نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

شب قدر سال گذشته در حرم رضوی / مقام محبت و اخلاص و راه دستیابی به آن از طریق توسل به اهل بیت در شب قدر

متن زیر سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در شب سوم از لیالی قدر ماه مبارک رمضان سال 92 و در حرم مطهر امام رضا علیه السلام برگزار شده است. ایشان در این سخنان بیان داشتند که لحظات زندگی مومن در معرض امتحان الهی است. سیر انسان در زندگی دنیا باید به گونه ای باشد که انسان احسن عملا بشود؛ یعنی عمل و نیت انسان بهترین نیات و خالص ترین نیات باشد، انسان بر اساس مراتب نیات خود مقاماتی را در عالم آخرت به دست می آورد که بالاترین آنها رضوان خدای متعال می باشد. مقام رضوان همان مقام محبت است و شرط رسیدن به این مقام ورود به بیوت نور نبی اکرم و اهل بیت می باشد. شب قدر شب تصمیمهای بزرگ است و انسان اگر بتواند وارد این بیوت نور شود و شعاعی از شب قدر که حقیقت حضرت زهرا سلام الله علیهاست به او بتابد کار بزرگی صورت گرفته است. در این شب باید به امام معصوم وصل شد و برای وصل شدن لازم است ملتمسانه از حضرات معصومین و خصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین درخواست نمود...

حرکت اولیای الهی به سمت خدا در ابتلائات دنیا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. در سوره مبارکه ملک خداوند متعال بیان می کند که «هو الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»(ملک/2) در این آیه نورانی قرآن که شبیه این آیه مکرر در قرآن هست، خدای متعال می فرماید ما شما را در این عالم آفریدیم و این بساط مرگ و زندگی را خلق کردیم به این دنیا می آیید و بعد هم از این دنیا می روید؛ غرض این است که ما لحظه به لحظه شما را در این عالم مورد امتحان و ابتلا قرار بدهیم. خوشی های دنیا سختی های دنیا همه ابتلا و امتحان است؛ لذا اولیای خدا نه در خوشی های دنیا مغرور به خوشی ها هستند و نه در سختی های دنیا غصه دار سختی ها هستند؛ تمام توجهشان این است که در لحظه های خوشی و سختی دنیا توشه خودشان را از دنیا بردارند؛ هم در دل سختی ها یک راهی به سوی خدا هست و هم در دل خوشی، هم در دل غنا و هم در دل فقر، هم در دل بیماری و هم در دل سلامت، راهی به سوی خدا هست که دنبال این هستند که آن راه به سوی خدا را پیدا کنند و به سوی خدا حرکت کنند. برای اولیای خدا هم فرقی نمی کند فقر یا غنا و بیماری یا صحت باشد.

در روایت است جابر (از اصحاب رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم) در دوران پیری اش خدمت امام باقر علیه السلام رسید، حضرت به او فرمودند «کیف اصبحت» یعنی در امروز در چه حال هستی؟ جوابی داد که واقعاً خیلی سنگین است و کمتر کسی است که این قدر رشد کرده باشد؛ گفت یابن رسول الله من در حالی هستم که مرگ را از زندگی بیشتر دوست دارم بیماری را از سلامت بیشتر دوست دارم فقر را از غنا بیشتر دوست دارم چون می دانم در این حالات بهتر می شود به خدا نزدیک شویم حضرت به او فرمودند اما ما اهل بیت این گونه نیستیم عرض کرد شما چگونه هستید؛ فرمود ما هر چه خدا دوست داشته باشد همان را دوست داریم مرگ و زندگی بیماری و سلامت غنا و فقر برای ما فرق نمی کند چون در آن چیزی که خدای متعال برای مومن رقم می زند یک راهی به سوی خودش باز کرده و مسیری به سوی خدای متعال است.

نتیجه ابتلائات مومن در دنیا و رسیدن به مقام احسن عملا و توضیح آن

در این آیه شریفه فرمود این دنیا را آفریدیم شما را در این دنیا آوردیم و در این دنیا سیرتان می دهیم؛ برای این است که شما را لحظه به لحظه در خوشی و سختی هایش مورد امتحان قرار بدهیم. هیچ صحنه ای برای ما پیش نمی آید که در آن امتحان الهی نباشد. پایان کار مومن در این مسیر سخت و دشوار باید به کجا برسد «أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» برای این است که شما اهل احسن عملا بشوید و بهترین اعمال را بتوانید انجام بدهید؛ نه اینکه فقط عمل خوب انجام بدهید.

سیر ما در دنیا باید ما را به جایی برساند که احسن عملا بشویم. توجه کنید خدای متعال نفرموده ما شما را آورده ایم در دنیا امتحانتان کنیم ببینیم چه کسی «اکثر عملا» است و بیشتر عمل می کند؛ کثرت عمل هم خوب است، امشب یکی از اعمالش هزار انا انزلنا است؛ صد مرتبه سوره دخان است؛ جوشن کبیر است؛ خود فراوانی عمل هم موضوعیت دارد ولی این احسن عملا آیا همان کثرت عمل است؟!

توضیح احسن عملا در یک روایت نورانی امام صادق علیه السلام در کافی هست(1) که احسن عملا را توضیح داده اند حضرت فرمودند خدای متعال فرموده این جریان برای این است که شما احسن عملا بشوید؛ یعنی «اصوب عملا» عملتان به صواب باشد و به هدف برسد، عملی که اصابه به هدف می کند این عمل صواب می شود و به صاحبش را به هدف می رساند، فرمود باید شما به حدی برسید که اصوب عملا بشوید عملتان صوابترین عمل و بهترین عمل باشد.

بعد از حضرت سوال کردند حضرت توضیح دادند اصوب عملا یعنی نیت تان بهترین نیت بشود؛ یعنی به جایی برسید که اهل خشیت بشوید، اهل صدق بشوید، کارتان برای خدا باشد، یک رو باشید، با خدای متعال دلتان و ظاهرتان دو تا نباشد و اهل صدق با خدا باشید و برای خدا کار کنید و اهل خشیت و خوف خدا باشید؛ دلی که به مقام صدق با خدای متعال و خشیت خدای متعال می رسد این دل اصوب عملا است؛ بعد حضرت توضیح دادند فرمودند اصابه عمل و به صواب بودن عمل وقتی است که نیت صادق و خشیت خدا در آن باشد.

 بعد حضرت توضیح دادند نیت صادق یعنی این که انسان کاری که می کند نگاهش به دست و دهان دیگران نباشد، برای او فرق نداشته باشد که همه مردم او را تعریف کنند یا او را تکذیب کنند؛ اگر کسی به اینجا رسید که همه مردم او را تکذیب کنند یا تصدیق کنند برایش فرق نمی کند این می تواند برای خدا کار کند والا انسان تا نگاهش به دهان مردم و به تعریف و تکذیب مردم است و می خواهد مردم خوششان بیاید یا بدشان نیاید، نمی تواند برای خدا کار کند.

بیان مقام زهد و اخلاص عمل و ارتباط آن با بحث نیت

یک تعبیر نورانی در زیارت غدیریه از امام هادی علیه السلام برای امیر المومنین نقل شده است؛ این زیارت خیلی فوق العاده و طولانی است؛ بعضی از بزرگان گاهی این زیارت را روزی دو بار می خواندند تعبیر امام هادی برای امیر المومنین این است «أَنْتَ الْقَائِلُ لَا تَزِيدُنِي‏ كَثْرَةُ النَّاسِ‏ حَوْلِي عِزَّةً وَ لَا تَفَرُّقُهُمْ عَنِّي وَحْشَةً وَ لَوْ أَسْلَمَنِي النَّاسُ جَمِيعاً لَمْ أَكُنْ مُتَضَرِّعا»(2) شما این طور فرمودید که اگر همه مردم دور من جمع بشوند به عزت منِ امیر المومنین اضافه نمی کند و اگر همه مردم هم از دور من پراکنده بشوند من وحشت نمی کنم؛ اگر همه مردم من را رها کنند و با دشمن تنها بگذارند من به حالت تضرع و زاری نمی افتم.

در نهج البلاغه هم در جواب برادرشان جناب عقیل که به حضرت نامه ای نوشتند که این طور که شما راه می روید همه از دور شما پراکنده می شوند؛ فرمودند مردم دور من جمع بشوند یا پراکنده بشوند برای من فرقی نمی کند من می خواهم مردم را به خدا برسانم؛ اگر نیامدند برای من تفاوتی نمی کند؛ این همان مقام زهد است. مقام فراغت است.

بعد امام هادی در این زیارت غدیریه توضیح می دهند که چه طوری می شود که یک آدمی اگر همه مردم دورش جمع بشوند یا از دورش متفرق بشوند، برایش فرق نکند و مزاجش به این آمد و شدها سرد و گرم نشود؛ فرمود «اعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْتَ وَ آثَرْتَ الْآخِرَةَ عَلَى الْأُولَى فَزَهِدْت» شما معتصم به خدا هستید و کسی که به خدا معتصم شد عزیز و نفوذ ناپذیر می شود دیگران دور او بیایند یا از دور او پراکنده بشوند برایش فرقی نمی کند؛ آب قلیل که کم است اگر سرانگشتی متنجس به آن بزنید آن هم متنجس می شود؛ ولی اگر این آب قلیل را به دریا وصل کنید به اصطلاح معتصم می شود؛ اگر یک آدم نجس هم برود در آن پاک می شود؛ فرمود کسی که به خدا متعصم شده عزت خدا در او ظاهر می شود. به نحوی عزت پیدا می کند که در روایت فرمودند: «تَزُولُ‏ الْجِبَالُ‏ وَ لَا تَزُل‏»(3) کوه ها از جا کنده می شوند ولی او از جا کنده نمی شود. این عزت و فراغت از دنیا که آمد و شد دنیا انسان را به خود مشغول نکند در خوشی و سختی یکسان عمل کند و در هر دو به دنبال راهش به سوی خدا باشد، زمانی پیدا می شود که شما آخرت را بر دنیا برگزیدید به زهد رسیدید؛ کسی که خدا را انتخاب می کند نسبت به ما سوی الله زاهد می شود.

زاهد کسی نیست که ندارد یا دارد. حدیثی در توحید صدوق و در کافی از وجود مقدس امیر المومنین نقل شده که زهد را معنا کرده اند و فرموند مردم سه دسته اند صابر و زاهد و راغب؛ راغب آن کسی است که دنبال دنیاست و کار به حلال و حرامش ندارد می خواهد به دنیا برسد؛ صابر آن کسی است که دنیا را می خواهد ولی چون می داند عاقبت دنیا گرایی بد است صبر می کند و کفّ نفس می کند، جلوی گرایش و تعلق به دنیا و حرام را می گیرد و دنبال حرام دنیا نمی رود، این صابر است؛ فرمودند اما زاهد این طوری نیست «فَأَمَّا الزَّاهِدُ فَقَدْ خَرَجَتِ الْأَحْزَانُ‏ وَ الْأَفْرَاحُ مِنْ قَلْبِهِ فَلَا يَفْرَحُ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الدُّنْيَا وَ لَا يَأْسَى عَلَى شَيْ‏ءٍ مِنْهَا فَاتَهُ فَهُوَ مُسْتَرِيح‏»(4) غصه ها و شادی های دنیا از دلش بیرون رفته، دنیا به او رو بیاورد خوشحال نمی شود دنیا از دستش برود غصه نمی خورد؛ این در مقام راحتی است و دیگر کاری با دنیا ندارد. اگر آدم این طوری شد آنوقت میتواند مشغول به خدا باشد.

احسن عملا؛ خالص کردن کار و نیت برای خداوند و آثار آن

انسان به جایی برسد که وقتی کار می کند در این کار کردن نگاهش  به  تعریف و تکذیب مردم نباشد برای خدا کار کند، این وقتی است که انسان از دنیا بزرگتر بشود؛ انسان تا وقتی دلش گیر دنیاست و برای دنیا کار می کند رو به قبله هم که می ایستد می گوید «قربة الی الله» انتهای خط را که نگاه می کنی علاقه به دنیا در آن هست؛ اما اگر از دنیا هم بزرگتر شد خوابیدنش هم بوی خدا می دهد.

یک استاد عزیزی داشتیم خدا رحمتش کند می فرمود آدمی که از دنیا کوچکتر است نمازش هم بوی دنیا می دهد و آدمی که از دنیا بزرگتر است غذا خوردنش هم بوی خدا می دهد؛ برای خدا می خورد و برای خدا می خوابد. فرمود ما شما را آفریده ایم که به جایی برسید که احسن عملا بشوید؛ امام صادق فرمود یعنی عملتان خالص و برای خدا باشد؛ دنبال مزد و تعریف و تکذیب مردم نباشید؛ حتی اگر به کسی احسان می کنید دنبال این نباشید که خودش هم بفهمد گاهی انسان از دیگران پنهان می کند ولی بدش نمی آید خود آن انسان بفهمد من به او خدمت کردم، من گره کارش را باز کردم، این هم اخلاص نیست؛ اخلاص آن است که انسان وقتی کار می کند دنبال این باشد که هیچ کس نفهمد حتی خود او هم نفهمد.

استاد ما خدا رحمتش کند می گفت دوستی داشتیم راننده ماشین سنگین بود، او می گفت همکار ما در تصادف فوت کرد من گفتم چه طور به خانواده او خدمت کنم که زیر بار منت من نروند؛ بعد از اینکه مراسم عزا جمع شد، یک روز اهل بیت ایشان را جمع کردند گفتم من به پدر شما مبلغ زیادی بدهکار هستم و نمی توانم یک جا پرداخت کنم، اجازه می دهید قسط بندی کنم طلب پدر شما را بدهم؟ گفتند اشکالی ندارد؛ این ها سر ماه می آمدند تا سالها که بزرگ هم شدند طلب پدرشان را از من می گرفتند این می شود اخلاص، می شود کار برای خدا کردن، یعنی حتی آدم نمی خواهد خود طرف بفهمد که من دارم به او خدمت می کنم.

خدا ما را آفریده که به اینجا برسیم که خدا در دل ما بزرگ بشود و به تعبیر امیر المومنین «عَظُمَ‏ الْخَالِقُ‏ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ»(5) بقیه از چشم ما بیفتند، کاری نداشته باشیم تعریف می کنند یا تکذیب راه خدا را برویم. بعد حضرت یک جمله فرمودند که اصل عمل شما نیت شماست؛ سعی کنید آن را درست کنید؛ احسن عملا یعنی احسن نیتاً کسی که نیتش بهترین نیت است این احسن عملاست بعد حضرت گفتند عمل اصلی ما نیت است؛ لذا اگر کسی نیت خیر کرد در مقابل این نیت خیر به او پاداش می دهند.

هم سفر امام رضا در سفر مدینه به مرو، شب امام رضا را نقل می کند، روز امام رضا را نقل می کند، می گوید چه طور نماز شب می خواندند، دو رکعت اول شصت قل هو الله می خواندند، رکعت سه و چهار و پنج و شش را نماز جعفر طیار می خواندند، رکعت هفت و هشت را سوره هل اتی و سوره های بزرگ و بعد هم بقیه نافله شبشان را می خواندند. من در احوالات برخی بزرگان شنیده ام از علما و مراجع خطه فارس بود که پنجاه سال قبل از دنیا رفته اند، به مجلسی که از زمان ایشان باقی بود رفتم، می گفتند فلان آقا می آمد هر سی شب ماه رمضان از نصف شب که می گذشت ابوحمزه را در قنوت سه ساعت ایستاده با اشک می خواند خب کسی که این گونه عبادت می کرده اگر آخر عمرش پیر شد دیگر نمی تواند ایستاده نماز شب بخواند، می نشیند ولی ثواب نماز شب ایستاده برایش می نویسند. و همین است که در روایات سوال کردند چرا مومن که پنجاه سال در دنیا عبادت کرده است، اما الی الابد در بهشت است؟ فرمود چون نیتش این بوده که اگر همیشه هم در دنیا باشد همیشه عبادت کند این بخاطر نیت آدم است.

مراتب نیت ها و مقامات انسان

خدا می فرماید من شما در دنیا آورده ام این همه گرفتاری رنج بیماری ها سختی ها، ابتلائات که لحظه به لحظه اش امتحان است، تا اصوب عملا شوید؛ یعنی نیت تان برای خدا باشد احسن عملا یعنی احسن نیتا؛ نیت تان بهترین نیت باشد؛ حالا احسن نیات چیست؟

یک موقع انسان برای دنیا کار می کند و اصلاً کاری با خدا ندارد، با خدای متعال معامله نمی کند با دنیا معامله می کند این بدترین نیت است که قرآن می فرماید «الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا»(کهف/104) یعنی می خواهید به شما بگویم بدترین مردم چه کسانی هستند؟! آنهایی که تلاششان در دنیا گم شده و برای دنیا کار کرده اند هفتاد هشتاد سال زحمت می کشد پایان کار یک باغ دارد و یک کارخانه هیچ چیز دیگری ندارد آنهایی که برای دنیا کار می کنند با دنیا تجارت می کنند اینها بدترین مردم زیانکارترین مردم هستند خودشان هم خیال می کنند خیلی خوب دارند کار می کنند؛ پول ها را می شمارند می گویند ما از مردم جلو افتادیم می فرمایند اینها بدترین مردم هستند.

یک دسته از مردم با خدا تجارت می کنند نماز شب می خواند که خدا به او نورانیت بدهد، کار دنیایش راه بیفتد بین الطلوعین بیدار می ماند تا کار روزش درست بشود؛ در روایات است فرمود بیداری بین الطلوعین و مشغول به ذکر بودن در جلب روزی از مسافرت های طولانی بیشتر است؛ تجربه هم بفرمایید حتماً همین طور است. یک کسی بین الطلوعین بیدار است قرآن می خواند تعقیبات می خواند با خدا معامله می کند خدا من بین الطلوعین بیدار می مانم تو زندگی مرا اداره کن؛ اداره هم می کند. این هم نیت خوبی است ولی نیت پایینی است.

نیت بالاتر این است که مومن در دنیا کار می کند ولی به تعبیر امیر المومنین(ع) «قُلُوبُهُمْ‏ فِي‏ الْجِنَانِ‏ وَ أَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَل‏»(6) پایش در زمین است و قلبش در بهشت است؛ برای بهشت کار می کند بهشت و جهنم را می بیند، کار می کند؛ با خدا تجارت می کند می گوید خدایا من شصت سال عمرم را می دهم تو به من بهشت بده رغبت در ثواب خدا دارد و ثواب خدا چشمش را گرفته است.

یک دسته دیگر هستند که ترس از عقوبت دارند و خوف از عقوبت آنها را گرفته است، آنها عابد هستند، امیر المومنین آنها را مدح می گوید، اینها مذمت نیست، از بندگی نفس و دنیا آزاد شده اند؛ ولی حضرت فرمود یک دسته هستند نیتشان از اینها بهتر است و سعی کنید این طور بشوید و فرمود من این گونه هستم؛ آن دسته کسانی هستند که «قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ وَ هِيَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ»(7) محبت خدا در دلشان آمده برای خدا کار می کنند، خدا را بندگی می کنند، به او می گویی چرا نماز می خوانی می گوید چون خدا دوست دارد، چرا روزه می گیری، خدا دوست دارد؛ نه اینکه بهشت را ندیده باشد، بهشت را هم دوست دارد ولی بهشت را دوست دارد چون مهمان خانه خداست.

این  دسته ای که به محبت خدا می رسند برای محبت کار می کنند به او می گویید چرا با خدا دوستی می کنی می گوید چون خدا دوست می دارد، می گویید این همه فلانی به تو بدی و ظلم کرده چرا باز به او احسان می کنی، می گوید خدا این گونه دوست دارد. به او می گویی چرا غیبت نمی کنی؟! کف نفس می کنی فلانی که پشت سر تو راحت غیبت می کند، می گوید چون خدا این را دوست دارد خدا غیبت کردن را دوست ندارد. اینهایی که به مقامی می رسند که بدنبال رضای خدا هستند نماز می خواند که خدا راضی بشود می خورد که خدا راضی بشود می خوابد که خدا راضی بشود، اینها کسانی هستند که روز قیامت هم وقتی که خدا می خواهد مزد بدهد بهترین مزد را که مقام رضوان است، به اینها می دهد.

مقام رضوان از منظر قرآن و اهل بیت / بهترین مزد و فوز عظیم

خدای متعال در قرآن می فرماید «كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ»(آل عمران/185) یعنی همه شما مرگ را می چشید و روز قیامت همه شما زنده می شوید و به عین مزدتان می رسید و چیزی از شما کم نمی گذاریم و بعد می فرماید: آن کسی که از آتش نجات پیدا می کند و به بهشت برسد این رستگار است، رستگار آن کسی است که در قیامت وقتی مزدش را می دهند از جهنم دور می شود به بهشت می رود. همه این دسته رستگار و فائز هستند.

ولی در قرآن یک مقام بالاتری هم می فرماید یک بهشتی را توصیف می کند و می فرماید «وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً في‏ جَنَّاتِ عَدْنٍ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ»(توبه/72) خدای متعال به مومنین آنهایی که اهل ایمان و عمل صالح هستند نمازها را خوانده اند روزه ها را گرفته اند و برای خدا انفاق در راه خدا و جهاد و خدمت به مردم کرده اند؛ اینها مزدشان باغستان هایی است که نهرها در آن جاری است و همیشه در این باغستانها می مانند و مسکن های پاک که خود این طیب در آخرت اصلاً یعنی چه؟ هیچ غفلتی نمی آید و دائماً بهشتی ها به خدا مشغول هستند و خوردن و خوابیدنشان هم نورانی است و جنات عدن که بهشت شهداست و بهشت اولیاست؛ بعد می فرماید یک مقامی بالاتر از این جنات عدن هم هست، آن، مقام رضوان است؛ فوز عظیم این است که انسان به مقام رضوان برسد.

مقام رضوان را در یک روایت نورانی امام سجاد توضیح داده اند که: بهشتی ها به بهشت می روند؛ وقتی امام به بهشت می آید، همه نعمتهای بهشتی در بهشت آزاد و روان می شود. (مانند زمانی که در یک مهمانی دعوت هستند یک بزرگی که تشریف می آورند دیگر سفره آزاد می شود و همه مشغول می شوند) فرمود امام وارد بهشت می شود یک عده ای اولیای خدا هستند در جوار رب کریم هستند، همه نعمت ها در اختیارشان هست و غرق در نعمت هستند، و البته نعمتهای بهشتی هم غفلت نمی آورد، خدای متعال به این ها مشرف می شود بعد از یک مدتی می فرماید اولیای من اهل کرامت من، می خواهید بهتر از این به شما بدهیم؟! این قدر این خطاب سنگین است جواب نمی دهند باورشان نمی شود، خدای متعال دوباره تکرار می کنند بهتر از این مقام می خواهید؟ عرض می کنند اگر بهتر از این مقام هست، ما طالب هستیم؛ خدای متعال پرده را کنار می زند و آنها وارد مقام رضوان می شوند. مقام رضوان یعنی محبت خدا را به خودشان می چشند.

یک بار ما از خدا راضی می شویم خدا را دوست داریم، یک بار خدا از بنده راضی می شود و بنده را دوست دارد و طعم محبتش را به بنده می چشاند. وقتی اینهایی که غرق در بهشت هستند در جوار پروردگار محبت خدا به خودشان را می چشند اقرار می کنند می گویند خدایا «رضاک عنا و محبتک لنا خیر لنا و اطیب مما نحن فیه»(8) رضایت تو از ما محبت تو بر ما از همه درجات بهشت بهتر است هم بهتر است هم شیرین تر و این مقام رضوان است. مقام رضوان فوق همه درجات بهشت است؛ یعنی انسان به جایی می رسد که خدا او را دوست می دارد و طعم محبت خدا را می چشد، همه درجات  بهشت نازله این مقام هستند.

مرحوم علامه طباطبایی ذیل همین آیه سوره مبارکه توبه می فرماید این رضوان من الله که بالاتر از همه درجات بهشت و فوز عظیم است، مال کسانی است که «قَوْمٌ عَبَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حُبّاً لَهُ» بودند. آنهایی که وقتی شب بیدار می شدند کاری با بهشت نداشتند می گفتند خدایا چون تو دوست داری ما بلند شدیم و در واقع شوق خدا از خواب بیدارشان می کرد.

در روایت است که موسی کلیم چهل شب به طور رفت آن اربعین موسی کلیم که از اول ذی القعده تا دهه ذی الحجه است، در این چهل شب نه خورد نه خوابید نه آشامید و نه خسته شد و نه گرسنه شد نه تشنه شد؛ چون خدای متعال به او وعده دیدار داده بود. آنهایی که مشتاق خدا هستند محبت خدا با آنها این کار را می کند؛ آنهایی که مشتاق خدا هستند یک جرعه از محبت خدا را می چشند از این عالم تا قیامت مشغول هستند؛ اصلاً نمی فهمند برزخ چطور گذشته سختی برزخ ندارند. در روایات میفرماید تا می آید دانه های تسبیح را جمع کند به او می گویند قیامت برپا شده و تمام شده و می گویند بفرمایید در بهشت.

آن چیزی که خدا از ما می خواهد و ما را آورده در این دنیا این است که همه جوارج و جوانج ما به بهترین شکل کار کند. دوستی مان بشود بهترین دوستی. بهترین نگاه کردن، بهترین خوردن و خوابیدن و پوشیدن و نگاه کردن که بهترین اینها این است که آدم برای خدا نگاه کند. خدا دوست دارد، انسان به مقام محبت برسد و محبت های دیگر از دل او خارج شود. انسان آنگونه شود که قرآن می فرماید «كاَنُواْ قَلِيلًا مِّنَ الَّيْلِ مَا يهَْجَعُونَ * وَ بِالْأَسحَْارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»(ذاریات/17) که اینها شب یک چرتی دارند و سحرها مشغول استغفار هستند، نصف شب که می شود از بستر کنده می شوند نه اینکه بیدار می شوند، پهلویشان را از بستر می کنند، خوف و طمع در محبت خدا و در ثواب الهی و در قرب الهی اینها را بی قرار کرده و خواب ندارند.

در روایتی داریم که نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ظاهراً بعد از نماز صبح بود، دیدند جوانی خسته است. فرمودند چطوری شب را به صبح آوردید گفت «أَصْبَحْتُ‏ يَا رَسُولَ اللَّهِ مُوقِنا»(9) خدای متعال انوار یقین را در قلب من نازل کرده اهل یقین هستم؛ یقین به بهشت و جهنم و یقین به رحمت خدا و عذاب الهی؛ حضرت فرمودند هر چیز علامت دارد علامت یقین چیست گفت رنگ زرد و اندام نحیف شده ام. گفت یا رسول الله شب تا صبح خواب ندارم گویا بهشت و جهنم را می بینیم و بهشتی ها و جهنمی ها را می بینم بگویم بهشتی های مجلس چه کسانی هستند و جهنمی های مجلس چه کسانی هستند؟ الان دارم می بینیم؛ حضرت فرمود درست می گوید؛ کانه او را ساکت کردند بیش از این دیگر لازم نیست، گفت آقا دعا کنید شهید بشوم حضرت دعا کردند در جنگی که پیش آمد بلافاصله شهید شد.

این مهم است که انسان به جایی رسد که چشم دل باز بشود و محبت خدا بیاید همه دنیا در نظر انسان کوچک بشود و خدای متعال در دل انسان بزرگ بشود. این جایی است که ما باید به آن برسیم و اخلص عملا بشویم. پس خدای متعال شما را آفریده که بشوید «احسن نیتاً» نیت شما درست بشود همه کارتان برای محبت خدا باشد ترک تان اخذتان هر کاری می کنید برای خدا باشد.

بیان مقام خلت و ارتباط آن با محبت و نیت

در ادامه همان روایت که ابتدا عرض شد جمله ای امام صادق در آن روایت فرمودند که نیت همان شاکله است؛ اگر شاکله وجودیتان شد محبت سرشت و هر کجای وجودتان را که باز می کنند محبت است. خلیل الرحمان را به این دلیل به حضرت ابراهیم می گویند که سراسر وجوش محبت خدا بود. اما خلت و خلیل شدن یعنی چه؟ وقتی هیزم را می سوزانند زغال می شود بعد این زغال، قرمز می شود. این زغال در واقع بجایی می رسد که هر چه قدر در آن نفوذ کنی آتش می یابی. این حالت را خلت می گویند؛ کسی که در محبت خدا به این حالت می رسد که هر کجای وجودش را بشکافی؛ زبانش را چشم و گوش و سرش را، محبت خدا می بینی. خداوند می خواهد که ما خلیل الله باشیم، او را دوست بداریم و غیر خدا را دوست نداریم؛ همه دنیا را برای خدا بدهیم.

در مورد حضرت ابراهیم ملائکه به خداوند گفتند خیلی احترامش می کنی خب همه چیز به او داده ای و او هم تو را دوست دارد. خداوند برای امتحان جبرئیل را فرمان داد که پایین برو و نام من را ببر. مخفیانه آمد و ذکر خدا گفت به این ذکر که «سبوح قدوس رب الملائکه و الروح»(10) ابراهیم خلیل در حال چوپانی وقتی این مناجات عاشقانه با خدا را شنید؛ فرمود چه کسی هستی؟! یک بار دیگر بگویی نصف مالم برای تو است. جبرئیل تکرار کرد. فرمود اگر یک بار دیگر بگویی همه اموالم برای تو؛ بار دیگر تکرار شد و فرمود یک بار دیگر بگویی خودم غلامت می شوم؛ کسی که این جور خدای مرا دوست دارد من خودم غلامش می شوم؛ بار سوم که جبرئیل ذکر گفت ابراهیم(ع) فرمود: که هستی؟! خودم غلامت هستم. این می شود خلیل و خدا از ما این را می خواهد که ما خلیل و محب بشویم و محبت خدا را در دلمان بیاوریم. وقتی محبت خدا در دلمان آمد نگاهمان به عالم عوض می شود و همه را دوست می داریم؛ همه به ما بدی هم که بکنند ما در حقشان دعا می کنیم.

رسول الله(ص) اینگونه بود. سنگش می زدند دعا می کرد و می فرمود «اللهم اغفر قومی» خدایا بر آنها ببخش که آنها نمی فهمند چه می کنند. هیچ وقت نفرین نکرد و همیشه بر زبانش دعا بود. این مقام محبت است؛ اگر محبت خدا آمد انسان طالب همه می شود و همه را دوست می دارد به همه احسان می کند. به او بدی هم کنند در حقشان خوبی می کند. نه به دیگران بدی می کند و نه اینکه اگر کسی  به او بدی کرد به او بدی می کند؛ بلکه کسی به او بدی کرد در حقش خوبی می کند.

شرط رسیدن به مقام چنین خلوص و خلت و محبت؛ رسیدن به بیوت انبیاء و اولیاء خدا

این آن چیزی است که خدا از ما توقع دارد. حال چه طور می شود به این مقام رسید؟! چه جور می شود آدم همه وجودش خدا شود؟! بازارش، مسجدش، خوابش خدا شود؟! خدای متعال می فرماید من انوار هدایت و انوار توحید و معرفت و محبت خودم را در خانه هایی نازل کرده ام؛ اگر خودتان را به این خانه ها رساندید تجارتتان هم ذکر می شود؛ و اگر خودتان را به این بیوت نرساندید عبادتتان هم بوی دنیا می دهد. فریقین این را نقل کرده اند که اگر کسی هزار سال بین رکن و مقام نماز بخواند، اگر وارد این بیوت و خانه ها نشده باشد، نمازش او را نجات نمی دهد؛ ولی اگر وارد این خانه ها شد تجارتش هم او را به خدا می رساند.

به جوانهای عزیز عرض می کنم این آیات 35 و 36 سوره مبارکه نور را حفظ و بر آن مداومت با خلوص داشته باشید؛ خصوصا بعد از نماز و قبل از خواب؛ که قلوبتان را نورانی خواهد کرد انشالله و آثارش را خواهید دید. در این آیات خدای متعال توضیح داده که «الله نور السماوات و الارض»(نور/35) یعنی هدایت همه عالم با خداست. او نور هستی است این آیه بیان شبکه هدایت است که خدا چه طور هدایت می کند، می فرماید هدایت و نور الهی در جایی متمثل شده است. آن مثل را پیدا کنید. آن نور در یک چراغ دان متمثل شده است و در آن چراغی روشن شده است. روایتی در توحید صدوق است که فرمود مثل نور خدا پیامبر است؛ این نبی اکرم همه انوار هدایت خدا در وجودش محقق شده و این چراغدان اهل بیت هستند؛ بعد خدا می فرماید این نور الهی را ما در خانه هایی آورده ایم که خدای متعال اجازه داده در این خانه ها رفعت پیدا بشود.

در روایات داریم که ائمه فرموده اند که: سقف خانه های ما به عالم بالا یعنی عرش و فوق عرش متصل است. بقیه خانه ها سقفش در این همین دنیاست. هر که می خواهد در مقامات معرفت و محبت و توحید و اخلاص در نیت برود بالا برود و رفعت پیدا کند به این خانه ها بیاید که فرموده است: «فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فی اسمه»(نور/36)

ذکر خدا خیلی مقام مهمی است. در ادعیه می گوییم خدایا تو به ما اجازه دادی که ما از تو بخواهیم. این خیلی مقام مهمی است که به ما اجازه بدهند از او بخواهیم؛ ما کجا و خدا کجا! خدای متعال می فرماید اگر کسی در این خانه ها آمد، ما در این خانه اجازه رفعت و ذکر داده ایم. هر که می خواهد یاد خدا باشد؛ به محبت خدا برسد، پایش را در این خانه ها بگذارد. «یسبح له فیها فی الغدو و الاصال رجال لا تلیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقاموا صلاة و ایتاء الزکاة» (نور/ 37) صبح و شب یک مردانی در این خانه ها مشغول عبادت و تسبیح هستند اینها کسانی هستند که دائماً مشغول به خدا هستند هیچ تجارتی آنها را از خدا و نماز غافل نمی کند.

بعضی نماز که می خوانند و به معراج می روند وقتی سلام نماز را می گویند و تمام می کنند، قلبشان هنوز در نماز است. در بازار هم که می روند مشغول نماز هستند. قرآن می گوید: «الَّذينَ هُمْ عَلى‏ صَلاتِهِمْ دائِمُون»(معارج/23) ولی یک عده ای در نمازشان هم در بازارند. اگر کسی می خواهد احسن عملا و اصوب عملا و اخلص عملا بشود و به محبت خدا برسد و همه کارهایش برای خدا باشد و به مقام رضوان در روز قیامت برسد، باید به این خانه ها وارد شود؛ با ورود به این خانه ها دیگر تجارت هم او را از خدا غافل نمی کند. در بازار و اداره و آشپزخانه و خواب با خداست و غفلتی او را نمی گیرد.

پس اگر کسی می خواهد به مقام اخلاص برسد باید به این خانه ها بیاید و در خارج این خانه ها اخلاص و محبتی نیست؛ ما با پای خودمان نمی توانیم به طرف خدا برویم؛ باید ما را به طرف خدا ببرند. این که می گویند «مثل اهل بیتی کمثل سفینه نوح» یعنی همین. ما باید فقط خودمان را به این کشتی برسانیم و سوار بشویم؛ وقتی سوار شدیم کار تمام است، اگر در این خانه ها وارد شدید بارتان بسته شده است.

بررسی بیوت اولیاء خدا و اشاره به حرم امام رضا ع و ثواب زیارت ایشان

اما این بیوت کجاست؟ حرم امام رضا(ع)؛ یکی از این بیوت همین حرم مطهر است. همین مُلک و جسم حرم، عالم ملائکه است؛ ملائکه بطور مستمر در این حرم رفت و آمد می کنند. اما باطن این حرم چه مقاماتی که ندارد. ما بر درب حرم امام(ع) که می رسیم در اذن دخول آن می گوییم: خدایا من درب یکی از خانه های پیامبر تو ایستاده ام؛ بیت النبوه است و حقیقت نبوت در این خانه است هرچه در عالم غیب آمده در این خانه است. البته اگر کسی بخواهد وارد شود باید در خانه امام با تواضع و خشوع و ادب سرش را زیر بیاندازد و از همه چیزش هم بگذرد. که فرمود «وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّدا»(بقره/58)

روایات در باب زیارت امام رضا در باب زیارت سید الشهدا فراوان است فرمود کسی ممکن است ــ همه اینطور نیستند ــ کسی ممکن است یک زیارت امام رضا کند، ثواب هفتاد هزار حج و بالاتر برایش باشد؛ می دانید هفتاد هزار حج یعنی چه؟ یعنی هفتاد هزار سال عمر کند و هر سال هم برود حج و حجش هم مقبول باشد؛ می دانید حج چیست؟ یک نفر از حج جا مانده بود به حضرت عرض کرد آقا خیلی پول دارم چقدر بدهم ثواب حج را به من بدهند؟ فرمود به اندازه این کوه ابو غبیث طلا و نقره بدهی ثواب حج را به تو نمی دهند؛ حج این است.

فرمود یک زیارت امام رضا می تواند ثواب هفتاد هزار حج را داشته باشد. حج فرار الی الله است که قرآن می گوید: «ففرّوا الی الله»(ذاریات/50) فرار از شرک به سوی توحید و فرار به سوی خداست. پس حج چنین عظمتی دارد؛ روایت از موسی بن جعفر در کامل زیارات است که یک زیارت امام رضا و یک شب خوابیدن کنار امام رضا ثواب هفتاد هزار حج را می تواند داشته باشد؛ چون همه عبادات دیگر سبیل هستند و ما را به وادی ولایت می رسانند؛ با زیارت انسان وارد خود بیت النور شده است؛ نماز شما را به بیت النور می رساند لکن امام رضا خود این بیت النور است. خانه نور الهی است و چراغ هدایت خدا در وجود ایشان است. پس حرم امام رضا ع چنین فضیلتی بر دیگر مکانها دارد. و روایاتش هم یکی دو تا نیست که انسان بخواهد تردید کند.

فضیلت شب قدر

همین فرق را شب قدر با بقیه شبها دارد؛ شب قدر مثل حرم امام رضاست؛ شب قدر ظرف نزول قرآن است؛ شب قدر ظرف تجلی امیرالمومنین است. همین طور که در این حرم نور الهی است در شب قدر هم نور الهی است. «انا انزلناه فی لیلة القدر» نور قرآن در شب قدر است.

این که شب قدر این چنین شب بزرگی است بخاطر این است که (مثل حرم امام می ماند) یک قدم بردارید در بهشت هستید. جناب حر سلام الله علیه تا یک لحظه قبل عاشورا در قعر جهنم بود و بعد از ریخته شدن خون سید الشهدا اگر هزار سال هم نماز می خواند دیگر به درد نمی خورد؛ ولی یک لحظه خودش را به امام حسین رساند که از هزار سال عبادت افضل است؛ این می شود شب قدر؛ شب قدر شب تصمیمهای بزرگ است؛ خدای متعال در مقابل عمر طولانی که به امت های قبل داده بود به وجود نبی خاتم عنایت کرده و شب قدر را داده است.

البته رسیدن به مقام اخلاص در محبت، خیلی پیچ و خم دارد. آدم چشمش را می خواهد حفظ کند و گناه نکند و نامحرم را نبیند، بسیار سخت است؛ و این تازه یک گوشه بندگی و عبادت است. آدمی اگر چشم و گوش خودش را بست، هنوز کاری نکرده و اول کار است. بعد تازه نوبت کنترل گوش است که می خواهی آنرا ببندی و حرام نشنوی بسیار سخت است. گوش انواع و اقسام گناه دارد مانند شنیدن غیبت و دروغ و الحان حرام و لهو. بعد زبان است که آدم می خواهد زبانش را ببندد و غیبت نکند چقدر سخت است. تازه همه اینها که چیزی نیست و ریشه اینها صفات بد است؛ آدم اگر حسد خودش را ریشه کن نکند بعد از استغفار از غیبت باز جای دیگر غیبت می کند. و این مبارزه با حسادت گاهی 20 سال زحمت می خواهد. بعد حسد را که ریشه کن می کنی تازه نوبت بخل است. بعد هم تکبر و جبن و تعلقات به دنیا و... لذا این اخلاص در عمل اصلا آسان نیست.

دقت در شب قدر و راه طولانی را رفتن بوسیله همراهی معصوم(ع)

خدای متعال این شب قدر را گذاشته که بهتر از هزار ماه است. باید آنرا از دست نداد. یعنی می شود در این شب یک کاری کنید بیش از هزار ماه جلو بروید. اما این کدام کار است؟ همان کاری که حر در کربلا کرد. یک تصمیم بزرگ بگیرید که همه وقت نمی شود این تصمیم را بگیرید. شب قدر حر عاشوراست. در عاشورا می تواند این تصمیم را بگیرد نه فردای آن و نه دیروزش. شب قدر شبی است که می شود یک تصمیم بزرگ را گرفت.

شب قدر شب امیر المومنین است؛ شب حضرت زهراست و یک شعاعی از حضرت زهرا که لیلة القدر هستند هر سال در این شب در عالم تکرار می شود؛ اگر یک گردی از آن شعاع به وجود انسان بنشیند تمام می شود؛ خودتان را بیاندازید در دامن امام زمان مثل حر که همین کار را کرد؛ تصمیم بگیرید یک لحظه پشت به این دنیا کنید؛ اگر این اتفاق افتاد به شب قدر رسیدید.

شب قدر یعنی شب اخلاص در محبت و البته از آن طرف باید یک جلوه ای بیاید؛ التماس کنید. جناب یوسف یک جلوه خدایی به زنان مصر نشان داد، دستانشان را بریدند. یک جلوه امام رضا امشب در قلبتان تجلی کند، همه «ما سوی الله» را فراموش می کنید. شب قدر شب کارهای کوچک نیست، شب کار بزرگ است؛ اگر امشب باید صله کرد صله به امام است، صله به آن «الرحمة الموصوله» است؛ به سرچشمه باید وصل بشوید اگر وصل شدید بقیه کارها درست می شود؛ نمازتان درست می شود. آدم اگر بخواهد نمازش را درست کند؛ به آن شکلی که امام در آداب الصلاة فرمودند باید 40 سال زحمت بکشد؛ ولی اگر امشب پایتان به خانه امام رضا باز شد نمازتان درست می شود، روزه و زکاتتان درست می شود.

خدا شب قدر را برای همین گذاشته است، برای وصل شدن به امام؛ خودتان را به امام برسانید؛ فردا شب این چنین فرصتی فراهم نیست. یک عده ای یک سال زحمت می کشند و شبها نمی خوابند که شب قدر را درک کنند؛ ولی من بیچاره ای که همیشه خوابیده ام چه کنم؟! سرمایه ام چیست؟! سرمایه امشب ما امیدواری به خداست؛ به خدا حسن ظن داشته باشید، خدای متعال می تواند در همین لحظه عنایت کند و درهای ولایت امام رضا در حرم امام رضا به رویتان باز شود.

شما عزیزانی که آمدید در بیت النور امام رضا هر کجا نشسته اید فرق نمی کند و دور و نزدیک ندارد. شما به طرف امام رضا(ع) آمده اید. مرحوم آیت الله العظمی بهاء الدینی مشهد می آمدند و از همان دور در مسجد گوهرشاد یک سلامی می دادند و وصل می شدند و می رفتند. هر کجا باشید حرم است و نگران نباشید که کنار ضریح هستید یا در صحن ها. امام رضا(ع) کنار شماست و بی شک شما را می بیند.

عبد الله بن زیاد به وجود مقدس ثامن الحجج عرض کرد گفت آقا من و اهل بیتم را دعا کنید؛ حضرت فرمود خیال می کنید ما شما را دعا نمی کنیم؟ ما همه شما را می بینیم. تعجب کرد. حضرت فرمود مگر قرآن نخوانده اید که: «قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون»(توبه/105) یعنی هر کاری دلتان می خواهد بکنید ولی بدانید خدا می بیند؛ رسول و مومنین هم می بینند؛ فرمودند مومنین ما اهل بیت هستیم. هر کجای عالم که باشی ائمه ما را می بینند؛ اینجا که شما فاصله کمی با ضریح فاصله دارید؛ اصلا غصه نخورید که به ضریح مثلا نرسیدید. اتفاقاً اینهایی که بیرون نشسته اند و غصه می خورند چرا در حرم نیستند ثوابشان بیشتر است؛ اینها مثل کسی هستند که می روند زیارت مومنی و او خانه نیست. خدا فرموده چنین کسی دو تا ثواب می برد؛ هم زحمت کشیده و به زیارت رفته و هم مومن را ندیده و دلش می سوزد که چرا نبود. آنها هم که کنار ضریح می رسند دو تا ثواب به آنها می رسد؛ ثواب آمدن و هم ثواب زودتر آمدن.

عمل امشب یک کلمه است؛ خودتان را به امام رضا برسانید. به بهترین وجه درخواست و التماس کنید و امیدوار باشید به خدا و به ولی خدا که یک اشاره می کند و قلبتان را می گیرد و کار تمام می شود؛ سیدالشهداء یک نگاه به حر کرد و کار تمام شد. امشب چنین شبی است. در بهشت باز است؛ پایتان را در بهشت بگذارید که اگر درب بهشت را بستند دیگر راحت باز نمی شود، باید یک سال دیگر صبر کنید. فرمود اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشد منتظر عرفه باشد.

بهره های فراوان در این شب ها با همراهی با سیدالشهداء و بکاء بر ایشان

شب سوم امیر المومنین(ع) و شب زیارت مخصوص سیدالشهداست. یک راه برای ورود و سلوک به وادی توحید هست که ردخور ندارد. ما سه ماه رجب، شعبان و رمضان را داریم. رجب مقدمه شعبان است و شعبان مقدمه ماه رمضان. و ماه رمضان هم مقدمه قدر است؛ در ابتدای ماه رجب در زیارت مخصوص سیدالشهداء در این ایام می گویید «لبیک داعی الله» یعنی آقا جان شما دارید ما را صدا می زنید. ایشان صدا می زند و هل من ناصرش بلند می شود. ایشان می گوید کیست که بیاید من دستش را بگیرم؟! امام حسین روز عاشورا وقتی «هل من ناصر» گفت، اگر همه این سی هزار نفر می آمدند، همه را حر می کرد. از امام حسین(ع) این کار بر می آمد. امام حسین امشب می تواند همه ما را حر کند در یک لحظه مرد باشیم تصمیم بگیریم. ایشان سریعترین کشتی نجات است که فرمود: «سفینه الحسین اسرع».

انشاءالله با کشتی امام حسین امشب برویم که زود درها به رویتان باز می شود. اگر یک قطره اشک از روی محبت امام حسین(ع) بریزید چه بهره ها که برده اید. در روایت فرمود: همین که نیت بکاء می کنید گناهانتان آمرزیده می شود؛ اشکتان که افتاد جهنمتان خاموش می شود و... این امام حسین است. محب امام حسین با امیدواری به حضرت اگر وارد وادی ولایت و توحید شود، هرچه قدر هم گناه داشته باشد مانند حر دست او را می گیرند. عمل و خطای ما از حر که بالاتر نیست. ولی حضرت چنین جایگاهی به او دادند. لذا امشب امیدوار باشید. السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت به فنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم. السلام علی الحسین...

پی نوشت ها:

(1) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 16

(2) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏97، ص: 362

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 55

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 456

(5) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 303

(6) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 302

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 84

(8) تفسير العياشي، ج‏2، ص: 96

(9) الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 53

(10) تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏3، ص: 552