نسخه آزمایشی
شنبه, 02 بهمن 1400 - Sat, 22 Jan 2022

سخنرانی ایام محرم در حرم حضرت معصومه / سلوک با عاشورا با لعن دشمنان و آرزوی شهادت در رکاب سیدالشهداء

متن زیر سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در ایام دهه دوم محرم 93 در حرم حضرت معصومه(س) برگزار شده است. ایشان در این جلسه که به تاریخ 13 آبان ماه 93 برگزار شده است، بیان می کنند که در حدیث نورانی ریان بن شبیب توصیه هایی برای ایام محرم شده است که بحث بکاء و زیارت را در سال قبل توضیحی داده اند. اما در ادامه روایت بحث از لعن دشمنان حضرت و آرزوی شهادت در جوار و رکاب سیدالشهداء مطرح شده است که آنها را توضیح می دهند و در انتهای کار هم توصیه اصلی حضرت که متمسک بودن به ولایت ائمه است را اشاره می کنند.

حدیث ریان بن شبیب و وصایای امام رضا علیه السلام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلّی الله علی سیدنا محمدٍ و آله الطاهرین المعصومین سیّما بقیة الله فی الأرضین ارواحنا فداه و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین. اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا. ریّان بن شبیب حدیثی را در روز اول محرم از امام رضا ع نقل کرده است که حضرت پنج دستور به او داده و برایش توضیح دادند که در محرم چه اتفاقی افتاده است. فرمودند محرم ماهی است که اهل جاهلیت هم حرمتش را نگه می داشتند ولی اینان حرمت نبی اکرم ص را نگه نداشتند و سه ظلم در حق حضرت روا داشتند، اهل بیت و جوانان و مردانشان را به شهادت رساندند، زنان اهل بیت نبی اکرم ص را به اسارت بردند و اموال ایشان را غارت کردند، دیگر بالاتر از این تعدی به حدود و حقوق نبی اکرم ممکن نبود، پس این اتفاقی که افتاده فقط درگیری بین آن ها با سیدالشهدا ع نیست بلکه درگیری با وجود مقدس نبی اکرم ص و چنین صف بندی است.

دستور اول امام؛ بکاء بر سیدالشهداء و آثار آن

حضرت در اولین دستور فرمودند «إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع»(1) اگر می خواهی گریه کنی فقط برای امام حسین ع گریه کن، جای دیگر ارزش این را ندارد که انسان گریه کند، این مصیبت سنگین است و جا دارد انسان گریه کند و هر چه قدر هم گریه کند تقرب پیدا می کند، سپس نحوه شهادت سیدالشهدا و اصحاب را فی الجمله توضیح داده و پنج دستور در ذیل آن فرمودند، دستور اول این است «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ ع حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا» فرمودند اگر برای امام حسین ع گریه کنی به طوری که اشکت بر گونه هایت جاری شود، خداوند همه گناهات، بزرگ یا کوچک، زیاد یا کم را می بخشد. شاید در فضیلت کمتر عبادتی به اندازه اشک بر سیدالشهدا روایت وارد شده باشد و اصلاً جای تردید و شک نیست که این کلمات با اختلاف تعابیر، از معصومین ع است. آثاری هم برای بکاء ذکر شده مانند طهارت نفس که در این روایت آمده است. انسان با بکاء بر سیدالشهدا به طهارت نفس می رسد و آلودگی ها و گناهانش پاک می شود. در بعضی روایات دیگر آثار دیگری گفته شده که یکی از آن آثار حیات قلب است، اگر کسی بر سیدالشهدا ع بگرید قلبش در روزی که قلوب می میرند، نمی میرد و به حیات قلبی می رسد که همیشه این قلب زنده می ماند. حیات طیبه در بکاء بر امام حسین است.

دستور دوم امام؛ زیارت امام حسین ع و اثر آن؛ کفاره گناهان

دستور دوم این است که فرمودند «إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ ع » اگر می خواهی به لقاء خدا برسی و هیچ گناهی با تو نباشد و مطهر باشی امام حسین ع را زیارت کن. البته معلوم است که دستور دوم اعم از دستور به زیارت از راه دور یا نزدیک می باشد، ظاهر اولیه اش این است که انسان به محضر سیدالشهدا در کربلا مشرف شود ولی دستور وسیع تر از آن است یعنی اگر نتوانست از نزدیک زیارت کند، روایات همین آثار را برای زیارت از راه دور نیز ذکر کرده اند. در این روایت اثری که برای زیارت سیدالشهدا ذکر شده این است که انسان در موقع ملاقات خدا مطهر و پاک است که فرمودند: «لیس علیک تَبَعةٌ».

دنیا این چنین است که برای ما اعمال، احوال و اقوال بسیاری وجود دارد که تبعاتی برایمان داشته و این تبعات باقی می مانند؛ به طور مثال وقتی انسان یک نگاه که می کند این نگاه در دنیا گم نمی شود، مانند زمانی که کودک بودیم و آجرها را پشت سر هم می چیدیم، وقتی یک تلنگر به اولی می زدیم همه آن ها به روی هم می ریخت. اگر یک نگاه، یک فکر، یک حرف و علی الخصوص یک معصیت، در وجود انسان تبدیل به صفات رذیله بشود آثار ماندگار دارد و گاهی تا قیامت هم باقی می ماند و در برزخ هم پاک نمی شود و انسان باید به جهنم برود و شستشو شود. بعضی از گناهان وجود دارند که در قیامت هم رفع نمی شوند و صاحبان آن ها در جهنم مخلد هستند. تبعات عمل ما، همراه ماست و ما درگیر و در گرو عمل خودمان هستیم «كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَة»(مدثر/36)؛ بزرگان می گویند تا زمانی که حرفی را بیان نکرده ای در اختیار تو است اما وقتی حرف را بیان کردی جمع کردنش در اختیار تو نیست، کلام از دهان بیرون آمده و به قول معروف این نفت ریخته است و نمی توان آن را جمع کرد، عمل نیز این چنین است و عمل ما از اعمال کوچک یا بزرگ تبعات دارد و ما اسیر تبعات عمل خودمان هستیم. شخصی خدمت معصوم ع عرض کرد آقا نمی توانم برای نماز شب بیدار شوم، حضرت فرمود گناهان روزت مانع نماز شب خواندت هستند، «قیّدتکَ ذنوبک»، تبعات اعمال ما بسیار عجیب است، به تعبیر قرآن «كُلَ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ في عُنُقِه »(اسرا/13)، البته روایاتی ذیل این آیه هست که با آن روایات معنا می شود ولی ظاهر آیه این است که انسان خیال می کند اعمالش پرنده هایی هستند که رفتند و از او جدا شدند، اما در روز قیامت وقتی که انسان در صحنه محشر حاضر می شود همه این افعال و اقوال را که خیال می کرده پریدند و رفتند باری بر دوش او هستند. فرمود اگر می خواهید به ملاقات خداوند که می روید تبعات عملتان پاک شده و مطهر باشد و شما را به تبعات عملتان مؤاخذه نکنند امام حسین ع را زیارت کنید.

تبعات عمل، ما را از ما جدا می کند؛ این مسأله بسیار مهم است زیرا اعمال بد از مؤمن نیست بلکه اعمال بد از جبهه کفر است. مؤمن اگر گناهی هم می کند تحت وسوسه و فشار قرار می گیرد مثل عطری که یک موقع با لجن آلوده می شود، بوی خوش از عطر است و بوی بد از لجن، بوی عطر هیچ گاه بد نیست اما اگر آلوده به لجن شد از تبعاتش این است که کم کم بوی بد می گیرد؛ عمل هم این گونه است، مثلاً حرم امام بهشت است، وقتی انسان به حرم امام می رود بوی بهشت می دهد، در محیط معصیت هم که می رود بوی جهنم و آلودگی می دهد. مؤمن اگر مؤمن باشد پاک است و ذاتاً آلوده نیست ولی وقتی گناه کرد و آلوده شد، عمل وی تبعات دارد و اگر از تبعات عملش جدا نشود تا قیامت هم با او هست.

هنگامی که انسان به زیارت امام حسین ع می رود، گناهانش از او جدا شده و به محور اصلی خود بر می گردند؛ یعنی زیارت امام حسین ع به منزله توبه است، همان گونه که توبه موجب می شود گناه انسان از او فاصله بگیرد زیارت امام حسین ع هم همین کار را می کند. گناه متعلق به شیطان است، انسان وقتی از خدا غافل است شیطان به او چنگ اندازی می کند اما هنگامی که متذکر خدای متعال شد، خناس است، دور می شود و خودش را پنهان می کند، گناه نیز به این شکل است، وقتی که انسان متذکر حضرت حق می شود یا توبه می کند گناه و تبعاتش از او فاصله می گیرد، توبه یعنی همین، اگر انسان گناهی کرد، زمانی که توبه می کند یعنی از لذتی که برده توبه می کند. خاصیت زیارت امام حسین ع این است که وقتی انسان به لقاء خدا می رود تبعات عمل بدش برداشته می شود.

احتمال دیگری که در این بیان هست این است که اگر می خواهید به ملاقات خدا برسید، اگر می خواهید لقاء الله برایتان فراهم شود آن هم لقاء الله که مصفا و با طهارت نفس باشید، به زیارت امام حسین ع بروید که این هم در روایات مکرر آمده است؛ فرمودند زیارت امام حسین به منزله لقاء الله فوق عرشه، فوق کرسیه، فی کرسیه، فی عرشه می باشد، این تعابیر در روایات آمده که تعابیر بسیار بلندی است.

دستور سوم؛ لعن بر قاتلان امام حسین برای همنشینی با پیامبرص

سومین چیزی که امام رضا ع فرمودند که بسیار لطیف است این نکته می باشد «إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ ص فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْن» اگر می خواهی در غرفه های بهشتی در کنار نبی اکرم ص و اهل بیتشان باشی قاتلان امام حسین ع را لعنت کن؛ زیرا بهشت درجات دارد. مقاماتی از بهشت است که انسان همجوار اهل بیت واقع می شود، البته این همجواری مقاماتی دارد که مقام عالی آن برای احدی حاصل نمی شود اما در هر صورت همجواری با اهل بیت است و با ایشان همسایه می شود. ثواب بسیاری ذکر شده برای اینکه وقتی انسان آب می خورد قتله امام حسین را لعنت کند. حضرت کبوتر خاصی را فرمودند در منزلتان نگهداری کنید چرا که وقتی می خواند قتله امام حسین ع را لعن میکند؛ به هر حال یکی از عبادات بسیار مهم لعن دشمنان نبی اکرم و اهل بیت است که در قرآن هم آمده و همه مسلمانان هم آن را قبول دارند؛ این خلاف تقیه نیست که انسان دشمنان نبی اکرم و قتله سیدالشهدا را لعن کند زیرا خود اهل سنت هم قتله امام حسین را جایز الّعن می دانند و در بین علمای ایشان هم بسیار نادر هستند کسانی که لعن قتله امام حسین ع را جایز ندانند.

لعن یکی از عبادات بسیار بزرگ است و تبعات عمل دشمنان اهل بیت را از ما جدا می کند چرا که آن ها به دنبال چنگ اندازی به انسان هستند و تبعات عمل آن ها با لعن، از ما جدا می شود. در عالم غیر از این صحنه های ظاهری که ما می بینیم صحنه های باطنی نیز وجود دارد و شیطان و نیروهایش امواج خود را به سوی انسان می فرستند که اگر ما تبری نجوییم و لعن نکنیم آن امواج به ما اصابت کرده و گرفتارمان می سازند اما اگر انسان اهل لعن بود این امواج از وی جدا می شوند. لعن و برائت صف ما را از آن ها جدا می کند و اجازه نمی دهد که تبعات عمل شیطان و قتله امام حسین ع ما را بگیرد، اگر لعنشان نکردید ناگهان می بینید وسط میدان آن ها قرار گرفته اید و مدافع آن ها شده و به آنان گره می خورید. لعن دائماً صف انسان را نگه می دارد لذا در برخی روایات نقل شده که بعضی از لعن هایی که برای دشمنان نبی اکرم و اهل بیتشان گفته می شود مانند این است که انسان در جنگ بدر و احد و در کنار نبی اکرم هزاران تیر به طرف لشگر دشمن پرتاب کرده باشد. در جنگ دو صحنه وجود دارد، صحنه ای همین تیر و سلاح هایی است که می بینید و صحنه دیگر باطنی است؛ در آن صحنه آنچه مانع می شود که هجوم دشمن بر شما مؤثر واقع شده و شما را اسیر کند تبری جستن است؛ لعن یعنی اینکه انسان بخواهد خدا آن ها را از محیط رحمتش دور کند و آرزوی انسان این باشد که آن ها به خاطر کارهایی که کردند از رحمت خدای متعال دور باشند. بی شک مضمون روایت است که آن قدر عمل آن ها زشت و قبیح است که اگر همه عالم به نحوی در این عمل زشت شریک شوند یا از آن دفاع کنند بدون تردید خدای متعال همه را عذاب می کند.

دستور چهارم؛ آرزوی همراهی با امام حسین ع و اخذ ثواب آن

چهارمین دستوری که حضرت دادند این است که «إِنْ سَرَّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما» امام رضا ع بشارت بسیار بزرگی دادند و فرمودند اگر خوشحال می شوی ثوابی را که شهدای محضر امام حسین دارند ع به شما نیز بدهند هر گاه به یاد امام حسین ع افتادی بگو «یا لیتی کنتُ معهم فأفوز معهم» یعنی ای کاش من هم جزء شهدای شما بودم و به فوز شهادت نزد شما می رسیدم. اگر انسان گناهی کرد می تواند با توبه کاری کند که گناه تبدیل به حسنه شود، «يُبَدِّلُ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ»(فرقان/70)، گاهی درجه توبه مؤمن آن قدر رفیع است که گناه کرده اما در روز قیامت می بیند که در صحیفه اش عمل خیر نوشته اند زیرا خدای متعال همان گناه را تبدیل به حسنه نموده است. کار خدای متعال این چنین است، مثلاً مشاهده می کنید کود را به پای درخت می ریزد اما به سیب شیرین تبدیل می شود، خداوند این کود را به یک غذای مطبوع و یک میوه مغذی تبدیل می کند. خدای متعال «مبدل السیئات بالحسنات» می باشد که یکی از اسامی الهی بوده و یکی از دستگاه های خلقت دستگاه تبدیل سیئات بالحسنات است. داستان امام حسین ع در عالم میثاق عرضه شده است اما چون ما به هر صورت در کربلاحضور نداشتیم از این فیض عظیم عقب ماندیم، هرچند که پیوسته زیارت ناحیه مقدسه بخوانیم و بگوییم: «فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِي الدُّهُورُ، وَ عَاقَنِي عَنْ نَصْرِكَ الْمَقْدُورُ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حَارَبَكَ مُحَارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَكَ الْعَدَاوَةَ مُنَاصِباً، فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَيْكَ وَ تَأَسُّفاً عَلَى مَا دَهَاكَ وَ تَلَهُّفاً، حَتَّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَاب»(2)، بیان زیارت ناحیه مقدسه است که اگر در کربلا نبودم که سپر شما شوم آن قدر گریه می کنم که از غصه بمیرم.

اینکه چرا ما محبین از کربلا دور افتادیم وحضور نداشتیم که سپر امام حسین ع شویم عواملی دارد، از جمله اینکه ما در عالم میثاق در جایی کوتاه آمدیم، البته نه اینکه همه اینگونه بوده باشند اما بسیاری از ما به این شکل بودیم که در آن عالم کوتاه آمدیم و در نتیجه به تأخیر افتادیم؛ البته خداوند لطفی در حق ما کرده است که بالأخره ندای امام حسین ع را شنیدیم و به شکل محدودی هم اجابت کردیم، این مطلب در زیارت اول ماه رجب امام حسین ع نیز بیان شده: «صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ عَدَدَ مَا فِي عِلْمِ اللَّهِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ إِنْ كَانَ لَمْ يُجِبْكَ بَدَنِي عِنْدَ اسْتِغَاثَتِكَ وَ لِسَانِي عِنْدَ اسْتِنْصَارِكَ فَقَدْ أَجَابَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي»(3)، در روز اول ماه رجب محضر حضرت می رویم و دعوت ایشان را اجابت می کنیم گو اینکه حضرت داعی الله هستند و اول رجب ما را دعوت می کنند، می گویم لبیک داعی الله سپس می گوییم اگر در کربلا نبودم و بدن و زبان من اجابت نکرد اما گوشم شنیده و قلبم اجابت کرده است، پس ما یک اجابتی کردیم ولی تأخیر در اجابت داشتیم، این تأخیر موجب شده است مقابل امام حسین ع قطعه قطعه نشویم و از این فضیلت جا بمانیم، کسانی هم هستند که نسبت به این فضیلت بی تفاوت هستند و می گویند جا ماندم که جا ماندم، امشب نماز شب نخواندم که نخواندم، اما افرادی هم هستند مانند امام خمینی رحمة الله علیه که اگر توفیقی از دستشان رفت به شدت ناراحت می شوند، آیت الله شب زنده دار رحمة الله علیه از آقا زاده حضرت امام نقل می کردند که روزی من در دوره طفولیتم دیدم که حضرت امام رحمة الله علیه بر سر سجاده صبحش به شدت گریه می کند به حدی که من متأثر شدم که این گریه برای چیست، مادرم فرمودند آقا مصطفی می دانی پدرت برای چه این گونه گریه می کند؟ زیرا دیشب نماز شبش قضا شده است؛ انسان اگر نماز شبش قضا شد حداقل باید اشکی بریزد تا خدای متعال به خاطر ندامتش ثواب نافله شبش را در نامه عملش بنویسد.

الحمدلله 1400سال است که نفس امام حسین ع در ما وجود دارد و هر کجا مجلس حضرت برپاست انوار ایشان نیز حضور دارد، آن هایی که اهل مکاشفه هستند نقل می کنند که شعاعی از وجود امام حسین ع در همه مجالس دیده اند، اما به هر روی از فیض عظیم عاشورا جا مانده ایم، اگر انسان غصه اش را هم نخورد که دیگر برای همیشه جا مانده است اما اگر غضه خورد و هر وقت یاد امام حسین ع افتاد گفت ای کاش من بودم و در محضر شما به فوز شهادت می رسیدم، این ای کاش ها کم کم به یک آه و حسرت جدی و به یک تأسف و توبه و التجاء و التماس تبدیل می شود و خدای متعال آن کندی و تأخیر را به حضور تبدیل کرده و ثواب مستشهد را برای انسان می نویسد.

ان شاءالله ما به اصحاب سیدالشهداء ع ملحق می شویم زیرا دعوت حضرت دعوت عام است و عاشورا برای 72 تن نیست بلکه عاشورا برای نجات همه است اگرچه آن ها فوق العاده بودند و حلقه اول هستند. نقل کرده اند در روز قیامت وقتی امام حسین ع سفره شفاعت خود را پهن می کنند، شیطان توی سر خودش می زند و می گوید هر چه را من رشته بودم این آقا پنبه کرد؛ شیطان تلاش کرده همه را از خدا برگرداند اما امام حسین ع هم تلاش می کنند که همه را به خدا بازگردانند «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلَالَة»(4)، حضرت خون دل خود را داده که ما را از جهالت و حیرت بیرون بیاورد و به طرف خدا هدایت کند.

مسلم است که در مبارزه بین حضرت و شیطان، امام غالب هستند؛ در روز قیامت هنگامی که بساط دستگیری حضرت محقق می شود شیطان می بینید که هیچ کس برایش نمانده است و همه آدم های خوب این طرف هستند و انسان های فاسد و بد که خود شیطان هم از آن ها تبری می جوید در آن طرف قرار دارند و آن ها هم از شیطان تبری می جویند «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا»(بقره/116)، البته در روایات، این آیه به دیگران تفسیر شده ولی شاید به شیطان هم قابل حمل باشد، آیات دیگری هم هست که می فرماید شیطان تبری می جوید، آن ها به شیطان می گویند ما به دنبال تو بودیم اما شیطان پاسخ می دهد دروغ می گویید، شما به دنبال هوس خودتان بودید و من فقط شما را دعوت کردم و دروغ هم به شما گفتم «وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُم»(ابراهیم/22)، همچنین می گوید خدای متعال هم به شما وعده داده و همه وعده هایش هم راست بوده است، چرا به سوی خدا نرفتید و به سمت من آمدید و مرا مقصر می دانید؟ دعوت خدا و پیامبر و سیدالشهداء را اجابت نکردید آن گاه مرا ملامت می کنید!؟ خودتان را ملامت کنید «فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُم»(حجر/39).

اگر انسان دعوت شیطان را اجابت کرد بر او سلطه پیدا می کند «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَه»(نحل/16)، کسانی که از شیطان پیروی می کنند، شیطان ولی آن ها می شود، به آن ها امر و نهی می کند، آن ها را می ترساند و در درونشان امید ایجاد می کند، به بدی ها دعوت کرده و یأس از خدای متعال و خوبی ها ایجاد می کند؛ این کار شیطان است اما فقط دعوت است.

انسان نباید به جایگاه و مقامی که در آن حد نیست طمع کند، بعضی مقامات جای این نیست که بگوییم ای کاش من هم در آن مقامات بودم، اصلاً جای ای کاش ندارد، مثلاً اگر کسی بگوید خدایا ای کاش من جای پیغمبر ص بودم از بهشت بیرونش می کنند، آن مقام جای هوس نیست «لا یطمع فیها طامع» آن هایی که اهل طمع در مقامات هستند، قدشان این قدر نمی کشد که بگویند ای کاش من جای امیرالمؤمنین ع بودم، اگر هم بگویند باید از بهشت بیرون بروند؛ شیطان نیز همین را گفت که از بهشت بیرونش کردند و رانده شد؛ اما در جاهایی به ما گفته اند شما می توانید طمع کنید، مثلاً می توانید آرزو کنید که در دوره شهدای سیدالشهداء ع باشید، معلوم است که می شود تا آن جا پرواز کرد، اگر می شود پرواز کرد برای چه کندی کنیم؟ اگر کندی هایی هم در گذشته داریم باید آن ها را با حسرت، ندامت و طلب جبران کنیم.

دستور پنجم؛ متمسک بودن به ولایت آنها و همراهی در شادی و غم ها

دستور پنجم حضرت که از همه آنها مهم تر می باشد این است که فرمود «إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» اگر دوست دارید که در درجات عالی بهشت و با ما باشید و از ما جدا نشوید سعی کنید با غصه ما غصه دار و با شادی ما شاد شوید و محبت و ولایت ما را داشته باشید؛ البته درجات عالی بهشتی هم که ما می رویم از نور سیدالشهدا ع آفریده شده و مقام حقیقی حضرت فوق مقام بهشت ماست اما به هر حال فرموده اند اگر می خواهید در درجات عالی بهشت و با امام خود باشید این سه نکته را مراعات کنید، اگر شادی و نشاط انسان، غصه های انسان و محبت و دل انسان به امامش گره خورد، در درجات عالی بهشت با ائمه ع قرین است «وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقا»(نساء/69)، انسان دیگر از این بهتر نمی تواند در بهشت جایی پیدا کند.

همه ما خوشحالی و غصه داریم، مخلوق نمی تواند غصه نخورد یا خوشحال نشود بلکه ساحت مقدس حضرت حق است که این حوادث در او پیدا نمی شود، نه غصه می خورد و نه خوشحال می شود، او از این تحولات منزه است ولی مخلوق حتی معصومین ع غصه و شادی دارند، حداقل وقتی در عالم دنیا هستند لباس بشر می پوشند و این احوالات را دارند؛ زمانی غصه های انسان برای اموری است که نباید غصه بخورد مثلاً برای دنیایش غصه می خورد که این غصه باطلی است و برای وی هیچ ثمر و رشدی نخواهد داشت و علامت کوچکی روح انسان است، انسان تا روحش کوچک است با آمد و شد دنیا خوشحال می شود و غصه می خورد اما وقتی زاهد در دنیا شد به تعبیر امیرالمؤمنین «فَلَا يَفْرَحُ بِشَيْ ءٍ مِنَ الدُّنْيَا وَ لَا يَأْسَى عَلَى شَيْ ءٍ مِنْهَا فَاتَهُ فَهُوَ مُسْتَرِيح»(5)، اگر دنیا به او روی بیاورد خوشحال نمی شود یا از او فوت شود غصه نمی خورد بلکه در راحتی از دنیا است. غصه ها و شادی ها، ریشه ها و منشأهایی دارند که اگر انسان تعلق به دنیا داشت آمدن دنیا خوشحالش می کند و از دست رفتن دنیا غصه دارش می سازد، انسانی که عاشق پول و مقام است وقتی به این ها رسید خوشحال می شود، یا وقتی احترامش کردند و جلوی پایش برخاستند خوشحال می شود اما اگر احترامش نکردند ناراحت می شود چه به روی خودش بیاورد چه نیاورد، مگر اینکه انسان بزرگ شود و رشد کند و ریشه های فساد را از دلش بکند، اگر ریشه های فساد را از دلش کند آمد و شد دنیا خوشحال یا ناراحتش نمی کند، فقر و ثروت فرقی به حالش ندارد، تحویل گرفتن ها و نگرفتن ها و احترا م ها و بی احترامی ها طبعش را عوض نمی کند؛ یکی از اساتید می گفتند: «عظمت مسلم بن عقیل ع این است که وقتی 18 هزار نفر با او بیعت کردند با موقعی که از مسجد بیرون آمد و حتی یک نفر هم با او نبود، تحولی در احوالاتش ایجاد نشد، همان قوّت روحی و صلابت را داشت و ذره ای در راه خویش تردید نکرد». اگر انسان از دنیا خارج شد غصه های بزرگ تری در دلش می آید، غصه های اولیای خدا غصه های بزرگی است، اگر شخصی هم دل با اولیای خدا شود، آنچه که در دل آن ها می گذرد دل آن شخص را هم تصرف می کند، خوشحالی آن ها، او را خوشحال و غصه هایشان، وی را غصه دار می کند. این مقام، مقام بسیار بلندی است، انسان باید در تعلقاتش به معصوم گره خورده باشد، اگر دل من با معصوم به یک راه نمی رود آنچه که او را خوشحال می کند مرا خوشحال نمی کند، مشاهده نموده اید وقتی که دل ما از هم جدا می شود خوشحالی ها و غصه هایمان نیز جدا می شوند، دو فردی که قبلاً با هم در مجالس شادی شرکت می کردند، امروز یکی توبه کرده، دیگر چیزهایی که او را خوشحال می کند این یکی را خوشحال نمی کند. اشخاص بسیاری هستند که دلشان سر سفره امام حسین ع وسعت پیدا می کند و شادی های گذشته شادشان نمی کند و غصه های گذشته نیز غصه دارشان نمی کند، انسانی که در گذشته العیاذ بالله سر میز قمار می نشست، می باخت غصه می خورد و می برد خوشحال می شد، غصه و شادی اش از امام حسین ع جدا بود حالا مطهر می شود و حتی هوس هم نمی کند کنار آن میز حرام بنشیند.

یکی شدن شادی و غصه انسان با امام درجاتی دارد که عالی ترین درجه اش این است که دل انسان تابع دل امام باشد؛ روایتی است که می فرماید: «مؤمنین با یکدیگر برادرِ پدر و مادری هستند، هر مؤمنی با مؤمن دیگر اگر مؤمن و محب امیرالمؤمنین شدند از پدر و مادر با هم یکی هستند» بعد توضیح داده است «أَبُوهُ النُّورُ وَ أُمُّهُ الرَّحْمَة»(6)، پدرشان نور و مادرشان رحمت است، یعنی در دامن رحمت و نور پرورش پیدا کرده اند، لذا اصلاً به هم مرتبط هستند، فرمود گاهی اوقات شما با اینکه مشکلی هم ندارید اما می بینید که غصه دارید، دلیلش این است که برادر مؤمنتان غصه دار است، شما به شکلی به هم پیوسته هستید که غصه های او می آید در دل شما و شادی های شما می رود در دل او، این می شود «یحزنون لحزننا و یفرحون بفرحنا»، انسانی که اینگونه شد از هم اکنون جایگاهش در بهشت و کنار امامش است، هم اکنون «فی الدرجات العلی» می باشد، اما جایگاه او در قیامت ظاهر می شود «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي نَعيم»(انفطار/13)، ابرار که شیعیان امیرالمؤمنین ع می باشند هم اکنون در نعیم هستند و بعد وارد بهشت هم می شوند «وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفي جَحيم»(انفطار/14)، گناهکاران از الان درون جهنم هستند «يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّين»(انفطار/15)، در قیامت هم ملاقات دیگری با جهنم دارند.

مطلبی که از همه مهم تر است ولایت امام است که چیزی بیش از محبت می باشد، محبت همراه با خضوع و تبعیت را ولایت می گویند؛ اگر انسان امام را دوست داشت و این دوستی، او را از سر محبت، به خشوع و خضوع و تبعیت رساند، به دنبال امامش حرکت می کند و متولی به امام می شود. فرمود اگر شما به یک سنگ هم تولی داشته باشید حشرتان از همین دنیا و در قیامت با آن سنگ است. دوستی و محبت امام خشوع به همراه دارد زیرا بیشترین چیزی که خشوع و تواضع می آورد محبت است، افرادی که یکدیگر را دوست دارند باهم متواضع برخورد می کنند؛ ترس هم انسان را متواضع می کند، شخصی که گردن فرازی می کند وقتی دست توانای طرف مقابل را می بینید کوتاه می آید، وقتی قهر خدا را می بیند کوتاه می آید، ولی هیچ چیزی به اندازه محبت، انسان را خاشع نمی کند، تولی یعنی دوستی همراه با خشوع و تبعیت.

وسعت توصیه های امام در حدیث

باید عنایت داشته باشیم که این دستورات فقط مختص دهه محرم نیست، البته بهارش دهه محرم است اما گریه بر امام حسین ع اختصاص به دهه محرم ندارد، خدا را شکر این مجالس در بعضی شهرها در طول سال جریان دارد که باعث می شود شیاطین را دور کند و در تطهیر جامعه خیلی موثر است، از آن هم طرف دشمن هرچه می تواند سم پاشی می کند که کار دشمن خیلی عجیب است، بعضی ها می گویند مردم بد شده اند در حالی که این گونه نیست، فشار شیطان خیلی زیاد است، سی سال قبل این امکانات در اختیار نبود و اگر کسی می خواست گناهی بکند باید تلاش زیادی می کرد، اما در حال حاضرمهیج ترین صحنه های شهوانی یا صحنه هایی که انسان را به دین بدبین می کنند کاملاً در اختیار همه جوان ها هست، اگر کسی در این فضا بخواهد پاک باشد بسیار مشکل است، طهارتی که در نفوس و در جوان ها دیده می شود به دلیل توجه به اهل بیت و نیز عنایت امام زمان ع است، این جمع جوان ها هستند که در روز عاشورا و تاسوعا می آیند و مجلس امام حسین ع را گرم می کنند، این ها هستند که جمکران و حرم امام رضا ع را پر می کنند، بنابراین فضا بسیار خوب است و این خوبی هم به علت محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.

بکاء بر سیدالشهدا ع مجلس عظیمی نمی خواهد، انسان خودش به تنهایی هم می تواند بنشیند گریه کند، بزرگی شنیده بود که مرحوم ملا آقا دربندی نماز شب های عجیبی می خواند، یک شب ایشان را دعوت کرد و تا دیر وقت نگه داشت، دیروقت که شد گفتند آقا همین جا استراحت کنید، ایشان استراحت کرد، هنگام نماز شب مشاهده کردند که چند ساعت به اذان برخاست و در بسترش نشست و گفت السلام علیک یا اباعبدالله، حسین جان تو را کشتند، این را گفت و شروع کرد به گریه کردن و متصل گریه کرد، رفت وضو گرفت گریه کرد، آمد نشست گریه کرد، گریه کرد تا اینکه اذان گفتند و بعد برخاست و نماز صبحش را خواند؛ نه اینکه همیشه باید این کار را بکنیم، نماز شب هم باید خواند، برای سیدالشهدا ع هم باید گریه کرد، اما اینگونه گریه کردن احتیاجی به مجلس روضه ندارد، اگر بتوانیم در منزلمان حتماً مجالس روضه برگزار کنیم که بهتر است چرا که این روضه های هفتگی منزل و خانواده انسان را بیمه کرده و دست شیطان را از منزل ما قطع می کند، اما اگر نشد خودمان بنشینیم و برای امام حسین ع گریه کنیم. ان شاء الله خدای متعال به ما کمک کند بتوانیم این دستورات را انجام دهیم.

پی نوشت ها:

(1) بحارالانوار (ط- بیروت) ج44 ص286

(2) بحارالانوار (ط- بیروت) ج98 ص320

(3) بحارالأنوار (ط- بیروت) ج98 ص337

(4) المصباح کفعمی- زیارت اربعین ص 489

(5) کافی ج2 ص456

(6) بحارالانوار (ط- بیروت) ج64 ص73