نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

زیارت اهل بیت، باب زیارت الهی/ نحوه بهره مندی از ثواب زیارت نزدیک با زیارت از راه دور

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 17 مهرماه 99 است، که در هيات الرضا علیه السلام ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ زیارت از اعمالی است که در مذهب ما بر آن تاکید فراوانی شده است و از اثرات آن مکرراً نام برده شده است. زیارت در یک معنا یعنی انسان از تعلقات خود دل بکند و به سوی خداوند حرکت کند. این حرکت البته آدابی هم دارد که باید بجا آورده شود. برای اینکه این حرکت بسوی خدا استوار بماند، لازم است در پایان آن عهد ببندیم تا دیگر به سمت تمایلات نفسانی و شیطانی باز نگردیم. گاهی هم پیش می آید که نمی توانیم به زیارت از نزدیک برویم. در این صورت باید تمنا و التجاء کنیم تا ما را هم در ثواب زیارت نزدیک معصومین علیهم السلام شریک کنند و این باب باز است.

ثواب زیارت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . زیارت معصومین علیهم السلام یکی از عباداتی است که روی آن بسیار تأکید شده است و شاید کمتر عبادتی باشد که برای آن به این اندازه فضیلت، آثار و برکات ذکر شده باشد؛ به خصوص در بین معصومین برای زیارت سیدالشهداء علیه السلام ثواب های فوق العاده ای ذکر شده است و هیچ عبادتی نیست که این قدر پر فضیلت و دارای آثار و برکات باشد. در این زیارت هر قدمی که برداشته می شود، خدای متعال یک حسنه به انسان می دهد و یک گناه از انسان پاک می کند و یک درجه انسان را بالا می برد. در بعضی روایات هم آمده است که در هر قدم ثواب یک حج عمره مقبوله دارد. این روایات بسیار عجیب هستند اما چون ما بار ها آن ها را شنیده ایم دیگر برای مان عادی شده است.

وقتی انسان در این میدان پا می گذارد به حدی نورانی و آسمانی می شود که آسمانی ها با او مباشرت می کنند؛ وقتی به کربلا می روید ملائکه به استقبالتان می آیند و وقتی زائر می شوید نبی اکرم و امیرالمومنین با شما مصافحه می کنند. روایت است کسی که به زیارت می رود، جزو صدیقین و کروبیین می شود. اگر مجال بود که هر کدام از این مقامات توضیح داده می شد، معلوم می شد که خدای متعال چه راهی را در زیارت سیدالشهداء به روی ما باز کرده است. حال چون ما زیاد این نقل ها را می شنویم و گاهی در آن تأمل هم نمی کنیم برایمان عادی شده است. این زیارت چه عبادتی است که انقدر پر فضیلت است؟ چه عبادتی ما را این قدر به خدای متعال نزدیک می کند؟

در زیارت امام رضا علیه السلام یک تعبیری آمده است که انسان وقتی می خواهد به زیارت برود غسل کند و از خدا بخواهد که او را پاک و طاهر کند چرا که می خواهد در وادی طهارت امام قدم بگذارد؛ مانند قرآن، انسان به اندازه طهارتی که پیدا می کند امام را می شناسد «لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(واقعه/79). بعد می فرماید در خانه خود بایستد و قبل راه افتادن این چند جمله کوتاه را بگوید؛ «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ» خدایا من وارد یک وادی عظیمی می شوم، از تو کمک می طلبم و با تکیه بر تو پا در این وادی می گذارم. کجا می خواهی بروی؟ «وَ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى ابْنِ رَسُولِ اللَّه » خدایا مقصد من تو هستی.

هجرت بسوی خدا

زیارت یک هجرت به سوی خدای متعال است؛ در زیارت انسان از همه تعلقات، نفسانیات، صفات رذیله، از دنیایی که برای خودش درست کرده و از بساط شیطنتی که ابلیس در عالم درست کرده است تا ما را از خدا و امام جدا کند دل می کند و مهاجر الی الله می شود و راحل به سوی خدا می شود. زائر باید راحل باشد؛ راحل و مسافر با هم فرق دارند، مسافر وطنش پشت سرش است می رود برگردد اما کوچ نشین اصلا وطنی ندارد و وطنش پیش رویش است. آدمی که کوچ می کند همه تعلقاتش را پشت سر می گذارد و به سوی خدا می رود. پس زیارت یک سفر الی الله، یک کوچ کردن به سوی خدا و یک فرار الی الله است.

کید، مکر و نقشه های شیطان که عموما بسیار هم پیچیده هستند برای زمین گیر کردن انسان است؛ امام صادق علیه السلام فرمود شیطان رجز می خواند و می گفت همه را جهنمی می کنم. «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ اَلْمُسْتَقِيمَ»(اعراف/16)) راه مستقیم و راه امام را به رویشان می بندم. با کیدش دنبال این است که دوستان اهل بیت را زمین گیر کند تا راه خدا را نروند. زیارت، فرار از همه این تعلقات به سوی خدا و فرار از همه دنیایی که خودت برای خودت یا شیاطین برایت درست کرده اند است. شیاطین یک زمانی چوب و سنگ درست می کردند، یک موقع نظام کیهانی آسمان را می پرستیدند و احساس می کردند آنها هستند که عالم را اداره می کنند؛ اکنون در دوران دیگری قوانین ماده و تکنولوژی مدرن را می پرستند و بت پرستی مدرن را به وجود آورده اند. زیارت فرار از همه این تعلقات و نقشه ها به سوی خداست.

بسم الله و بالله، حال تکیه گاه آدم در این مسیر کجاست؟ باید از چه کسی بستاند؟ با پای خودت می روی؟ اینطوری نیست. بسم الله و بالله، باید با پای خدا بروی. کجا می خواهی بروی؟ و الی الله و الی بن رسول الله، حالا در این مسیری که انسان به سوی خدا می رود، از وادی امام به سمت خدا حرکت می کند. پس این که می گویند زیارت شرک است این ناشی از نفهمیدن است؛ زیارت حرکت به سمت خداست منتها وقتی انسان می خواهد به سمت خدا برود باید از باب الله برود. باید از باب توحید و از صراط الله برود. صراط الله صراط توحید، معرفت و محبت است. این صراط مستقیم که راه راه بندگی خداست، یک جاده آسفالته و نماز و روزه نیست؛ همه این ها خوبند ولی حضرت فرمود «وَ هُمَا صِرَاطَانِ صِرَاطٌ فِي اَلدُّنْيَا وَ صِرَاطٌ فِي اَلْآخِرَةِ فَأَمَّا اَلصِّرَاطُ اَلَّذِي فِي اَلدُّنْيَا فَهُوَ اَلْإِمَامُ»(1).

پس اگر کسی مهاجر است و می خواهد به سمت خدا برود چه کار باید بکند؟ بله باید نماز و روزه را به جا بیاورد ولی مهم این است که باید از باب الله وارد توحید بشود. امیرالمومنین فرمود «وَ لَكِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِيلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِي يُؤْتَى مِنْه»(2) حضرت چهار شأن برای خودشان فرمودند؛ امام باب الله، صراط الله، سبیل الله و وجه الله است پس اگر کسی می خواهد به سمت خدا کوچ کند، باید از باب الله وارد وادی توحید شود. این که در روز هشتم ذی حجه وقتی امام حسین علیه السلام از مکه بیرون می آمدند، می گویند اگر کسی آماده ملاقات با خداست اول کوچ کند؛ دوم «مَعَنَا» با ما بیاید. اگر کسی می خواهد به سمت خدا کوچ کند، یک راه بیشتر به سمت خدا نیست و آن هم وادی ولایت امام است.

کوچ نکنی به مقصد نمی رسی؛ اگر حتی کوچ و تعلقاتت را پشت سر بگذاری اگر با امام راه نروی باز هم به مقصد نمی رسی. بدون امام سیر کردن مثل وادی تیه بنی اسرائیل است؛ چهل سال دور خودشان می گشتند ولی سر جای اولشان بودند. پس باید با امام سیر کنیم چرا که امام باب الله است. فرمود «أَنَا مَدِينَةُ اَلْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا فَمَنْ أَرَادَ الْمَدِينَةَ فَلْيَأْتِهَا مِنْ بَابِهَا» اگر کسی آن حکمت، علم و معارفی که خدا به وجود مقدس نبی اکرم داده است را میخواهد، باید از بابش وارد شود و باب آن علی علیه السلام است؛ نمی شود از هر راهی بروی، اتفاقا کار شیطان همین بوده است که بدلسازی کند. فقط یک راه به سوی خدا است و این راه هم باب الله دارد که امام است.

ورود به وادی توحید از باب امام، باید همراه با سجود باشد که در داستان بنی اسرائیل هم آمده است «وَ ادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا»(بقره/58). یعنی وقتی انسان می خواهد از وادی ولایت امام وارد شود باید یال و کوپالش را بریزد؛ نمی شود سرت را بالا بگیری و دنبال نفسانیات خودت باشی و بگویی می خواهم وارد وادی توحید شوم و در عالم با امام راه بروم. اگر همه تعلقاتت را دم این در کنار نگذاری، داخل راحت نمی دهند؛ سپس که وارد شدی باید صراط را پیدا کنی که هم باب و هم صراط امام است؛ وادی ولایت امام صراط الله است و هر قدمی که در این راه برداری نورانی تر، محب تر و عارف تر می شوی.

وقتی وارد صراط شدی حالا باید سبیلی پیدا کنی. مثلا در پیاده روی کربلا همه در یک راه و صراطیم ولی هر کسی سبیل خودش را دارد. در وادی ولایت امام هم هر کسی باید سبیل خودش را با امام پیدا کند. امام صراط الله است و سبیل هم هست؛ یعنی هر کسی برای خودش یک سبیلی به سوی امام دارد و امام از یک مسیر خاصی که مختص آن فرد است دست اورا می گیرد و می برد. در عین این که همه مان در یک صراط و کاروانیم اما در این کاروان هر کسی سبیلی دارد و اگر در سبیل قرار گرفتید و با امام راه رفتید، آن وقت به مقام وجه اللهی می رسید. تا به امام نرسید عالم وادی ظلمات است و همه چیز حجاب است. آدم خودش، امکاناتش و نظام کیهانی را می بیند و پیدا می کند ولی خدا را نمی بیند و گم می کند اما وقتی چراغ روشن شد و به امام رسید، تمام این ها محو می شود و هرچه می بینید آیات خداست. بنابراین اگر کسی در این راه حرکت کرد پایانش رویت وجه الله است، یعنی خدا را در آینه امام زیارت می کند.

پس چنین سفری است که پایانش لقاء الله می شود. در روایات دارد اگر به زیارت امام بروی انگار خدا را در مقام عرش زیارت کرده ای «مَنْ زَارَ قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ يَوْمَ عَرَفَةَ كَانَ كَمَنْ زَارَ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي عَرْشِهِ»(3) مگر خدا زیارت کردنی است؟ این را اباصلت از امام رضا علیه السلام سوال کرد؛ فرمود این که می گویند مومنین در بهشت «يَزُورُونَ رَبَّهُمْ مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي اَلْجَنَّةِ»(4) یعنی خدای خودشان را زیارت می کنند، از خانه های خودشان حجاب ها برداشته می شود و هرکسی در هر درجه ای هست یعنی چه؟

حضرت فرمودند روایت درست است ولی زیارت رب یعنی این؛ فرمود «مَنْ يُطِعِ اَلرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اَللّهَ»(نساء/80)، یعنی وجود مقدس نبی اکرم در یک مقامی است که امرش امر خداست. «اِنَّ اَلَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اَللّهَ يَدُ اَللّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»(فتح/10)، آنها که با تو بیعت می کنند با خدا بیعت می کنند و دست خدا بالای دستشان است و زیارتش زیارت خداست. خود وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند «مَنْ زَارَنِي فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي فَقَدْ زَارَ اَللَّهَ»؛ یعنی کسی که من را زیارت کند خدا را زیارت کرده است. فرمود نبی اکرم درچنین مقامی است و بهشتی ها بهترین لذت و ثوابشان این است که پرده کنار می رود و آن ها از منازل خودشان درجات حضرت را زیارت می کنند. 

حرم امام مقاماتی دارد و هر کسی یک جوری امام را زیارت می کند؛ ممکن است من جسم امام را ببینم و یکی مقامات باطنی امام را هم ببیند. شخصی از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی بهجت می فرمودند یک روز ایشان از حرم بیرون آمد و دیدم خیلی سرحال اند؛ عرض کردم آقا امروز خیلی نشاط دارید و ایشان فرمود حضرت عیسای مسیح با مادرشان حضرت مریم زیارت امام رضا آمده بودند. پس اگر کسی درست به زیارت امام حسین برود پایان زیارتش لقاء الله است اما لقاء الله نه در عالم ارض، نه در سماوات، بلکه در عرش خداست که این لقاء خدا، لقاء امام حسین است. یعنی انسان می تواند امام حسین را در مقام فوق عرشی ببیند. اگر امام را در آن مقام دیدی این زیارت خداست؛ نه به معنای این که امام حسین خداست بلکه به معنای این که امام حسین وجه الله است. مقاماتی که انسان از وجه خدا می بیند فرق می کند. سلمان هم که باشی یک مقاماتی از امیرالمومنین را باید در آخرت ببینی لذا زیارت امام حسین یک سفر الی الله است.

آغاز هجرت

 این سفر الی الله از کجا شروع می شود؟ از این که انسان هجرت کند، کوچ کند، از تعلقات خودش و از کیدها و نقشه های شیاطین به سمت خدای متعال برود؛ وقتی می خواهد به سمت خدای متعال برود، از باب لله وارد صراط مستقیم که صراط الله است می شود و در وادی ولایت امام قرار می گیرد و در این صراط یک سبیلی برای خودش پیدا می کند. اگر این را ادامه داد، به وجه الله می رسد و اگر انسان به مقام وجه اللهی امام رسید به لقاء الله می رسد. خدا را در آینه معصومین زیارت می کند و بالاتر از این ممکن نیست. این بزرگترین لذت است و در روایت نیز آمده است بزرگترین لذت اهل بهشت زیارت اولیاء معصوم است. در یک روایتی آمده است که وقتی بهشتی ها در مقام خود قرار می گیرند، گاهی امام حسین متناسب با درجات شان بر آن ها تجلی می کند؛ بعضی هفته ای، بعضی سالی و بعضی هر هفتصد سال یک بار امام بر آن ها تجلی می کند و این تجلی آن قدر برای شان لذت بخش است که تمام نعمت های بهشتی را فراموش می کنند و منتظر تجلی دوم هستند. وجود مقدس امام یک چنین چیزی است و در زیارت امام هم یک همچین اتفاقی می افتد.

ما می خواهیم از دنیا به سمت خدا کوچ کنیم. می خواهیم وارد صراط مستقیم شویم، به امام برسیم، از شیاطین و دیگر مدعیان جدا شویم و «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»(توبه/119) با امام مان در عالم راه برویم که این وادی توحید است. اکنون سرمایه ما در این مسیر چیست؟ «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ  حَسْبِیَ اللَّهُ تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ». اگر کسی می خواهد زائر شود باید به خدا توکل کند. خدا او را کفایت می کند، دست او را می گیرد و می رساند. زیارت یعنی کوچ کردن به سوی خدا آن هم نه از طریق فروع بلکه از طریق خود امام؛ شما در وادی ولایت امام قرار می گیرید و با امامتان به سمت خدای متعال کوچ می کنید، همان گونه که امام حسین فرمود «فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا» زیارت همین است.

یک روایتی برای ثواب زیارت نقل شده است که اگر کسی از فرات غسل کند و به سمت امام حسین علیه السلام برود، هر قدمش ثواب یک حج دارد؛ می دانید حج چه عبادت بزرگی است؟ نقل شده است شخصی به حج نرسیده بود و حضرت را دید که از وادی ابطح برمی گردند. به حضرت گفت من امسال حج نیامده ام و وضع مالیم خوب است. چقدر پول بدهم تا ثواب حج به من برسد؟ حضرت فرمود به اندازه این کوه در راه خدا طلا بدهی جای حج را نمی گیرد. اگر درست به زیارت بروی، با هر قدم که برمیداری ثواب یک حج به شما می رسد. به خاطر این که مقامات زائر فرق می کند، از یک حج تا هفتاد هزار حج و بیشتر گفته اند.

درباره برخی زائرین گفته شده است که گناهان گذشته و آینده اش پاک می شود یعنی در حصن امام حسین می رود و دیگر دست شیطان به او نمی رسد؛ این به این دلیل است که نوع زیارت فرق می کند. اگر کسی اینطوری زیارت رفت و وارد وادی ولایت امام شد، با امام سیر کرد امام را در مقام عرش الهی زیارت کرد، وقتی هم که پایش روی زمین برمی گردد دلش در سماوات است و برگشت ندارد. زائری که به این مقام رسید به هیچ وجه حاضر نیست به دنیا برگردد مگر این که یک مأموریتی به او بدهند و باری روی دوشش بگذارند. لذا چنین زائری به سمت زندگی قبلی اش برنمیگردد، او مأمور شده است که یک کاری در دنیا انجام دهد.

این ما که خیلی وقت ها از زیارات مان کم بهره مند می شویم به خاطر این است که وقتی می رویم، می خواهیم دوباره به سمت دنیای مان برگردیم و راحل نیستیم. اگر کوچ کنیم به جایی می رسیم که امام را در مقام فوق عرش زیارت کنیم. اگر کسی آن مقام امام را ببیند دیگر دست بردار نیست لذا در روایات آمده است وقتی می خواهید برگردید، بگویید من برمی گردم ولی این برگشتن از سر پشیمانی و خستگی نیست؛ پشیمان نیستم، خسته نیستم، این که برمی گردم مأموریت است و باید برگردم، نمی شود اینجا بمانم. این زیارت آن چیزی است که ما را به عرش می رساند و هر قدم که برمی داری برایت حسنه می نویسند و تو را یک درجه بالا می برند.

پایان هجرت

حج، کوچ کردن و فرار به سوی خداست که پایانش هم تجدید عهد با امام است. فرمود حج که می روید باید با ما تجدید عهد کنید؛ آن وقت اگر رو به خدا و از وادی ولایت امام برود در هر قدمش یک حج برایش می نویسند و قدم بعد یک وادی بالاتر و این وادی ها تا بی نهایت ادامه دارد. سیر با امام علیه السلام تازه اول راه است؛ یعنی سلمان هم تازه اول راه است، ما که جای خود داریم. این وادی ای است که باید برویم و ان شاء الله اگر کسی به آن وارد شود، به طهارت نفس می رسد.

در روایت آمده است وقتی زائر اعمالش را انجام داد، رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم ملکی را می فرستند و می گویند برو و سلام من را به او برسان. بعد هم به او بگو ما تو را پاک کردیم، بعد از این مواظب خودت باش. خیلی وقت ها یک گناه در گذشته انسان نمی گذارد به سمت خدا حرکت کند؛ وقتی ماشین می خواهد حرکت کند همه اش باید سالم باشد، ولی برای راه نرفتن کافی است یک چرخش پنچر باشد. خیلی وقت ها سال ها عبادت ما به خاطر این که یک عیب داریم به نتیجه نمی رسد. حضرت می گویند ما تورا پاک کردیم و موانعت را برداشتیم، بعد از این مراقب باش. اگر موفق شدیم به زیارت برویم، بهترین زیارت با پای پیاده است؛ البته زیارتی که در آن کوچ هم بکنیم و راحل الی الله باشیم. در این سفر حواسمان به خدا و اولیاء خدا باشد و شیطان ما را پرت نکند.

اگر نتوانستیم به زیارت برویم، چه کنیم که به ثواب زائرینی که پیاده رفتند و الان در محضر امام حسین غرق در این فضیلت ها هستند برسیم؟ در روایت دارد سفره هایی در قیامت برای زائر امام حسین پهن می کنند که سراسر نور است، یعنی طعامشان هم نور است. آدم یا از سر سفره امیرالمومنین می خورد که باطن آن حلال و نور است، یا از سر سفره شیطان که باطن آن ظلمت و نجاست است. در احوالات شخصی آمده که در ماه رمضان و با زبان روزه در حرم امیرالمومنین به این جمله رسیده بود «مَوَائِدَ الْمُسْتَطْعِمِينَ مُعَدَّة» سفره ای برایش انداختند و او کامل خورده و روزه اش هم باطل نشده، چون از این جنس غذاها نبوده است.

شراکت در ثواب زیارت

اگر ما بخواهیم در ثواب آنها شریک بشویم چه کار باید بکنیم؟ دو راه دارد. یکی این که عمل آنها را دوست بداریم. مثلا دیگران الحمدلله موفق اند نماز شب می خوانند و از سه ساعت به اذان بیدارند. یک موقع ما حسادت می کنیم و ثواب خودمان را از دست میدهیم و خودمان هم ضایع می کنیم. یک موقع هم اینطوری نیست و عبادتش را دوست داریم و می گوییم خدایا من توفیق ندارم ولی به آنهایی که بیدار می شوند بیشتر توفیق بده خدایا تو می دانی من آنها را دوست دارم. اگر اینطوری شد در ثواب علمشان شریک می شوید یا مثلا کسی اهل انفاق است و شما نیستید. لااقل به جای این که حسادت کنید، به او دعا کنید. اگر فردی اهل جهاد در راه خداست دعایش کنیم یا بهتر از من روضه می خواند دعایش کنم و بگویم الحمدلله امام حسین یک روزه خوان خوب هم دارد. اینگونه من در ثوابش شریک می شوم.

جابر با عطیه که به کربلا آمدند، به او گفت ما در ثواب اینها شریکیم. عطیه که آدم دانشمندی بود و جزو محدثین است، تعجب کرد و گفت جابر، اینها خونشان را دادند. جابر فرمود من از خودم نمی گویم و حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود اگر کسی عمل قومی را دوست بدارد در ثوابشان شریک است و ما هم عمل حبیب و زهیر و بریر را دوست داریم ولو اینکه من مرد این کار نیستم ولی لذت می برم وقتی می گویند سعید بن عبدالله در محبت امام حسین فانی بود و ایستاد و سیزده چوب تیر را به جان خودش خرید پس من در ثوابش شریک می شوم. بنابراین لااقل اهل عبادت را دوست بداریم. خدایا تو می دانی همه دلمان پیش آنهایی است که پیاده می روند و کاری هم نداریم که فارس اند یا عرب اند یا ترک اند، هرکسی هستند، زائر امام حسین اند و ما به آنها عشق می ورزیم.

خاطرتان هست که در مسیر اربعین هرکسی را می دیدید به او عشق می ورزیدید و کاری نداشتید که از کدام قوم است. هرکسی است، زائر پیاده امام حسین است. شما در محرم وقتی در خیابان می روید و دسته ها را می بینید، آیا با آنها قوم و خویشی دارید؟ خیر ولی آدم واقعا لذت می برد. این مسئله شما را در عباردتشان شریک می کند.

دوم این که یک جمله ای امام رضا روز اول محرم به ریان بن شبیب گفتند که خیلی عجیب است. انقدر عجیب است که آدم باورش نمی آید و لذا عمل نمی کند و اگر باورش می آمد عمل می کرد. حضرت یکی از دستورهایی که به ریان بن شبیب دادند که از مراقبات محرم است این است فرمودند: «إِنْ سَرَّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ فَقُلْ مَتَى ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما» اگر دوست داری ثواب شهدای امام حسین مثل زهیر و حبیب و بریر را ببری این کار را بکنید. هر وقت یاد امام حسین افتادی این جمله را بگو و التماس و تمنی کن که ای کاش من هم بودم و به آن فوز عظیمی که آنها رسیدند در کربلا می رسیدم و ای کاش من هم پیش روی تو شهید شده بودم. این هوس نیست بلکه طلب و التماس و التجاء است.

مثال ما که در کربلا نبودیم به خاطر این است که در عهد الست دیر جواب دادیم و اگر زودتر جواب داده بودیم، در کربلا می بودیم. آنهایی که خودشان را رساندند در آن عالم زودتر اجابت کردند و ما دیر جواب دادیم ولی جواب دادیم. در زیارت روز اول رجب می گوید بروید زیارت امام حسین و به امام حسین عرضه بدارید «لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّه ». گویا در اول ماه رجب حضرت ما را صدا می زنند و می گویند بارتان را ببندید و با من بیایید که ما اجابت می کنیم. بعد می گوییم یا ابا عبدالله اگر جسم من و زبانم جواب نداد ولکن «أَجَابَكَ قَلْبِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ رَأْيِي وَ هَوَاي » چشمم دید و گوشم صدای تو را شنید و قلبم هم اجابت کرده که اگر اجابت نکرده بود من روز اول ماه رجب در حرم امام حسین نبودم.

در واقع این یک نوع عذرخواهی هم هست، یعنی هم تمناست و هم عذرخواهی. هر وقت یاد امام حسین کردی نه یاد شهدا، به لسان عذرخواهی و تمنا و تقاضا بگو یا ابا عبدالله ای کاش من هم در کربلا بودم و مثل حبیب و زهیر فائز می شدم و چه فوزی بالاتر از این. فرمود ثواب شهدای کربلا را به تو می دهم.

ما امسال نتوانستیم بیاییم و جامانده غافله اربعین هستیم و واقعا حیف شد که دیگر از آن ثواب و فضیلت و فضای معنوی که رزق های معنوی در آن تقسیم می شود محروم شدیم. واقعا آدم غذاهایی که آنجا می خورد سر سفره خودش پیدا نمی شود. خیلی وقت ها بهتر از آن هم پیدا می شود اما آن لذتی که می برید، برای این است که آن سفره، سفره امام حسین و ضیافت امام حسین است. آدم در خانه و شهر خودش هم می تواند پیاده روی برود اما آن پیاده روی لذت بخش است چون ذیل عنایت امام حسین است. تحت نور امام همه مان مهمان امام حسینیم. آن لذات معنوی و آن لذات سفره امام حسین است که پشت سر هم تجربه اش کردید، قدم به قدمش لذات معنوی است.

اگر ما از آن لذات معنوی جا ماندیم و از آن ثواب و فضیلت ها محرومیم، به حضرت عرضه می داریم ای کاش من هم امسال جزو پیاده هایی که از راه دور بارشان را برداشتند و الان در کربلا هستند بودم. این را به امام حسین مکرر عرض کنیم و التجاء و التماس کنیم تا ان شاء الله حضرت ما را بپذیرند و زیارت ما را جزو زائران پیاده خودشان که الان در کربلا و در حرمشان هستند قبول کنند.

مرحوم کمپانی استاد مرحوم آیت الله العظمی بهجت و دیگران، همانی که می آمدند بالای سر حضرت امیر و هزار مرتبه سوره انا انزلنا را ایستاده می خواندند و محاسنشان را در دست می گرفتند که این شعر هم مال ایشان است «گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم؛ خواجه مگر بنده سیاه ندارد». این آقا پنج ساعت بالای سر امام حسین سجده می کرده، حضرت به او فرمودند که مردم تحمل ندارند یک مرجع تقلید پنج ساعت سجده باشد. شما بروید در خانه تان سجده کنید و من خانه شما را به جای حرم خودم قبول می کنم.

اگر دل اینهایی که زیر خیمه امام حسین می آیند در حرم باشد، امام حسین از آنها به جای حرم قبول می کند. گاهی آدم بی خیال است و می گوید الحمدلله که هم نرفتیم و هم به ثواب رسیدیم، اینگونه نمی شود. ولی اگر نرفته، دلش در کربلاست و محزون است و التماس و التجاء می کند. باب فضل حضرت ان شاء الله باز است و ثواب زیارت حضرت را به ما می دهند امروز ان شاء الله.

پی نوشت ها:

(1) معاني الأخبار، النص، ص: 32

(2) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 184

(3) كامل الزيارات، النص، ص: 172

(4) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 460