نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 16 ارديبهشت 1400 - Thu, 6 May 2021

جلسه اول حسینیه حضرت زهرا/ فضای ظلمانی و لهو و لعب دنیا و امتحانات سنگین الهی برای رسیدن به امام

متن زیر جلسه اول سخنرانی آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری در دهه اول محرم 99 به تاریخ 31 مردادماه می باشد که در حسینیه حضرت زهراء سلام الله علیها در منزل جناب شجاع فرد برگزار شده است. ایشان بیان می کنند که وادی دنیا بحر عمیقی است که در آن جمعیت فراوانی هلاک و غرق شدند. دنیایی که اهل سقیفه در مقابل دعوت نبی اکرم و عالم نور ایشان به پا کرده اند، یک فضای ظلمانی متراکم و یک لهو و لعب است که وادی ولایت آنها است. از این محیط ولایت چیزی جز لعب بیرون نمی آید، چرا که خودشان کلمه لهوند. کما این که امیرالمومنین کلمه ایمان است و ذیل حضرت جز دعوت به ایمان نیست. آنها فضای تاریکی را ایجاد کرده اند که انسان نه فقط نمی تواند مقصد و راه را ببیند، بلکه نزدیکترین امکانات به خودش را که دستش است را هم نمی تواند ببیند. پس از نزدیکترین امکانات خودش محروم می شود. کل دنیایی که امروز می بینید بساط لهو و لعب است، شما یک جای این بازار مکاره ای که به اسم پیشرفت و توسعه دنیای مدرن زده اند، را بگویید که عفونت شیطان از آن به مشام نرسد! همه امتحان همین است که یا آدم در دار دنیا که دار لهو و لعب است می ماند، یا وارد دارالحیوان می شود. کسی که به امام رسید از الان وارد دارالاخره که دارالحیوان است، شده، اما اگر کسی به امیرالمومنین نرسید و از آن امتحان بیرون نیامد تا آخر عمر باید در لهو و لعب باشد. تنها کشتی ای هم که خدای متعال قرار داده که می شود با آن از این دریای ظلمانی به سلامت عبور کرد و به ساحل رسید وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت علیهم السلام هستند.

 سوار شدن بر کشتی امام حسین، تنها راه نجات از فتنه ها

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین و صل الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و اللعن علی أعدائهم أجمعین. «إنّ الحسين مصباح الهدى و سفينة النجاة»خدای متعال را شاکر هستیم که یک بار دیگر ما را زنده نگه داشت و به ما توفیق داد تا در این مجالسی که همه اولیاء الهی مایل در شرکت در آن هستند، حضور پیدا کنیم. محافلی که در آن رحمت خدا و ملائکه نازل می شوند و حضرت درباره آن فرمود: ما این مجالس شما را دوست داریم.

در این فتنه های سنگینی که در عالم هست ما محتاج به این مجالس هستیم. این حدیث نورانی ای که تقدیم کردم یک حقیقتی را بیان می کند و آن این است که راه نجات از وادی ظلمات و از این دریای عمیق مواج و طوفانی دنیا، تنها کشتی امام حسین علیه السلام است.

در داستان حضرت نوح وقتی طوفان به پا شد و این سیل سرازیر شد، یعنی آب از آسمان و زمین جاری بود و می جوشید، حضرت مأمور شد که مومنین را بر این کشتی سوار بکند. همه را سوار کرد اما فرزندش سوار بر کشتی نشد. حضرت به او فرمود: «يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا»(هود/42) تو هم با ما سوار بر کشتی بشو! عرض کرد: «سَآوِي إِلى‏ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ»(هود/43) آب از قله کوه جاری می شود، پس روی آن سیل نمی آید، من می روم و به قله کوه پناه می برم تا من را از این آب نجات بدهد! حضرت فرمود: «لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّه»‏، امروز از این فرمان الهی هیچ پناهگاهی نیست و تنها پناهگاه همین کشتی است. اما او سوار نشد، پس قرآن می فرماید: «فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِين»(هود/43)‏، جزء همانهایی بود که غرق شد.

در روایات ما قریب به این معنا مکرر آمده است. می فرماید: «أَنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا خَلْقٌ كَثِير»(1) وادی دنیا یک بحر عمیقی است که در آن جمعیت های فراوانی هلاک شدند و غرق شدند، «وَ أَنَّ سَفِينَةَ نَجَاتِهَا آلُ مُحَمَّدٍ عَلِيٌّ هَذَا وَ وَلَدَاه»‏ کشتی ای که خدای متعال قرار داده که می شود با آن کشتی از این دریای طوفانی به سلامت عبور کرد و به ساحل رسید وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت علیهم السلام هستند.

این که حضرت فرمودند: «إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَرَكَهَا هَلَك»(2)،‏ اگر کسی سوار بر کشتی حضرت نوح شد نجات پیدا کرده اما هر کس سوار نشد بی تردید غرق می شود، صرفا یک تشبیه نیست. این مثال هایی که در قرآن یا روایات آمده مثل است نه تشبیه. حقیقتا دریای مواج طوفانی و وادی ظلماتی است، منتها ما در عالم حس تاریکی شب را می بینیم و طوفان و دریا را درک می کنیم! حقیقتا ما در یک عالم دیگری زندگی می کنیم که در آن عالم دریای مواج عمیق و طوفان و ظلمات هست.

خدای متعال در قرآن وقتی از فتنه ای که سقیفه و پیروانش به پا کردند حکایت می کند و آن فضا را توضیح می دهد، می فرماید: «أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»(نور/40)، فتنه هایی که اینها به پا کردند یک دریای عمیق و طوفانی است که بر فراز او یک موجی است  که باز هم بر بالای آن موج دیگری است. بر فراز او هم یک ابر تاریکی است، یعنی تاریکی بر فراز تاریکی است.

خدای متعال وقتی داستان تنزل ائمه را از عالم الهی به عالم ما توضیح می دهد، می فرماید: «نُورٌ عَلى‏ نُورٍ»(نور/35)، نوری است بر فراز نور دیگر، اما وقتی فتنه دشمنان را بیان می کند می فرماید: «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ»، تاریکی بر فراز تاریکی است، پس از هر یک عبور کنی یک تاریکی دیگری است. «إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها» در این تاریکی ها، نه فقط دور دست ها را انسان نمی تواند ببیند بلکه مقامات و امکانات خودش را هم نمی تواند ببیند. انسانی که در این ظلمات گیر می کند، از خودش جز دامن و شهوت و شکم و حب جاه چیزی نمی فهمد!

ترسیم فضای تاریکی و ظلمت ایجاد شده بعد از نبی اکرم

بعد از وجود مقدس نبی اکرم، فتنه هایی که اتفاق افتاد و ادامه پیدا کرده واقعا یک چنین فضای تاریکی را ایجاد کرده، که انسان نه فقط نمی تواند مقصد و راه را ببیند و با روشنی در راه قدم بردارد، بلکه نزدیکترین امکانات به خودش را که دستش است وقتی از آستین بیرون می آورد نمی تواند ببیند. تاریکی سنگین همینطور است و انسان با وجود آن امکانات خودش را نمی تواند ببیند. این دیدن شرط بهره مندی است و انسانی که از امکانات خودش غافل است، امکان بهره مندی برایش فراهم نمی شود. پس از نزدیکترین امکانات خودش محروم می شود.

الآن برای ما یک دنیایی درست کردند که انسان از همه امکانات خودش غافل است و تنها از خودش، یک دهان و شکم و غریزه را می بیند. شما این دنیای مدرن را ببینید! ادعای اینها، سر و صدایشان و وعده هایی که دادند گوش فلک را کر کرده، اما واقعا در این غوغا جز غفلت و فراموشی چیز دیگری هم هست؟! آیا شما جز دنیا و تحریک شهوات چیزی می بینید؟!

این دنیایی که مذمت شده و قرآن از آن بحث می کند، این دنیایی که در نقل فرمودند: «أَنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ قَدْ غَرِقَ فِيهَا خَلْقٌ كَثِير» دریای عمیقی است که خیلی ها با امکانات فراوان در آن غرق شدند، حتی آنهایی که خودشان را عالم و راه رفته و سالک می دانستند.حضرت درباره دنیا فرمودند: این دنیا که عالم طبیعت نیست! مومنین هم در همین عالم طبیعت زندگی می کردند، انبیاء هم در این عالم زندگی می کردند، اما عبور کردند. این دنیا، محیط ولایت دشمنان ماست!

در سوره مبارکه اعلی خدای متعال یک بیان نورانی ای دارد و در پایان می فرماید: «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا * وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏»(اعلی/16-17)، شما حیات دنیایی را انتخاب کردید ولی آخرت باقی است. در اینجا حضرت فرمود: حیات دنیا محیط ولایت دشمنان ماست و برای خودش یک عالمی است. «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ‏»(بقره/257) اولیاء طاغوت بر آنهایی که انکار ولایت حضرت حق را می کنند و زیر بار نمی روند، مسلط می شود و آنها را از عالم نور به عالم ظلمات می برد. باطن عالم ظلمات هم همان جهنم است، لذا اینها می شوند اصحاب جهنم، «أُولئِكَ‏ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ». پس تا جایی این اشخاصی که زیر چتر آنها می آیند را سیر می دهند که دیگر اصحاب النار و مخلد در آتش می شوند و همیشه در وادی ظلمات می مانند.

این وادی ظلمات عالم طبیعت نیست که آدم بگوید پس این دریای عمیق کجاست؟! واقعا یک وادی ولایتی است که قرآن وقتی او را معرفی می کند می فرماید: «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ»، تاریکی بر فراز تاریکی است. در نقل کافی است که حضرت فرمودند: معاویه و فتن بنی امیه همان ظلمات بعضها فوق بعض هستند. پس واقعا فتنه بر روی فتنه و تاریکی بر روی تاریکی است و این چنین فضا ظلمانی است «أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ».

خدای متعال می فرماید: «أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ»(حدید/20)، حیات دنیا همین هاست. به نقل از شیخ بزرگوار بهایی ایشان فرمودند: این آیه ناظر به همه دوران های عمر انسان است. بساطی که برای آدم درست کردند از دوره طفولیتش هست تا دوره کهنسالی، پس اگر در این وادی ماندی اولش لعب است و آخرش تکاثر و تفاخر. انسان در کودکیش مشغول به لهو و لعب است، وقتی هم که پیر و محاسنش سپید شد مشغول تکاثر و تفاخر! «كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً»، مثل بارانی که می بارد و سرزمین خشک خرم می شود، ولی طولی نمی کشد که با یک نسیم پاییزی دوباره زرد می شود و خس و خاشاک آن بلند شده و  زیر دست و پا می رود. کل دار دنیایی که اینها به پا کردند همین است!

اینها واقعا محیط لهو و لعب به پا کردند، ولی لهو و لعبی که شیطان درست می کند آنقدر زینت می دهد که همه را زمین گیر می کند. «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ ‏قائما»(جمعه/11)، به گونه ای لهو به پا می کنند که نبی اکرم ایستاده و خطبه می خواند، اما آنها حضرت را رها می کنند! دیگر از این بهتر که نمی شود! تعبیر قرآن این است: «قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ»، آنچه در محضر خداست از این لهو و تجارت بهتر است.

قرآن از تجارت و بیع مذمت نمی کند، اما اینها یک باطنی دارد. شأن نزول آیه این است که حضرت مشغول نماز جمعه بودند که اینها بازار مکاره راه می انداختند. آن شیاطینی که می خواستند جبهه حضرت را به هم بزنند، آنها را به بیع و تجارت دعوت می کردند، در حالی که هر جمعه امت باید بیایند و رزقشان را از حضرت بگیرند و بروند. «إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْع»(جمعه/9)‏، وقتی ندا داده شد و شما را به صلات جمعه دعوت کردند، با تمام توان خودتان را به این وادی ذکر برسانید. خود حضرت ذکرالله اند، «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً * رَسُولا»(طلاق/10-11) خودتان را به این ذکر برسانید و این بیع را رها کنید. در روایات کما این که ذکر به نبی اکرم تأویل شده بیع هم به مخالفین و دشمنان حضرت تعبیر شده است.

محیط ولایت حضرت، محیط ذکر است «بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه»(نور/36)‏ و در این بیت نور و ذکر نبی اکرم نازل شده است. خود حضرت کلمه نور و کلمه ذکرند، لذا محیطی که حضرت برای ما فراهم کردند هم محیط نور و محیط ذکر است.

وقتی قرآن دو عالم را با یکدیگر مقایسه می کند، می فرماید: یکی نور است و یکی ظلمات، یکی ذکر است و یکی غفلت، یکی موت است و یکی حیات، یکی ظل است و یکی حرور، یکی کوری است و یکی بینایی. عالمی که حضرت برای ما به پا کردند عالم نور است و در خانه هایی که به پا شده ذکر الهی است. پس چون نور نبی اکرم و ذکر ایشان در آن خانه ها نازل شده، مسیر ذکر و رفعت انسان هم در آن خانه ها گشوده شده است.

در مقابل این محیط ذکر یک جهانی به پا کردند که قرآن گاهی از آن تعبیر می کند به بیع، گاهی تعبیر می کند به لهو و گاهی هم تعبیر می کند به تجارت. همین دنیای مکاره ای که می بینید، آدم تعجب می کند که حضرت را ایستاده رها می کردند و به دنبال بیع می رفتند! البته الان هم همینطور است و حضرت منتظر ما ایستاده اند!

باطن تاریکی و نور

علی ای حال دنیایی که آنها به پا کرده اند در مقابل دعوت نبی اکرم و عالم نور ایشان، یک فضای ظلمانی متراکم و یک لهو و لعب است که حضرت درباره آن فرمود: «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً» لهو یعنی دشمن، وادی ولایت آنها وادی لهو و وادی دنیاست. «أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْو»(حدید/20) از محیط ولایت آنها چیزی جز لعب بیرون نمی آید و خودشان کلمه لهوند. کما این که امیرالمومنین کلمه ایمان است و ذیل حضرت جز دعوت به ایمان نیست.

این تجارت و لهوی که همه را از رسول و وجود مقدس نبی اکرم جدا می کند، ظاهر آن باطن ظلمانی است. کما این که تمام ایمانی که ما به آن دعوت می شویم و خیراتی که می بینیم، مظاهر وجود مقدس نبی اکرم اند. در عالم چیز دیگری نیست؛ پس اصل لهو و لعب خود آنها هستند، کما این که اصل ذکر خود نبی اکرم است. فروع حضرت همان نماز و روزه و زکات و حج و توجه به خدای متعال است و کسانی که به حضرت می رسند، مشغولیتشان همین است «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ»(نور/37). کارشان همین است، پس از یک طرف مشغول به بندگی اند و از طرف دیگر هم مشغول به خدمت رساندن به بندگان خدا هستند. کما این که امامشان هم همینطور است «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون‏»(مائده/55)، این شأن دائمی امیرالمومنین است که یک بار نبوده، اگر لحظه ای دست امام از دست خدا قطع بشود بساط آدم جمع می شود. اگر با دست دیگر به آدم ندهد باز بساط عالم به هم می خورد، پس دائم همینطور است. همه آنچه ما داریم زکات امیرالمومنین است، نمازمان، روزه مان، عبادتمان، دنیا و آخرتمان. حافظ وقتی آن تجلی ای که آن سحر برایش اتفاق افتاده را توضیح می دهد، می گوید: مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند. یعنی هرکس از هر چیزی برخوردار می شود، زکات امیرالمومنین است.

کسانی که وارد این وادی نور می شوند همینطوری اند «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ»، یعنی بازار هم که می رود غافل نیست، خرید و فروش هم که می کند در وادی نماز بوده و ارتباطش با خدای متعال برقرار است. پس دائما دهش و بخشش و دستگیریش برقرار است. اگر مومن به امام رسید اینطوری می شود.

باطن لهو و تجارت هم همانی است که عرض کردم «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِين»‏، حضرت دائم ایستادند و دارند ما را دعوت می کنند، اما آنهایی که رویشان را از امام برمی گردانند و مشغول به لهو و لعب می شوند، زیر بار کلمه لهو می روند. پس بازار مکاره دنیا تجلی روح آنهاست و خودشان این کاره اند، محیطی هم که می سازند همین است چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست. از امیرالمومنین جز این صادر نمی شود «يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون»، او‏ همیشه دستش به دامن خداست و همیشه هم با دست دیگر دست بندگان خدا را گرفته است، در مقابل از آنها هم چیزی جز لهو و لعب صادر نمی شود.

خدای متعال این بیت امن را در مقابل آن وادی ظلمات و در مقابل دار دنیا که دار بیع و لهو و لغو و تجارت است، گذاشته است. پس کسی که به اینجا رسید می شود «رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ». ظاهرش این است که در تجارت و بیع هم مشغول به حضرت حق است و از بندگان خدا غافل نیست، که این شدنی است. باطنش هم یعنی وادی تجارت و بیع که وادی ولایت ائمه نار است «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً»‏ آنها را از رسول خدا غافل نمی کند.

«لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»، ذکر رسول خداست. شاهدش هم اینکه در سوره جمعه خداوند می فرماید: «إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْع‏»، بیع را رها کنید و سراغ رسول خدا بروید. آنهایی که وارد وادی امام می شوند، آن بیع و آن تجارت، آنان را از ذکر که وجود مقدس نبی اکرم است و از امام غافل نمی کند. پس آنها در وادی ذکر بوده مشغول به امامشان و اقامه صلات و ایتاء زکات هستند، کنارشان هم بساط لهو و لعبی است که از کنار آن کریمانه رد می شوند «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»(فرقان/72). در روایت آمده که مجلس تغنی ای برپا بود و مغنیه ای می خواند. یکی از اصحاب امام صادق داشت رد می شد که نگاهش افتاد و دلش رفت! حضرت فرمودند: نشنیدی خدا می فرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»، آنها لغو به پا می کنند تو چرا می لغزی؟!

امتحان دائمی انسان ها در دنیا

کل دنیایی که امروز می بینید بساط لهو و لعب است. یک جایش را شما بگویید که بوی شیطان ندهد! شما یک جای این بازار مکاره ای که به اسم پیشرفت و توسعه دنیای مدرن زده اند، را بگویید که عفونت شیطان از آن به مشام نرسد! واقعا در این بازار اگر کسی به بیت امام رسید لهو او را مشغول نمی کند. تمام امتحان هم همین است. ما بین لهو و دارالحیوان امتحان می شویم و این امتحان دائمی است.

در سوره مبارکه عنکبوت که داستان ابتلاء به امیرالمومنین که یک ابتلاء تاریخی است را حکایت می کند، می فرماید: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِين‏»(عنکبوت/1-2)؛ این را اساتید معنا کنند یعنی چه؟! حضرت با این که دعایشان مستجاب است مکرر فرمودند: یا علی، من از خدا خواستم مردم دور تو جمع بشوند اما خدا فرمود این نمی شود و ایمان را خودشان باید انتخاب کنند! کسی که ایمان ندارد نمی شود دور امیرالمومنین باشد. من از این روایت اینطور می فهمم که حضرت می خواست شفاعت کند. کما این که در احوالات حضرت موسی بن جعفر هست که حضرت فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ غَضِبَ عَلَى الشِّيعَةِ فَخَيَّرَنِي نَفْسِي أَوْ هُمْ فَوَقَيْتُهُمْ وَ اللَّهِ بِنَفْسِي»(3)، بلای حضرت موسی بن جعفر که در زندان ظهور پیدا کرد، حضرت فرمود من سپر آنها شدم!

حدس من این است که نبی اکرم اینجا می خواهد سپر بشود، برای همین می فرماید خدایا اگر باری است من بر می دارم تا مردم دور امیرالمومنین جمع شوند و این فتنه پیش نیاید! خدای متعال فرمود: نه، لازم نیست این بار را شما بردارید، خودشان باید امتحان بدهند. باید کوره صفین داغ بشود تا خوارج جدا بشوند و معلوم بشود فرق یزید با مالک اشتر چیست! این امتحان سنگینی است که به پا شده است. الان هم همین امتحان است و تمام امتحانات به همین یک امتحان بر می گردد. لذا اگر کسی از عهده این بر بیاید از عهده بقیه هم بر آمده است. اینجاست که آنهایی که اهل ریاضت اند زمین گیر می شوند، اینجاست که با شش هزار سال عبادت «لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَة»(5) که نمی فهمید یعنی چه، زمین گیر شده است، اینجاست که «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه»(نساء/54)‏ آنهایی که سرشان می شود، وقتی دست امیرالمومنین را می بینند به حسادت می افتند، در حالی که هیچ کس اصلا در آن مقیاس نیست!

بنابراین این امتحان، امتحان دائمی است و خدای متعال در پایان سوره کانه حاصل این امتحان را بیان می کند و می فرماید: «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْو»(انعام/32)، اگر به امیرالمومنین نرسیدید و از آن امتحان بیرون نیامدید تا آخر عمر باید در لهو و لعب باشید. «وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ‏»(عنکبوت/64)، یک دار دیگری هم هست که دار حیوان است و انسان اگر به امام رسیدید، به آن می رسد. اما این بساطی که اینها به پا می کنند و دم دست است، همان دار لهو و لعب است که در آن چیزی گیر کسی نمی آید و حتی نمازش هم نماز نیست.

خروجی این امتحان این است که یا آدم در دار دنیا که دار لهو و لعب است می ماند، یا وارد دارالحیوان می شود. کسی که به امام رسید از الان وارد دارالاخره که دارالحیوان است، شده؛ لذا این دنیایی که «إِنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيق»،‏ واقعا همین وادی ای است که ایجاد شده و وادی لهو و لعب و تفاخر و تکاثر است.

حضرت به عنوان بصری فرمود: وقتی این سه قدم را برداشتی دیگر مجالی برای مراء و مباهات و جدال در دنیا نداری. اگر کسی پا در وادی بندگی گذاشت همه اینها رخت بر می بندد.

لزوم برپایی باشکوه مجالس سیدالشهدا

آنها حقیقتا دار لهو درست کردند و دار لعب و بازی به پا کردند. آنها حقیقتا فضای ظلمانی ایجاد کردند، اما حضرت آن کشتی نجاتی است که وجود مقدس نبی اکرم برای دستگیری از امتشان در این دریای ظلمانی و مواج، به حرکت آوردند. کسی که به امام حسین رسید اهل نجات است و از تاریکی و فتنه ها نجات پیدا می کند و الا «أَنَّ الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ، وَ قَدْ غَرِقَ فِيهَا خَلْقٌ كَثِير»، با ریاضات که نمی شود.

ما به امام حسین و به این محافل احتیاج داریم و باید قدرش را بدانیم. به هیچ وجه هم نباید در اقامه این مجالس کوتاهی کنیم. گرچه شرایط شرایط خاصی است و حتما هم باید آن قواعدی را که سلامت جامعه مومنین را حفظ می کند، رعایت بکنیم ولی به هیچ وجه توجیه ندارد کوتاهی کنیم. هرچه فتنه دشمن سنگین تر می شود ما پناهمان به سیدالشهداء باید بیشتر بشود. این محافل همان محافلی است که ما را به این کشتی نجات متصل می کند و در وادی نور می برد. یک قطره اشک در همین محافل جهنم را خاموش کرده و طهارت نفس می آورد.

ان شاء الله خدای متعال روزی کند بتوانیم امسال که یک مقدار شرایط سخت تر است، امتحان خودمان را پس بدهیم و به بهترین وجه اقامه عزا کنیم. یک عده ای معذورند و نمی توانند از خانه هایشان بیرون بیایند، پس در خانه هایشان اقامه عزا می کنند، ولی آنی که فضیلت دارد این است که زیر خیمه امام حسین بیاید و بنشیند. مرحوم شوشتری این حدیثی که دعا تحت قبه الحسین مستجاب است را اینطوری معنا کردند و فرمودند: همین خیمه های عزاداری که به پا می شود قبه الحسین است. پس حجاب برداشته می شود و فضای استجابت دعاست.

اگر کسی در خانه خودش هم بنشیند و یاد امام حسین کند، این خوب است و فضیلت دارد. عده ای نمی توانند و واقعا معذورند، پس باید بنشینند پای رسانه یا اینکه خودشان برای خودشان محفل کوچکی به پا کنند. ولی احیای این مجالس و با شکوه برگزار شدن این مجالس موضوعیت دارد البته با رعایت تمام قواعدی که فرمودند که آن هم حفظ صحت مومنین و سلامت آنهاست. این نباید موجب غفلت بشود. معنی هر خانه یک هیئت این نیست که این محافل خلوت باشد، معنایش این نیست که ما عزاداری را ببریم در فضای مجازی، چرا که این کید دشمن است.

این مجالس بیت النوری است که ما را در این فضای طوفانی و مواج به این کشتی نجات متصل می کند، آن هم با آن بساط آخر الزمان که از روایات استفاده می شود یک واژگونگی اخلاقی بر محور این شیاطین، دنیای ما را فرا می گیرد. پس معروف منکر می شود و منکر معروف. ما در این فضا بیشتر محتاج به سیدالشهداء هستیم، ان شاء الله که خدای متعال توفیق بدهد همینطوری که روزی کرده این مجالس را به بهترین وجه اقامه و احیا کنیم و خدای متعال هم این بلیه را از جامعه مومنین هر چه زودتر مرتفع بفرماید.

پی نوشت ها:

 (1) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏17، ص: 242

(2) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏23، ص: 121

(3) نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 287