نسخه آزمایشی
جمعه, 28 مرداد 1401 - Fri, 19 Aug 2022

تحلیل مسیر انقلاب و میدان درگیری فرهنگی با نیروهای فعال فرهنگی در شاهرود/ تشکیل قرارگاه ذیل بیانیه گام دوم

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 27 اردیبهشت ماه 1400 است، که در جلسه فعالین فرهنگی شهر شاهرود ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ ما در عرصه سیاسی وارد یک درگیری تمدنی شده ایم و در حد جهانی حرف برای گفتن داریم، ولی در عرصه فرهنگ، هنوز مقیاس کارمان بالا نیامده است. ما باید در این تقابل تمدنی، از لحاظ فعالیت های فرهنگی هم رشد کنیم. پیشنهادی که مطرح است این است که قرارگاهی بر محور بیانات حضرت آقا در بیانیه گام دوم تشکیل بشود تا طبق آن بیانیه، مقیاس کار تعیین بشود و فعالیت ها منسجم بشود و یک جبهه فرهنگی واحد، شکل بگیرد. ما در مسأله انتخابات هم با این چالش رو به رو هستیم که دشمن سعی می کند کاندیدایی رأي بیاورد که مسیرش با مسیر انقلاب اسلامی، یکی نباشد؛ ابزارهایی هم که او استفاده می کند، رسانه و فضای مجازی و اخبار دروغ است. ما باید ملت را به پختگی لازم برسانیم تا از این ابزار دشمن عبور کنیم و آن را از دست او خارج کنیم تا بتوانیم انقلاب را با سرعت در مسیر خودش ادامه بدهیم.

بالا بردن مقیاس کار فرهنگی

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين‏ وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم‏ أَجْمَعِين. بنده وقتی با جمع هایی مثل این جمع مواجه می شوم، برایم روشن می شود که چرا حضرت آقا به آینده انقلاب اسلامی امیدوارند. ایشان می دانند که پیشبرد کار، منوط به تربیت نیروی انسانی و تهیه طرح های مناسب است. لذا خوشبینی ایشان، ناشی از ساده انگاری نیست، بلکه ناشی از همین درک عمیق است. اگر کسی با اندیشه ایشان آشنا باشد، متوجه می شود که این امیدواری، ناشی از غفلت از بزرگی میدان و کار های بزرگ هم نیست؛ ایشان دقیقا بزرگی کار را احساس می کنند، ولی در عین حال امیدوارند. ریشه این امیدواری، در توکل به خدای متعال و اعتماد به وجود مقدس حضرت بقیه الله است. تلقی من این است که خدای متعال به ایشان کمک کرده است که یک جبهه ای از سربازان پا به رکاب انقلابی خوش فکر و نخبه برای ایشان فراهم شده اند که می شود این حرکت بزرگ را با این سربازان ساماندهی کرد. لذا من وقتی با این جمع ها رو به رو می شوم، امیدوار می شوم.

با این وجود، یک نکته مهم این است که گرچه حجم فعالیت ها خوب است، ولی در مقابل تلاشی که دشمن در مقابل ما می کند، این حجم از فعالیت کافی نیست. «إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ»(انفال/65) درست است که خدای متعال، به نسبت ده به یک به کار ما برکت می دهد، ولی اگر ده به یک هم حساب کنیم، حجم کار ما در مقابل کار آن ها کافی نیست. در حال حاضر در شهر شاهرود، با همین ظرفیتی که وجود دارد، مجموعه های فرهنگی زیادی وجود دارد که شما نماینده آن ها هستید. بنابراین حجم کار قابل اعتناست، ولی باید افزایش پیدا کند.

ببینید در این مدل فعالیت ها، یکی از نکاتی که باید مورد توجه قرار بگیرد، مقیاس تلاش است. به عبارتی، مقیاس کار فرهنگی ما، باید در مقیاس میدان درگیری ما باشد. یعنی ما باید ببینیم که چه کاری می خواهیم انجام بدهیم و در چه افقی می خواهیم به نتیجه برسیم، تا مشخص بشود که باید در چه مقیاسی کار کنیم. این غیر از حجم کار است.

به عنوان مثال شما یک موقعی در درگیری نظامی با دشمن، حجمی از سلاح های عادی درست می کنید، یک موقعی در مقیاس استراتژیک کار می کنید و سلاح های استراتژیک تولید می کنید؛ مثلا موشک های نقطه زن تولید می کنید یا انرژی هسته ای را به نقطه ای می رسانید که دشمن احساس می کند که شما توانایی مقابله اتمی با او را دارید. تولید این سلاح های استراتژیک، موازنه قدرت را به هم می زند؛ حتی لازم نیست که شما از این سلاح ها استفاده کنید، بلکه نفس تولید آن ها، موازنه قدرت را تغییر می دهد. در عرصه فرهنگ هم، داستان همین طور است.

بنابراین مقیاس کار و این که کار فرهنگی ما، در چه افقی انجام می گیرد موضوعیت دارد. مقیاس کار، تابع میدان درگیری فرهنگی ماست. لذا ما باید این میدان را بشناسیم و در افقی کار کنیم که دشمن دارد کار می کند. برای مثال اگر دشمن دارد مقیاس تهاجم فرهنگی اش را از رویای آمریکایی، به رویای حکمرانی مجازی تغییر می دهد، ما هم باید در همان مقیاس با او مقابله کنیم. متأسفانه تقابل فرهنگی ما، هنوز در مقیاس درگیری با رویای آمریکایی هم شکل نگرفته است.

آن ها به خاطر تکی که در عین ناباوری از انقلاب اسلامی خوردند، به سمت حکمرانی مجازی حرکت کردند. آن ها در مقابل این قدرت نرمی که اسلام در عالم ایجاد کرده است و دارد یکی یکی سنگر های مارکسیسم و لیبرال دموکراسی را فتح می کند، مقیاس درگیری با ما را تغییر دادند و رفتند در فضای حکمرانی مجازی و می خواهند جهان مجازی بسازند. این ها رویاهایی برای سال دو هزار و پنجاه دارند و به دنبال این هستند که حجم زندگی در فضای محسوس را بسیار تنگ و محدود کنند و زندگی را به سمت جهان مجازی ببرند. بخش عمده ای از این رویاها هنوز در قالب آثار هنری است و بخشی از آن ها هم کاملا تئوریزه شده و لسان علمی پیدا کرده اند.

بنده در مورد این که کرونا چطور به وجود آمده است و آیا دست ساز است یا خیر بحثی نمی کنم، ولی آن نتیجه ای که غربی ها دارند از کرونا می گیرند، همین تغییر فضای زندگی و گسترش حکمرانی مجازی است. حالا ما باید در این مقیاس چه کاری انجام بدهیم؟ ما باید در مقابل دشمنی که مقیاس کارش تمدنی است و فرهنگ و ارکان خودش را شکل داده است و مدعی یک سری الگوها و برنامه هاست، چه کاری انجام بدهیم؟

همان طوری که در میدان مبارزه سیاسی نمی شد که با یک سری حرکت های محدود و کوچک به نتیجه برسیم و باید در مقابل رنسانس و عصر جدیدی که آن ها ایجاد کرده بودند، یک انقلاب جهانی می کردیم، در اینجا هم باید دست به انقلاب فرهنگی بزنیم. در آن زمان نمی شد با حرکت های کوچک، با اقدامات سیاسی دشمن مقابله کرد و به ناچار باید دست به یک انقلاب سیاسی بزرگ می زدیم و زلزله ای در جهان ایجاد می کردیم؛ ما باید در مقابل آن مسیر یک طرفه ای که مسیر تمدن مادی بود و آن ها در عالم ایجاد کرده بودند، یک مسیر دیگری باز می کردیم و چنین اقدامی هم انجام دادیم. حالا باید مانند همان کار را در عرصه فرهنگ انجام بدهیم.

به فضل الهی انقلاب اسلامی به رهبری نائب امام زمان، در عصر غیبت شکل گرفت و از مرز های خودش هم عبور کرد و یک قدرت نرم در عالم ایجاد کرد. به تعبیر حضرت آقا این انقلاب، دو قطبی جهان را تبدیل به سه قطبی کرد و یک قطب را هم بالکل از دایره قدرت حذف کرد و این سه قطبی تبدیل به دو قطبی اسلام و لیبرال دموکراسی شد. حالا هم که می دانید لیبرال دموکراسی آمریکا واقعا به چالش جدی کشیده شده است. این که الان دشمن دارد جغرافیای تمدنی خودش را از غرب جهان، به شرق آسیا می آورد، به خاطر همین است که احساس می کند که دیگر نمی تواند از هژمونی غرب برای گسترش تمدن خودش استفاده کند.

ببینید ما در این عرصه موفق بوده ایم، چون مقیاس درگیری ما متناسب با مقیاس کار دشمن بود، ولی در عرصه فرهنگی، اگر ما نتوانیم مقیاس کار دشمن را بفهمیم و در آن مقیاس کار کنیم، موفق نخواهیم شد. آن ها در عصر رنسانس، تحول فرهنگیشان را از عمیق ترین لایه های ایدئولوژیک شروع کردند؛ بعد از لایه ایدئولوژیک، فلسفه اجتماعی آن را تولید کردند و بعد هم به دنبال تولید دانش و تکنولوژی اش حرکت کردند و بعد هم ساختار های جهانی متناسب با آن را طراحی کردند؛ قدم بعدی آن ها، طراحی سبک زندگی بر اساس آن ایدئولوژی بود.

بنابراین هجوم فرهنگی دشمن در این مقیاس است و ما باید وارد چنین چالشی بشویم. مقیاس درگیری فرهنگی ما در مقیاس جامعه جهانی است؛ یعنی ما در مقابل تمدن آن ها، مدعی یک تمدن فرهنگی، آن هم در مقیاس جامعه جهانی و برای همه عرصه های حیات هستیم. ببینید در حال حاضر هیچ عرصه ای از زندگی ما نیست که آن ها برایش طراحی نکرده باشند؛ این ها از زمان تولد تا زمان مرگ طراحی دارند؛ کجا متولد بشود، چقدر مرخصی داشته باشد، در کودکستان چه کارهایی بکند، چه وقت بازنشسته بشود و از این قبیل طراحی ها. این ها برای همه عرصه های زندگی بشر فکر کرده اند و ما باید در این مقیاس با آن ها مقابله بکنیم.

بنابراین شما باید یک طرح فرهنگی همه جانبه، در مقیاس یک سبک زندگی فراگیر، برای همه جامعه جهانی داشته باشید. به تعبیر دیگر، ما نیاز به یک انقلاب فرهنگی، در مقیاس ظرفیت تمدن اسلامی داریم. این به این معناست که این آتش به اختیار ها، باید مقیاس کار فرهنگی خودشان را تغییر بدهند و خود را در مقابل فرهنگ و تمدن غرب ببینند.

تمدن غرب، در دانشگاه ها و پژوهشگاه های خود، یک سیر آموزشی رسمی تنظیم کرده است و آن را از اوایل دوران ابتدایی تا انتهای آموزش عالی پیاده کرده است تا انسان ها را مناسب عصر روشنگری تربیت کند و کار را از دست طبقات مرجع که در ایران، روحانیت بود، در بیاورد. شما اگر به یک قرن قبل ایران توجه کنید، متوجه می شوید که نقش مرجعیت روحانیت در امور فرهنگی، قبل از دوره رضا خان و آتاتورک با بعد از دوره آن ها قابل مقایسه نیست و بسیار کم رنگ شده است. حالا ببینید که مرجع فرهنگی دست چه کسانی افتاده است. این تغییر مرجعیت به خاطر این است که آن ها فرهنگ خود را تبدیل به یک برنامه کلان، به عنوان آموزش رسمی کرده اند و آن را در مدارس تدریس کرده اند.

کاری که آن ها کرده اند، کار بزرگی بوده است؛ حالا ما باید در مقابل آن ها چه کاری انجام بدهیم؟ در قدم اول باید مقیاس کار را تغییر بدهیم. من قصد جسارت به کسی را ندارم، ولی دیگر نمی شود مثلا با دار التبلیغ و مؤسسات این چنینی، کار را رو به جلو برد؛ حتی نمی شود با شبکه سازی از جنس انجمن حجتیه کار را پیش برد؛ این ها پاسخگوی کار ما نیست. بنده نه می خواهم تعریف کنم و نه می خواهم تخریب کنم؛ صرفا دارم مقیاس کار را بحث می کنم. این مدل کارها در مقیاس تقابل با این طرح بزرگ نیستند.

بنابراین ما دو راه داریم؛ یا می رویم به سمت یک حرکت بزرگ فرهنگی، در مقیاس جامعه جهانی و عرصه های بزرگ جهانی و موازنه را به نفع اسلام تغییر می دهیم، یا آن ها موازنه فرهنگی را به نفع خودشان تغییر می دهند و آرام آرام فرهنگ ما را استحاله می کنند. به عبارت دیگر یکی از این دو فرهنگ باید دیگری را استحاله کند؛ یا ما فرهنگ آن ها را استحاله می کنیم، یا آن ها فرهنگ ما را استحاله می کنند.

خدا رحمت کند استاد ما را؛ ایشان در اواخر جنگ، در جبهه ها، برای فرماندهان نظامی یک سری کلاس هایی تشکیل دادند که آخر سر تبدیل به کتاب شد. عنوان کتابشان «حکومت جهانی، محور هدم یا گسترش انقلاب اسلامی» است. ایشان در این مباحث می فرمودند که اگر به سمت حکومت جهانی اسلام نرویم، ما محو خواهیم شد و حکومت آن ها جهانی می شود و ما را استحاله می کند. از آن طرف اگر ما به سمت حکومت جهانی برویم، انقلاب اسلامی گسترش پیدا می کند و آن ها در خودش هضم می کند. بنابراین همان طور که در عرصه حکومت این سنت حاکم است، عینا در عرصه فرهنگ هم همین است. یعنی ما یا به سمت فتح قله های فرهنگی جهان می رویم و ماندگار می شویم، یا آن ها ما را از بین می برند. یا ما آرام آرام فرهنگ لیبرال دمکراسی و سایر تمدن های رقیب، که الان دارند دوباره احیایش می کنند را در خود هضم می کنیم یا آن ها به حرکت خود ادامه می دهند و ما را از دور رقابت خارج می کنند.

ببینید آن ها الان دارند آرمان و رویای تمدنشان را به جهان مجازی و جغرافیای تمدنشان را به شرق آسیا می برند و فرهنگ پشتیبانش را هم دارند چند جانبه می کنند. از جمله کارهای آن ها برای این حرکت، احیای «کُنفُوسیوس» است؛ آن ها این روزها در فضای فرهنگی دارند روی کُنفُوسیوس کار می کنند و به دنبال احیای آن فرهنگ به عنوان فرهنگ پشتیبان هستند. لذا ما تنها زمانی می توانیم تمدن رقیب را در جهاز هاضمه خود هضم کنیم که به سمت فتح قله های فرهنگی جهانی حرکت کنیم.

«توین بی» کتابی راجع به فلسفه تاریخ دارد و در آنجا گفته است تنها تمدنی که می تواند در جهاز هاضمه فرهنگی خودش، تمدن های دیگر را هضم کند، اسلام است. فرهنگ اسلام ظرفیت هضم کردن فرهنگ های دیگر را دارد. منظور از هضم کردن یعنی مثبتات آن فرهنگ ها را از طریق تجزیه و ترکیب جدا می کند و استفاده می کند نه این که فله ای و نخود لوبیایی سوا کند. به عبارت دیگر عناصر غیر مفید را دفع می کند و عناصر مفید را خالص سازی و فرآوری می کند و سپس به کار می گیرد. بنابراین ما باید مقیاس کارمان را ارتقاء ببخشیم و واحد کارمان را از واحد فرد، به واحد جامعه تغییر بدهیم. نکته ای که وجود دارد این است که جنس تکلیف اجتماعی با تکلیف فردی فرق می کند؛ تکلیف اجتماعی، جمع کمّی تکالیف فردی نیست، بلکه یک جنس دیگری از تکلیف است.

بنابراین یکی از نکات این است که مقیاس کار فرهنگی ما، باید در حد ایجاد یک انقلاب فرهنگی در جهان باشد، که در مقابل تحول فرهنگی عصر رنسانس قرار بگیرد. لذا هر چقدر که ما ابعاد تحول فرهنگی عصر رنسانس بیشتر بشناسیم، عظمت میدان درگیری و کار خودمان را بیشتر می فهمیم. تمدنی که آن ها ساخته اند خیلی گسترده است. شما نمادهای فرهنگی تمدن غرب را کجای این ساختمان نمی بینید؟ از این میکروفونی که من دارم صحبت می کنم تا این صندلی که رویش نشسته ام و فرشی که زیر پای ماست، تمدن غرب نمود دارد. در شهر خودتان یا شهر قم که مرکز فرهنگی دنیای تشیع است قدم بزنید؛ شما کجای این شهرها، حضور فرهنگ مدرنیته را نمی بینید؟ دشمن از پوشاک تا خیابان تا ساختمان سازی و شهرسازی مدل فرهنگی ارائه داده است. لذا مقیاس کار ما خیلی زیاد است.

تشکیل قرارگاه بر محور بیانیه گام دوم

ببینید این بیانیه گام دومی که حضرت آقا منتشر کرده اند، یک منشور فکری است که می تواند انسجامی در نیرو های ما ایجاد کند. در این بیانیه، هم مقیاس درگیری انقلاب اسلامی تبیین شده است، هم ظرفیت های انقلاب اسلامی، هم موفقیت ها، هم آسیب شناسی ها و هم دورنمایی از کلیت نقشه راهی که ما باید طی کنیم. به نظر بنده ما می توانیم برای ایجاد انسجام فکری نسبت به شناخت میدان، این بیانیه را مبنای کار خود قرار بدهیم. ما برای این که بدانیم میدان درگیری انقلاب اسلامی چگونه است و دستاورد ها و ظرفیت های آن را بشناسیم باید به این بیانیه رجوع کنیم.

بنابراین پیشنهاد بنده این است که برای رشد فکری و تربیت نیرو های جبهه انقلاب، روی این بیانیه سرمایه گذاری کنیم. ببینید اگر ما وارد این میدان درگیری شده ایم، نیاز داریم که انگیزه های نیرو هایمان متناسب با این میدان شکل بگیرد؛ لذا نیاز به تربیت آن ها متناسب با این مقیاس داریم. گاهی اوقات یک آدم هایی برای یک میدان درگیری فرستاده می شوند، ولی وقتی که یک مقدار میدان درگیری سنگین تر بشود، این ها ظرفیت آن را ندارند؛ این به خاطر این است که آن نیرو ها متناسب با آن میدان تربیت نشده اند. هم فعالیت های فردی و هم فعالیت های اجتماعی این طور هستند. لذا تربیت نیروی انسانی، یعنی عقلِ عمل انسان ها،  متناسب با عقل نظرشان باشد؛ به عبارت دیگر نیرو ها باید وقتی نقشه راه را دیدند، در همان نقشه عمل بکنند.

بنابراین به نظر بنده ما باید روی بیانیه گام دوم که مورد وفاق همه ماست، سرمایه گذاری کنیم و ادراک خودمان از میدان را به وسیله آن هماهنگ کنیم. بعد از آن بیاییم موضوعات مورد نیاز برای تلاش و فعالیت را به کمک این بیانیه مشخص کنیم. لذا پیشنهادی که حقیر دارم این است که ما نیاز به یک قرارگاه داریم که نیروهای آتش به اختیار را هماهنگ کند. ما نیاز به ستاد نداریم؛ الحمدلله نیروهای آتش به اختیار، هر کدام برای خودشان مجموعه هایی هستند و دارند کار فرهنگی خودشان را می کنند و ما نباید مجموعه ای در عرض آن ها ایجاد کنیم. بنابراین ما باید یک قرارگاهی ایجاد کنیم که این دو مطلب را دنبال بکند؛ یکی این که این قرارگاه بیاید و نیروهایی که دارند کار می کنند را به لحاظ درک مقیاس درگیری و میدان های عمل به روز کند و دیگری این که طرحی را ارائه کند که بر اساس آن طرح، بشود یک جبهه ایجاد کرد.

خیلی وقت ها حرکت های اجتماعی، بر محور ولایت یک فرد شکل می گیرد؛ چه حرکات سیاسی و چه حرکات فرهنگی. اما تلقی حقیر این است که در حال حاضر، آن نرم افزارها مهم هستند؛ یعنی ما نیاز به یک قرارگاهی داریم که حرکات اجتماعی ما را طراحی بکند. ما می توانیم با استفاده از یک قرارگاه، همین ظرفیت های فرهنگی بالفعل شاهرود را بر محور بیانیه گام دوم، وارد عرصه های جدیدی از فعالیت بکنیم که مقیاسش با گذشته تفاوت داشته باشد و نظام موضوعاتش متناسب با این میدان بزرگ باشد. من معتقدم ظرفیت کار فرهنگی در شاهرود، ظرفیت بسیار خوبی است. علت این که این جبهه فرهنگی شکل نمی گیرد، این است که ما قرارگاهی نداریم که این منظومه ها را با یکدیگر منسجم کند و درکشان را از مقیاس مبارزه بالا ببرد. لذا بنده پیشنهاد می کنم که این قرارگاه را بر محور بیانیه گام دوم شکل بدهید.

بنده قبلا راجع به این خدمت رسانی هایی که بعد از کرونا راه افتاد، نکاتی را عرض کرده بودم. ببینید این خدماتی که انجام می شد، در اصل رخنه پوش دولت مدرن بود؛ رخنه پوشی یعنی آنجایی که دولت مدرن ناتوان است، ما می آییم و آن را جبران می کنیم. ببینید ما باید از سطح رخنه پوشی بالاتر بیاییم و خودمان خدمات اجتماعی را طراحی کنیم؛ ما نباید صرفا در حد رخنه پوشی بمانیم و به آن اکتفا کنیم.

به عنوان نمونه، دولت مدرن یک تأمین اجتماعی دارد که این تأمین اجتماعی، در مواردی ناتوان است و شما در آن موارد می آیید رخنه پوشی می کنید. کاری که ما باید انجام بدهیم این است که در مقابل تأمین اجتماعی غربی، بیاییم و یک طرح خدمات اجتماعی بدهیم که جایگزین آن باشد. نکته بعدی این است که این طرح، باید بر محور عدالت اسلامی باشد، نه عدالت مکتب رفاه؛ آن ها بر محور عدالت مکتب رفاه، تأمین اجتماعی خودشان را درست کرده اند. در این مدلی که آن ها ارائه کرده اند و قشر آسیب پذیر را تأمین می کنند، مالیات هم می گیرند؛ حتی به زور. شما باید این مدل را تغییر بدهید و مالیات را از آن حذف کنید و برای مثال، قصد قربت را جایگزین آن کنید.

بنابراین اگر این قرارگاه تشکیل بشود، می شود که کارهای جدی تری را انجام داد که برای تعمیق این حرکت مفید باشد. ببینید این که این جمعیت با این حجم زیاد، در حال حاضر در این همایش حضور دارد، یعنی اینجا یک انسجام فرهنگی وجود دارد؛ یک چیزی شبیه جبهه وجود دارد. به عبارت دیگر در این شهر، فعالین فرهنگی در میدان، با یکدیگر منسجم و هماهنگ هستند. بنابراین این که می گویند در شاهرود جبهه شکل نمی گیرد معنا دار نیست؛ اتفاقا ظرفیت این شهر بسیار بالاست و در کمتر شهری این انسجام وجود دارد. البته این انسجام باید توسط یک قرارگاه، سر و شکل بگیرد و تقویت شود.

راه تشکیل یک جبهه منسجم هم همان طور که عرض شد، این است که مقیاس کار را تغییر بدهیم و برنامه هم کاری بین نیروها را بر اساس یک نظام فعالیت طراحی کنیم. تحقق این گام هایی که باید برداشته بشود هم محتاج به یک قرارگاه است اگر این قرارگاه، این مأموریت ها را دنبال کند و ظرفیتش هم در مقیاسی که عرض کردیم باشد و این مجموعه های فرهنگی را با یکدیگر هماهنگ کند، تردید نکنید که به نتایج خوبی خواهیم رسید.

انتخابات و چالش ما با دنیای مدرن

نکته ای که در باب انتخابات باید عرض کنم این است که رئیس جمهور جمهوری اسلامی، باید در مقیاس مأموریت انقلاب اسلامی بیاندیشد. لذا آن هایی که انقلاب اسلامی را تمام شده می دانند و رئیس جمهوری می خواهند که ختم انقلاب اسلامی را بگیرد، که بخشی از جبهه سکولارها هستند، صلاحیت این کار را ندارند؛ کسانی هم که مأموریت انقلاب اسلامی را در حد اصلاح مدرنیته می دانند و می گویند جمهوری اسلامی باید نظم جهانی را با حق تحفظ بپذیرد، ظرفیت ریاست جمهوری انقلاب اسلامی را ندارند. لذا فقط کسانی که معتقدند انقلاب اسلامی یک حرکت بزرگ است و می خواهند در مقیاس ایجاد تمدن حرکت بکنند و در این مقیاس می اندیشند، ظرفیت این کار را دارند.

بنابراین ما رئیس جمهوری می خواهیم که مأموریت انقلاب اسلامی را ایجاد تمدن اسلامی و حرکت به سمت ظهور بداند. حضرت امام می فرمودند اگر کسی در این کشور خدمت بکند، ولی توجه به عصر ظهور نداشته باشد، خائن به این ملت است. لذا کسی که به دنبال مدرنیزاسیون است و می خواهد نظم جهانی را بپذیرد، چه در قالب این که آن را به تمامه بپذیرد و چه این که بگوید ما اسناد بین المللی را با حق تحفظ قبول می کنیم، خیلی در عمل فرق نخواهند کرد. هر دوی این رویکرد ها ظرفیت ریاست جمهوری را ندارند.

نکته دیگر این است که ما باید بدانیم دشمنی که مقابل انقلاب اسلامی ایستاده است، به دنبال دخالت در انتخابات ریاست جمهوری ماست. ما با ظرفیتی که داشتیم، موازنه جهانی را تغییر دادیم و الان دشمن های بزرگ جهانی داریم و این ها مقابل ما ایستاده اند؛ از جمله کارهایی که دشمنان ما می کنند این است که در هر دوره ای از انتخابات ریاست جمهوری، در روند انتخابات دخالت کرده اند و در این دوره های اخیر هم دخالتشان بیشتر شده است.

ببینید ما از خیلی از طراحی های بزرگ دشمن عبور کرده ایم که این عبور، واقعا معجزه آسا بوده و نمی شود که بگویی چطور عبور کردیم. یکی از آن طرح ها، تحرکاتی بود که آن ها مقابل خیلی از انقلاب ها یجاد کردند، یعنی جنگ های داخلی و حمایت از این گروهک ها؛ دشمن با طرح کار خیلی از حرکت های انقلابی را تمام کرده است، ولی ما از این طراحی دشمن در همان اوایل انقلاب عبور کردیم. در قدم بعدی، دشمن با ما وارد یک میدان درگیری نظامی شد و هشت سال با ما جنگید و باز هم ما از این میدان سربلند بیرون آمدیم؛ لذا آن ها دیگر به دنبال این نیستند که با درگیری نظامی کار ما را تمام کنند.

میدان دیگری که از آن عبور کردیم، میدان دیپلماسی است؛ یعنی فضای مذاکره به نقطه ای رسید که آن ها دیگر از کنترل از طریق مذاکره مأیوس شده اند؛ البته هنوز تلاش می کنند، ولی اواخر کار است و ما از مرز این یکی هم عبور کرده ایم. عبور ما یعنی شکست ابزار سلطه دشمن و این چیز کمی نیست. اگر ما به طور کامل از این میدان عبور کنیم، یکی از مهم ترین اهرم های فشار دشمن در جهان شکست می خورد و از این به بعد ملت های دیگر هم تسلیم آن ها نمی شوند.

امام بزرگوار بعد از اشغال لانه جاسوسی فرمودند که شاه قدرت خودش را خیلی بیشتر از واقعیت نشان می داد؛ خدا به ما فرمود که باید این قدرت پوشالی را بشکنیم، ما هم شکستیم. بعد از آن مردم جسارت پیدا کردند و وقتی امام فرمود ابرقدرت ها هم همین طورند و باید قدرت پوشالی آن ها هم شکسته شود، مردم پای کار ماندند و قدرت پوشالی آن ها را هم شکستیم. واقعیت این است که انقلاب اسلامی هر گامی که بر می دارد و ابهت دشمن را می شکند، ابزار های او را هم ناکارآمد می کند. یکی از ابزارهای مدیریت و سلطه جهانی دشمن، ابزار دیپلماسی است، یکی دیگر تحریم، یکی دیگر هم اقتدار نظامی و دیگری رسانه. ما در این میدان ها به نسبت زیادی موفق بوده ایم. الان دوره ای است که ابزار به روز دشمن، ابزار جنگ نرم و رسانه است؛ آن ها با ما وارد یک جنگ رسانه ای شده اند و در این جنگ، دستگاه محاسباتی نیروهای ما را از درون تغییر می دهند؛ یعنی قلعه را از درون فتح می کنند. به نظر من این مهمترین سنگری است که ما با آن درگیر هستیم.

لذا شک نکنید که این ها با ابزار رسانه ای که در اختیار دارند، در این انتخابات نفوذ می کنند و سعی می کنند که نتیجه را به نفع خودشان تغییر بدهند. این ها سه دهه است که تلاش می کنند غربگراها را در دنیای اسلام، به اسم میانه رو ها منسجم کنند و آن ها را بر سر قدرت بیاورند. در این دوره هم تردید نکنید که رسانه دشمن، از جریان های غربگرا، به اسم میانه روی و اعتدال، حمایت تمام خواهد کرد. ما از امام یاد گرفته ایم که اگر آن ها از کسی تعریف کنند، یعنی آن آدم به درد ما نمی خورد و به نفع انقلاب اسلامی کار نخواهد کرد. ما از امام یاد گرفته ایم که دشمن را رصد کنیم و از طریق نظرات دشمن، جبهه خودمان را بشناسیم. پس دشمن قطعا در این انتخابات از یک جریان حمایت خواهد کرد و تردید نکنید که آن جریان به نفع ما نخواهد بود و حرکت انقلاب را کند خواهد کرد.

ببینید یا ظرفیت ملت ما به حدی رسیده است که از این ابزار عبور کند، یا نرسیده است؛ اگر هنوز ظرفیت ما به این حد نرسیده باشد، باید بایستیم و صبر کنیم. به عبارت دیگر بنده معتقد نیستم که انقلاب اسلامی، با این چیز ها شکست می خورد، ولی معتقد به این هستم که کار انقلاب با روی کار آمدن این جریانات، به تأخیر می افتد. یکی از ابزار های دشمن در این درگیری، محیط نجوای شیطان، یا همان رسانه و فضای مجازی است؛ بنده ذیل سوره مجادله عرض کرده بودم که رسانه ها و به خصوص فضای مجازی، محیط نجوای شیطان است. یکی دیگر از ابزارهای آن ها که تعادل را به هم می زند هم، خبر فاسق است. لذا اگر ملت ما به نقطه ای نرسیده باشد که تدین در مقابل خبر فاسق داشته باشد، آن ها می توانند با خبرسازی های دروغ، حادثه ایجاد کنند و کار خودشان را جلو ببرند و کار انقلاب را به تأخیر بیندازند. البته این کار ها و تداول قدرت ها، انقلاب اسلامی را نابود نمی کند، ولی به تأخیر می اندازد.

به نظر بنده اگر ما بتوانیم کاری بکنیم که مردم شریف ما، در همین دوره بر امپراتوری رسانه ای غرب غلبه کنند، آخرین سنگر دشمن را هم از دستش خارج کرده ایم. ببینید ما در ماجراهای هشتاد و هشت، با عبور از آن فتنه، کار کل انقلاب های مخملی دنیا را تمام کردیم و این ابزار را بالکل از دست دشمن خارج کردیم؛ در اینجا هم می توانیم این کار را انجام بدهیم.

بنابراین ما در این مرحله انتخابات باید تمام تمرکزمان را بر روی این بگذاریم که ظرفیت و مقاومت روحی ملت را در مقابله با این هجوم رسانه ای بالا ببریم، تا این هجوم، نتواند آگاهی ملت را بشکند. اگر بتوانیم این کار را انجام بدهیم، ان شاء الله در این انتخابات پیروز خواهیم شد و کاندیدای مورد حمایت جبهه دشمن، موفق نخواهد شد. ببینید این ها بر خلاف این که تبلیغ می کنند که ملت به انتخابات نیایند و شرکت نکنند، اگر آخر سر ببینند که آدم مناسبی هست که می تواند حرکت انقلاب اسلامی را کُنْد کُنَد، سعی می کنند که او را روی کار بیاورند و از او حمایت خواهند کرد. لذا ما باید مقاوم سازی کنیم که بتوانیم بر ابزار دشمن غلبه کنیم؛ تمرکز اصلی ما در این دوره باید روی این موضوع باشد.