نسخه آزمایشی
چهارشنبه, 17 آذر 1400 - Wed, 8 Dec 2021

همایش عدالت و سلامت / توسعه نظام سلامت بر محور عدالت و مبانی؛ توجه به عینیت و حذر از انفعال در مقابل تمدن مادی

متن زیر سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین میرباقری است که در 8 آذر سال 92 در سمينار «چشم انداز سلامت» كه در شيراز برگزار شد حضور يافتند و در جمع اساتيد و صاحب نظران اين حوزه، به  مسأله عدالت در سلامت پرداختند. ايشان در اين سمينار، مسأله عدالت در سلامت را در چارچوب مدل توسعه، قابل بررسي دانستند و افزودند سرمشق قراردادن الگوي توسعه غربي، موجب ناكامي در دست يابي به اهداف مي شود. ايشان در ادامه به بسترهاي لازم براي نظريه پردازي در حوزه هاي مختلف و از جمله عدالت در سلامت پرداختند.

ابتدای بحث در مورد فضاي پژوهشی كشور مقدمه ای تقديم می كنم. از مجموع تلاش هايي كه در زمينه هاي مختلف، چه در مراكز آكادميك و چه دانشگاه ها و پژوهشگاه ها و همچنين حوزه هاي علميه اتفاق افتاده است، مي توانم اين بشارت را بدهم كه مرزهاي دانش جديد در حال شكسته شدن است. مقصودم فقط اين نيست كه دانشمندان كشور ما توفيق يافته اند كه در بسياري از رشته هاي  علمي به قله هاي آن علم نزديك بشوند و يا شايد قله ها را فتح كنند؛ بلكه بيش از آن مقصودم اين است كه تك صداييِ در جهان علم، در حال شكسته شدن است و تفكر و انديشه ی در پارادايم جديد، آغاز شده و اين امر موجب خرسندي است و منتهي به توليد دانش هاي جديدِ مبتني بر مباني ديگري، خواهد شد. من مقالات همين همايش را كه مطالعه مي كردم به اندازه اي كه ديدم، در عين اين كه مقالات بسيار عالمانه و محققانه بود، برخي از اين مقاله ها هم قدم به اين عرصه هاي جديد گذاشته بودند و نوآوري هايي را در زمينه سلامت و دانش هاي وابسته به او و موضوعات پيوسته به سلامت داشته اند كه در واقع دانش مدرن و ادبيات رايج را به چالش مي كشيد. انشاء الله اين نشست ها و جمع محققان و اساتيد، هم مبدأ حل مشكلات به روز ما بشود و ما غافل نشويم از چالش هايي كه امروز با او درگير هستيم و هم اين كه ناظر به افق هاي آينده و افق گشايي در عرصه سلامت باشد.

نكته اولي را كه جا دارد تقديم كنم، اين است كه توجه به بحث سلامت در ادوار مختلف زندگي بشر وجود داشته است، ولي به ميزاني كه ابزار و منطق مطالعات ما دقيق تر و فرانگرانه تر شده و امكان نگرش جامع به موضوع را فراهم كرده، طبيعتا پرداختن به موضوع زواياي جديدي پيدا كرده است. علاوه بر آن كه واقعيتِ نياز به سلامت هم، در فرآيند توسعه و پيشرفت و تعالي اجتماعي دستخوش تحول شده و نيازمندي هاي جديدي را پيش روي ما قرار داده است. لذا در دنياي امروز بحث سلامت يكي از مولفه هاي اساسي بحث پيشرفت پايدار است؛ يعني نگاه ما به سلامت بايد در ضمن الگوي توسعه پايدار اتفاق بيافتد. غفلت از پارادايم حاكم بر الگوي توسعه، يا موجب مي شود كه ما به توفيق در برنامه ريزي سلامت دست پيدا نكنيم و يا آن كه از پارادايم هاي مسلط جهاني منفعل بشويم. به همين دليل گرچه ما ناچار هستيم كه در پرداختن به بحث سلامت تصويري كاملا جامع و كاربردي از موضوع و اهداف سلامت به دست بدهيم و نمي توانيم به بحث هاي كلي و ذهني اكتفا بكنيم؛ اما بحث هاي نظري نبايد مانع پرداختن به الگوهايي براي تحقق سلامت در جامعه بشوند و رهزن اين ميدان نبايد باشند. اما به همين اندازه هم بحث هاي كاربردي و ارائه يك تصوير جامع كاربردي، نبايد ما را از توجه به مباني سلامت و دانش هاي وابسته به او و مباني وابسته به او غافل كند.

شما عنايت داريد عرصه هايي كه هم اكنون در تحقيقات كنوني، مرتبط با بحث سلامت هستند، عرصه هاي بسيار فراواني هستند. از جمله موضوعاتي كه از مباحث پيراموني سلامت است، دانش هايي است مثل روان شناسي، مديريت، اقتصاد، دانش هاي پيراموني تغذيه و زيست شناسي، پزشكي، اخلاق، اخلاق پزشكي و عدالت، كه ما نمي توانيم در يك پيوستار مجموع اينها را به صورت هماهنگ مطالعه نكنيم. در موضوع خود عدالت و ارتباط عدالت با سلامت و در عدالت پژوهي، باز ما با دانش هاي متفاوتي روبرو هستيم. با دانش هايي از مقوله فلسفه اخلاق، فلسفه سياسي، معرفت شناسي و از اين دست دانش ها. بنابراين عنايت مي فرماييد كه پرداختن به اين موضوع مهم كه حقيقتا از اساسي ترين مولفه هاي توسعه اجتماعي است، منوط به يك نگرش جامع و هماهنگ در همه اين حوزه هاست و به همین دلیل است که يكي از زواياي برنامه ريزي و الگوپردازي در حوزه جامعه پايدار هست. عدالت در عين اين كه يك مطلوب فطري براي انسان ها است، اگر ما نتوانيم به الگوهاي تحقق عيني عدالت دست يابيم تبديل به يك آرمان و آرزو خواهد شد.

خروجی های بحث عدالت و سلامت / نگاه مارکسیستی و لیبرالیستی

در دنياي معاصر ما در عين نگرش هاي متفاوتي كه در موضوع عدالت و سلامت وجود دارد، افزون بر نگرش هاي كلاسيك، مثل نظريه هاي فلسفه كلاسيك در باب عدالت و يا فلسفه هاي نوين غربي مثل انديشه هاي هيوم و كانت و ديگران و يا حتي نگرش هايي كه مبتني بر عدالت اجتماعيست؛ دو خروجي بيشتر نداشته است. همه آن مباحث نظري و ادامه آن در حوزه علوم انساني دو خروجي داشته، يك خروجي عملي در ميدان عدالت و سلامت، نظريه هاي ماركسيستي و سوسياليستي بوده كه خودشان را عهده دار تحقق عدالت مي دانستند و معتقد بودند كه در مقابل نظام سرمايه داري از عدالت جهاني دفاع مي كنند. آن نظريه كه در عمل شكست خورده و شكست آن مي تواند منتهي به يأس جامعه جهاني از تحقق عيني عدالت و روي آوردن به نظام سرمايه داري بشود. شايد نظريه پايان تاريخ كه از سوي برخي از فيلسوفان اجتماعي غرب بعد از فرو پاشي شوروي مطرح شد، ناشي از همين درك باشد كه جهان مجبور به تسليم حركت در مسير اتوبان يك طرفه نظام سرمايه داري است. مكتب دومي كه عدالت را در عينيت تعريف مي كند و مديريت تحقق عدالت و سامان دهي عدالت را در عرصه هاي مختلف از جمله سلامت در جامعه جهاني عهده دار است، مكتب سرمايه داريست كه چهره اقتصادي ليبرال دموكراسي است. اين مكتب مبتني بر مفروضات اساسي فراوان و داراي يك پارادايم نسبتا روشن براي تحقيق در موضوعات است.

در نگاه مكتب سرمايه داري، انسان به عنوان يك منبع ثروت و توليد ثروت مورد توجه قرار مي گيرد؛ يعني فرآيند رشد سرمايه، تبديل به توسعه سرمايه داري شده است. تفاوت حاصل شده اين است كه در مسير توسعه سرمايه داري، تمامي تحولات اجتماعي بايد در خدمت توسعه سرمايه باشند. از جمله توسعه انساني نيز بايد در خدمت توسعه سرمايه قرار بگيرد. بانك، و بانك هاي مركزي و شركت ها و پول اعتباري، سلول هاي تحقق بخش اين پيكره هستند كه همه شئون حيات انسان را به نفع توسعه سرمايه مصرف مي كنند. يعني در اين نگاه انسان يكي از منابع بلكه مهمترين منابع توليد ثروت بالفعل است. همان طور كه مي توان مواد طبيعي را استحصال و فرآوري كرد و توليد ثروت نمود، مي توان با استحصال سرمايه هاي بالقوه انساني نیز، ثروت توليد كرد. به همين دليل در رشته هاي مختلف مديريت، از مدیریت انسانی گاهي تعبير به مدیریت منابع انساني مي شود، كه انسان يكي از منابع توليد ثروت و سرمايه است.

نتيجه امر اين شده كه توسعه سرمايه، اصل است و پرورش انسان و تربيت او، تابعي است از توسعه سرمايه. به عنوان مثال همانطور كه شما در صنعت، نيازمندي هاي خودتان را سفارش مي دهيد؛ مثلا به مهندسي متالوژي توصيه مي كنيد ماده اي را با نقطه مختصات مشخص، براي شما فراهم كند؛ همان گونه برای كوره هاي بزرگ ذوب آهن، به علوم انساني سفارش مي دهيد كه انسان متناسب با كارخانه و چرخش سرمايه را تربيت بكند. همان گونه كه سوخت فسيلي، تبديل به كربن مي شود و در اين فرآيند يك انرژي حركتي ايجاد مي شود و چرخ ماشين با آن به حركت در مي آيد، تبديل عواطف انساني و اختلاف پتانسيلي كه بين آن ایجاد می شود، منتهي به توليد ثروت مي شود. اين نگرش به انسان هست. فرقي هم بين اقشار مختلف نيست و تفاوتي هم بين صنوف مختلف جامعه جهاني نيست. نگرش كلي در نهايت اين است اگر از صحبت از حقوق انسان و دفاع از امنيت انسان و عدالت اجتماعي و عدالت در سلامت و امثال اينها مي شود، ذيل تأمين منافع سرمايه است. يعني اگر نزاع بين نماينده سندي کارِ كارگري با صاحبان سرمايه بشود، بي ترديد نظام حقوقي مدرن از طرفداران سرمايه، براساس چارچوب سود سرمايه دفاع خواهد كرد. اين واقعيت عدالتي است كه در تحقق عيني ما با آن روبرو هستيم.

سرمشق قرار دادن الگوی توسعه غربی!

من به دنبال ناديده گرفتن ضعف هاي خودمان و يا پرده پوشي بر ضعف هاي خودمان با دست گذاشتن بر ضعف هاي نظام سرمايه داري و نظام مدرن نيستم. نمي گويم ما مشكل نداريم و دچار مشكلات مضمن در حوزه عدالت و سلامت نيستيم، ولي اين را هم بايد توجه داشته باشيم كه الگو  و سر مشق قرار دادن الگوي توسعه غربی، كه مبتني بر ده ها دانش پشتيبان از جمله فلسفه هاي مختلف، فلسفه هاي اجتماعي و فلسفه هاي پايه است، ما را در رسيدن به اهداف خودمان ناكام خواهد گذاشت. بنابراين توصيه حقير اين هست در عين اين كه ما بايد تلاش كنيم كه نظريه پردازي در حوزه سلامت مبتني بر عدالت را، به يك نقشه جامع كاربردي منتهي بكنيم تا عملياتي و كمي سازي بشود، بايد تلاش كنيم كه اين حركت در چارچوب علوم پشتيبان و مبتني بر فرهنگ اسلام، اتفاق بيافتد. غفلت از اين امر و تكيه كردن به دانش هاي پشتيبان غير ديني و سكولار، به خصوص در حوزه علوم انساني كه سلامت به شدت به آن پيوسته است و ارتباط تنگاتنگ با مقولات حوزه علوم انساني دارد؛ نه تنها ما را به نتيجه نمي رساند، بلكه بحران هاي اجتماعي ما را هم افزايش مي دهد. ما با همه پيشرفت هايي كه در شاخص هاي توسعه اجتماعي داشته ايم، احساس مي كنيم كه سلامت رواني جامعه پيشرفت چنداني نداشته و يا شاخص هايش منفي بوده است. اين ناشي از همين است كه ما در الگوهاي سلامت و قبل از ان در الگوهاي توسعه اجتماعي چشم بسته از الگوهاي توسعه غربي تبعيت كرديم.

ضرورت توليد نظريات پايه

ضرورت توليد نظريات پايه، مبتني بر يك ابرنظريه و بعد توليد منطق هايي كه بتوانند پيچيدگي موضوع را متناسب با آن مكتب و ابرنظريه بشناسند و موضوعِ مطالعه قرار بدهند، از گام هاي ضروري در اين مسير هست. فقدان فلسفه اي كه ناظر به تحقق عيني حركت و شدن باشد و فقدان فلسفه اي كه ناظر به تكامل اجتماعي باشد، ما را از دخالت موثر در عرصه توسعه منع خواهد كرد. يعني اگر ما نتوانيم نظريه هاي پايه پشتيبان الگوي توسعه را توليد بكنيم و نتوانيم تعريف جديدي از تكامل بدهيم، بي ترديد نمي توانيم در حوزه نظريه پردازي براي الگوي پيشرفت و توسعه، به نظريات جديد دست بيابيم. در حوزه تعالي سلامت و پيشرفت، ما بيش از آن كه مسائل جاري سلامت را حل و فصل مي كنيم، بايد به توسعه سلامت و تكامل سلامت اجتماعي و پيشرفت سلامت اجتماعي با همه عرصه هاي پيوسته به آن تدبير بكنيم و اين امر اقتضاء مي كند كه ما حتما يك ابرنظريه اي داشته باشيم كه نظريه پردازي در اين حوزه هاي به هم پيوسته را كه به صورت يك پيوستار عمل مي كنند، منسجم و هماهنگ كند و مبتني بر آن ابرنظريه، بايد نرم افزارهاي تحقيق داشته باشيم كه امكان تحقيق هماهنگ و داد و ستد هماهنگ بين تحقيقات را فراهم بكند. اگر روش تحقيق ما در حوزه هاي متفاوت، از مباني و پارادايم هاي مختلف تبعيت بكند، به دانش هاي هماهنگ نمي رسيم و محصول دانش هاي مختلفي كه در حوزه سلامت دخالت مي كنند متعارض خواهد شد. فرض كنيد اگر علوم پيوسته با اشتغال و اقتصاد مبتني بر تعريفي از عدالت و عدالت اقتصادي شكل بگيرند و ما سلامت اجتماعي را مبتني بر تعريف ديگري از عدالت سامان بدهيم، حتما چالشی بين الگوي اقتصادي و الگوي سلامت پيدا خواهد شد. ناچار ما نيازمند به يك نظريه راهنما و يك ابرتئوري هستيم كه بتواند نظريه پردازي در حوزه هاي مربوط به سلامت و عدالت را كه دانش هاي متفاوت و پيوسته اي هستند، هماهنگ كند و به دنبال آن، نيازمند به يك شبكه تحقيقات هستيم كه با در اختيار قرار دادن زمينه هاي تحقيقات، موضوع تحقيقات، مفاهيم توليد شده در حوزه هاي مختلف و امكان تعامل بين تحقيقات، گمانه زني در فضاي تحقيقات را در عرصه هاي مختلف، هماهنگ سازي كند.  نظريه راهنما، نرم افزار هماهنگ كننده روش تحقيق و مديريت شبكه تحقيقات، مي تواند به ما كمك بكند كه بتوانيم نظريه هاي عدالت اجتماعي از جمله عدالت در سلامت و سلامت مبتني بر عدالت را، از مبنا تا تعريف جامع كاربردي به انجام برسانيم. اميدوارم اين محفل و اين تلاش مباركي كه انجام گرفته در همين مسير ادامه پيدا بكند و در عين حل و فصل مسائل و مشكلات فراوان جاري حوزه سلامت، ساز و كارهاي جديدي را مبتني بر انديشه اسلامي در حوزه عدالت و سلامت فراهم بكند.

تعریف عدالت در مكتب های مختلف

عدالت در مكتب ليبرال دموكراسي و سرمايه داري، عدالتِ بعد از سودِ سرمايه است. به طور كلي اصولا مفهوم عدالت تبديل به مفهوم تعادل شده است. مفهوم عدالت مفهومي است اخلاقي اما مفهوم تعادل يك فن است كه همانگي عوامل و موازنه را نسبت به هدف، مورد مطالعه قرار مي دهد. لذا توسعه مادي هدف شده است و تعادل بين عوامل اجتماعي كه منتهي به توسعه مي شود به عدالت شناخته مي شود  و اخلاق تابعي از اين تعادل اجتماعي است. به تعبير ديگر عدالت به تبع روابط اجتماعي متغير تعريف مي شود. شما در فلسفه هاي جديد تحليل از عدالت را مطالعه مي فرماييد مي بينيد عدالت را از آن اطلاقي كه در دوره فلسفه كلاسيك داشته، انداخته اند و تبديل كرده اند به يك امر اعتباري متناسب با روابط اجتماعي. روابط اجتماعي، متناسب با تكامل تكنولوژي تغيير مي كند، بنابراين به تبع تكامل تكنولوژي اخلاق نیز تغيير مي كند. نسبيت اخلاق، تابع نسبت تكامل روابط اجتماعي است. تحول در روابط، تابع تكامل تكنولوژي است. تكامل تكنولوژي، تابع روابط مادي انسان با طبيعت و ارضاء نياز مادي است و تحت تأثير انفعال انسان از طبيعت شكل مي گيرد. بنابراين عدالت به مفهوم اخلاقي خودش رأسا از موضوعيت مي افتد. لذا نظريه هاي عدالت، در بسياري از حوزه ها ارتباط جدي با عدالت اخلاقي ندارد و صرفا به معني عدالت و تعادل اجتماعي متناسب با توسعه است. همچنين سلامت هم همينطوري است. انسان سالم چه انساني است؟ سلامت رواني و حتي سلامت فيزيكي انسان تعريفش چيست؟ مكاتب مختلفي وجود دارد و دانش ها مبتني بر این مكاتب شكل مي گيرند. اساتيد من خوب مي دانند در حوزه تغذيه، در حوزه طب و امثال اينها مكاتب مختلف فلسفي چگونه در دانش هاي وابسته به اين امر دخالت كرده اند.

بنابراين هم مفهوم سلامت و هم مفهوم عدالت در يك پارادايمِ شامل تر، كه مي تواند عدالت و سلامت را فراتر از توسعه جهاني مطالعه كند و به توسعه جهاني، به عنوان يكي از مولفه هاي تكامل اجتماعي نگاه مي كند نه به عنوان تمام مولفه، بايد بازتوليد بشود و بازتوليد كردن آن مبتني بر يك ابرنظريه پايه، ممكن است. توقعي كه از پژوهشگران و محافل  پژوهش در جمهوري اسلامي است، اين است كه  پژوهش ها متناسب با ادبيات انقلاب و بستر ايجاد اميد جديد، در جامعه جهاني بشود و اين تك صداييِ حاكم بر جهان علم را بشكند. من منكر تعامل مثبت با دنياي علم نيستم، اما به شدت با تكصدايي در جهان علم كه همه نظريات مبتني بر يك پارادايم، آن هم مبتني بر ايدئولوژي مدرن شكل بگيرند؛ هم من مخالفم هم تلقيم اين است كه همه اساتيد مخالف اند. بنابراين تلاش براي بازتوليد مفاهيم پايه مثل عدالت، سلامت و تحقيق در دانش هاي پيراموني آنها و توليد دانش هاي جديد مبتني بر پارادايم ديني و اسلامي، راه گشاي دستيابي به سلامت فراگير و عدالت در سلامت، آن هم بيش از مقياس ملي خواهد شد. ما هميشه نبايد به دنبال استفاده از توليدات ديگران باشيم. حتما بايد پي گيري كنيم به دانش هاي جديد دست بيابيم كه دنيا، در آينده خود از دانش هايي كه دانشمندان ما توليد مي كنند، در اين زمينه ها استفاده بكند و اميد جديد در جامعه جهاني براي تحقق عدالت فراتر از عدالت سرمايه داري حاصل بشود. والسلام عليكم و رحمه الله.