نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 16 ارديبهشت 1400 - Thu, 6 May 2021

جلسه دوم حرم مطهر/ آخرالزمان؛ دوران غربالگری/ راه رسیدن به مقام خونخواهی سیدالشهدا

متن زیر سخنرانی شب دوم محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری است که به تاریخ اول شهریورماه 99 در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها  ایراد شده است. ایشان در این جلسه ییان می دارند خدای متعال در قرآن از یک درگیری صحبت میکند که این درگیری بر سر رب است. در این درگیری ما باید موضع خودمان را روشن کنیم و اگر میخواهیم در جبهه سیدالشهدا باشیم باید وسعت وجودی و سعه صدر پیدا کنیم و با طرح عظیم حضرت  آشنا  باشیم.  در این درگیری خدای متعال گاهی امتحانات بسیار سختی میگیرد که برای عبور از آن امتحانات باید هرروز عهد و پیمان خودمان را با خداوند تازه کنیم.  

درگیری بر سر رَبّ

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم اجمعین. «وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِم‏»(1). آیه ای است در سوره مبارکه حج خدای متعال می فرماید: «خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في‏ رَبِّهِم‏»(حج/19) صحبت از یک تخاصم و یک درگیری است می فرماید این درگیری بر سر پروردگارشان هست. خیلی از جنگ هایی که در دنیا واقع می شود تماما بر سر دنیاست. یعنی دو طرف اهل دنیا هستند با هم می جنگند. مثل این جنگ هایی که شما می بینید در دوران ما وجود دارد و جنگ های بزرگی که در همین عصر شکل گرفته مثل جنگ اول و دوم جهانی که ده ها میلیون کشته از بشریت گرفته اینها دعوا و تخاصم بر سر دنیا بوده است.

قرآن از یک درگیری ای صحبت می کند بین دو گروه، که این درگیری بر سر پروردگار و خدای متعال است. یادم هست در حدیثی از امام حسین علیه السلام ذیل همین آیه سوال کرد این دو گروه چه کسانی اند؟ حضرت فرمودند: ما و بنی امیه هستیم. ما گفتیم خدا راست می گوید اینها می گویند خدا دروغ می گوید طبیعتا اگر کسی گفت خدا راست می گوید یک جوری باید زندگی کند در این عالم، کسی هم که العیاذ بالله می گوید انبیاء الهی دروغ می گویند یک جور دیگری در این عالم زندگی می کند این یک کلمه همه زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد.

 انسان بپذیرد خدای متعال را و بداند او صادق است برنامه ای که انبیاء اوردند برنامه درستی است یا این که نه تردید کند در صدق انبیاء یا خدایی نکرده انبیاء را تکذیب کند دو جور زندگی شکل می گیرد سراسر زندگی انسان متفاوت می شود. یک زندگی به تدریج به سمتی می رود که آهنگ خدا و بندگی خدا بر آن حاکم می شود به تعبیر قرآن «صِبْغَةَ اللَّه‏»(بقره/138) رنگ الهی این زندگی پیدا می کند. و یک زندگی هم رنگ نفس و دنیا و دنیا پرستی پیدا می کند. اگر کسی در آن وادی حرکت کرد آرام آرام به سمتی می رود که «حَتَّى تَكُونَ أَعْمَالِي وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدا» تمام زندگی انسان در خدمت خدا قرار می گیرد. یک آهنگ پیدا می کند.

آن طرف هم تمام زندگی انسان آهنگ شیطنت و نفسانیات را پیدا می کند. این دو گروهی که با هم درگیرند بر سر پروردگار سیدالشهداء فرمود ما هستیم و بنی  امیه، در یک حدیث دیگری امام صادق علیه السلام همین را فرمودند بعد توضیح دادند فرمودند: جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ابوسفیان می جنگید وجود مقدس امیرالمومنین با معاویه می جنگیدند سیدالشهداء با یزید جنگیدند می دانید اینها یک نسل از بنی امیه اند. فرمودند فرزندم وجود مقدس حضرت مهدی سلام الله علیه هم با سفیانی می جنگد. سفیانی هم از همین آل ابوسفیان است. این جنگ هم پس یک درگیری بزرگ تاریخی است بین جبهه نبی اکرم که از خود حضرت شروع شده با جبهه بنی امیه ادامه پیدا کرده سیدالشهداء یک بخش مهم از این جنگ را پیش بردند که درگیری با یزید بوده و ادامه پیدا می کند باز تا در زمان امام عصر علیه السلام همین درگیری است.

از روایات استفاده می شود مهمترین دشمن حضرت و آن جبهه ای که بعد از ظهور با حضرت درگیرند همین داستان سفیانی است. نزاع هم بر سر همین است. نزاع بر سر راه خدا است بر سر نفس و بندگی خدای متعال است. فرموده سیدالشهداء هم همین بود، فرمودند من برای خوشگذرانی و تفریح و فساد و ستم خروج نکردم تمام درگیری من بر سر این است که یک فسادی در امت حضرت اتفاق افتاده من می خواهم این فساد را اصلاح کنم.

 حالا عرض من این است پس جبهه سیدالشهداء ادامه پیدا می کند در جبهه امام زمان، الان هم ما در وسط همین درگیری هستیم همان شرایطی که برای اصحاب سیدالشهداء در درگیری با جبهه مقابل و جبهه ابوسفیان بود الان هم همان شرایط هست. ما اگر بخواهیم در کنار امام زمان علیه السلام باشیم همان شرایطی که اصحاب سیدالشهداء داشتند باید آن شرایط را داشته باشیم خودمان را باید مهیا کنیم برای این کار غیر از این که یکی از برکات همراهی امام زمان است، این است که انسان به خونخواهی سیدالشهداء علیه السلام می رسد که در زیارت عاشورا اشاره شده است.

خونخواهی سیدالشهدا با درک مصیبت ایشان

انسانی که مصیبت سیدالشهداء را درک بکند به یک نقطه ای می رسد که از خدای متعال تقاضا می کند «أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه‏» خدایا به من توفیق بده که در رکاب وجود مقدس امام زمان که امام منصور است یعنی خدای متعال او را یاری می کند باشم. به تعبیر قرآن «وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كانَ مَنْصُورا»(اسراء/33) اگر کسی مظلومانه کشته شد ما برای صاحب این خون حق گذاشتیم و به او اجازه دادیم قصاص کند ولی نباید زیاده روی در قتل کند. و این کسی که به او ظلم شده کسی که «مظلوما» کشته شده ولی دمش را خدای متعال نصرت می کند.

ظاهر آیه راجع به همه کسانی است که مظلومانه کشته می شوند صاحب این خون حق دارد قصاص کند ولی در روایات دیده اید تأویل این آیه به سیدالشهداء و امام زمان شده، فرمود: «من قتل مظلوما» سیدالشهداست. ولیّ این دم امام زمان علیه السلام هستند و به ایشان اجازه داده شده است. بعد فرمود: اینقدر این خون سیدالشهداء عزیز است که اگر در انتقام این خون، حضرت هفتاد هزار نفر هم بکشند زیاده روی نیست؛ البته از کسانی که شریک در این خون بوده اند. لذا دارد « فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ » حضرت اسراف و زیاده روی نمی کنند «إِنَّهُ كانَ مَنْصُورا»، خدای متعال ایشان را کمک می کند مورد نصرت الهی است و با نصرت الهی انتقام سیدالشهداء علیه السلام گرفته می شود و اسراف هم نیست.

فرمود کسانی که از نسل همان بنی امیه هستند، آنها کربلا هم نبودند ولی آن راه را می پسندند و راضی به فعل اجدادشان هستند همان مسیر را می خواهند در عالم ادامه بدهند. آن بنایی که آنها گذاشتند دنبال می کنند اگر بخواهند راهشان را ادامه بدهند امام زمان علیه السلام در انتقام سیدالشهداء آنها را مجازات می کنند و هرقدر هم که مجازات کنند زیاده روی نیست یعنی اگر تمام جبهه باطل هم جلوی حضرت بایستند و حاضر نباشند برگردند حضرت در انتقام سیدالشهداء علیه السلام همه آنها را مجازات می کنند.

یک بحث این است که ما در رکاب امام زمان باشیم و خونخواهی سیدالشهداء علیه السلام را بکنیم یک بحث دیگر این است که این اصلا یک جبهه است؛ فرمود: «هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في‏ رَبِّهِم‏» سیدالشهداء فرمود ما هستیم و بنی امیه، امام صادق علیه السلام فرمودند ادامه این درگیری که از زمان نبی اکرم شروع شده بین امام زمان و سفیانی است. الان هم همین صحنه است؛ این درگیری این دوگانه در عالم وجود دارد، یک نزاعی در عالم هست آن نزاع بر سر خداست.

عرض کردم یک درگیری هایی بین خود اهل دنیاست، آنها تنازع بر سر دنیا می کنند، بر سر متاع و کالای دنیا با هم می جنگند بر سر قدرت با هم می جنگدند. اینهایی که جنگهای بزرگ در دوران ما راه انداختند هیچ طرفش برای خدا نبوده ولی یک جنگی است که یک طرفش خداست و جبهه امام زمان علیه السلام است. مثلا فرض بکنید این شهدای بزرگواری که ما در طول این چند دهه دادیم همان مسیر است همان مسیر درگیری است حالا اگر ما بخواهیم در این جبهه در کنار امام زمان علیه السلام باشیم و حضرت را نصرت کنیم یک لوازمی دارد که در روایات گفته شده است. یک بحث های پردامنه ای را در سال گذشته در همین محفل من راجع به معیت و همراهی با وجود مقدس نبی اکرم و اهل بیت براساس آیات قرآن عرض کردم آنها را نمی خواهم تکرار کنم چند نکته را امشب می خواهم عرض کنم که در روایات به آن اشاره شده است.

امتحانات سخت در همراهی امام

در دوران امام صادق علیه السلام که قدرت از بنی امیه به بنی عباس منتقل می شده یک خیزش های بزرگی در اطراف دنیای اسلام اتفاق افتاده در خراسان و جاهای دیگر تا تدریجا منتهی شده به فروپاشی بنی امیه و سر کار آمدن بنی عباس، شیعیان حضرت که نسبتا هم جمعیت زیادی بودند به حسب ظاهر در خراسان و در کوفه و در قم و جاهای دیگر بودند. آنها گاهی به خصوص از کوفه و خراسان زیاد می آمدند محضر حضرت و ادعا می کردند که آقا ما آماده ایم در رکاب شما باشیم. همه چیز برای این که پا به رکاب کنید و حق خودتان را بگیرید آماده است! به امام صادق علیه السلام عرض می کردند: آقا شما چرا قیام نمی کنید!

این حدیث در خاطر مبارک همه تان هست که فردی از خراسان آمده بود محضر امام صادق به حضرت عرض کرد در آن ناحیه شما صد هزار نفر سرباز پا به رکاب دارید که آماده شهادتند اگر قیام کنید آنها پا به رکاب می کنند شما به حقتان می رسید. با این تعابیر هم به حضرت عرض کرد شما اهل رحمت هستید، امامت حق شما است، برای خودتان هم که نخواهید برای ترحم به این مردم شما باید پرچمدار باشید والا مردم از دست می روند. حضرت فرمودند که تنور خانه را برافروختند و شعله ور شد وقتی کاملا مشتعل شد به این خراسانی فرمودند بروید در تنور بنشینید ایشان گفت من را ببخشید من حرف بدی نزدم حضرت فرمودند گذشتم و وارد یک صحبت دیگری شدند. در همین حین هارون مکی که از اصحاب امام صادق است وارد شد. تعبیر این است بند کفشش دستش بود به حضرت سلام کرد. حضرت جواب سلام دادند فرمودند هارون بروید در تنور بنشینید بند کفش را رها کرد رفت نشست در تنور، بعد این خراسانی می گوید حضرت با من صحبت کردند از احوال خراسان دیدم خراسان را مثل کف دست می شناسند مردم و جمعیت ها و اقوام و همه را می شناسند. بعد از یک مدتی به من فرمودند یک سری به این برادر مومن تان بزنید ببینید احوالش چطور است. آمدم دیدم چهار زانو وسط تنور نشسته مثل گلستان راحت، بعد که برگشتم حضرت فرمودند آقای خراسانی چند تا از این آدم ها در خراسان دارید گفتم والله یک دانه هم نیست. حضرت فرمودند همینطور است و الله یک دانه هم نیست.

گاهی در همراهی با امام یک امتحانات سختی پیش می آید مثل همین وسط آتش نشستن است گاهی از این سخت تر است. تلقی من این است در روز عاشورا بعضی صحنه هایی که پیش می آمد واقعا از این که حضرت بگویند وسط آتش بنشینید کار سخت تر بود. البته پیداست آدم اگر به امر امام رفت وسط آتش، آتش گلستان می شود و جز خیر در آن نیست. مثل آن کسی که با امام در عالم راه می رود باطن این سختی ها نعیم و جنت و بهشت است. «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفي‏ نَعيم‏»(انفطار/13) آنهایی که با امام راه می روند الان هم وسط بهشت اند . ولی امتحانات سختی است. در همین امتحانات است که صفوف از هم جدا می شوند خالص ها خالص تر می شوند. «لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في‏ صُدُورِكُم‏»(آل عمران/154) یکی از جنگ های سخت زمان وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم جنگ احد است که در قرآن مکرر به آن اشاره شده است.

در سوره آل عمران ده ها آیه مربوط به احوال این جنگ است خدای متعال جبهه های مختلف مومنین و منافقین را توضیح می دهد بعد می فرماید: این جنگ یک نکته اش این بود  «لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في‏ صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في‏ قُلُوبِكُم‏» خدای متعال قلوب را تمحیص می کند خالص می کند خالص ها باید کنار امام زمان باشند در روایت دارد غربال می شوید «وَ لَتُغَرْبَلُن»‏ تمحیص می شوید.

در یک روایتی خیلی عجیب است حضرت فرمودند: اکثر کسانی که مدعی هستند می روند و کنار حضرت نمی مانند. این امتحانات سخت پیش می آید انسان خودش را باید مهیای همراهی با امام زمان علیه السلام همراهی با سیدالشهداء علیه السلام بکند. در یک روایتی در کافی نقل کرده، سدیر به امام صادق عرض کرد -می دانید از اصحاب نزدیک امام صادق است- یابن رسول الله اگر جدتان امیرالمومنین به اندازه شما یاور داشت اجازه نمی داد بنی تیم و عدی بیایند سرکار و حقشان را بگیرند، شما چرا اقدام نمی کنید؟! حضرت سوال کردند: مثلا چند نفر با من هستند؟ گفت: آقا صد هزار تا، فرمودند: واقعا صد هزار تا؟! گفت: بیشتر دویست هزار تا. حضرت فرمودند: واقعا من دویست هزار تا پا به رکاب دارم؟! گفت: بیشتر نصف دنیا. حضرت فرمودند: می آیید با هم برویم تا يَنْبُعَ -نزدیکی مدینه است- سوار شدند بر مرکب و رفتند. موقع نماز شد حضرت عبور کردند از یک سرزمینی که به یک نقطه همواری قابل نماز برسند نزدیکی این نقطه ای که حضرت پیاده می شدند برای نماز کسی داشت گوسفندانی را می چراند. حضرت فرمودند: اگر به تعداد این یاور داشتم همینطوری که می گویی اقدام می کردم. می گوید نماز را با حضرت خواندم برگشتم شمردم دیدم گوسفندهای این بنده خدا 17 تا بیشتر نیست.

این تعداد کجا صد هزار تا دویست هزار تا کجا، پس ببینید بنابراین سیاهی لشکر خیلی است وقتی فتح مکه اتفاق افتاد خیلی ها آمدند دور حضرت جمع شدند؛ «يَدْخُلُونَ في‏ دينِ اللَّهِ أَفْواجا»(نصر/2) فوج فوج می آیند ولی تا قبل از آن که کار سخت است امتحانات سختی که در دوره امام زمان اتفاق می افتد تهیئ می خواهد آمادگی می خواهد. مشابه این حدیث مکرر هست، به نظرم مرحوم مفید این حدیث را نقل کردند؛ از کوفه به حضرت گفتند آقا در کوفه شما یاوران فراوانی دارید که آماده اند. حضرت فرمود شما در محبت ما دست در جیب هم می کنید یا نه. گفت: نه. فرمود: پس در جانتان بخیل تر هستید.

هنوز فاصله داریم با آن اتفاقی که باید بیافتد. از این دست روایات عرض کردم زیادند. امام باقر علیه السلام فرمودند که جابر به من گفت که اگر سلمان و ابوذر الان زنده می شدند اطرافیان شما را می دیدند که ادعا می کنند شیعه و محب شما هستند می گفتند اینها دروغ می گویند. اینها هم اگر سلمان و ابوذر را می دیدند می گفتند سلمان و ابوذر دیوانه اند! همه چیزشان را پای امیرالمومنین اینطوری گذاشتند.

در روایتی سدیر می گوید: ما وارد شدیم بر امام صادق علیه السلام یک جمعی از خواص بودیم دیدیم حضرت تغییر لباس دادند و چشم هایشان پر از اشک است حالشان متحول است دارند با کسی صحبت می کنند، «سَيِّدِي غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقَادِي وَ ضَيَّقَتْ عَلَيَّ مِهَادِي وَ ابْتَزَّتْ مِنِّي رَاحَةَ فُؤَادِي‏» آقای من غیبت تو خواب ما را از ما گرفته آرامش ما را گرفته. عرض کردیم: یابن رسول الله با چه کسی حرف می زنید؟ فرمودند: کتاب جفر می خواندم وقایع دوران غیبت فرزندم حضرت بقیه الله را دیدم، من را نگران کرد، غصه دار شدم. بعد حضرت یکی را فرمودند: غیبت فرزندم طولانی می شود مثل داستان حضرت نوح.

میدانید مرحرم صدوق کتابی به نام کمال الدین دارند؛ در آن کتاب می گویند: من در خواب دیدم امام زمان فرمودند: بر محور انبیاء غیبت من را هم توضیح بده. یعنی احوالات انبیاء و غیبتشان را بگو که معلوم شود غیبت در انبیاء مختلف و اقوام مختلف بوده من بر آن محور این کتاب را نوشتم. حالا یکی از تشابه های حضرت به انبیاء همین است.

حضرت فرمودند: حضرت نوح به قومش وعده داد که خدای متعال فرمود نصرت و پیروزی نزدیک است. جبرئیل ظاهرا هسته های خرما می آورد می گوید این ها را بکارید منتظر بمانید درخت ها به ثمر بنشینند منتظر باشید. خب طول می کشد، می دانید خرما هم از آن درخت هایی است که دیر بار می دهد. صبر کردند وقتی این خرماها به ثمر نشست دوباره دستور آمد که حالا این بار دوباره هسته های این خرماها را بکارید باید نخلستان بعدی به ثمر برسد. یک عده ای جدا شدند. در یک روایتی دارد هفت بار این تکرار شد. وعده پیروزی دادند به تأخیر افتاد به همین کیفیت گفتند مثلا ما را دست انداخته ای، حضرت فرمود: تا دیگر آن بار هفتم اینهایی که باقی مانده بودند آمدند محضر حضرت نوح عرض کردند ما شما را پیغمبر خدا می دانیم صدق شما را هم صد بار دیگر هم بگویی این هسته ها را بکارید درخت بشود ما می دانیم شما راست می گویید شما دروغ نمی گویید شما خلف وعد نمی کنید. آن وقت دستور داده شد که حضرت کشتی بسازند و آماده شدند برای آن داستانی که همه شما می دانید و پیروزی حضرت نوح علیه السلام.

آخرالزمان؛ دوران غربالگری

امام صادق علیه السلام فرمود: دوران فرزند من هم همینطور است. نکته اش هم این است که خدای متعال فرمود به نوح سلام الله علیه وعده داده بود که دیگر از درون امت خودش بعد از این که پیروز شدند و کار تمام شد دوباره سر و صدایی بر علیه حضرت بیرون نشود، انقدر امتحانات سخت شد تا آنهایی که باید بروند رفتند. که بعد از طوفان در کشتی کسی با حضرت نوع دعوا و نزاع نداشته باشد.

فرمود: دوران فرزند من همین گونه است. این غیبت طولانی می شود، امتحانها سخت می شود و عده ای متفرق می شوند. لذا ما باید خودمان را آماده کنیم برای این امتحان های سختی که در قبل از ظهور متوجه ما می شود شاید بعضی از امتحانات را در جلسات آینده تقدیم کنم.

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏»(بقره/155) اگر بخواهیم ان شاء الله در جبهه حضرت ثابت قدم و استوار در کنار سیدالشهداء و در جبهه سیدالشداء علیه السلام بمانیم و اگر بخواهیم درک کنیم فضیلت های اصحاب سیدالشهداء را یک آمادگی ها و تهیئ هایی می خواهد یکی از آنها این است. من این حدیثی که خواندم ترجمه می کنم مقصدم همین است.

ما یک عهدهای بزرگی داریم یک قرارهای بزرگی داریم انسانی که می خواهد در کنار امام زمان باشد باید بزرگ باشد باید شرح صدر پیدا کند والا نمی تواند با حضرت همراه باشد. این که فرمود اگر کسی بخواهد با امام همراه بشود باید «مَنْ كَانَ بَاذِلًا فِينَا مُهْجَتَهُ وَ مُوَطِّناً عَلَى لِقَاءِ اللَّهِ نَفْسَه‏» کسی که آماده کوچ کردن در این دنیا نیست نمی تواند با امام حرکت کند. طرح وجود مقدس امام یک طرح بسیار بزرگی است برنامه بسیار بزرگی دارند اگر کسی آن وسعت برنامه را نبیند از پایین به حوادث نگاه کند نمی تواند با حضرت همراه شود.

اولا نمی فهمد چرا این برنامه را حضرت اقدام می کنند غیر از این که نمی فهمد کوچک است نمی تواند در این طرح با حضرت حرکت کند. در قرآن خدای متعال گاهی با ما صحبت می کند از این فاصله های دور و طرح های بزرگ. خود نبی اکرم حسابشان معلوم است این برنامه قرآن را ایشان پیاده می کنند در عالم، امیرالمومنین برنامه قرآن را به عهده دارند و اجرای قرآن دست آنهاست تأویل قرآن را حضرت احیا می کنند.

داشتن سعه صدر؛ راه همراهی با امام

خدای متعال در اولین آیاتی که در سوره اقرأ بر حضرت نازل می کند توضیح می دهد؛ شما بخوانید عالم احتیاج به این قرائت شما دارد. با خواندن شما عالم احیا می شود. «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَق‏»(علق/1) با این قرائت عالم سر به راه می شود. ولی پیغمبر ما «إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى‏ * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى»‏(علق/6-7) با شما درگیر می شوند و خودشان را مستغنی از شما می بینند. صحبت از یک انسانی است که خودش را از نبی اکرم و این قرائت و این طرح و برنامه الهی از این معلم الهی مستغنی می داند.

بعد می فرماید کار به جایی می رسد که جلوی اقامه صلاۀ را می گیرند، «أَ رَأَيْتَ الَّذي يَنْهى‏ * عَبْداً إِذا صَلَّى * أَ رَأَيْتَ إِنْ كانَ عَلَى الْهُدى * أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى»(علق/9-12)‏ می بینی که اینها وقتی می بینند می خواهد اقامه صلات در عالم بشود جلویش را می گیرند. خود نبی اکرم می خواهد اقامه صلاۀ کند عالم را تبدیل کند به مسجد، اینها نمی گذارند، اینها می خواهند عالم را میکده کنند، دعوایشان سر همین است. حضرت می خواهد عالم مسجد باشد بازار هم بشود مسجد، همه احوال توجه به خدا و بندگی خدا باشد. آنها هم می خواهند همه  احوال دنیا پرستی و شیطنت باشد. می ایستند جلوی اقامه صلاۀ.

این داستان خود حضرت است، داستان سیدالشهداست؛ حضرت می خواهد در عالم اقامه صلات کند می ایستند تا پای خون حضرت، نمی گذارند این اتفاق بیافتد. خدای متعال وقتی به حضرت دستور می دهد بعد از موانع و دشمنی ها می فرماید: « كَلاَّ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَة * ناصِيَةٍ كاذِبَةٍ خاطِئَة»(علق/15-16) می فرماید نگران نباش یک روزی ما با دست قدرت اینها را می گیریم هیچ کس هم نمی تواند به فریادشان برسد. ببینید به همین سرعت داستان را تا آخر می برد که قیامت است. خود حضرت که پیداست بزرگتر از این حرفهاست به ماها دارند می گویند. می گویند نگران این درگیری ها نباشید. این زد و خوردها و عقب نشینی ها و شکست های ظاهری شما را نگران نکند کار دست خداست. ما با دست قدرت اینها را می گیریم. بعد به حضرت می گوید شما کار خودت را بکن در آیه آخر که دستور به سجده و تقرب است که آیه سجده است من نمی خوانم به حضرت دستور داده می شود شما کار خودتان را در عالم انجام بدهید.

من عرضم این است این با ما درمیان گذاشته شده، ما اگر بخواهیم با حضرت همراه بشویم باید این وسعت طرح را بفهمیم. کسی فقط نگاهش در حد دنیاست این آدمی که با یک مویز گرمیش می شود با یک قاشق ماست هم سردیش می شود این که فایده ندارد. کسی که به این زودی ها در این حوادث جابجا می شود این که نمی تواند کنار امام بایستد. خدا رحمت کند یک استادی داشتیم وقتی راجع به مسلم توضیح می داد می گفت ببینید این آدم های بزرگی که این تحول احوال ذره ای درش دگرگونی ایجاد نمی کند دیروز هجده هزار نفر با او بیعت کردند بعد هفت هشت هزار نفر حداقل پا به رکابش آمدند. شب وقتی از مسجد می آید بیرون خودش تنهایی است. هیچ تحولی درش پیدا نمی شود. همان شجاعت، همان استواری، نه تردید می کند نه شک می کند نه سست می شود. این تحولاتی که در عالم پیش می آید کسانی می توانند بمانند که بزرگ باشند. آمد و شد این حادثه ها این اتفاقات آنها را زیر و رو نکند.

ماندن در جبهه امام با تجدید روزانه عهد

لذا یکی از نکاتی که مهم است این است ما اگر بخواهیم در جبهه حضرت بمانیم باید آن عهدهای بزرگی که با حضرت داریم آن قرارهای بزرگ مان را باید هر روز تجدید کنیم و پای آن قرارها بایستیم. حضرت یک کار بزرگی در عالم انجام می دهند. از ما هم عهد گرفتند که ما در این برنامه حضرت کنار ایشان باشیم. قول هم دادیم به حضرت، حضرت هم فرمودند شما نگران نباشید اگر شما کنار من باشید من شما را به مقصد می رسانم یک قول دو طرفه است.

ما یک عهدی داریم امام هم با ما یک عهدی دارند ما عهد کردیم که کنار حضرت باشیم این عهدهایمان هم عهدهای بزرگی است این که می گویند دعای عهد را بخوانید دعای عهد مضمون عهدهای ما با امام است کسی که این دعا را می خواند کسی که با این عهد همراه می شود این می تواند کنار رکاب امام زمان پایداری بکند حالا دعای عهد را ببینید من الان نمی خواهم مضمون دعای عهد را عرض بکنم. این عهدهای ماست آن عهدهای بزرگ «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِه‏ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْه‏» اینها عهدهای ما با امام است. قرارهایی که در دعای عهد هست اگر این عهدها را ما هر روز مرور کنیم این قرارهای بزرگ بزرگ می شود.

یکی از چیزهایی که ما را خواسته هایمان را روحمان را قرارهایمان را بزرگ می کند در عالم و موجب می شود سر این قرارها بایستیم تکرار همین عهدهاست . تکرار این دعاهاست یکی از برکاتی که در دعاهای برای امام زمان هست بخصوص دعاهایی که از معصوم نقل شده این است آدم را بزرگ می کند. آدم را به آن عهدها و قرارهای بزرگش با امام آگاه می کند آدم را سر قرار می آورد. وقتی که ما باید بیاییم برای این که سر قرارها باشیم این تجدید عهدها و این دعاها لازم است.

یک نکته مهم در همراهی امام همین است که انسان این برنامه بزرگ امام را بفهمد این جزو خواسته های انسان بشود در دل انسان زمینه پیدا کند. در این برنامه سیدالشهدا یک کار بزرگ دارند می کنند که در این کار حبیب و زهیر یک قراری با امام حسین دارند. حضرت کار خودشان را دارند می کنند سر این قرار باید بایستند. خودشان را برسانند و رساندند. آنهایی که سر قرار نرسیدند از غافله امام حسین جا ماندند حضرت کار بزرگ خودشان را جلو می برند کار خودشان را متوقف به من و شما نمی کنند. در دعاها هست خدایا «لَا تَسْتَبْدِلْ بِنَا غَيْرَنَا» دین خودت را با ما یاری کن ما را جزو یاوران حضرت قرار بده ما را تبدیل نکن، ما اگر سر قرار نیامدیم ما را جا می گذارند. سیدالشهداء که منتظر امدن من و شما نمی ماند.

طرماح برود گندم ببرد خب برود، حضرت منتظر نمی ماند او باید حواسش را جمع کند. آنهایی که قرارهایشان را با سیدالشهداء محکم کردند و منتظر قرارها بودند و خودشان را سر قرار رساندند آنها برنده شدند آنهایی که به هر دلیلی سر قرار، هر کدام هم یک عذری داشتند. همین امروز می دیدم حضرت به عبیدالله حر جعفی یک آدم ظاهرا گردنه بند و یک آدم از این شاید مشتی ها و این تیپی بوده، حضرت پیدایش کردند و اول کسی را  فرستادند سراغش بعد خودشان آمدند فرمودند: تو خیلی سابقه ات نگران کننده است بیا طرف ما، نمی خواهی توبه کنی؟ به حضرت گفت: آقا من امید به پیروزی شما ندارم من از کوفه که بیرون می آمدم آنقدر لشکر دیدم اکثرشان علیه شما بودند. با حضور من کاری پیش نمی رود اگر امید بود که نصرتم اثری داشته باشد برای شما می آمدم ولی مطمئنم فایده ندارد.

ببینید چه اشتباه بزرگی است. حضرت چه احتیاجی به کمک تو دارد. حضرت آمده دست تو را بگیرد. دارند به تو می گویند تو وضعت خوب نیست، نمی خواهید بیایید پیش ما اصلاحت کنیم. تو می گویی آقا من امید ندارم! مگر حضرت می خواهد از تو پیروزی به دست بیاورد. «وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّه‏»(آل عمرا/126) خدای متعال می فرماید پیروزی از طرف خداست ما پنج هزار تا ملک فرستادیم دل شما خوش بشود و الا پیروزی از آن ناحیه است. همه اینها موجب می شود آدم سر قرارش با امام نایستد این که اینقدر روی خلف وعده تأکید شده می گوید مومن خلف وعد نمی کند. چون اگر آدم خلف وعده کرد زیر وعده هایش با خدا هم می زند، وعده های مهمش را هم زیر پا می گذارد. کسی که عادت کرد در وعده های کوچک تخلف کند یک وعده ای هم با امام زمان گذاشته آنجا هم تخلف می کند.

لذا یکی از مهمترین چیزهایی که ما را می رساند به امام که به نظرمن در این توقیعی که از حضرت نقل شده تقدیم کردم همین را میخواهند بفرمایند: «وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ» اگر شیعیان ما که خدای متعال بهشان توفیق دهد«لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْد» اگر قلبشان مجتمع می شد و همگی دنبال وفای عهد با ما بودند، برکت لقاء ما از آنها به تأخیر نمی افتاد. لااقلش این است خود انسانی که سر عهدهایش با امام می ایستد و قلبش با عهد امام همراهی می کند این به امام خودش می رسد. از امام خودش جدا نمی شود.

لذا ما باید هر روز قرارهایی که در این عالم با امام داریم تازه کنیم. من مکرر این را عرض کردم ما آمدیم در این عالم امام هم آمده یک قراری بین ما و امام است ما اگر سر قرارمان بیاییم امام هم سر قرارش می آید امام هیچ وقت از قرار خودش تخلف نمی کند. امام سر قرار خودش ایستاده، ما هستیم که تخلف می کنیم. ما هستیم که دنبال لهو و تجارت می رویم. «إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَة»(جمعه/9) «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوك‏»(جمعه/11) ما هستیم که حضرت را رها می کنیم می رویم دنبال بازار مکاره دنیا، حضرت سر عهدشان هستند.

ما امدیم در عالم یک قرارهای بزرگی داریم این قرارها را باید هر روز نو کنیم این کمک می کند. گره بزنیم قلبمان را کمک می کند به این که در این جبهه بایستیم و ان شاء الله در کنار حضرت پایدار بمانیم. آن عهدها هم عرض کردم در روایات قرآن و به خصوص در دعاهایی مثل دعای عهد و امام زمان این قرارهای ما با حضرت آمده بفهمیم طرح حضرت را. یک کاری در عالم می کنند ما هم یک قراری داریم عرض کردم مثل این که سیدالشهداء یک کاری در عالم می کنند اصحابشان هم یک قراری با حضرت از عالم میثاق بستند که آقا در کربلا ما هم هستیم؛ آن قرار را دائما حبیب و اینها هر روز قرار را نو می کردند.

میثم تمار قبل از ماه محرم در کوفه به شهادت رسیده؛ نشسته بودند با حبیب در کوفه گفتگو می کردند می بینم یک سر را در محبت امام حسین به نیزه می زنند و می آورند در کوفه. حبیب هم به او گفت می بینم یک کسی را در محبت امیرالمومنین به دار می زنند زبانش را قطع می کنند دست و پایش را قطع می کنند.

عنایت می کنید هر روز این عهدها را نو می کردند. قرارهایی که ما داریم اگر هر روز نو کنیم ان شاء الله موجب می شود که خودمان به امام برسیم «وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْد» حالا اگر قلوب مجتمع بر وفای به آن عهد نشوند دیگر ان شاء الله یوم ظهور محقق خواهد شد. ان شاء الله خدای متعال به همه ما توفیق بدهد پای عهدهای خودمان با حضرت بایستیم.

تلقی من این است که هیچ دوره ای مثل الان گرچه شیطنت شیطان آخر الزمان همین است دیگر واقعا شیطنت شیطان بسط پیدا می کند امتلاء جور در عالم می شود همه عالم پر از ظلم آشکار و پنهان می شود ولی هیچ دوره ای هم مثل الان نبوده که این اجتماع من القلوب حاصل شده باشد واقعا شما یک دوره ای دارید که اگر مثلا حضرت پا به رکاب کنند مثل امروز صدها هزار جوان آماده به شهادت در اکناف و اطراف دنیای اسلام آماده باشند پای خونشان مثل حججی ها مثل بزرگترش سلیمانی ها واقعا آدم این شرایط را که می بیند احساس می کند که ما نزدیکیم به آن دورانی که وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمُ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْد.

فقط ما باید نگران باشیم خودمان از این غافله خدایی نکرده جا نمانیم حضرت بیایند و همراهان بروند و ما هم از غافله حضرت خدایی نکرده جا بمانیم. مثل همین جابربن یزید جعفی که نیامد و به حضرت گفت مرکب را می دهم شما هم بروید، پیروزی در این راه نیست. حضرت فرمود اگر خودت نیایی من با مرکب تو چه کار دارم من اسب نمی خواهم آمدم خودت را ببرم. بعد که حضرت به شهادت رسید دائم اظهار تأسف می کرد که چرا نیامدم با حضرت به شهادت برسم. السلام علیک یا اباعبدالله.

پی نوشت ها:

(1)   بحار الأنوار، ج‏53، ص:177