نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 25 شهریور 1400 - Thu, 16 Sep 2021

دفاع از كلمه حق؛ مهم ترين شاخص دينداري/ راه پیروزی بر تمدن غرب/ انقلاب اسلامی راهی جدید به روی جهانیان

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 22 بهمن ماه 97 است که در شهر کرج ایراد فرمودند. ایشان بیان میدارند؛ بزرگترین شاخص دینداری دفاع از کلمه حق است. این که چهل سال است پرچم انقلاب اسلامی در میان امواج هجوم گسترده همه جانبه دشمن سرپا مانده، ناشی از استقامت در راه دین خداست و این بزرگترین شاخص دینداری است. دنیای مدرن هم از چند قرن قبل تمدن و نظم خودش را آغاز کرد و کاملا هم نظم و تمدنش یک نظم ایدئولوژیک و مبتنی بر دینداری است. گرچه ظاهر این تمدن بیشتر ظاهر تکنیکال است، ولی روح باطنی این تمدن مدرن چیزی جز ایدئولوژی مدرن نیست. انقلاب اسلامی هم یک حرکت از عمق وجدان جامعه مومنین و موحدین و آزادی خواهان عالم بر علیه این موج مادی گرایی است که امام بزرگوار ما او را پرچمداری کرده و از روز اول هم با صدای بلند گفته انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیه الله است. امام بزرگوار ما انسداد تاریخی را شکستند و اعلام کردند که هیچ دلیلی ندارد که ما برای رسیدن به آزادی و کرامت انسان و برای رسیدن به عدالت، با خدا و دین الهی مبارزه کنیم. ایشان پرچم عدالتخواهی و کرامت انسان را به دوش گرفتند و ملت ها را دعوت کردند که برای رسیدن به عدالت و آزادی زیر چتر انبیاء حرکت کنید. حالا هم آنها با همه وجود دنبال این هستند که اوضاع را به قبل برگردانند و مفهوم قدرت را عوض کنند. آنها دنبال این هستند که دوباره قدرت بر مبنای تکنولوژی به ویژه تکنولوژی نظامی تفسیر بشود. چیزی که دهه پنجم انقلاب برای پیروزی بر این نقشه دشمن مهم است یکی این است که ما نیاز به یک انسجام و اتحاد در محور رهبری برای پیش بردن انقلاب اسلامی در این تلاطمات جهانی داریم. دوم هم اینکه باید موضع خودمان را نسبت به این تمدن مدرن شفاف کنیم.

بزرگترین شاخص انقلاب اسلامی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ  * قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ * لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ * وَ لا أَناعابِدٌ ما عَبَدْتُّمْ * وَ لا أَنْتُمْ عابِدُونَ ما أَعْبُدُ * لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ»(کافرون/1-6).

تلقی من این است که حضور با عظمت و با شکوه شما [در راهپیمایی 22 بهمن] یکی از بزرگترین عبادات است. به کوری چشم آنهایی که می گویند دینداری و تعلق به اسلام و اولیاء اسلام و تعلق به نبی اکرم و اهل بیت در اثر هجوم فرهنگی دشمن تضعیف شده است. گمان من این است که این از افضل عبادات و علامت استواری این جامعه و نسل جدید و جوان ما در راه اسلام است.

بزرگترین شاخص دینداری دفاع از کلمه حق است. این که چهل سال است پرچم انقلاب اسلامی در میان امواج هجوم گسترده همه جانبه دشمن سرپا مانده، ناشی از استقامت شما در راه دین خداست و این بزرگترین شاخص دینداری است. اینکه بعضی به شاخص های دیگر تمسک می کنند و می گویند بعضی از مظاهر اجتماعی گویای این است که دینداری تضعیف شده، هرگز اینطوری نیست. ممکن است یک ریزش هایی در جامعه اسلامی پیدا بشود که این طبیعی است ولی این رویش ها همه در دامن اسلام است و این علامت استواری دین در متن جامعه و در متن قلوب شما بزرگواران است. ان شاء الله بزرگترین عبادات برای شما نوشته می شود.

مرزبندی بین کفار و مومنین و لزوم پایبندی به آن

سوره ای که محضرتان خواندم از سور کوچک آخر قرآن کریم است. خدای متعال به وجود مقدس نبی اکرم یک مأموریت می دهد که خودشان و امت خودشان زیر بار دشمن نروند و از پذیرش بت پرستی به هر شکل و با تمام رنگ و لعاب هایی که در طول تاریخ پیدا می کند، پرهیز کنند. وقتی نزد حضرت آمدند و پیشنهاد دادند، حضرت پیشنهادهای آنها را قبول نکرد. آنها حضرت را تطمیع کردند و به ایشان گفتند هرچه بخواهی به شما می دهیم اما ایشان نپذیرفتند. پس آمدند و با حضرت در میان گذاشتند که بیاید با همدیگر مشارکت در دین داشته باشیم، شما بیا بت های ما را عبادت کن ما هم خدای تو را عبادت می کنیم!

خدای متعال می فرماید: پیامبر ما به آنها بگو هرگز این شدنی نیست و این مرزبندی را نمی شود برداشت. مرزبندی ای که بین ایمان و کفر بر سر پرستش خدا و بت پرستی است، قابل برداشتن نیست. «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ»، دین مناسک پرستش است، شما بت های خودتان را می پرستید، من هم خدای خودم را می پرستم.

اتفاقا تعبیر نورانی قرآن این است که «لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ»، یعنی نه آن چه بعدا می پرستید و بت کده هایی که در طول تاریخ به پا می کنید و نه بت هایی که قبلا پرستیدید، هیچ کدام را عبادت نمی کنم. به تعبیر دیگر هرچه بت پرستی تغییر شکل بدهد و به جاهلیت مدرن تبدیل بشود و بت ها از چوب و سنگ ها به وسعت تکنولوژی جهان مدرن گسترش پیدا کنند، مومنین و موحدین به هیچ وجه مجاز نیستند که بر سر دینشان و بر سر پرستش و آیین خدا پرستی با بت پرست ها کنار بیایند.

بعد خدای متعال این پیامبر را مأمور می کند که برای حفظ دین امت خودت باید پا به میدان بگذاری و یک مجاهده عظیم و درگیری همه جانبه را شروع کنی. «فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبِيرا»(فرقان/52)، پیامبر ما تو باید یک جهاد با عظمت به وسعت تاریخ راه بیاندازی تا امت تو در آیین و سبک زندگی از کفار تبعیت نکنند. باید آیین زندگی موحدین با آیین زندگی کفار دو تا باشد. پیامبر ما نه فقط مجاهده کن و زیر بار آنها نرو و نگذار امت تو مثل آنها زندگی کنند، بلکه «وَ قاتِلُوهُمْ  حَتَّى  لا تَكُونَ  فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ »(انفال/39)، با آنها وارد میدان درگیری و قتال شو تا آنجایی که بساط فتنه آنها جمع بشود و دینی جز دین خدا پرستی در جهان باقی نماند.

این راه رسیدن به صلح پایدار است، تا بت پرستی در جهان هست چه بت پرستی کهنه و چه مدرن، تا عبادت طاغوت ها در جهان هست، درگیری و جنگ هم هست. تنها راه برچیده شدن جنگ و برقراری یک صلح پایدار حاکمیت کلمه توحید بر کل عالم است. تمام مجاهدات انبیاء و جهادها و درگیری ها و شهادت ها برای رسیدن به این حقیقت صلح پایدار و کرامت انسانی است.

این جنگ های بزرگ مثل جنگ اول و دوم جهانی را که ده ها میلیون کشته از جامعه بشریت گرفته، که البته این آمار کشته های رسمی است، غیر رسمیش که بیش از 40 میلیون کشته است، برای همین بود دیگر! این قتل نفسی که در جنگ جهانی اول در کشور ما اتفاق افتاد با این که ما به هیچ وجه در جنگ حضور نداشتیم، برای همین بود دیگر! کشورهایی که با هم می جنگیدند یک نوع قطحی مصنوعی در کشور ما ایجاد کردند. آمار کشور ما براساس بعضی از نقل ها قبل از جنگ اول 19 میلیون بود اما بعد از جنگ 12 میلیون شد، یعنی ما هفت میلیون تلفات نفوس در اثر قحطی جنگ اول داشتیم!

مسلمان ها و مومنین و موحدین در این جنگ حضور نداشتند و این جنگ بت پرست ها و مکاتب مادی بر سر قدرت و جهان گشایی بود، اما از مومنین هم کشته گرفت، یعنی تا توحید حاکم نشود جنگ هست. انقلاب اسلامی ما و این حضور با شکوه ملت بزرگوار و رشید ایران و به دنبال آنها جبهه اسلامی مقاومت و بیداری جهانی، بر سر همین مبناست «لَكُمْ دينُكُمْ وَ لِيَ دينِ».

سیاست ایدئولوژیک غرب مبتنی بر تغییر دینداری در جهان

این دنیای مدرن از چند قرن قبل تمدن و نظم خودش را آغاز کرد و کاملا هم نظم و تمدنش یک نظم ایدئولوژیک و مبتنی بر دینداری است، گرچه ظاهر این تمدن بیشتر ظاهر تکنیکال است، یعنی بیشتر نمایشش نمایش تکنولوژی و دانش و ساختارهای نوین و امثال اینهاست، ولی روح باطنی این تمدن مدرن چیزی جز ایدئولوژی مدرن نیست. گرچه برای ادامه او فلسفه ها، دانش ها، فناوری ها و تکنولوژی ها تولید شده و ساختارهای نوین جهانی و سبک و آیین زندگی شکل گرفته، ولی روح این تمدن روح ایدئولوژیک است. این را با صدای بلند خودشان گفته اند و می گویند!

آنها می گویند ما از آن روزی که پذیرفتیم زمینی زندگی کنیم با ادیان الهی خداحافظی کردیم و گاهی یک تعبیر بسیار زشت و رکیک به کار می برند که آدم شرمش می آید در محضر شما مومنین یاد کند! آنها می گویند تا خدا در غرب نمرد در غرب پیشرفت واقع نشد. این مردارها می گویند در غرب خدا مرد که ما پیشرفت کردیم و این را با صدای بلند هم می گویند. فیلسوفان اجتماعی شان مکرر این حرف را با ادبیات مختلف گفته اند.

پس روح این تمدن جدید روح ایدئولوژیک است و سیاست خارجی شان کاملا سیاست ایدئولوژیک و دین مدارانه است. آنها از آن موقعی که نفوذشان را در جهان گسترش دادند و وارد مرزهای دنیای اسلام شدند، گرچه چهره تکنیکال و دانش می گرفتند، یعنی به حسب ظاهر دنبال انتقال دانش و تکنولوژی بودند ولی بیش از آن که دنبال انتقال دانش و تکنولوژی باشند دنبال انتقال مکتب و دین و ایدئولوژی خودشان بودند.

الان هم همین است. شما این جنگ جهانی که در آغاز قرن بیست و یکم علیه دنیای اسلام شروع کرده اند را ببینید. آنها بیش از نیمی از اردوگاه نظامی غرب و ناتو را در منطقه آوردند و با کشورهای بزرگ جهان هماهنگ کردند. بعدهم با دنیای اسلام هماهنگ کردند که با هدف براندازی انقلاب اسلامی و تمدن اسلامی دارند این کار را می کنند و با صراحت گفتند کانون این شرارت جمهوری اسلامی ایران است. پس گفتند سال 2001 افغانستان را می گیرند، سال 2003 عراق را و 2005 ایران را!

ظاهر این جنگ برای دستیابی به منابع اقتصادی منطقه بود که من منکر آن نیستم، ولی شصت نفر از متفکرین آمریکا از جمله نظریه پرداز برخورد تمدن ها که این جنگ براساس نظریه او شکل گرفت، نامه ای به بوش نوشتند در همان سال و از او دفاع کردند و گفتند این جنگ، جنگ اخلاقی است و ما حق داریم برای پیروزی بر رقیب از سلاح های غیر متعارف و کشتار جمعی استفاده کنیم و هیچ مانع اخلاقی بودن این جنگ نیست. چرا چون این جنگ برای گسترش ایدئولوژی آمریکایی است!

این تمدن گرچه چهره ظاهری خودش را گسترش دانش و تکنولوژی و آزادی و اینها قرار داده ولی باطنش گسترش ایدئولوژی غرب است. آنها در دنیای اسلام نفوذ کردند و این را خودشان هم با صراحت می گویند. آنها می گویند توسعه با انتقال تکنولوژی و دانش واقع نمی شود، بلکه باید بافت انسانی جامعه تغییر کند، باید اعتقادات مردم تغییر کند و نگرششان مدرن باشد. باید احساسشان از جهان تغییر کند تا بتوانند با توسعه همراه بشوند. پس آنها دنبال تغییر بافت انسانی جامعه ما هستند. آنها دنبال هماهنگ سازی بافت انسانی جامعه جهانی بر محور ایدئولوژی مادی خودشان هستند و می خواهند دین دنیاپرستی خودشان را در سایه گسترش دانش و تکنولوژی جهانی کنند و این پوششی بر گسترش دین آنهاست.

مبارزه انقلاب اسلامی برای قرار گرفتن ملت ها زیر پرچم انبیاء

انقلاب اسلامی یک حرکت از عمق وجدان جامعه مومنین و موحدین و آزادی خواهان عالم علیه این موج مادی گرایی است که امام بزرگوار ما او را پرچمداری کرده و از روز اول هم با صدای بلند گفته انقلاب ما مقدمه انقلاب جهانی اسلام به پرچمداری حضرت بقیه الله است. من نمی خواهم بگویم در غرب آدم موحد، آدم مومن، آدم دارای اخلاق و فضائل انسانی نیست. در کاخ فرعون هم موسای کلیم بوده که سرآمد انبیاء الهی و از پیامبران اولوالعزم است. مومن آل فرعون است که قرآن او را مدح می کند. آسیه همسر حضرت فرعون هست که از زنهای نمونه تاریخ است؛ من نمی خواهم بگویم در غرب انسان خوب نیست بلکه می خواهم بگویم برنامه ریزی غرب برای گسترش نوع جدید دنیا پرستی در قالب یک تمدن، برای استکبار و حاکمیت بر کل جهان است.

امام بزرگوار ما و ملت بزرگوار و رشید ایران و به دنبال این ملت رشید، ملت منطقه برای همین قیام کردند. آنها برای جلوگیری از گسترش این بت پرستی مدرن بپا خواستند و به فضل الهی هم به توفیقات بسیار بزرگی دست پیدا کردند.

این اولین قدم عبور امواج انقلاب اسلامی از مرزهای جمهوری اسلامی و ایجاد یک قدرت نرم جدید در جهان و به هم زدن موازنه قدرت در جهان هست. تا قبل از انقلاب اسلامی معیار قدرت و استیلاء، تکنولوژی برتر بود ولی بعد از انقلاب اسلامی این معیار شکسته شده و موازنه قدرت در جهان تغییر کرده است. ایران تبدیل به یک قدرت بزرگ اثرگذار در منطقه شده که حاصل این تأثیر، فروپاشی یکی از دو اردوگاه دنیای مدرن است. این دو اردوگاه، اردوگاه سرمایه داری لیبرال و اردوگاه کمونیسم و مارکسیسم است که هر دویشان با ادیان الهی مخالفت می کردند. آنها می گفتند ما طرفدار عدالتیم و اینها می گفتند ما طرفدار آزادی اما هر دو می گفتند در دین نه آزادی هست و نه عدالت! در همین دانشگاه تهران در دهه 50 نزاع بین همین دو اردوگاه بود. می گفتند اگر طرفدار عدالتید به طرف مارکسیسم بروید و اگر طرفدار آزادی هستید سرمایه داری لیبرال را انتخاب کنید، چیز دیگری نیست؛ چرا که اسلام نه آزادی دارد و نه عدالت!

امام بزرگوار ما این انسداد تاریخی را شکستند و اعلام کردند که هیچ دلیلی ندارد که ما برای رسیدن به آزادی و کرامت انسان و برای رسیدن به عدالت، با خدا و دین الهی مبارزه کنیم. ایشان پرچم عدالتخواهی و کرامت انسان را به دوش گرفتند و ملت ها را دعوت کردند که برای رسیدن به عدالت و آزادی زیر چتر انبیاء حرکت کنید. پس موج انقلاب اسلامی جهان را در بر گرفت.

شما در سال 58 بعد از اشغال لانه جاسوسی و جهانی شدن موج انقلاب اسلامی یک مبارزه عدالت خواهانه در جهان نمی بینید که زیر پرچم عدالتخواهی مارکسیست ها باشد. تمام مبارزات عدالتخواهانه آهنگ مذهبی و دینی و اسلامی پیدا کرده است. فروپاشی اردوگاه مارکسیسم بعد از دوازده سال از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. امام بزرگوار ما نامه به گورباچف نوشتند و اعلام کردند که دیگر باید مارکسیسم را در موزه تاریخ به دنبالش بگردید و بعد هم با صدای بلند و با صراحت فرمودند: فروپاشی شوروی به خاطر مبارزه بی دلیل با خداست. این سخن ما نیست، بلکه سخن نظریه پرداز شورای سیاست گذاری روابط خارجی آمریکاست که گفت الآن آغاز برخورد تمدن هاست، تمدن لیبرال دموکراسی به پرچمداری آمریکا و تمدن اسلامی به پرچمداری ایران. بعد هم پیشنهاد داد که در آغاز هزاره سوم سال 2001 این جنگ آغاز بشود.

آنها این جنگ را که یک جنگ تمدنی فراگیر است آغاز کردند. البته ما در این جنگ تمدنی، به برکت اسلام و اولیاء اسلام و پایداری شما بزرگواران صد درصد پیروز شدیم. قدرت های بزرگ برنده جنگ جهانی که در کنار آمریکا قرار گرفتند ادعایشان این بود که سال 2005 نوبت ایران است! الان چهارده سال از 2005 می گذرد، به قول خودشان 7 تریلیون دلار در منطقه خرج کرده اند اما ما قدرتمندتر و آنها ضعیف تر شده اند. معنی این جمله امام بزرگوار ما که می فرمود آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند همین است. نه اینکه آمریکا حمله نظامی نمی کند، نه اینکه محاصره اقتصادی نمی کند، چرا می تواند، ولی اگر شما استقامت کنید تمام هزینه ای که او می کند در سبد شما سر ریز می شود کما این که الان اینطوری شده است.

آنها به ما حمله کرده اند اما متقدرتر شدیم. قدرت جبهه مقاومت الان با سال 2005 قابل مقایسه نیست. یکی از سیاست مداران و خبرنگاران کهنه مصر همین چندی قبل گفته بود که در هیچ دورانی ایران به مرزهای مدیترانه نرسیده بود الا در دوره هخامنشیان و دوره ولایت فقیه. البته من اضافه می کنم از مدیترانه تا باب المندب چرا که آن موقعی که او این حرف را زد هنوز جبهه مقاومت در یمن نبود! آمریکا 7 تریلیون دلار هزینه کرده اما ما مقتدرتر شدیم.

الان هم این آخرین جنگ آمریکا و مهمترین جنگ آمریکا با ماست که این جنگ اقتصادی است. من تردید ندارم که با استقامت شما ملت رشید و با همه سختی ها بی تردید در این جنگ اقتصادی هم غالب خواهیم شد و آنها شکست جدی خواهند خورد و این به افول آمریکا بیشتر کمک خواهد کرد. البته در مقابل این حرکت قدرتمند شما بی تردید دشمن هم نقشه می کشد و تدبیر می کند. سنت الهی در عالم این است که اگر به ما امکاناتی داده ممکن است آنها را هم امداد بکند، ما در دل همین سختی هاست که ساخته می شویم، لذا آنها هم نقشه می کشند و تدبیر می کنند. آنها تدبیرهای جدیدی برای جامعه جهانی دارند به خصوص با گسترش قلمرو مجازی و توهم ایجاد دولت الکترونیک بین المللی! آنها دنبال ایجاد یک جامعه جهانی یکپارچه به شکل جدید هستند. آنها دنبال احیای ابرقدرتی خودشان و دنبال این هستند که دوباره این قدرت نرمی که امام ایجاد کرده را به سمت خودشان بکشند.

الگوی امام برای شکل گیری انقلاب اسلامی

امام در ایجاد انقلاب اسلامی به هیچ وجه از الگوهای جهانی تبعیت نکردند. آنچه آنها را به حیرت در آورده همین است. امام درس خوانده آکادمی های غرب نبود اما توانست بزرگترین انقلاب قرن را به پا بکند. امام نه از مدل های پارلمانتاریستی و مبارزات انتخاباتی در پیروزی انقلاب استفاده کرد و نه از مبارزات مسلحانه مارکسیستی، نه از انقلاب کبیر فرانسه الگو گرفت و نه از انقلاب اکتبر روسیه. ایشان شیوه جدیدی از انقلاب را در امت خودش تجربه کرد، بعد از پیروزی هم در ایجاد نظام اسلامی نه از قانون اساسی فرانسه و نه از قانون اساسی روسیه تقلید کرد بلکه یک قانون اساسی فاخر که هنوز هم می تواند الگوی دنیا باشد را ایجاد کرد. بعضی از کشورهای اروپایی از قانون اساسی ما و از اصل ولایت فقیه ما در قانون اساسی استقبال کردند و می گویند ما هم برای ثبات در تصمیم گیری در کشور در کنار ریاست جمهوری که ثبات ندارد باید یک ثبات درست کنیم. منتها آنها در شکل خودشان چون ولایت فقیه ندارند می گویند پادشاهی.

پس ایشان یک قانون اساسی پیشرفته که هنوز در این دنیا می تواند الگو باشد را بدون تقلید تأسیس کرده و ادامه راه ما هم همینطور است. بی تردید ما نمی توانیم با تقلید از شرق و غرب و پذیرش غرب ایدئولوژیک به مقاصد خودمان راه پیدا کنیم.

تلاش غرب برای نفوذ دوباره در جامعه اسلامی

آنها با همه وجود دنبال این هستند که اوضاع را به قبل برگردانند و مفهوم قدرت را عوض کنند. آنها دنبال این هستند که دوباره قدرت بر مبنای تکنولوژی به ویژه تکنولوژی نظامی تفسیر بشود. آنها دوباره جنگ سرد را احیا می کنند و دوگانه اسلام و غرب را دوباره به دوگانه غرب و غرب تبدیل می کنند؛ آمریکا و روسیه، آمریکا و چین، دوباره این جنگ تسلیحاتی خودشان را راه انداختند و این همان چیزی است که در دوران جنگ سرد بود. آنها به دنبال احیای جنگ سرد و احیای ابرقدرتی خودشان و فروکاستن اسلام و جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت از سپهر تمدنی به یک یاغی منطقه ای یا کارگزار منطقه ای هستند. آنها می خواهند ایران اگر مقاومت می کند یک یاغی منطقه ای باشد و اگر تسلیم شد یک کارگزار منطقه ای دنیای مدرن باشد، این مقاصد آنهاست.

آنها با تمام وجود هم دارند تدبیر می کنند. یکی از کارهایشان همین است که شکل حکمرانی را در جهان عوض می کنند. بی تردید در دهه آینده اتفاقات بزرگی در جهان خواهد افتاد و حکمرانی در جهان معنایش عوض خواهد شد. آنها دارند از طریق اسناد بین المللی که کاملا رنگ ایدئولوژیک دارد ولو ظاهرش یک ظاهر تکنیکال است، پیش دستی می کنند.

در متن این قراردادهای بین المللی که قرارداد مادرش قرارداد توسعه 2030 است و یک سلسله قراردادهای بین المللی و اسناد زیرمجموعه او که یکی هم نیست، آنها می خواهند دنیا را از نو به حاکمیت خودشان در بیاورند. بعضی از این اسناد مثلFATF به دنبال عبور از سازمان ملل و شیوه پیچیده تری از حاکمیت و سلطه آنها بر جهان است. اینها تدابیری است که آنها در مقابل ما می کنند، البته شک نکنید که اراده الهی در نصرت شماست. «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ  أَقْدامَكُم »(محمد/7)، شک نکنید که ان شاء الله خدای متعال این حرکت عظیم را مقدمه انقلاب با شکوه حضرت بقیه الله قرار خواهد داد.این نصرتی که شما از دین خدا می کنید بی تردید پاداشش نصرت و یاری خداست و هرگاه نصرت و یاری خدا نازل می شود بی تردید پیروزی به دنبالش خواهد بود. بنابراین منتظر پیروزی های بزرگتر باشید.

در این دهه پنجم انقلاب اسلامی انقلاب ما به استغلاظ رسیده و به تعبیر قرآن «يُعْجِبُ  الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّار»(فتح/29)، وقتی وجود مقدس امام زمان به این جامعه باشکوه مومنین و موحدین نگاه می کند که اینگونه استوار و سرپا ایستاده اند، به شما افتخار می کند. وقتی می بیند دشمن از شما می هراسد و خشم و غیظ دشمن در مقابل شما را می بیند، به شما افتخار و مباهات می کند.

تنها راه پیروزی

ولی در این دهه پنجم من یکی دو نکته را فقط اشاره می کنم، یکی این که ما نیازی به یک انسجام و اتحاد در محور رهبری رهبر حکیم و بی نظیر و دارای شجاعت و بصیرت، برای پیش بردن انقلاب اسلامی در این تلاطمات جهانی داریم. دوم هم اینکه موضع خودمان را نسبت به این تمدن مدرن شفاف کنیم. یعنی باید نسبت به این شکل جدید از بت پرستی و فراگیر شدنش در جامعه جهانی موضعی قدرتمند داشته باشیم چرا که دوران زیگزاگی رفتن انقلاب اسلامی دیگر تمام شده است. پس در دهه پنجم اگر به سمت تمدن اسلامی می خواهیم حرکت کنیم باید استوار بایستیم. البته ان شاء الله که آن قله را هم فتح خواهیم کرد.

بنابراین باید از زیگزاگ رفتن پرهیز کرده و موضع مان را شفاف کنیم، چون به هیچ وجه ما با غرب ایدئولوژیک موافق نیستیم. ما با پیشرفت صد درصد موافقیم اما با مدرنیسم صد درصد مخالفیم. ما می خواهیم پیشرفت کنیم و تمدن اسلامی حاصل پیشرفت جامعه اسلامی است، ولی نه با تقلید از دنیای غرب!

ان شاء الله اگر تلاش کنیم از تحقیر شدگی در مقابل دنیای غرب اجتناب کنیم می بینیم که هیچ خبری آن طرف نیست. آنجا اثری از کرامت انسانی نیست. نسل جوان و رشید و عزیز را دعوت می کنم به مطالعه حقیقی در باب غرب، ما نباید غرب را از دریچه هالیوود و یا توریسم فرهنگی بشناسیم چون واقعیت های غرب چیز دیگری است. کتابهای فراوانی نوشته شده که خیلی هایش در غرب نوشته شده و ترجمه شده است. شما جوانان رشید و عزیز که آینده انقلاب در دست شماست این کتابها را بخوانید. آنچه مایه امیدواریست این است که یک نسل جوان فرهیخته، فاضل، اندیشمند، انقلابی و دلسوز برای ملت در حال شکل گیری و شکوفایی است که این از رویش های انقلاب اسلامی و یکی از امیدهای آینده انقلاب اسلامی است.

این هم اصلاح طلب و اصول گرا  ندارد، هر که دلش برای اسلام، برای مکتب اهل بیت، برای جمهوری اسلامی ایران، برای کشور و ملت ایران می سوزد، موظف است که تسلیم غرب نشود و فریب آن را نخورد. باید این پرده ظاهری برنامه ریزی غرب که چهره تکنیکال و چهره دانشی دارد را کنار بزنیم تا باطنش را بشناسیم و در مقابلش موضع بگیریم. بعد هم سعی بکنیم ان شاء الله تمدن رقیب را در جهاز هاضمه هضم کنیم، همان کاری که آنها می خواهند بکنند. آنها هم دنبال این هستند که فرهنگ اسلام را در جهاز هاضمه فرهنگ خودشان هضم بکنند. آنها می خواهند جوان های ما غربی بیاندیشند، ما هم می خواهیم جهان براساس اندیشه انبیاء و اندیشه های الهی بیاندیشند.

ان شاء الله دست در دست هم پشتیبان همدیگر باشیم و خدای متعال کمک بکند تحت رهبری های داعیانه و حکیمانه رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی این راه را به استواری ادامه بدهیم.