نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

تبیین وظائف منتظرین در شب احياي نيمه شعبان/ بررسی اتفاقات پس از ظهور حضرت حجت

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 1 اردیبهشت ماه 98 است که در مراسم احیای نیمه شعبان مسجد امام حسن عسكري قم ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ در دوران ظهور حضرت اتفاقی که می افتد این است که زمین با نور پروردگار خودش روشن می شود مردم از نور ماه و خورشید بی نیاز می شوند یعنی یک منزلتی از منازل بهشت در عالم محقق می شود. این اتفاقی است که در دوران ظهور امام علیه السلام واقع می شود. پس دوران ظهور امام علیه السلام ظهور یک سلسله حقایقی است که در قرآن و روایات مفصل از آنها بحث شده است به طوری که از روایات استفاده می شود جهان، جهان دیگری می شود اصلا این فضا نیست این عالم نیست و کل قوانین فرق خواهد کرد و در دوران غیبت هم آن برنامه توسط امام در حال اجرا است و ما منتظرین باید به گونه ای رفتار کنیم که در برنامه حضرت جای بگیریم و برنامه حضرت را توسط فقها بشناسیم و برای اهداف آن کوشش کنیم و گام برداریم.

دوران ظهور، دوران تحقق حقایق عالم

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين‏ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين‏ وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم‏ أَجْمَعِين‏. «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَ وُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ»(زمر/69) آنچه در دوران ظهور حضرت واقع می شود در آیات فراوانی از قرآن و روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام نقل شده مورد بحث قرار گرفته است. یکی از آن اتفاقاتی که در عصر ظهور اتفاق می افتد که قرآن بیان می کند این است که «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» وقتی حضرت ظهور می کنند زمین با نور ربش روشن می شود. این آیه ابتدائا ناظر به صحنه قیامت هست ولی در روایات ما وقتی تأویل آیه ذکر شده به عصر ظهور حضرت آیه تطبیق شده است، که در دوران ظهور حضرت اتفاقی که می افتد این است که زمین با نور پروردگار خودش، با نور رب الارض روشن می شود «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا» در حدیث فرمود «رَبُّ الْأَرْضِ يُعْنَى إِمَامُ الْأَرْض‏‏»(1) زمین با نور امام روشن می شود و اتفاقی که می افتد تعبیر روایت این است که «إِذاً يَسْتَغْنِي النَّاسُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ نُورِ الْقَمَرِ وَ يَجْتَزِءُونَ بِنُورِ الْإِمَام» مردم از نور ماه و خورشید بی نیاز می شوند، مستغنی از نور ماه و خورشید می شوند یعنی گویا یک منزلتی از منازل بهشت در عالم محقق می شود وقتی امام ظهور می کنند مردم دیگر بی نیاز از ماه و خورشید می شوند.

البته در دوران قبل از ظهور هم همینطور هست اگر کسی واقعا به امام برسد و با نور امام بتواند در عالم راه برود و قوای او نورانی به نور امام بشوند و نورانی به نور ایمان بشوند ممکن است انسان مستغنی از این امکانات طبیعی و مادی بشود، در احوالات علامه طباطبایی یکی از شاگردان ایشان نقل کردند که ایشان یک درس خصوصی داشتند در محله یخچال قاضی قم منزل یکی از شاگردهایشان می رفتند بهشان گفتند آقا این شبهای تاریک و این کوچه های تنگ شما تشریف نیاورید ما می آییم منزل شما ایشان فرموده بودند که مگر ما در روز با نور خورشید راه می رویم. این خیلی حرف عجیبی است که انسان به یک جایی برسد که واقعا از این نور مستغنی بشود.

امام علیه السلام اینطوری است که اگر کسی با امام راه رفت و به امام رسید در پرتو نور امام حرکت کرد حتی شاید به حسب ظاهر از این امکانات ظاهری مستغنی بشود و بی نیاز بشود آنهایی که به امام می رسند وقتی قرآن احوالشان را توضیح می دهد و توصیف می کند می فرماید اینها در نور حرکت می کنند مسیرشان در نور هست. می فرماید انسان ها تا قبل از این که به امام و ولایت امام برسند به تعبیر قرآن مرده هستند. در تاریکی هستند ولی وقتی به امام رسیدند هم به حیات طیبه می رسند و زنده می شوند و هم این که در مسیر نور قرار می گیرند «أَ وَ مَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا»(انعام 122) قرآن می فرماید یک عده ای در تاریکی مانده اند یک عده ای در عالم موت مانده اند به عالم حیات راه پیدا نکرده اند ولی بعضی هستند ما آنها را زنده کرده ایم همه ما به خودی خود میتیم خدای متعال باید در ما حیات بدمد یک عده ای هستند خدا آنها را زنده کرده است بعد از این که زنده شدند و به حیات رسیدند خدای متعال نوری برای آنها قرار داده که با این نور در عالم زندگی می کنند.

عده ای در وادی ظلمات مانده اند و از وادی ظلمات بیرون نیامده اند در روایت اینطوری می فرماید «أَ وَ مَنْ كانَ‏ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ‏ قَالَ جَاهِلًا عَنِ الْحَقِّ وَ الْوَلَايَةِ فَهَدَيْنَاهُ إِلَيْهَا وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ‏ قَالَ النُّورُ الْوَلَايَةُ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها يَعْنِي فِي وَلَايَةِ غَيْرِ الْأَئِمَّةِ‏ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏»(2) کسی که به امام نرسیده میت است. وقتی به امام رسید زنده می شود امام سرچشمه حیات است.

«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ الْحَيَاةِ» می گوییم سلام بر تو اى چشمه حيات پس کسی که به امام نرسید مرده است و در تاریکی است. وقتی به امام رسید در وادی نور قرار می گیرد. ما اگر بخواهیم از تاریکی و از ظلمات بیرون بیاییم و در وادی نور قرار بگیریم تنها راه همین است که انسان به امام برسد و با امام در عالم حرکت کند آنهایی که به حضرت نرسیدند در تاریکی اند در ظلمات اند. وقتی به امام رسیدیم وادی نور برای ما گشوده می شود و هرچه هم انسان با امام بیشتر پیش برود نورانی تر می شود. منتها این اتفاق در عصر غیبت به صورت جزئی برای یک مومنینی اتفاق می افتد به نور امام می رسند وقتی به امام رسیدند وارد وادی نور می شوند با نور امام عالم ملکوت را می بینند باطن عالم را می بینند ظاهر عالم برایشان تغییر می کند. این یکی از اتفاقاتی است که در دوران ظهور حضرت می افتد عالم نورانی به نور امام می شود و عالم، عالم دیگری می شود.

در دوران ظهور امام به تعبیر قرآن و روایات عدل محقق می شود در دوران ظهور امام انسان ها به حیات طیبه می رسند و عالم زنده می شود در دوران ظهور امام «وَ نُريدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ وَ نَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثينَ»(قصص/5) مستضعفین حاکم بر عالم می شوند بساط مستکبرین از عالم جمع می شود در دوران ظهور امام علیه السلام دین خدا و توحید بر جهان حاکم می شود «هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدى وَ دينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ»(توبه/33) خدای متعال این پیامبر را با دین حق فرستاده و تدبیر الهی این است که این دین حق بر همه ادیان غلبه پیدا بکند این اتفاقی است که در دوران ظهور امام علیه السلام واقع می شود.

پس دوران ظهور امام علیه السلام، ظهور یک سلسله حقایقی است که در قرآن و روایات مفصل از او بحث شده و به طوری که از روایات استفاده می شود که این جهان، جهانِ دیگری می شود اصلا این فضا نیست این عالم نیست کما این که اگر واقعا کسی به امام علیه السلام برسد عالمش تغییر می کند در دوران ظهور اینطوری است این به نحو کلی در روی زمین واقع می شود.

دوران ظهور خود امام

نکته دوم این است که آن چه در عالم ظهور واقع می شود در واقع پرتوی از خود امام علیه السلام است. یعنی دو جور ممکن است انسان تلقی کند انسان تلقیش این باشد که امام علیه السلام یک غیبت جسمانی دارند ظاهر می شوند وقتی ظاهر می شوند عدل را حاکم می کنند. وقتی امام ظاهر می شوند دین خدا محقق می شود. به دست امام علیه السلام احکام الهی محقق می شود این یک تلقی هست و تلقی غلطی هم نیست ولی تلقی صحیح تر و درست این است که تمام آنچه در عصر ظهور واقع می شود در واقع ظهور خود امام هست. چیزی جز تجلی امام در عالم نیست. اگر دین حق در عالم ظاهر می شود دین حق خود امام است امام به یک معنا در روایات ما دین را اجرا می کنند و در عالم محقق می کنند ولی به یک معنای دیگر خود امام دین الهی است. دین قدیم هست. امام خود کلمه دین هستند. امام کلمه عدل هستند. امام کلمه نور هستند. امام کلمه حیات طیبه هستند. تمام آنچه در عالم محقق می شود تجلی خود امام علیه السلام است بنابراین این طور نیست که ما می خواهیم امام بیایند تا یک چیز دیگری محقق بشود. حقیقت انتظار ما انتظار ظهور خود امام علیه السلام است.

انواع غیبت امام

امام علیه السلام غیبت متعدد دارند یک غیبت غیبت جسمانی است و این خودش امر مهمی است در دوران ظهور امام وقتی ظهور می کنند ما امام را مشاهده می کنیم جسم امام را می بینیم این ارتباط با امام برای ما ممکن می شود  این یک مسئله است یک مسئله دوم غیبت ولایت امام است که در حجاب رفته و حجاب سقیفه پرده انداخته روی غیبت امام این هم برداشته می شود وقتی امام ظهور پیدا می کنند این پرده کنار می رود و حقیقت ولایت در عالم آشکار می شود که در آیات و روایات متعدد از آن بحث شده که پرده تاریکی که در اثر ولایت اولیاء طاغوت بر عالم افتاده کنار می رود و عالم روشن می شود و حقیقت ولایت آشکار می شود یک معنای دیگری از غیبت در باب امام زمان علیه السلام هست این است که امام کلمه تامه الهی هستند و این کلمه در پرده است.

در زیارت آل یاسین می خوانیم «وَ كَلِمَتِكَ التَّامَّةِ فِي أَرْضِكَ» خود حضرت در عالم ظاهر می شوند انتظار ما انتظار ظهور این کلمه غیبی است وقتی حضرت ظاهر می شوند همه حقایق به تبع امام ظاهر می شود اگر در زمین عدل محقق می شود این در واقع تجلی از امام است اگر انسان ها خودشان به نقطه عدل و عدالت می رسند و نفوس نفوسِ عادله می شوند انسانها انسان عادل می شوند این ظهور امام علیه السلام هست اگر انسانها به کرامت می رسند این کرامت انسانی تجلی امام در نفوس و در قلوب انسانهاست. اگر حیات در عالم ظاهر می شود این در واقع ظهور خود امام هست که در روایات به تعابیر مختلفی از آن تعبیر شده است «ظَهَرَ الْمَاءُ عَلَى وَجْهِ الْأَرْض‏»(3) آب روی زمین ظاهر می شود این ظهور ماء یعنی ظهور خود امام علیه السلام  امام کلمه طیبه ماء اند که حیات همه عالم به امام علیه السلام بسته است. هر انسان به اندازه ای که امام در او تجلی پیدا می کند به حیات و نور و عدل و امثال اینها می رسد و نورانی می شود عادل می شود زنده می شود.

تحقق فعل خدای متعال توسط امام

نکته سومی که جا دارد تأمل بشود این است که خب امام علیه السلام ظهور پیدا می کنند همه این حقایق در عالم محقق می شود و اینها به تبع امام است در واقع ظهور امام در عالم واقع می شود و هر چه در عالم ظهور واقع می شود صنع الهی است. امام علیه السلام مجرای فعل خدا هستند فعل خدا به وسیله امام در عالم واقع می شود اگر خدای متعال جور را می میراند عدل را زنده می کند دین را احیاء می کند نفوس را زنده می کند عالم را نورانی می کند آنچه در عالم واقع میشود فعل خداست، عدل فعل الهی است. ولی این فعل به وسیله امام واقع می شود امام در یک مقامی است که خدای متعال فعل خودش را به وسیله او انجام می دهد «أَحْيِ بِهِ الْقُلُوبَ الْمَيْتَة»(4) خدا حیات را می دهد خدای متعال قلوب را زنده می کند اما به وسیله امام زنده می کند امام در یک موقف و یک مقامی هستند که این افعال الهی به وسیله امام در عالم واقع می شود امام به منزله دست خداست به منزله عین خداست.

پس وقتی که امام ظهور می کنند در واقع فعل الهی به دست امام واقع می شود خدای متعال عالم را زنده می کند «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»(حدید/17) خدای متعال عالم را زنده می کند خدای متعال عدل را محقق می کند اما فعل الهی به وسیله امام واقع می شود امام در یک مقامی هستند که فعلشان فعل خداست فعل الهی به وسیله امام واقع می شود. در باب وجود مقدس نبی اکرم در قرآن مکرر این تعابیر آمده «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»(فتح/10) کسانی که با شما بیعت کنند با خدا بیعت کرده اند دست خدا بالای دست آنها است فعلی که شما انجام می دهید فعل خداست «وَ ما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى»(انفال/17) شما این کار را انجام دادید ولی خدا انجام داد امام اینگونه است. بنابراین آنچه در عالم واقع می شود فعل الهی است. آنچه ما منتظریم، صنع و کار خداست به دست امام واقع می شود نقش ما هم در این اتفاقات مهمی که می افتد تولی به امام هست و تسلیم بودن به امام و همراهی با امام است. نقش ما همین است نه این که ما وظیفه ای نداریم بلکه وظیفه ما همراهی با امام است.

پس امام علیه السلام یک برنامه بزرگ و عظیمی دارند که با برنامه بزرگ و عظیم خودشان عالم را اداره می کنند و عالم را پیش می برند عصر غیبت عصر تعطیل کار امام علیه السلام نیست. امام محور عالم هستند کار را جلو می برند.

هر سال شب قدر تقدیرات عالم بر امام نازل می شود و امام امضاء می کنند. با طرح امام و برنامه امام جامعه مومنین اداره می شود نسبت بین جامعه مومنین و کفار و جامعه منافقین را امام شب قدر رقم می زنند بیرون از دست امام نیست. اگر انسان شب قدر اهل مشاهده شب قدر باشد می بیند که امام دارند عالم را تقدیر می کنند به اذن خدا هر اتفاقی که می افتد پشت صحنه در نهایت در دست امام علیه السلام است. لذا انسان اگر این دست قدرت الهی و تقدیر امام را دید و امام را شناخت حکمت امام را، علم امام را، رأفت و رحمت امام را شناخت آرام می شود.

 امیرالمومنین فرمودند که در یک محفلی که اولی و دومی بودند بر وجود مقدس نبی اکرم تحول حالی دست داد عرض کردند آقا چه شد؟ حضرت فرمودند که داستان شب قدر و این حوادث مورد توجه من قرار گرفت. بعد حضرت به ایشان فرمودند شما گمانتان چیست، این شب قدر فقط در زمان من هست یا بعد از من هم هست؟ این اتفاقاتی که در شب قدر می افتد «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»(قدر/4) این فقط مختص به دوران ظهور من هست یا بعد هم ادامه دارد؟ عرض کردند نه بعد هم ادامه دارد ظاهر قرآن هم همین است که «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَ الرُّوحُ» هر سال نازل می شوند. حضرت فرمودند پس بعد از من این ملائکه بر چه کسی نازل می شوند؟ این اتفاقات در محضر چه کسی می افتد نزول ملائکه نزول روح که اعظم از ملائکه هست فرود می آیند بر چه کسی فرود می آیند؟

بعد حضرت فرمودند بر این آقا به امیرالمومنین علی علیه السلام اشاره کردند. امیر المومنین فرمودند حضرت به من اشاره کردند فرمودند بر این آقا نازل می شود بعد فرمودند هر سال که شب قدر اتفاق می افتد وحشت اینها را می گیرد اینها از همان حوادثی که اتفاق می افتد نگران می شوند.

نکته اش همین است چون می دانند شب قدر شبی است که امام علیه السلام محور تقدیرات است نسبت جامعه کفر و ایمان را معین می کند ممکن است آن شب پرونده جامعه کفار و ایمان را ببندند. پرونده شان بسته بشود. بنابراین امام علیه السلام محور اداره عالم اند اینطور نیست که امام کار را تعطیل کردند بلکه هر شب قدر ملائکه نازل می شوند روح نازل می شوند بر امام علیه السلام و برنامه آن سال را حضرت امضاء می کنند این که چطوری تصرف کنند در جامعه کفار چطوری جامعه مومنین را پیش ببرند. اینها به دست امام هست و با نقشه امام علیه السلام جاری می شود.

اما اینکه ما چه کاره ایم؟ ما باید تلاش کنیم که همراه امام باشیم درون طرح و برنامه امام علیه السلام اقدام کنیم. پس ما کارمان همین است که ما باید تمام تلاشمان این باشد که از امام جدا نشویم. خودمان یک نقشه جدیدی نکشیم نه برای خودمان نه برای دیگران، هم برنامه ای که برای خودمان می ریزیم باید در ذیل برنامه امام باشد هم اگر تصرفی می کنیم باید در نقشه امام علیه السلام باشد والا عالم را خراب می کند معنی انتظار هم در واقع همین است و نقش ما در جامعه مومنین منتظر بودن است.

معنای انتظار

چند مطلب در منتظر بودن هست یکی این است که انسان حضرت را بشناسد اهداف حضرت را هم بشناسد اگر کسی اهداف حضرت را نشناسد و خود حضرت و عظمت وجودی حضرت را هم نشناسد این نمی تواند منتظر حضرت باشد، نکته دوم این است که بعد از شناخت امام و اهداف ایشان، همراه با اهداف امام باشد. دنبال اهداف امام در عالم حرکت کند و الا اگر کسی نخواهد با امام راه برود منتظر نیست. سوم این که آن اهداف را در دسترس و قابل تحقق ببیند این نکته مهمی است ممکن است انسان احساس کند این اهداف دست یافتنی نیستند ظهور امام دور از دسترس است. اگر انسان اینطوری شد قاعدتا انسانی که آن اهداف را دور از دسترس می بیند نمی تواند با امام همراه بشود. باید اهداف را نزدیک ببیند. این نزدیک دیدن هم یک تحول معرفتی در ما می خواهد. ما اگر آدم دیگری نشویم ما اگر معرفت مان عوض نشود، نمی توانیم ظهور را نزدیک ببینیم.

الان بیش از هزار سال گذشته است درست است ولی خدای متعال در قرآن به پیغمبرش وقتی وعده ظهور را می دهد می فرماید «أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ»(هود/81) صبح نزدیک نیست؟ پیداست الان برای ما صبح نزدیک است واقعا کسانی که درک از امام پیدا می کنند وارد وادی ولایت امام می شوند معادلاتشان عوض می شود عالم در نظرشان یک شکل دیگری پیدا می کند و بزرگ می شوند. وقایع یک شکل دیگری پیدا می کنند انسان تا وارد وادی ولایت امام نشده به امام نزدیک نشده خیلی وقایع را دور می بیند. فاصله ها برای او زیادند ولی وقتی انسان به امام نزدیک می شود فاصله ها برایش کم می شوند این خاصیت کسانی است که به امام نزدیک شده اند. اگر انسان عصر ظهور را دور دید این مبتلا به قساوت قلب می شود نمی تواند با امام همراهی کند به شک و تردید مبتلا می شود راهش را از راه امام جدا می کند ولی اگر واقعا نزدیک دید می تواند کنار امام بایستد.

بنابراین انتظار یک شرطش این است که انسان بتواند ظهور امام را نزدیک ببیند. وقتی این محقق شد انسان دلش با امام است امام را می شناسد هدف امام را می شناسد دنبال آن هدف هم هست آن هدف را هم نزدیک می بیند حالا قدم بعد این است که با همه وجود برای حضرت اقدام کند و در راه حضرت قرار بگیرد. اگر در مسیر حضرت قرار گرفت و برای حضرت اقدام کرد این انسان منتظراست.

ارکان اقدامات جامعه منتظر

انسان منتظر انسانی است که تمام اقداماتش در مسیر ظهور امام زمان علیه السلام است. هر قدمی برمیدارد برای ظهور است. لذا انتظار امام علیه السلام یک عملی در کنار بقیه اعمال نیست، انتظار امام علیه السلام یک رویکرد به زندگی است. تمام زندگی منتظر غرق در انتظار امام زمان است نه این که انسان منتظر نماز میخواند منتظر هم هست. زندگی می کند منتظر هم هست. زندگی انسان منتظر زندگی متفاوت با بقیه زندگی هاست زندگی انسان منتظر در مسیر ظهور امام زمان علیه السلام در درون طرح بزرگ امام زمان علیه السلام هست. جامعه منتظرین جامعه ای هستند که مسیر زندگی شان با مسیر دیگران تفاوت پیدا می کند.

جامعه ای جامعه منتظر است که اقدام در مسیر ظهور امام زمان علیه السلام می کند. این اقدام در مسیر ظهور امام زمان این است که انسان از امام جدا نشود و اقداماتش در مسیر ظهور امام زمان علیه السلام باشد. این یک الزاماتی دارد. این اقدام اقدامی است که نیاز به فقاهت دارد؛ انسان اگر در دستگاه فقاهت نباشد ممکن است وقتی اقدام می کند نتواند بفهمد کجا باید بایستد چه کاری باید بکند پس جامعه که می خواهد اقدام بکند خطا عمل می کند لذا امام زمان علیه السلام در دوران غیبت جامعه را ارجاع به فقاهت داده اند.

اگر ما بخواهیم در درون طرح امام علیه السلام عمل بکنیم ناچار باید از این مسیر حرکت بکنیم و در مسیر فقاهت بمانیم. پس اگر بخواهیم اقدام متناسب با ظهور انجام بدهیم این اقدام سه رکن دارد که همیشه در طول تاریخ شیعیان به آن ملتزم بوده اند؛ یکی این است که جامعه مومنین باید مواظب باشند مرزشان را با جامعه کفار جدا بکنند مواظب باشند استحاله در جامعه کفار نشوند. اگر جوامع دیگر توانستند مومنین را در خودشان هضم کنند این جامعه دیگر جامعه منتظر نیست. یکی از اقدام های ما احتراز است. لذا در طول تاریخ به شدت جامعه مومنین و جامعه شیعه از منحل شدن و استحاله شدن در جامعه کفار دوری می کرده و مواظب بودند مثل آنها زندگی نکنند و فقهشان، اعتقاداتشان و زندگیشان مثل کفار نشود، یعنی تبری و احتراز از جامعه کفار می کردند و ما هم باید چنین کنیم.

دومین رکن این است که اگر بخواهیم غرق در جامعه کفار نشویم و همرنگ آنها نشویم حتما یک درگیری همه جانبه اتفاق می افتد؛ جامعه مومنین همیشه یک درگیری همه جانبه داشته اند و هیچ وقت نبوده که آرام باشند. نمی شود جامعه مومنین درگیری پیدا نکند حتما در یک درگیری دائمی با جبهه کفار و منافقین هستند. پس جامعه شیعه در طول تاریخ در عین این که دارند تبری می جویند و مواظب اند استحاله نشوند، درگیر هم هستند، در عین حال جامعه مومنین را می ساختند، جامعه مومنین روز به روز در حال پیشرفت بوده. در این دوران هزار و دویست سال بر محور وجود امام زمان علیه السلام جامعه مومنین این سه عمل را همیشه داشته اند. هم مواظب بوده اند مستحیل در جامعه کفار و همرنگ با آنها نشوند و آنها تسلط پیدا نکنند و هویت خودشان را حفظ بکنند، هم درگیر بودند و هم این که جامعه خودشان را می ساختند و هر روز جامعه شیعه رو به پیشرفت بوده است. این هم بر محور فقاهت بوده است. این اتفاقی است که در طول تاریخ افتاده است.

امروز هم جامعه مومنین مکلف اند که از کفار تبری بجویند و مکلف به درگیری اند و مکلف به ساخت جامعه مومنین هستند و باید گفت انتظار همین است و این آن چیزی است که از ما توقع می رود و در طول تاریخ هم اینطوری بوده است و بر محور فقهای شیعه هم بوده است.

این اقدامی که در همین نیم قرن اخیر جامعه مومنین و شیعه ایران انجام دادند یکی از مهمترین و بزرگترین اقدامات در مسیر انتظار امام زمان علیه السلام است. الان که یک مقدار کار سخت شده بعضی توجه به این نکته پیدا نمی کنند این انقلاب بزرگی که جامعه شیعه انجام داده مال جامعه مومنین است مال جامعه شیعه است در مسیرش ده ها هزار و بلکه صدها هزار شهید داده اند صدها هزار جانباز دادند سختی های فراوانی را تحمل کردند در طول این چند دهه این یکی از اقدامات جامعه مومنین در مسیر انتظار امام زمان است. انتظار را خلاصه به یک سلسله اقدامات فردی نکنیم.

انتظار یعنی همدل با امام بودن در درون طرح امام عمل کردن و از امام فاصله نگرفتن و اقدام در مسیر ظهور امام سه رکن دارد: یک، احتراز و تبری از جبهه نفاق و کفر. دو، درگیری و سه، ساختن جامعه مومنین، این آن چیزی است که الان محقق است هیچ دوره ای نبوده که جامعه کفار مثل دوران ما به دنبال تسلط بر جامعه مومنین و به دنبال منحل کردن جامعه مومنین در جامعه خودشان باشند.

 در زمان ما کفار در جهان طرحی دارند برای این که ما را در تفکر و در اهداف و در سبک زندگی و روش زندگی همرنگ خودشان بکنند و با خودشان متحد بکنند. جامعه مومنین باید تلاش کنند استحاله در جامعه کفار و منافقین نشوند. جامعه مومنین اگر بخواهند استقامت کنند درگیری طولانی پیش می آید جامعه مومنین باید مراقبه بکنند این درگیری همه جانبه هست و در ضمنش باید جامعه را بسازند و رو به پیش حرکت بکنند. این اتفاقی است که در طول تاریخ افتاده است و فقهای بزرگ شیعه همین کارها را انجام میدهند.

این اقدام بزرگی که در جامعه مومنین اتفاق افتاده در طول این چند دهه همین مسیر ظهور امام زمان علیه السلام است. اگر از امام بزرگوار ما رضوان الله تعالی علیه سوال کنند شما می خواستی برای ظهور امام زمان چکاری انجام بدهی و چه کاری انجام دادی؟ ایشان می گویند من در این مسیر ده ها هزار شهید تقدیم کردم ده ها هزار جانبازی که سالهاست از زندگی طبیعی خودشان محروم اند روی ویلچر نشسته اند در بستر افتاده اند، خانواده های بزرگواری که سالهاست در سختی و در محرومیت اند من اینها را تقدیم امام زمان علیه السلام کرده ام. الان هم هزاران نفر بلکه صدها هزار انسان آماده به شهادت برای رکاب حضرت آماده کرده اند.

شما هیچ دوره ای در دوران غیبت نداشتید که اینقدر انسان پا به رکاب و آماده شهادت وجود داشته باشد. اینها همه بسترهای تحقق ظهور امام زمان علیه السلام هست و این چیزی نیست جز همان مسیر کلی شیعه، شیعه در دوران غیبت همین کار را می کرده است. اصلا انتظار یعنی همین یکی از اقدامات مهم جامعه شیعه در طول این تاریخ انتظارش همین اقدام بزرگی است که انجام داده و اگر هم خدا به ما توفیقی بدهد پای این کار بایستیم بشارتی که خدا به ما داده این است که ان شاء الله منتهی به دوران ظهور حضرت می شود.

 در سوره مبارکه بقره این آیه های شریفه به دوران قبل از ظهور تعبیر یا تفسیر شده است خدای متعال می فرماید «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ»(بقره/155) ما شما را امتحان میکنیم «بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ» با خوف و گرسنگی شما را امتحان می کنیم «وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ» شما را با نقص نفوس و مال و آفات زراعات امتحان می کنیم «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ» آنهایی که پای این امتحان بایستند خدای متعال به آن ها بشارت داده است. این شاید همان بشارت به عصر ظهور است که به کسانی داده شده که در این حوادث قبل از ظهور می ایستند. اینها لوازم ظهور امام زمان علیه السلام است این اتفاقات باید بیافتد.

پی نوشت ها:

(1) تفسير القمي، ج‏2، ص: 253

(2) تفسير القمي، ج‏1، ص: 215

(3) الإختصاص، النص، ص: 102

(4) كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 515