخورند ما باز برنده ایم. چون درگیری ما درگیری ایدئولوژیک است فروپاشی ایدئولوژیک. همان فوکویامایی که بعد از فروپاشی شوروی نظریه پایان تاریخ را داد، همان در بحران اقتصادی که برای غرب و به ویژه امریکا پیش آمد گفت این ناشی از شکست ایدئولوژیک ماست. در دنیا کاملا فروپاشی غرب، فروپاشی ایدئولوژیک است مثل شوروی دینشان بی طرفدار دارد می شود؛ دین دنیا پرستی، وهر قدر مواضع شان را با ما روشن کنند این فروپاشی ایدئولوژیک با ما تسریع خواهد شد. شک نکنید. امام می فرمودند امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند می فرمودند آقا نمی تواند محاصره بکند خب محاصره کرد نمی تواند حمله بکند هواپیما را بزند ولی نکته این است که او اقدامات خودش را می کند دستش بسته نیست «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ»(آل عمران/140) شما یک ضربه می خورید او هم یک ضربه می خورد او هم مجروح شده او هم مشکل دارد و مهمترش این است که شما اگر مقاومت کنید  معنایش این است که اگر شما مقاومت کنید هرچه او هزینه می کند می اندازد در جیب شما. من مواردش را نمی خواهم بگویم یک نمونه اش این است که هفت هزار میلیارد دلار در منطقه خرج کردند از آن سالی که آمدند در منطقه و ما مقتدرتر شدیم و آنها ضعیف تر شدند. اگر ضعیف نشده بود این کار را نمی کرد. این حرکت از موضع قدرت نیست. این ها کشتی حرکت می دادند دولت ساقط می کردند. چه لزومی داشت که مستقیم خودش بیاید با پهپادهای امریکایی و به دستور شخص ترامپ یک نفر را بزنند. این از موضع ضعف است از موضع قدرت نیست. اینها در این منطقه کشتی حرکت می دادند سفیرشان دولت عوض می کرده، چه احتیاج است که بیاید نقشه بکشد یک فرمانده ما را بزند. این از موضع ضعف است و از موضع قدرت نیست. هرچه درگیری شان با ما علنی تر بشود حتما حقانیت ما بیشتر تثبیت می شود و شکست آنها زودتر، چون آنها پای شهادت نمی توانند بایستند و ما می ایستیم.

سوال: گرچه تلاش می کنند بدیل سازی هایی بکنند.

جواب: اصلا شدنی نیست شما پانزده تا سرباز امریکا را چند سال پیش در خلیج گرفتید اصلا خودشان را خیس کرده بودند. شما این را با جریان شهید حججی مقایسه کنید. زیر تیغ آنها اینطور استوار ایستاده است. اینها کاری نشده و فقط اسیر شدند و با آنها هم برخورد با رأفت شده بود. یا آن انگلیسی هایی که قبلش در خلیج ما چند نفرشان را گرفتیم اصلا اینها روحیه مقاومت ندارند. من یقین دارم جبهه ما پیروز است و حتما هم ان شاء الله یک انتقام سخت و یک انتقام مستدام و یک طراحی مداوم خواهد شد که ان شاء الله دست امریکا از منطقه قطع بشود. خروج او از منطقه باید بیشتر خروج ایدئولوژیک باشد. اول باید ایدئولوژی شان شکست بخورد. نسبت به غرب آن خوشبینی باید از بین برود، تحقیر شدگی باید از بین برود، باید عزت ملت اسلام و امت اسلامی و جبهه مقاومت در مقابل غرب بهشان برگردانده بشود. آن وقت فروپاشی آنها قطعی است.این احساس حقارت در بعضی هست و می خواهند این بیماری خودشان را، این بیماری مسری شان را به جامعه سرایت بدهند. این جبهه منفعلین که خودشان می گویند میانه رو هستند بیماری انفعال، بیماری ترس از دشمن، بیماری دلدادگی به دشمن را می خواهند تسری بدهند. این ویروس باید از بین برود، این ویروس اینطوری از بین می رود. قواعد خودش را دارد.

هدیه بزرگ جبهه امام زمان در مسیر ظهور

امام می فرمودند من با قلبی آرام و ضمیری شاد و روحی مطمئن به فضل الهی می روم. من احساسم این است ایشان احساس می کرد یک راهی  در عالم باز کرده به سمت ظهور و دیگر این راه مسدود نمی شود. البته این راه تا به قله اش برسد، شهادت دارد، ابتلاء دارد، اینها ابتلائات راه حق و جبهه حق است. پیروزی جبهه حق اینطوری فراهم می شود و این سردار بزرگ ما هم از آن هدیه های بزرگ به جبهه امام زمان برای ظهور حضرت است ان شاء الله مسیر را به سوی ظهور هموار می کنند. این تحولاتی که شما می بینید خیلی عمیق تر از این است که دارد دیده می شود از عمق جامعه و جبهه مقاومت دارد می جوشد. و اینها آثارش به تدریج ظاهر خواهد شد. ان شاء الله آغاز یک فتح بزرگ است.

سوال: نکته ای که شما گفتید این است که این انتقام فقط یک انتقام فیزیکی نظامی نیست.

جواب: انتقام نرم و سخت است اول باید انتقام نرم اتفاق بیافتد. در جبهه جنگ نرم ما باید بر دشمن غلبه کنیم بعد در جبهه جنگ سخت غلبه کردن آسان است.  هنرمندان و اهل قلم و دانشمندان مسئولیتشان بزرگ است و این اتفاق یک موج عجیبی هم ایجاد کرده است.

سوال: این فرصت هم هست که اگر قدر ندانیم از کف خواهیم داد. الان اهل جبهه فرهنگی این فرصت را باید کاملا قدر بدانند. ما باید چقدر کار فرهنگی و کار رسانه ای می کردیم تا بگوییم ببینید امریکا قابل اعتماد نیست.

جواب: نه فقط امریکا کل تمدن غرب قابل اعتماد نیست.

شهادت حاج قاسم؛ امداد غیبی جبهه حق

سوال: این اتفاقی که خون حاج قاسم ایجاد کرد یک موج عجیبی دارد در جامعه اتفاق می افتد که محدود به فقط ایران هم نیست.

جواب: یک اتفاقی از باطن دارد می افتد. این همان امدادهای غیبی خدای متعال به جبهه حق در بزنگاه ها است. «فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نَادِمِينَ»(مائده/52) می روند دنبال قلوبی که با سرعت در جبهه کفار می روند اینها قرآن می فرماید خدای متعال فتح یا یک حادثه ای را پیش می آورد و بعد پشیمانی می آورد. این همان حادثه است. من معتقدم بسیاری از کسانی که در جبهه منفعلین داشتند داخل می شدند ولی حق اند و نمی خواهند منفعل باشند، برمیگردند. تجزیه می شود. اصلا مسیر عالم به تجزیه ترکیب است و از دست آنها می آیند بیرون. همیشه سردمداران جبهه نفاق و جبهه منفعلین یک عده ای را می برند و در بزنگاه هایی آنهایی که اهل راهند برمیگردند. خدا حادثه هایی پیش می آورد و هدایت می کند، دستگیری می کند و آنها تنها می مانند. یکی از خاصیت های خون مجاهدین فی سبیل الله این است که در کنار موفقیت آنها آن متخلفین و جامانده ها و آنهایی که اهل میدان نبودند و این منافقین افشا می شوند. یک پرچمدارانی دارند این جبهه های فاسق که غلیظ اند در کار خودشان. آنها به راحتی برنمی گردند ولی بدنه هایی که به آنها پیوسته اند با یک واقعه معنوی همه شان متحول می شوند و می آیند آن طرف.

جبهه مومنین خیلی گسترده تر از اینی است که آنها فکر می کنند. شما یک چهره هایی را می بینید و به ظاهر اصلا نباید قضاوت کرد البته من نمی گویم ظاهرمان را نباید درست کنیم ولی نباید اینطوری قضاوت کرد. قلوب پاک است، صاف است، زلال است، می آیند این طرف. با جبهه نفاق نیستند. با متخلفین و با آنهایی که می نشینند و جبهه حق را تنها می گذارند، نیستند.

شهادت حاج قاسم و ارتقاء مقیاس مبارزه جبهه حق

مسیر فتح اینطوری است خدای متعال در سوره فتح وقتی از فتح مبین برای حضرت صحبت می کند می فرماید باید به این پیامبر بیعت کنید. اگر بیعت کنید با خدا بیعت کردید. نقض کنید خودتان ضرر می کنید. بعد می فرماید یک عده ای می آیند بیعت می کنند(بیعت رضوان) و تا پای خونشان می ایستند. در داستان صلح حدیبیه است می روند یک جمعیت اندک کنار پایگاه قریش، حضرت ازشان بیعت می گیرد که ما می خواهیم وارد درگیری بشویم  آنها بیعت می کنند که تا پای خون بایستند. می فرماید لقد رضی الله من المومنین خدا از این بیعت راضی شد. یک جوری بیعت کردند که همه چیزشان را کنار حضرت بدهند که خدا راضی شد . یکی دو آیه بعد می فرماید اگر در این شرایط آنها با شما درگیر می شدند حتما شکست می خوردند. این سنت خداست. مثل حاج قاسم که بیعت می کند و تا پای این سطح از مقاومت می ایستد اینها هستند که فتح را به دنبال می آورند. بعد از این بیعت رضوان، بعد از این که یک عده ای محکم می ایستند اصلا عده و عده در پیروزی خیلی مهم نیست. الان این جمعیت را که شما دارید می بینید. ولی خدای متعال پیروزی را وقتی نصیب می کند که یک عده ای بیعت می کنند مثل بیعت رضوان.

بعد می فرماید یک عده ای متخلف اند و نیامدند با حضرت. وقتی حضرت پیروز برمیگردد، برای غنایم می آیند وسط. می گویند ما هم هستیم. بعد هم توجیه می کنند می گویند ما زن و بچه مان مشغولمان کردند. اشتغال مانع شد بیاییم. قرآن می فرماید اینها دروغ می گویند. شما سوء ظن به خدا و رسول داشتید. می گفتید این پیامبر اشتباه می کند و دارد همراهان خودش را در کام مرگ می برد.« بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا»(فتح/12) شما می گویید پیامبر دارد اشتباه می کند. با یک خواب دارد امت خودش را می برد در کام مرگ. این قریش آمدند در مدینه به شما زخم زدند 1500 آدم را برداشتی بردی به طرف کانون دشمن؟! ببینید این متخلفین، آنهایی که روزش می نشینند و همراه نیستند و سوء ظن دارند و می گویند این مسیر مسیر غلطی است و متهم می کنند رسول خدا را به کج فهمی، وقتی بوی پیروزی می آید می گویند ما هم با شما می آییم در غنایم. چرا نمی گذارید ما در غنایم با شما شریک باشیم. غنایم هم فقط غنایم مادی نیست. غنایم فتوحات نبی اکرم که مادی نیست. موقعیت ها و مناصب و جایگاه ها و حتی مدارج معنوی. مدارج معنوی هم برای خودشان می خواهند. مدارج معنوی که دیگر اینطوری به دست نمی آید. وقتی بهشان می گویند نیایید می گویند شما حسادت به ما می ورزید. چه اشکالی دارد ما هم در غنایم شریک باشیم. بحث غنایم نیست. بحث این است شما متخلفید. شما اصلا ظرفیت استفاده از این غنایم را ندارید. بعد اصلا این غنایم را بدهند به دست شما خراب می کنید. این غنایم باید در مسیر فتوحات حضرت به کار بسته بشود. دست شما بدهند باز غنایم را می برید در مسیر خودتان.

نقطه عطف هایی که در تاریخ اتفاق می افتد این نقطه عطفها، نقطه عطف های عجیبی هستند. من به نظرم این شهادت یکی از نقطه عطف هایی است که مسیر امت اسلامی را ان شاء الله در دوران معاصر ما رو به پیش و حتی مقیاس مبارزه را ان شاء الله تغییر می دهد . تاریخ اجتماعی دوران معاصر ما و تاریخ انقلاب اسلامی به شدت تحت تأثیر این واقعه عظیم است. البته بعضی وقایع هستند که واقعا تاریخ عالم با آنها نوشته می شود مثل عاشورا، شما عالم را به قبل از عاشورا و بعد از عاشورا تقسیم کنید. جبهه حق بعد از عاشورا پیروز است و جبهه باطل شکست خورده است. تمام شده است کار جبهه باطل بعد از عاشورا. باش تا صبح دولتش بدمد. ولی این وقایع به این عظمت هم به نظر من حوادث اجتماعی دوران معاصر خودش را واقعا تغییر می دهند حالا خواهید دید ان شاء الله.

سوال: ولی نکته ای که شما فرمودید و خیلی ظریف است و فکر می کنم نکته اش این است این حادثه به این دلیل می تواند این گونه اثر گذار باشد در مسیر تاریخ و حوادث را تقسیم بکند که برآمده از روح عاشوراست.

جواب: و در مقیاس خودش عرض کردم حوادث اجتماعی معاصر خودش را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. جبهه حق را تقویت می کند بصیرت ها را اضافه می کند. عده ای از کسانی که می رفتند سست بشوند می رفتند متمایل به این جریان های تفرقه گرا یا جریان های منفعل در مقابل غرب بشوند آنها را دوباره هوشیار می کند استقامت بهشان می دهد. یک حیات مجدد می دهند. عمده روح های مومنین پاک است شیطان روی ظواهرشان دست می گذارد. یک کسی به حضرت عرض کرد آقا بعضی از دوستان شما فلان گناه را می کنند بگوییم فاسق اند؟ وجود مقدس حضرت موسی بن جعفر سلام الله علیه فرمودند نگویید فاسق اند، بگویید فاسق العمل اند. عملش بد است خودش آدم خوبی است. مومنین خیلی ها اینطوری اند دشمن نمی تواند روحشان را ببرد. در ظاهرشان دستکاری می کند. یک اتفاق و یک شوک معنوی ای که پیدا می شود آن ظاهر هم تعطیل می شود و برمیگردند و می آیند. من به نظرم بحمدالله جبهه ما ان شاء الله با این حوادث تقویت شده و بعد هم اگر واقعا ترامپ دوباره خطای راهبردی دیگری بکند دوباره جبهه ما را بیشتر تقویت می کند و فروپاشی غرب و امریکا را جلو خواهد انداخت. ان شاء الله.

خلاصه خون این بزرگوار اگر بیشتر از حیاتش در پیشبرد اهداف مقدس انقلاب اسلامی و جبهه مومنین در عالم موثر نباشد کمتر از حیاتش موثر نیست بلکه قطعا بیشتر موثر است. چون یک جهشی در کار خود آن بزرگوار است. به تعبیر دیگر حیات مرحوم ایشان به یک حیات برتر رسیده است. پس حیات ایشان را باید به دو دوران تقسیم کنیم حیات قبل از شهادت و حیات بعد از شهادت و حتما حیات بعد از شهادتش آثارش در پیروزی مسیری که در آن مسیر قدم می گذاشت بیشتر است. تردیدی نیست. من به خانواده بزرگوارشان عرض می کنم می دانند احتیاج به گفتن ندارد که بی شک پیامد شهادت ایشان در پیشبرد اهدافش از عمر طولانی ای که کردند بیشتر است. و السلام علیکم و رحمه الله...