نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

انفعال و تحجر، دو آفت هیئات/ ارائه یک نظام فکری مدون در هیئات حول محور عاشورا

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 28 اردیبهشت 94 است که در هیئت دانشگاه صنعتی شریف برگزار شده است. ایشان در این جلسه پیرامون برنامه کارآمدی برای هیئات فرمودند؛ انجام کارهای فرهنگی اولویت هیئات است و باید از هرگونه حاشیه سازی در این راستا خودداری کرد؛ مثلا در مورد هیئات تشکیل تیم فوتبال و یا صندوق قرض الحسنه كمكی به هیئت نیست و هیئت خود یك جریان فرهنگی اثرگذار است. در ادامه بیان کردند که باید از انفعال و تحجر پرهیز كرد و به سمت یك برنامه ای كه ارتقاء هیئت را در مسیر صحیح خود دنبال كند برویم. در مجموع هیئت مجموعه ای است كه حول تولّی و تبرّی بر محور اهل بیت به ویژه عاشورا جمع می شود که به تدریج به سمت یک برنامه سلوکی می رود. عاشورا این ظرفیت را دارد که به یك برنامه سلوكی جامع و صف بندی اجتماعی و بصیرت تبدیل شود. هیئت باید بتواند این كار را انجام دهد، هم اشخاص را از عواطف لازم سرشار كند هم آن عواطف را در بستری لازم برای ایجاد عقلانیت روشن كه این كارآمدی را داشته باشد قرار دهد. عاشورا در سلوك اخلاقی ظرفیت بی بدیلی است كه می تواند تولی و تبری را رشد دهد و به یك بصیرت و عقلانیت، به یك موضع گیری و صف بندی و اقدام تبدیل کند. منبع عاشورا ظرفیت تبدیل شدن به انواع حركت های فردی و اجتماعی را دارد. بنابراین هیئت باید آرام آرام منظومه فكری دهد كه این صف بندی را روشن كند و این ظرفیت باید شناخته شود هم در حوزه احساسات و هم در حوزه عقلانیت و هم در حوزه اقدام فعال شود.

نحوه انجام کار فرهنگی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. یك نكته را مقدمتاً عرض كنم و آن اینكه بعضی اوقات ما بجای انجام یک كار فرهنگی، حاشیه سازی برای فرهنگ می كنیم؛ یعنی ناب بودن كار فرهنگی را از بین می بریم؛ حواشی ایجاد می كنیم كه از متن سنگین تر می شود و تاثیرگذاری متن آن حادثه را  کاهش می دهد. نباید این اتفاق بیافتد باید مراقب این مسئله باشیم. مثال می زنم فرض كنید مسجد جمكران خود یك اقدام فرهنگی عظیمی است كه امام زمان علیه السلام در مقیاس مثلا تاثیرگذاری تاریخی بر آن اقدام كردند. این مسجد به نقطه كانون توجه به حضرت تبدیل شده و در طول تاریخ هم بوده است، آرام آرام به یك نقطه اثرگذار تبدیل شده صدها هزار نفر بلكه میلیونها نفر در طول ماه به این مسجد رفت و آمد می كنند. این خود یك اقدام در مسیر ایجاد فرهنگ بوده است اما اینکه می گویند ما برویم در جمکران كار فرهنگی انجام دهیم، من نمی فهمم كار فرهنگی در جمكران یعنی چه؟ خود كار فرهنگی بوده است.

شما این كار فرهنگی را از مسیر خود خارج می كنید نباید این اتفاق بیافتد. گمان نكنیم اگر ما در جمكران بروشور چاپ كردیم، برای جمكران خبرنامه چاپ كردیم، این اقدام فرهنگی اثرگذار است. خود این حركت باید تبلیغ و اشاعه شود، باید قلوب به آن توجه پیدا كنند و همان حرکت باید رشد كند اما گاهی حاشیه هایش به اندازه رشدش نیست. یا فرض كنید زیارت امام رضا علیه السلام خود بزرگ ترین اقدام فرهنگی است. اهل بیت احیاء زیارت كردند که یك اقدام فرهنگی بوده همین زیارت را باید گسترش داد بعضی ها فكر می كنند كار فرهنگی یعنی حاشیه درست کردن. تسهیل، خالص كردن و عمیق كردن خود این زیارت كار فرهنگی است.

بنابراین توجه داشته باشید بعضی ها مثلا می گویند هیئت باید تیم فوتبال هم داشته باشد این كمكی به هیئت نیست. یا كنار هیئت مثلا صندوق قرض الحسنه ایجاد کنیم گاهی این حاشیه سازی ها مزاحم می شود. مواظب باشید حاشیه سازی برای كار هیئت نشود هیئت خود یك جریان فرهنگی اثرگذار است اگر به موضوع خود خوب بپردازد و همان را خوب پرورش دهد كفایت می كند.

انفعال و تحجر، دو آفت هیئات

دوم، هیئات مثل بقیه امور در كلان می توانند دو آفت داشته باشند: یكی انفعال است كه ما وقتی می خواهیم هیئت را رشد دهیم مثلا می گویم در نهایت به یك حزب مدرن تبدیلش كنیم این حتماً منحل كردن هیئت در فرهنگ حزبی و فرهنگ تحزّب است. نباید حزب به مفهوم حزبی در حوزه هیئات ایجاد شود، در زمان رضاخان مرحوم آقا سید نورالدین در شیراز و بعد هم زمان پهلوی دوم حزب داشتند حزب برادران که بر محور هیئات بود ولی یک حزب رسمی نبوده است. نباید منفعل شویم هیئت را به سمت جریان دیگری بعنوان نوسازی هیئت ببریم. آفت دوم آن تحجر است كه جلوی رشد هیئت را در مسیر صحیح  می گیرد و ساختارگرا می کند مثلا همان سنّت ها در قالب های ساختاری گذشته خود اعمال شود. باید از این دو آفت پرهیز كرد و به سمت یك نقشه و به اصطلاح برنامه ای كه ارتقاء هیئت را در مسیر صحیح خود دنبال كند برویم.

برنامه کارآمد برای هیئت و هیئات

من چند نكته را در این مسیر عرض می كنم؛ فرمایشی كه شما فرمودید مثلا عرفی شدن و سكولار شدن هیئت، بنظر من بین تحجر و انفعال این اتفاق می افتد یعنی جایی ممكن است هیئت عرفی سكولار شود سكولار بمعنی مدرن آن، و در جایی دیگر ممكن است هیئت متحجر شود و به سمت سكولار رود یعنی به سمت كاركردهای ساختار گرایانه رود و به فكر این نباشند که مثلا باید این كاركرد در دوره های مختلف متفاوت شود و متناسب با پیشرفت اسلام باشد. این یك نوع سكولار شدن است، محدود كردن كاركردها. باید از این پرهیز شود همان نكته دومی كه اشاره شد.

بنابراین چه اتفاقاتی باید در مورد هیئت بیافتد؟ یك در مورد واحد هیئت و دیگری هم در مورد شبكه هیئات است، كه در عین اینكه برنامه آنها بهم مرتبط است ولی دو جنس برنامه است. یك، منظومه هیئات را دارید بحث می كنید كه این شبكه باید چه كارآمدی پیدا كند اکنون در چه وضعیتی است؟ باید چگونه تسهیل شود و ارتقاء پیدا كند، دیگری در مورد یك هیئت خاص است. در مجموع هیئت مجموعه ای است كه حول تولّی و تبرّی بر محور اهل بیت به ویژه عاشورا جمع می شود و این تولّی و تبرّی عاشورایی در آن رشد می كند ناب، خالص و شفاف تر می شود. این تولّی و تبرّی عاشورایی بتدریج به یك برنامه سلوكی برای خود شخص تبدیل می شود، ما باید آن را قائده مند كنیم یعنی ببینیم بر محور تولّی و تبرّی عاشورایی چه اتّفاقی باید بیافتد.

قاعده مند کردن هیئات بر محور عاشورا

یك بحثی ذیل زیارت عاشورا که شاید مكرّر آن را عرض كردم این است كه برنامه سلوكی كه بر محور تعلق به سیدالشهداء و مصیبت سیدالشهداء علیه السلام و سلوك با بلاء سیدالشهداء است در زیارت عاشوراء بیان شده است كه از توجه به حضرت، عظمت بلا و شخصیت شان آغاز و بعد به یك بصیرت نسبت به جریان حق و باطل در تاریخ و سپس به موضع گیری تبدیل می شود. موضع گیری از لعن نسبت به یك جریان تاریخی شروع و تا تبرّی، سلم و حرب و تا خونخواهی ادامه دارد سپس آثار آن نیز قرب و وجاهت، معیت و ثبات قدم و آن چیزهایی است كه در زیارت عاشوراء آمده است که یك سیر است این سیر باید اتفاق بیافتد؛ عاشوراء ما را در جریان تولی و تبری قرار دهد تا ما را به آن نقطه پایانی كه ثبات قدم عند الله و در محضر حضرت حق بودن و همراهی با سیدالشهداء و یارانش است برساند. پایان این سیر معیت و ثبات قدم در محضر خدا است. به این معنا که عاشوراء این ظرفیت را دارد که به یك برنامه سلوكی جامع و یك صف بندی اجتماعی و بصیرت تبدیل شود. هیئت باید بتواند این كار را انجام دهد، هم اشخاص را از عواطف لازم سرشار كند هم آن عواطف را در بستری لازم برای ایجاد عقلانیت روشن كه این كارآمدی را داشته باشد قرار دهد.

البته این امر به یك تحلیل خاص سلوكی و اخلاقی بازمی گردد یعنی اگر اخلاق را بر محور تولی و تبری تعریف كنید و رشد اخلاق را به معنی رشد تولی و تبری، جریان این تولی و تبری و تولا و تبرا در لایه های مختلف حیات انسان ببینید، عاشوراء می تواند نقطه كانونی این پرورش باشد. ما باید چنین كاری ایجاد كنیم. اگر مصیبت حضرت که نقطه محوری رشد معنویت و رشد تبری از اولیاء طاغوت و تولی به ولایت الله است، مبنا قرار گیرد شاید حول آن چنین اتفاقی بیافتد. بنابراین ما باید هیئت را بر این اساس برنامه ریزی كنیم. ظرفیت چنین هیئتی چون بر محور سیدالشهداء علیه السلام قرار می گیرد طبیعتا یك ظرفیت فوق العاده ای است یعنی به هیچ وجه نمی توانید بر محور دیگری این ظرفیت سازی را ایجاد کنید. این ظرفیت حقیقی حادثه عاشوراء است كه می تواند محور رشد تولی به ولایت الله و تبری از غیر قرار گیرد و آن را به یك برنامه جامع حیات انسان و به یك برنامه سلوكی، برنامه ای كه به صف بندی های تاریخی و اجتماعی ختم می شود، تبدیل كند.

انسان اینگونه رشد می كند منوط به این است كه اخلاق را چگونه تعریف كنیم. شما گاهی اخلاق را در حوزه مثلا مبارزه با نفس تعریف می كنید و گاهی از مبارزه با نفس هم عبور می كنید همان جنبه های فضایل اخلاقی را مطرح می كنید یعنی این درگیری مستمری كه محور رشد اخلاق و معنویت است را نادیده می گیرید. گاهی هم نه در محور مبارزه با نفس، بلکه جامع تر بر محور درگیری با اولیاء طاغوت و تولّی به ولایت الله تعریف می کنید یعنی اصلا محور سلوك را عوض می كنید. بنابراین نفس موضوعی می شود در دل این منظومه نگاه شما. بر آن مبنا اولاً تولی و تبری اساس سلوك است و ثانیاً نه بر محور مبارزه با نفس، فقط بر محور مبارزه با جریان باطل و اولیاء طاغوت، كفر به آنها و درگیری با آنها تعریف می شود؛ اگر اینطور تعریف كنیم «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى»(بقره/٢٥٦) سلوك اخلاقی، رشد و كمال صبغه دیگری پیدا می كند. و عاشورا در این سلوك اخلاقی ظرفیت بی بدیلی است كه می تواند تولی و تبری را رشد دهد و به یك بصیرت و عقلانیت، به یك موضع گیری و صف بندی و اقدام تبدیل کند.

عرض كردم اینها در زیارت عاشوراء آمده و به دنبال آن مقامات سلوكی برای انسان حاصل می شود؛ وجاهت و قرب و ثبات قدم و آنهایی كه در زیارت عاشوراء ذكر شده است. ما باید هیئتی داشته باشیم بر محور زیارت عاشوراء، بنظر من زیارت عاشوراء منشور برنامه هیئات است. باید یك چنین آدم هایی تربیت كند.

هدایت ظرفیت ایجاد شده توسط زیارت عاشورا

این ظرفیت تولی و تبری كه ایجاد می شود باید به یك ظرفیت نسبت به وضعیت تاریخی و نسبت به وضعیت اجتماعی تبدیل شود. یعنی باید همان ظرفیت به موضع گیری در عرصه های اجتماعی، عرصه های تمدنی و امثال آنهـا تبدیل شود. این اتفاق باید بیافتد شما باید بتوانید عمقی كه به احساسات عاشورایی می بخشید عمقی باشد كه شدت روانی ایجاد كند كه آن شدت روانی به فداكاری و به اصطلاح تفدیه و فدا شدن برسد. از طرف دیگر آن را به یك نظام عقلانی روشن تبدیل كنید كه میدان درگیری و نبرد را از یك میدان مقطعی تاریخی به یك میدان جاری بكشاند. به تعبیر دیگر انسان، پرچم داران كفری كه با امام حسین علیه السلام درگیر بودند را در ادامه تاریخی شان ببیند فقط در مقطع به آنها نگاه نكند؛ این یك نكته است. نکته دوم عرصه های درگیری آنها با حضرت را هم ببیند كه در همه عرصه های حیات است. در همه عرصه های حیات با نبی اكرم درگیر بودند نه اینكه درگیری شان مثلا در حوزه خاصی بود. حوزه هایی كه مثل میدان درگیری نیست. باید بدانیم در همه حوزه های حیات انسان این درگیری وجود دارد یعنی وسعت جریان مقابل باید شناخته و شناسانده شود ما باید این كار را انجام دهیم.

با چه منظومه معارفی باید این كار را انجام داد؟ با چه تربیت روحی می خواهید چنین شدت روانی ایجاد کنید كه بتواند به همه عرصه های حیات سرازیر و جاری شود؟ به تعبیر دیگر گاهی پتانسیلی كه در یك آدم ایجاد می شود در یك عرصه بسیار محدود عمل می كند چگونه می شود تعلق به عاشورا را به یك انگیزه جاری در همه زوایای حیات تبدیل كرد و شدت در آن ایجاد كرد که بتواند همه عرصه های حیات را فرا بگیرد و یك پوشش نسبت به همه عرصه ها داشته باشد. چه عقلانیتی ایجاد كنیم كه مسیر حركت این انگیزه را روشن كند؟ گاهی بنظر می آید انگیزه ها مثل منبع انرژی هستند عقلانیت شبكه توزیع منبع است اگر این شبكه ساخته نشود یا محدود ساخته شود این منبع انرژی جاری نمی شود. شما یك منبع تولید برق دارید یك رآكتور عظیم، اگر شبكه ای كه درست می كنید شبكه ای محدود باشد و ظرفیت این منبع بالا باشد برق توزیع نمی شود. اگر فقط بتوانید آن را به انرژی نورانی تبدیل كنید با آن لامپ روشن می كنید ولی اگر توانستید به انرژی الكترونیكی و انرژی حرارتی تبدیل كنید و شبكه اش و سپس دستگاه هایش را بسازید همین انرژی به انواع مختلف حركت ها تبدیل می شود و محصولات مختلفی ایجاد می كند.  

منبع عاشوراء ظرفیت تبدیل شدن به انواع حركت های فردی و اجتماعی را دارد. می شود از عاشوراء چیزی فراتر از تمدن ساخت قطعاً اینطور است حاصل عاشوراء فراتر از تمدن است. عاشورا صف بندی عمیق تر و وسیع تر از صف بندی تمدنی ایجاد می كند، عرصه هایی را كه پوشش می دهد بیشتر است یعنی در محور عاشوراء بهشت درست می شود بر مدار عاشوراء بهشت و جهنم تقسیم می شوند این امری فراتر از یك جریان تمدنی است ظهور محصول عاشوراء است که فراتر از تمدن است. حداقل این است كه ما باید بتوانیم در حد موضع گیری تمدنی آن را قرار دهیم، بعد هم البته این حركت تمدنی در مسیر آن جریان عظیم تر كه جریان ظهور و اینهـا است قرار گیرد یعنی منحصر كردن ظرفیت عاشوراء به تمدن این همان محدود كردن ظرفیت عاشوراء است. چگونه می شود به این هدف رسید؟

بر محور همان تولی و تبری تاریخی كه ایجاد می كنید انشعاب آن جریان های تاریخی را ببینید سپس این را در همه عرصه حیات بیاورید. تمدن ابلیسی، جریان ولایت ابلیس و اولیاء طاغوت به یك جریان فراگیری تبدیل می شود، همه لایه های زندگی آدم را دربرمی گیرد. تبری از او باید تبری فراگیر باشد یعنی مثال می زنم باید بر محور عاشوراء انگیزه مقابله با علم و تمدن مدرن و تكنولوژی مدرن اگر اینهـا برای صف یزید باشد، باید ایجاد شود. چطور آنها دانشمندان هسته ای ما را دشمن خود می دانند و ترور می كنند. ما هیچوقت متفكرین آنها را دشمن اسلام و دین نمی دانیم، خیال می كنیم فقط سربازها و سیاسیون آنها دشمن هستند. پرچم داران فرهنگی شان كه اقامه فرهنگ و احیاء فرهنگ مادی می كنند آنها را در صف مقابل خود نمی بینیم. آن عرصه ها را میدان جنگ و درگیری نمی بینیم.  

بنابراین باید هیئت تان این كار را انجام دهد، باید این ظرفیت در هیئت ایجاد شود. باید هیئت آرام آرام منظومه فكری دهد كه این صف بندی را روشن كند، قرآن را در قالب حقیقی خود ارائه دهد، معارف را در قالب حقیقی آن ارائه كند. فرمود: «الْقُرْآنُ نَزَلَ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي أَحِبَّائِنَا وَ ثُلُثٌ فِي أَعْدَائِنَا»(1) معارف قرآن گویا آنچه نازل شده است بر سه قسم است: یک بخش قرآن درباره ما و محبین ما است، بخش دیگر درباره دشمنان ما و ثلث دیگرش هم احكام است احكام هم به همین داستان بر می گردد. این درك از دین و اسلام كه بر محور ولایت است، این درك از معارف و واقعیت جهانی در معارف، واقعیت عرصه تحقق دو جریان است ولایت نور یا ولایت ظلمات. این باید به جامعه منتقل و بعد آرام آرام تطبیق شود. اگر این اتفاق بیفتد و شما بتوانید یك نظام فكری منسجم و قوی ارایه كنید، آنوقت با یك ظرفیت حداكثری و جذب حداكثری برخورد می كنید. اگر همه كسانی كه واقعا به امام حسین علیه السلام تعلق دارند با این ظرفیت آرام آرام رشد یابند بصیرت اجتماعی پیدا می كنند، موضع گیری در آنها تصحیح می شود، رشد فردی پیدا می كنند.

وظیفه هیئت و شبکه هیئات

مثال می زنم اکنون آنهایی كه بحث برائت از دشمنان را مطرح می کنند اصل حرفشان خوب است ولی دو اشكال اساسی دارند. یك، میدان درگیری را نمی فهمند. همانهایی كه حرف می زنند اکنون دارند با جریان تكفیری ها و وهابیت جنگ می كنند یا شما؟ شما دارید با اعلامیه سقیفه می جنگید؟ تكلیف ما را معلوم كنید. انقلاب اسلامی امام دارد می جنگد یا شما؟ آنهـا فقط در قالب تئوری جلو می آیند اما نمی توانند در واقعیت عمل کنند. دوم اینكه برنامه تاریخی ندارند عجله می كنند. نمی دانند آن برنامه تاریخی باید با یك شرح صدر واقع شود. یك جاهایی حتی ممكن است نسبت به جبهه مقابل با یك نوع به اصطلاح نرمش برخورد شود. یعنی فرض كنید شما تقیه كنید، تقیه یعنی یك برنامه فعال تاریخی كه در بسترهای مختلف بگونه ای عمل می كند كه آن خط تاریخی كور نشود و انسداد تاریخی حاصل نشود. در حالیكه اگر كار دست ما بود خیلی جاها انسداد تاریخی ایجاد می كردیم. حال اگر شما کار ائمه را دنبال كنید ائمه جلوی انسداد تاریخی را گرفته اند.

عرض من این است كه اگر شما بتوانید چنین فضایی را در هیئت درست كنید كه عمق احساسات را ناب، خالص و عمیق كند؛ از یك طرف دائم در درك عظمت بلاء سیدالشهداء بیافزاید كه آن عظمت حادثه درك شود و ظرفیتی كه آن حادثه برای هدایت و شفاعت عالم، برای تحقق ایام الله دارد شناخته شود «وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ»(ابراهیم/٥) ظرفیتی كه حادثه برای تحقق ایام الله دارد شناخته شود و احساس در آن سطح ایجاد شود.  

احساساتی كه می خواهد به یك صف بندی تاریخی و بعد به یك نبرد عظیم تاریخی تبدیل شود كه در آن كل باطل جمع شود این احساسات بر محور یك حادثه كوچك نمی تواند اتفاق بیافتد. فرض می گویم یك قتلی در یك قبیله ای اتفاق افتاده این نمی تواند به یك جریان تمدنی تبدیل شود انگیزه اش هر چه باشد شما به آن بدمید نمی شود. هولوكاست را هر چه آنهـا بدمند تبدیل به حركت تمدنی نمی شود ظرفیت تكوینی ندارد. ولی حادثه عاشوراء به عنوان اعظم بسترهای بندگی خدا، اعظم ابتلائات و امتحاناتی است كه در عالم برای نبی اكرم و اهل بیت اتفاق افتاده است. این بستر تبدیل شدن به یك آتشفشان عظیمی كه می تواند همه عرصه ها را فعال كند و بپوشاند جنگ های عظیم را در شكل صحیح خود راهبری كند تاریخ را عبور دهد جلوی انسداد تاریخی كه از طریق كفار و جریان باطل ایجاد شده بگیرد این انسداد را از بین ببرد این ظرفیت در عاشوراء وجود دارد.

این ظرفیت باید شناخته شود هم در حوزه احساسات و هم در حوزه عقلانیت و هم در حوزه اقدام فعال شود باید برنامه ریزی كنید آنوقت هیئت چنین نقطه به اصطلاح القاء چنین فرهنگ، اخلاق و چنین روحیه ای، ایجاد چنین تفكر عمیق همه جانبه ای، ایجاد یك اقدام باصطلاح همه جانبه می شود. یعنی واقعا عاشوراء باید در حوزه زندگی فردی تبدیل شود به الگوی لباس و پوشاك و خوراك و ازدواج بعد همه آنهـا را بپوشاند. مبارزه بر محور عاشوراء باید به یك برنامه جامع تبدیل شود اولا درك احساس عمیق درك جامع و فراگیر، برنامه جامع.

حال در مقیاس جامعه عاشوراء باید به یك انگیزه عظیم اجتماعی، محور همدلی، همفكری و همكاری اجتماعی، به عقلانیت عظیم، یك اقدام عظیم و یك جنگ تمام عیار با دستگاه مقابل تبدیل شود. یعنی یك احساس محبت و یك احساس نفرت، یك همدلی یك به اصطلاح دغدغه و نگرانی تبدیل شود. در جبهه ای شما به هیچ وجه همدلی ندارید أَشِدَّاء است باید به عقلانیت جمعی و بعد به یك اقدام اجتماعی تبدیل شود. نکته دوم باید در شبكه هیئات برنامه ریزی شود یعنی باید شبكه هیئاتی داشته باشید كه این اقدام بزرگ را انجام دهد.

نحوه برخورد با سایر جریان ها

بنابراین بعضی از نكاتی كه فرمودید كه مثلا ما با فلان جریان چكار كنیم، آشکار است شما هیچوقت نباید با بدنه این جریان صف بندی داشته باشید آنهـا جزو كسانی هستند كه واقعا طرفدار امام حسین علیه السلام هستند با تنگ نظری نباید آنها را از دایره امام حسین علیه السلام بیرون كرد یعنی شما باید آنها را به نقطه ای برسانید كه درك، احساس و اقدامشان بر محور عاشورا عمیق و گسترده شود. بدون اینكه ابتدا از فاز عرصه سیاسی كه موضع حساسیت آنها است شروع كنید. از ادراكات عمیق تر عاشورایی شروع کنید تا به عرصه ای برسید كه وقتی این جریان جاری می شود در عرصه حیات تاریخی و اجتماعی به همین نقطه می رسد. آنوقت اکثر قریب به اتفاق آنها جذب شما می شوند و این مسیر را با شما طی می كنند. اقلیتی هم ممكن است اینگونه نباشند که با آنها باید نوع دیگری برخورد كرد.

برنامه کارآمد برای ایجاد نشاط معنوی در جشن ها چیست؟

سوالتان درباره جشن ها بود مثلا اینكه شما پرورش عاطفی حول عاشورا را درنظر بگیرید حول باصطلاح، چه تعبیری مناسب است؟ حول تولی و تبری بر محور امام است كه این تولی و تبری بر محور امام باید علاوه بر شادی های انسان، غصه های او را هم فراگیرد هم حزن و هم نشاط را. باید بتوانید جریان محبت اهل بیت را به یك جریان نشاط آفرین تبدیل كنید.

آنچه موجب نشاط آنهاست باید به نشاط از آحاد تا جمع تبدیل شود. برنامه ریزی برای مثلا نشاط اجتماعی باید بر محور آن ظرفیت عظیم باشد. فرض کنید اموری هستند كه شما می توانید بر محور آن جشن اجتماعی راه بیاندازید انگیزه شادمانی و نشاط اجتماعی انبساط خاطر اجتماعی است ظرفیت هم دارد. حال فرض كنید یك تیم محلی در بازی با یك تیم دیگر برنده شده این هیچگاه تبدیل به هیجان یك كشور نمی شود ولی وقتی تیم ملی در بازی پیروز می شود آنهایی كه اهل لعب هستند نشاط اجتماعی برایشان درست می شود ظرفیتش را دارد.

در مسابقات بین المللی دشمن به این هدف رسیده در میدان لعب، شادی ایجاد كرده است. وقتی می تواند مسابقات بین المللی ایجاد می كند در هرم آن دنیا دو تیم می شود پنج میلیارد می بینند بر پایه یك لعب نشاط اجتماعی درست می کنند بعد در کنار آن كارناوال های بزرگ در كشورهای بزرگ راه می اندازند. حال وقتی لعب به یك برنامه نشاط اجتماعی تبدیل می شود حتی نشاط بزرگ در جامعه جهانی، این را برنامه ریزی و درست كردند، فكر و تدبیر كردند، قدم به قدم سازماندهی كردند، انگیزه ها را حول آن ایجاد كردند، دستگاهی درست كردند كه می تواند تحریك اجتماعی كند.

حتی بیاد دارم موقعی مثلا حاج آقای حائری صحبت می كردند می گفتند اینكه فوتبال اینقدر طرفدار دارد برای این است که درون آن قواعد عدالت خیلی رعایت می شود كه به نفع طرف قوی حكم نشود. نمی خواهم بگویم فرمایش ایشان فرمایش جامعی است ولی در یك مرحله ممكن است آنها حتی این كار را هم كرده باشند یعنی توجه كردند كه آدم ها نسبت به عدالت حساس هستند حتی عدالت در لعب، به گونه ای قانون معین كردند كه همه در زمین فوتبال تقریبا مساوی باشند حتی قواعد داوری هم بگونه ای است كه این اتفاق می افتد. البته یك نكته را ایشان تذكر نمی دادند شاید هم توجه داشتند كل این جریان مثل عدالت رفاه سرمایه داری است؛ كل آن یك ظلم بزرگ است. بعید نمی دانم درست باشد مثلا یك ساختاری درست كردند كه در عین تنوع و هیجان انگیزی یك نوعی احساس می كنند كه واقعا عدالت است، گرچه عدل در لعب است عدل نیست، به یك معنا یك قسم از جور است و ملئت ظلماً و جوراً همین است بشر را به لعب بكشانیم ولی در این لعب فرمولی درست كردند كه این اتفاق بیافتد مثل مكتب رفاه سرمایه داری است عدالتش هم عین جور است.  

بنابراین بنظر می رسد ما باید فكر كنیم چگونه این ظرفیت های عظیم را به برنامه تبدیل كنیم. دین برنامه های تاریخی برای آن دارد، ایامش را هم معین كرده بسترش را هم خود آماده کرده. یعنی فرض كنید اگر شما ابتدا می خواستید مردم را دعوت به نماز كنید مثل نماز عید فطر كه از شلوغ ترین تجمعات ایمانی است به هیچ وجه نمی توانستید. ولی خدا قبل از آن یك برنامه یك ماهه قرار داده برای بعضی ها این برنامه دو ماهه است همه را برای تحرك و تجمع اجتماعی عظیم آماده می كند كه همراه با عید و نشاط است ولی دین مفهوم انبساط و نشاط خاطر را هم مدیریت می كند. واقعا مردم در روز عید فطر خوشحال هستند و خوشحالی مردم از خوشحالی های مادی كمتر نیست، یك تجمع عظیم که آدابش را هم رعایت كردیم اگر نماز عید را به آن سبكی كه امام رضا علیه السلام خواندند می خواندیم در بیابان برویم و تكبیرات را به آن گونه بگوییم یك چیزی اتفاق می افتاد.

این یك برنامه ریزی یک ماهه دارد به همین دلیل ثمره هم می دهد. ثمره و انبساط این عید تجمع حول امام است. عید فطر رجوع به امام است. نماز در دوره امام معصوم با امام خوانده می شود، در دوره ای که امام معصوم نبود با امام عادل خوانده می شود سپس مناسك، آگاهی افزایی، عبادت و... به همراه دارد. دین خود در مقیاس عظیم این كار را انجام داده است.

ما باید این را برنامه ریزی كنیم یك چنین جریان انبساطی ایجاد كنیم. مثلا این درست نیست كه همیشه تبرز به نشاط در قالب دست زدن و اینهـا باشد، اتفاقا خیلی وقت ها این رفتار انبساط معنوی را كور می كند. من نمی گویم وضعیت موجود را نبینید برنامه گذار ندهید ولی می خواهیم چه انبساطی ایجاد كنیم؟ در آن مقیاس باید برای هیئات برنامه ریزی كنید با برنامه ریزی ساده نمی شود. یك برنامه هایی برای هیئات و برنامه هایی برای تجمع كلی هیئات داریم. گاهی اوقات به ذهنم می آید كه این عید بزرگ كه بر محور تولد نبی اكرم است برای چه خوشحال هستیم؟ اگر خوشحالی بر مدار این است كه در مبعث آن تجلی اعظم اتفاق افتاده این انبساط هیچگاه تبدیل به كف زدن نمی شود اصلا نمی تواند تبدیل شود.

جایی كه دست می زنید ناخودآگاه جریان دیگری وارد می شود، حال ممكن است بگویید كفار تدبیر كردند این جامعه قاطی دارد. این جامعه را باید به سمت خلوص ببریم یك دفعه نمی توانیم جامعه را به سمت خلوص ببریم؛ نسخه روز آخر را نمی توانیم روز اول بدهیم آن سخن دیگری است ولی اگر خیال كنیم به دنبال آن انبساط معنوی، كف زدن می آید من روایت و آیه ای ندیدم كف زدن جا داشته باشد. اگر خیلی خوب باشد غناء می شود. آیا این حالات تبرز آن ابتهاجات معنوی است؟ حتما شیطان حضور پیدا می كند كه تبدیل به این مناسك می شود. مناسك دین بشدت با لهو، غنا و لعب مخالف است، آنهـا می گویند اتفاقاً مراسم خیلی شور معنوی دارد! یك چیزی قاطی آن جریان شده است حالی که به شما دست می دهد. شرابی هم خورده شود حالی دست می دهد این حالی كه شما دارید آنهایی كه مواد روانگردان مصرف می كنند خیلی بهترش را دارند احتیاج به این حلقات ذكر اینگونه ندارند. حلقات ذكر بعضی هایشان خیلی نادرست است بخصوص حلقات ذكر اهل سنت یك چیزهایی درونشان است انسان خنده اش می گیرد.

بنابراین انبساط معنوی كه آنها در حلقه ذكر درست می كنند تا دست زدن های ما، مناسك صواب ما نیست. باید فكر جدی كنیم ببینیم چگونه می شود انبساط ایجاد كرد؟ الگوبرداری كنیم. دین عید دارد مگر روز جمعه عید نیست؟ مناسكش چیست؟ مناسك عید قربان، عید غدیر، عید فطر و عید مبعث چیست؟  دین مناسک آنها را گفته است.

بنابراین روشن است شما باید جریان تولی و تبری را به مناسك نشاط افزایی و روح افزایی تبدیل كنید و هیچ چیز غیر از این نباید باشد و إلا آن دین حداقلی می شود این هم یك نوع سكولاریسم است. البته كار دشواری است. مگر آنها كه توانستند فوتبال را به محور تحرك جهانی تبدیل كردند که یك عدّه آدم را مشغول و وقتشان را تلف می كنند، آنها را بازی می دهند و در آن لعب بزرگی كه در جهان ایجاد كردند همه را مشغول كردند كه جهان را مدیریت كنند، کارشان ساده بوده است؟ اگر انسان لعب نداشته باشد در آن مقیاس كه كفار نمی توانند او را مدیریت كنند. «فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ»(زخرف/٥٤) آدم باید سبك شود تا فرمان فرعون را ببرد آدم سنگین كه فرمان فرعون را نمی برد. سبك كردن یعنی یك لعب عظیم اجتماعی درست می كنند یك چهره اش كارناوال ها و فوتبال می شود ورزش فلان و بقیه مظاهر تمدنی.

جمع بندی؛ ارائه یک نظام فکری مدون در هیئات حول محور عاشورا

شما باید این مقیاس را در هیئات دنبال و برنامه ریزی كنید. اگر در این مقیاس كار كردید جذب شما حداكثری خواهد بود هیچ لزومی ندارد كه با فلان آدمی كه تعلق به امام حسین علیه السلام دارد صف ببندید. خلاصه یك برنامه تربیت فرهنگی اخلاقی، یك برنامه ارائه یك نظام فكری مدوّن که البته نظام فكری مدوّن همیشه به معنی برپایی كلاس نیست. قرآن منظومه را به آدم می دهد، این قالب كلاسیك ما را ندارد. روایات می دهد این قالب را ندارد، سطوح دارد نمی گویم زود بیایید كلاس برپا کنیم خود محتوای هیئت می تواند چنین كاری را انجام دهد منتها با برنامه ریزی امکان پذیر است.

دركی كه از عاشوراء، تاریخ ائمه و از سطح درگیری ائمه ارائه می كنید به یك سطحی برسانید كه واقعا شفاف بتواند وقتی عاشوراء را می بینند در عظمتش ببینند عاشورا برای سال ٦١ نیست برای كوفه نیست عاشورا یك درگیری عظیم در كل كائنات است. «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ» این تلقی از عاشوراء به آن نتایج هم می رسد كه این امر عظیم ثمره اش تهذیب كل انسان ها و كل تاریخ است. ثمره اش ایجاد جریانی است كه در همه عرصه های حیات ساری و جاری می شود. باید این درك را ایجاد كنید. من یكسری صحبت هایی قدیم داشتم چهار پنج صحبت بوده آنهـا را ملاحظه بفرمایید تأملی روی آن بفرمایید اگر بتوانید فهرستی برایش بنویسید از درون آن اصولی بدست می آید سپس روی همان تفاهم می كنیم.

در محتواها هم نباید حاشیه ای باشد یك تفكری بر محور عاشورا بدهید. "عاشوراء را بگونه ای بشناسد" همه چیز باید روی عاشوراء تمركز كند. به كسی گفتند درباره دیابت صحبت كن. گفت دیابت یعنی افزایش قند در خون، این هم به مواد بازمی گردد اما قند خیلی مؤثر است. اما قند از چغندر قند درست می شود، یك بحث مشبعی درباره پرورش چغندر قند و كشاورزی و بعد هم صنعت تولید قند و اینهـا كرد و بعد گفت درباره دیابت یك صحبت مفصلی كردم. بعضی وقت ها ما بجای اینكه عاشوراء را محور كنیم مرتب حاشیه سازی هایی می كنیم كه عاشورا نیست. خود عاشورا باید محور جوشش و نگرش به كل مسائل عالم شود. احتیاج به ضمیمه ندارد.

عاشوراء یك حقیقت ساری در همه حیات است و عاشوراء آن محور نور و هدایت است. هر كجا می خواهید بخورید بخوابید رفیق بگیرید ازدواج كنید بجنگید صلح كنید باید آن باشد. یعنی سفینة النجاة است یعنی همه حیات ما باید سوار این كشتی باشد نمی شود مثلا یك پای ما در این كشتی است یك پای ما هم بیرون. خودش را تبدیل كنید.  

در مقیاسی كه من عرض كردم در آنجا مفصل تر به موضوعات پرداخته شده است اگر از درون آن توانستید اصولی خارج کنید. پس باید این اتفاق بیافتد كه شما چگونه می توانید پرورش روحی فكری و رفتاری را بر بستر عاشوراء به عمق و فراگیری برسانید. یعنی واقعا آدم به گونه ای متعلق به عاشوراء شود و در عاشوراء بیاندیشد و بر مشی عاشوراء عمل كند كه همه كارهایش بر محور امام حسین علیه السلام باشد یعنی نماز می خواند، می خوابد، صلح می كند، رفیق می گیرد، ازدواج می كند، بچه دار می شود و همه حول عاشوراء باشد. واقعا این آدم فانی در عاشوراء اگر عقلانیتش را درست كرده باشد كه بتواند آن سرچشمه را جاری كند آن شبكه سازی را واقعا ایجاد كرده باشد، ازدواج خاصی خواهد داشت بچه دار شدنش یك سبك خاصی خواهد داشت خانه ساختنش یك سبك خاصی خواهد داشت.

آنوقت آن را در عرصه جامعه هیئت بیاورید باید این كار را انجام دهد. ممكن است یك نمونه كارش این شود كه در شرایط كنونی ما هیئت باید مطالباتی كه مثلا رهبر انقلاب اسلامی در این درگیری تمدنی دارند صحنه را راهبری می كنند آن مطالبات باید بر محور عاشوراء در هیئت فرآوری و تبدیل به گفتمان هیئت شود، به انتظارات هیئت از جامعه و از دولت تبدیل شود. یعنی گفتمان سازی بر محور عاشوراء برای مطالباتی كه مثلا رهبری نظام نسبت به این درگیری تمدنی دارند یعنی كسی که جنگ امام حسین علیه السلام را رصد می كند الان هم جنگ امام حسین علیه السلام است.  

قبل از انقلاب آقای شاه آبادی خواب دیده بودند خدمت امام در نجف رفته بودند كه در خوزستان جنگ شده بود درخت های نخل سوختند وقتی همه اینهـا را گفتند بعد گفت من در خواب دیدم جنگ به نفع ما تمام شد. رفتند به سیدالشهداء تبریك بگویند كه در طبقه بالای یك ساختمان قدیمی بودند یعنی می خواهم بگویم اینجا هم جنگ امام حسین علیه السلام است. عرصه همان جنگ است مگر ما آن را ناخالص كنیم. در این جنگی كه اکنون دارد می آید جنگ تمدنی یك پرچمداری دارد این درگیری میدان امام حسین علیه السلام و میدان یزید را می بینید. ما باید بتوانیم حرف هایش را در هیئت به یك اندیشه تبدیل كنیم، گفتمان سازی شود منتقل كنیم به انتظارات مطالبات تبدیل شود بی خیال نباشند.

پی نوشت:

(1) تفسير العياشي، ج 1، ص: 10