نسخه آزمایشی
یکشنبه, 30 خرداد 1400 - Sun, 20 Jun 2021

تبیین طریق نورانی شدن عالم در ایام نيمه شعبان در شبكه ولايت/ مسیر ظهور امام و رفع ظلمات و وظائف منتظران

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 10 اردیبهشت ماه 97 است که به مناسبت میلاد حضرت بقیۀ الله الاعظم عجل الله فرجه در شبکه ولایت ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛تحولاتی در عالم ما پیدا می شود و عالم را وارد یک فضای نورانی و رحمت میکند که عدالت، امنیت و معنویت در آن محقق می شود، اینها در واقع حقایقی هستند که از عالم غیب در عالم ما ظهور پیدا می کنند. پس معنای ظهور این است که خود امام ظاهر می شود. وجود مقدس امام زمان، خودشان کلمه عدلند و عدل نازله وجود امام است. لذا همه حقایق به امام برمی گردد. حقیقت اتفاقاتی که در عالم می افتد این است که این کلمه غیب الهی ظاهر شده و بساط ظلمت و اولیاء طاغوت جمع می شود. ما باید خودمان را به حضرت برسانیم و با ایشان در عالم سیر کنیم. چرا که نقش ما در عالم تولی به حضرت و همراهی با ایشان است. پس انتظار یعنی در طرح امام زندگی کنیم. انتظار یعنی در طرح امام بودن، یعنی با کشتی امام سیر کردن و ملازم امام بودن. البته شیطان می خواهد ما را از امام جدا کند.

سوال: ما خیلی کلمه انتظار و منتظر را می شنویم اما آیا ما واقعا انتظار می کشیم؟ یعنی خصوصیات یک منتظر واقعی را داریم یا نه؟ چه سنگ محکی وجود دارد؟

جواب: اول نکته ای که باید به آن توجه کنیم این است که باید ببینیم معنای انتظار در روایات فراوانی که از معصومین مکرر نقل شده و ما را دعوت به انتظار کردند و بلکه شاید به عنوان بزرگترین وظیفه ما این را به حساب آوردند، چه چیزی است.

تحولاتی که در عالم ما پیدا می شود و عالم ما وارد یک فضای نورانی و رحمت می شود که عدالت، امنیت و معنویت در آن محقق می شود، اینها در واقع حقایقی هستند که از عالم غیب در عالم ما ظهور پیدا می کنند. یعنی اینطور نیست که از خود عالم ما اینها بجوشند، اینها از عالم بالا نازل می شوند و واسطه نزول این حقایق هم امام است. یعنی خود امام است که وقتی تنزل در عالم پیدا می کند و حقیقتا ظهور ولایتشان در عالم ظهور پیدا می کند عالم دگرگون می شود. لذا در قرآن امام به خصوص وجود مقدس امام زمان را توصیف می کنند به کلمه عدل. این آیه شریفه را ملاحظه فرمودید «وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلا»(انعام/115) این کلمه تامه الهی که کلمه عدل هست، خود امام است. در روایات فرمود که امام وقتی در رحم مادر هست این آیه بر بازوی او هک می شود.

پس کلمه عدل امام است. بنابراين وقتی امام ظهور می کنند تعبیر نورانی قرآن و تعبیر الهی این است «أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»(زمر/69)، زمین با نور پروردگارش روشن می شود. در روایات دارد نور رب نور امام است، امام نور رب هست که عالم را روشن می کند «قَالَ رَبُّ الْأَرْضِ یعنی إِمَامُ الْأَرْضِ»(1)، زمین با نور امام روشن می شود و فضا از فضای ظلمت بیرون می رود مثل خورشید که طلوع می کند و شب تمام می شود و روز می آید. پس وقتی امام ظهور می کنند زمین روشن می شود، حتی در روایات ما دارد کار به جایی می رسد که «فَإِذَا خَرَجَ يَكُونُ مَا ذَا قَالَ إِذاً يَسْتَغْنِي النَّاسُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ نُورِ الْقَمَرِ وَ يَجْتَزِءُونَ بِنُورِ الْإِمَام»‏ مردم از ماه و خورشید دیگر بی نیاز می شوند. همین طور که در بهشت فضا فضای نورانی است ولی «لا يَرَوْنَ فيها شَمْساً وَ لا زَمْهَريراً»(انسان/13) ماه و خورشیدی آنجا نیست، نور عالم ظهور هم اینطوری است و زمین روشن می شود.

من همیشه خاطرم هست از مرحوم علامه طباطبایی یک چیزی نقل شده که خیلی لطیف است. یکی از شاگردان ایشان نقل کرده بودند که ایشان یک کلاس خصوصی داشتند که منزل مرحوم آیت الله انصاری شیرازی برقرار می شد. آن موقع هم کوچه ها تاریک و خلوت بود برای همین به ایشان گفته بودند که آقا، شما می آیید در کوچه های تاریک، ما نگرانیم، شما منزل باشید ما می آییم خدمت شما. ایشان فرموده بود مگر ما در روز با نور خورشید راه می رویم؟!

کسی به سرچشمه نور که امام است رسید «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاة»(نور/35)، در روز هم با نور امام راه می رود! ما فعلا در این عالم هستیم و در این عالم به این ماه و خورشید محتاجیم، اما حضرت وقتی ظهور می کنند، «يَسْتَغْنِي النَّاسُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ نُورِ الْقَمَرِ»‏ زمین روشن می شود. خود امام کلمه نور الهی هستند. امام هست که واقعا ظاهر می شود و وقتی ظاهر شد عالم روشن می شود.

قرآن وقتی ظهور را توصیف می کند می فرماید: «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/17)، خدای متعال زمین را بعد از مرگ زنده می کند. در روایات می فرماید: «بِمَوْتِهَا كُفْرَ أَهْلِهَا وَ الْكَافِرُ مَيِّت‏»(2)، زمین زنده می شود یعنی اهلش زنده می شود و این که کافر مرده است یعنی روی زمین راه می رود ولی مرده است. در واقع شهر کفار یک قبرستان وارونه است و چیز دیگری نیست. امام وقتی می آیند حقیقت حیات در عالم دمیده می شود. خود امام کلمه حیات است، «السَّلَامُ عَلَى مُحْيِ الْمُؤْمِنِين‏»(3)، امام سرچشمه حیات است. امام سرچشمه نور و عدالت است.

معنای کلمه غیب الهی

پس ظهور که محقق می شود معنایش این است که خود امام ظاهر می شود. به تعبیر قرآن امام کلمه غیب الهی است. در روایات این آیه را معنا کرده و می فرماید «يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب‏»(بقره/3)، متقین ایمان به غیب دارند؛ لذا قرآن آنها را هدایت می کند. این غیب چیست؟ معانی متعددی برایش شده، معاد هست، توحید هست که همه این معانی هم درست است.

در یک روایت دارد غیب یعنی امام زمان. حضرت فرمودند امام کلمه غیب الهی است بعد شاهد آوردند به یک آیه ای که در سوره مبارکه یونس است. در سوره مبارکه یونس خدای متعال از زبان کفار یک سوالی را نقل می کند که اینها می گفتند خب انبیاء می آمدند با خودشان آیه بینه می آوردند، موسای کلیم ید بیضاء آورده، عصا آورده، همه سحره در مقابلش تعظیم کردند، وجود مقدس نبی اکرم چرا آیه نمی آورد؟ ایشان چرا آیه روشنی ندارد؟ خدای متعال می فرماید پیامبر ما بهشان بگو «إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه‏»(یونس/20)، این آیه ای که از عالم بالا می آید یک حقیقت غیبی است که آن هم در اختیار خداست. من هم یک آیه غیبی دارم که وقتی آن آیه غیبی آشکار می شود مطلب تمام می شود و بساط شیطان و ابلیس و کفار کلا جمع می شود.

امام آن کلمه غیب الهی است «فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه‏» پیامبر ما بهشان بگو آن معجزه ای که شما می خواهید من هم دارم، من هم از عالم غیب یک آیه ای دارم پس منتظر باشید چرا که من هم منتظرم «فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِين‏». امام صادق علیه السلام طبق این نقل که در معانی الاخبار صدوق هست فرمودند: این غیب، امام است. امام آیه غیبی رسول خداست که وقتی می آید کار تمام می شود.

پس وجود مقدس امام زمان خودشان کلمه عدلند نه این که امام می آیند و عدل را محقق می کنند. عدل نازله وجود امام است. حیات نازله وجود امام است. نور نازله وجود امام است. امام وقتی می آیند و ظهور پیدا می کنند مثل خورشیدی که طلوع پیدا می کند عالم یک عالم دیگری می شود. لذا همه حقایق به امام برمی گردد. حقیقت اتفاقاتی که در عالم می افتد این است که این کلمه غیب الهی ظاهر شده و بساط ظلمت و اولیاء طاغوت جمع می شود.

حتی در قرآن دیدید که خدای متعال وقتی ابلیس را از بهشت راند مزدش را از خدا خواست، چرا که دو رکعت نماز خوانده بود که چهار هزار سال طول کشید. پس گفت خدایا من یک عملی انجام دادم، من را دست خالی رد نکن! او مستحق مزد نبود چون برای خدا کار نکرده بود ولی خدای متعال مزدش را داد. چند چیز از خدا خواست و گفت من را مهلت بده تا قیامت زنده باشم! خدای متعال به او فرمود: «إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ‏ إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم‏»(اعراف/15)، به تو مهلت می دهم تا وقت معلوم، که بعضی روایات دارد یوم الوقت المعلوم یوم ظهور است که بساط شیطان از عالم جمع می شود. یعنی شما آنچه در عالم می بینید یا جوشش شیطنت است یا جوشش بندگی خداست، یکی نور نبی اکرم و یکی ظلمت شیطان، و در ایام ظهور این ظلمت جمع می شود.

حقیقت وجود امام

پس نکته اول این است که آنچه در عصر ظهور اتفاق می افتد که 124 هزار پیامبر برای آن آمدند و امت خودشان را به او دعوت کردند، ظهور حقیقت امام در عالم است. این واقعه بی نهایت با عظمت و بی بدیل عاشورا یکی از مزدهایش عصر ظهور است که خدای متعال به سیدالشهداء دادند. این واقعه وقتی اتفاق می افتد محورش خود امام است. امام یک وجود با عظمتی است که کلمه تامه و کلمه غیبی الهی است. امام سرچشمه حیات و سرچشمه نور است. وقتی امام ظاهر می شود پرده ها کنار می رود و ولایت امام روی زمین ظاهر می شود.

پس این نکته اول، این اتفاق که در عصر ظهور می خواهد بیافتد مدارش امام است. یک بیانی وجود مقدس امیرالمومنین در خطبه قاصعه دارند که در آن شرایط قبل از بعثت نبی اکرم را می گویند که قیصرهای روم و کسری های ایران چه بر سر مردم جزیره العرب آورده بودند و آنها را از سرزمین های آباد شمال عراق و جاهای دیگر کوچشان داده بودند به سرزمین خشک جزیره العرب و خیلی وضع بدی داشتند. این وضعیت را حضرت توصیف می کنند و بعد می گویند خدا فقط پیامبر را فرستاد و هیچ اتفاق دیگری نیافتاد. اما با ظهور این پیامبر همه چیز عوض شد و در یک زمان کوتاه همه چیز برگشت. پس اینهایی که زیر دست قیصرها و کسری ها بودند حاکم شدند. پس هیچ اتفاق دیگر نیافتاد، فقط یک پیامبری از عالم غیب با یک دست پُری می آید و عالم را عوض می کند.

در باب حضرت موسی قرآن یک مطلبی دارد و می فرماید موسای کلیم وقتی آمد و معجزه آورد، معجزه اش هم عصایی بود که می انداخت و اژدها می شد، فرعون به سحره اش گفت: چه کسی حاضر است با او مقابله کند؟ آنها به فرعون می گفتند ما اگر به جنگ موسی رفتیم و غالب شدیم، مزدی که به ما می دهی چیست؟ فرعون گفت: «إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِين‏»(شعرا/42)، شما اگر توانستید بر موسی غالب بشوید، من شما را مقرب به خودم قرار می دهم. پس او می خواهد بالاترین مزد را به اینها بدهد برای همین می گوید شما مقرب من می شوید. این آدم ها هم انقدر کوچک و حقیرند که وقتی می خواهند به جنگ پیامبر خدا بروند، این را مزد خودشان می دانند که مقرب به فرعون می شویم.

همین آدم ها وقتی می آیند و نفس موسای کلیم بهشان می خورد، می شوند آدم هایی که در قرآن از زبان فرعون نقل می کند و می گوید، فرعون بهشان گفت شما بدون اجازه من ایمان آوردید، حالا که این کار را کردید می برم شما را در لابلای نخلستان ها به دار می کشم «وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ فِي جُذُوعِ النَّخْل‏»(طه/71). بزرگان گفتند این «علی جزوع النخل» نیست بلکه «فی» است، یعنی می برم لابلای نخلستان ها گم و گورتان می کنم. یک جوری نابودتان می کنم که اسمی از شما نماند. اما آنها به فرعون می گویند: «فَاقْضِ ما أَنْتَ قاض‏»(طه/72) هر حکمی می خواهی بکنی بکن چون «إِنَّما تَقْضي‏ هذِهِ الْحَياةَ الدُّنْيا» تو هرچه حکم کنی در همان دنیاست. دست تو به آن دنیا نمی رسد و ما از عالم دنیا فارغ شدیم!

یعنی الان هم کاری از دست تو با ما نمی آید، چون ما از عالم دنیا بیرون رفتیم و خارج شدیم. قبل از این در دار دنیا بودیم و تو حریف ما بودی و تهدیدمان می کردی ولی ما وقتی بزرگتر از دنیا شدیم و پایمان را از دنیا بیرون گذاشتیم دیگر دست تو به ما نمی رسد و کاری با ما نمی توانی بکنی.

پس اتفاقی نیافتاده، فقط موسای کلیم از عالم غیب آمده و اینها وارد وادی ولایت موسای کلیم شدند و از این عالم رفتند. من عرضم این است آن چه در عصر ظهور اتفاق می افتد این است که کلمه غیب الهی به اذن خدا ظاهر می شود، اصلا معنی ظهور همین است و همه عالم عوض می شود. ما باید چه کار کنیم؟ ما باید خودمان را به حضرت برسانیم و با ایشان در عالم سیر کنیم. ما باید کاری کنیم که از حضرت جدا نشویم، چرا که نقش ما در عالم تولی به حضرت و همراهی با ایشان است.

پس این نکته اول که آنچه در عصر ظهور اتفاق می افتد این است که همه عالم دگرگون شده و بساط ظلمت جمع می شود. به تعبیر قرآن «وَ الشَّمْسِ‏ وَ ضُحاها»(ضحی/1)، خورشید که طلوع می کند بساط ظلمت را جمع می کند. تعبیر قرآن راجع به ظهور این است، فرمود خورشید یعنی امیرالمومنین، خورشید یعنی وجود مقدس نبی اکرم و ضحای خورشید یعنی آن موقعی که بالا می آید و عالم را روشن می کند، این دوره ظهور است و تا قبلش این خورشید ظاهر نشده است.

این اتفاقی که می افتد محورش شخص امام است، ابلیس هم تمام تلاشش در عالم این است که آدم را از امام جدا کند و هیچ کار دیگری ندارد. وقتی خدای متعال ابلیس را از بهشت بیرون کرد تهدید کرد و گفت خدایا تو به من مهلت دادی «لَأَقْعُدَنَ‏ لَهُمْ‏ صِراطَكَ‏ الْمُسْتَقِيم‏»(اعراف/16) من سر راه مستقیم می نشینم و مراقب اینها هستم که وارد این راه نشوند. از چهار طرف هم بهشان حمله می کنم «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ»(اعراف/17)‏ این چهار جانب هم در روایات توضیح داده شده است. «وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِين» اکثرشان به شما شاکر نخواهند بود، یعنی خواهی دید که اینها قدر این صراط مستقیم را نمی دانند. می گوید من سر راه مستقیم می نشینم و نمی گذارم قدر این صراط را بدانند و از این راه به سوی تو بیایند. صراط مستقیم چیست؟ صراط بندگی خداست. فرمود: صراط مستقیم امام و ولایت ایشان است.

شیطان وقتی می خواهد ما را از امام جدا کند بدل سازی هم می کند. یعنی یک ماکتی از جامعه ایمانی می سازد که در آن نماز هست، روزه هست، انفاق مالی هست، حتی کشته شدن هم هست، اما چیزی که در آن نیست امام است. امام صراط مستقیم است، امام باب الله، وجه الله و سبیل الله است. ما باید از وادی امام به سمت خدا برسیم اما شیطان می خواهد ما را از امام جدا کند.

نعیم حقیقی در عالم

امام از طرف خدا آمده و به تعبیر قرآن امام نعیم است. در سوره تکاثر قرآن می فرماید شما در دنیا مشغول به تکاثر و هم افزایی می شوید تا پول روی هم بگذارید و قدرت و موقعیت کسب کنید. یکی دنبال کسب قدرت است، یکی دنبال کسب ثروت است، یکی دنبال کسب امکانات دیگر است و این شما را از نعیم غافل می کند. من یک نعیمی در اختیارتان گذاشتم و روز قیامت از این نعیم از شما بازخواست می کنند.  علی بن موسی الرضا علیه السلام در آن روایت فرمودند، نعیم یعنی ولایت ما. اگر امام در دنیا نبود ما از هیچ چیز سوال نمی شدیم ولی وقتی امام می آید ما حق نداریم در دنیا غافل باشیم. 

هیچ چیز نباید لهو ما بشود و مال و فرزند نباید ما را از امام غافل کند. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ»(منافقون/9)، ذکرالله چیست؟ معنی باطنیش امام است. امام کلمه ذکر است. فرمود: «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‏»(رعد/28) با یاد خدا با ذکرالله قلب آرام می گیرد، حضرت فرمود: «بِمُحَمَّدٍ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ هُوَ ذِكْرُ اللَّهِ وَ حِجَابُه‏»(4) نور پیامبر در قلبتان بیاید آرامش می کند. می فرمایدمومنین مواظب باشید که مال و فرزندتان شما را از ذکرالله غافل نکند. وقتی ذکرالله در عالم آمد، وقتی نعیم و امام آمد، ما دیگر نباید لهو داشته باشیم بلکه باید دائما متوجه امام باشیم. هرچیزی که به اندازه یک نگاه شما را از امام جدا کند او می شود لهو. اگر گوشتان یک لحظه از امام غافل شد می شود لهو، به هرچه مشغول بشوید لهو است.

پس امام روی زمین آمده و همه خیرات هم دست ایشان است «إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه‏» اصل و فرع خیر به امام برمی گردد. عصر ظهور عصری است که به امام اذن می دهد این خیر را در عالم ظاهر کند و بساط شر را جمع بکند، بساط مردگی و ظلمت را جمع بکند و عالم را نورانی کند. همه چیز در امام است و شیطان هم تمام کارش این است که ما را از امام جدا کند. پس برای ما لهو و غفلت ایجاد می کند و مال، فرزند، قدرت و ثروتمان ما را از امام غافل می کند. هر لحظه غفلت از امام جدا شدن از خیر است و شیطان هم همین کار را می کند. بعد هم که شما را از امام جدا کرد دیگر کاری با شما ندارد.

امام باقر علیه السلام ذیل همین آیه که شیطان می گوید من سر راه مستقیم می نشینم، فرمودند، مقصودش شما بودید، او کار بقیه را تمام کرده و به شمایی که می خواهید با امام راه بروید گفته نمی گذارم با امام حرکت کنید. وقتی دنبال امام حرکت نکنند دیگر نماز بخوانند یا نخوانند فرق نمی کند، بلکه گاهی برای نماز شب بیدارشان هم می کند! در روایت دارد بعضی از دشمنان درجه یک را شیطان برای نافله شب بیدار می کرد! او دیگر کاری ندارد شما تلاوت قرآن می کنید یا نه، از امام جدا بشوید دیگر هر کاری بخواهید بکنید.

معنای انتظار در عصر غیبت

انتظار در یک کلمه یعنی دورانی که امام به حسب ظاهر غایب است اما شما نباید از امام جدا شوید. امام که غایب اند معنایش این نیست که بیکارند، فرمود امام غایب خورشید پشت پرده است و کار خودش را دارد می کند، منتها حجاب دشمنان، حجاب سقیفه، حجاب اولیاء طاغوت، حجاب بنی امیه و بنی عباس و الان هم حجاب مدرنیته نمی گذارد شما چیزی را درک کنید. پس امام کار خودش را می کند و خورشید پشت ابر کارش تعطیل نیست. امام یک طرح بزرگی برای هدایت عالم دارند و این که عالم را از این ظلمات و از طرح و دست شیطان نجات بدهند و به سرمنزل مقصود برسانند. امام قول داده‌اند که همه عالم را به خدا برسانند و یک طرح بزرگی برای این کار دارند.

انتظار یعنی در طرح امام زندگی بکنیم. یعنی خوراکتان، خواب تان، ازدواج تان، طلاقتان، دوست گرفتن و دشمنی تان، اقتصاد و سیاست تان در طرح بزرگ امام باشد، این می شود انتظار. منتظر آن کسی است که در طرح امام زندگی می کند. یک تعبیری در صلوات شعبانیه است که «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَة» امام کشتی ای در این دریای طوفانی است. این دریا مجازی هم نیست، واقعا این دریا دریای واقعی است. قرآن در آیه سوره مبارکه نور که «أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّي‏»(نور/40)، این دریای ظلمانی مواج عمیق را توضیح می دهد و می فرماید مومنین هم گرفتارند. خدای متعال در این دریای مواج عمیق طوفانی که همان ولایت اولیاء طاغوت و همان طرح ابلیس و جریان سقیفه و بنی امیه و بنی عباس است، یک کشتی انداخته که همان اهل بیت هستند. در این دریای طوفانی اگر جلو بیافتیم غرق می شویم عقب هم بیافتیم غرق می شویم، فقط باید همراهی کنیم، «الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِق»‏.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا»، هر کس این کشتی را ترک کرد غرق شد. هرچه قوی هم باشی غرق می شوی، فیلسوف یا عارف باشی، فرقی نمی کند، هرچه باشی در ظلمات اولیاء طاغوت غرق می شوی، چرا که تاریکی خیلی از اینها سنگین تر است. بنابراین جلو بیافتی از مدار خارج شدی، عقب هم بیافتی هلاک می شوی.در این دریای طوفانی «وَ اللَّازِمُ لَهُمْ لَاحِق‏» باید ملازم امام حرکت کنی تا به امام برسی و به ایشان ملحق شوی. این کشتی شما را در ساحل امن می برد و هیچ پناهگاه دیگری هم نیست. «مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق‏‏»(5)، پس امام آن کشتی امنی است که همه را به ساحل می رساند. امام یک طرح بزرگ دارد و ما اگر ملازم ایشان شدیم، ملحق می شویم و می رسیم.

امام هست که در طرح بزرگ خودش عالم را به سمت عصر ظهورِ حقیقت ولایت، عدل، کرامت و حیات طیبه می رساند. انتظار یعنی در طرح امام بودن، یعنی با کشتی امام سیر کردن و ملازم امام بودن. امام رضا علیه السلام در یک حدیث عجیبی که خیلی لطیف است فرمودند: «مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاه‏»(6)، اگر شما با ما همراه شدید ما هم با شما همراه می شویم، آن وقت کسی که امام همراهش شد به مقصد می رسد. همراهی امام ما را به مقصد می رساند و اگر امام با ما بود ما به مقصد می رسیم.

انتظار یعنی در همه دوران ها با امام راه برویم. البته این فقط وظیفه فردی ما نیست بلکه جامعه مومنین هم باید در این کشتی باشند و با امام راه بروند، این می شود انتظار. پس در یک کلمه انتظار یعنی در طرح امام حرکت کردن، امام دارد طرحش را در عالم پیش می برد و محور هدایت است. کار امام تعطیل نیست اما حجاب سقیفه و حجاب مدرنیته، ابر مقابل خورشیدند. این ابر نباید ما را از امام جدا کند. امام طرح و برنامه شان را دارند عمل می کنند و ما باید در طرح ایشان حرکت کنیم. ما باید در این کشتی و در این وادی ظلمانی سیر کنیم تا ان شاء الله تا به ساحل برسیم.

پس تلقیم من این است ما مأموریتی بزرگتر از انتظار نداریم و لذاست افضل الاعمال است. عملی هم پرفضیلت تر از این نداریم انتظار یعنی با امام راه رفتن، منتها این را بخواهیم تفصیل بدهیم تفصیلش این است یک انسان باید امام را بشناسد؛ انسانی که عارف به امام نیست، منتظر امام هم نیست، منتظر یک چیز دیگری است. این یک نکته، این عرفان هم می دانید عرفان امام به معنی عرفان شناسنامه ای، کافی نیست؛ امام در چه سالی متولد شدند این کافی نیست امام را باید با شئونش شناخت. یک زیارت جامعه کبیره و آن وسعت بخشی از شئون و مقامات امام است، امام کلمه عدل اند امام کلمه حق اند «جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِل‏»(اسراء/81) امام کلمه نورند و امثال این، یعنی انسان به اندازه ای که امام را می شناسد می تواند با امام راه برود.

نکته دوم این است که خب برنامه امام را هم فی الجمله بداند. امام دنبال چی هستند در عالم، چه کار می خواهند در عالم کنند والا اگر انسان نداند که امام چه می خواهد بکند ادعا می کند با امام همراه است! بنابراین شناخت اهداف امام نکته دوم. نکته سوم این که یک کسی ممکن است طرح امام را بداند اما مأیوس است. می گوید آقا این فضای ظلمانی عالم هیچ وقت عوض نمی شود همیشه همینطور خواهد بود تا حالا بوده بعد هم خواهد بود این آدم نمی تواند منتظر باشد باید امیدوار باشد به این که این امام که کلمه غیب خداست کار را تمام می کند.

همینجا من این را عرض بکنم؛ فرمودند چرا امام غایب اند؟ برای این که ظهور محقق بشود عالم و بخصوص عالم انسانی باید برای تحمل ولایت امام آماده بشوند و این احتیاج به یک دوران های طولانی ممکن است داشته باشد. امام تدبیر می کنند تا عالم آماده بشود، عالم آماده شد انسان مأذون می شود از طرف خدای متعال کار را انجام می دهد. اگر ما خیال کنیم این قدرتی که امپراتوری استکباری دوران معاصر ما و ابلیس پیدا کرده بخصوص در آخرالزمان می توانند در مقابل قدرت الهی و طرح الهی مقاومت کنند، هیچ وقت امیدوار نمی شویم.

قرآن مجید گاهی اوقات دستگاه شیطان و اولیاء طاغوت را توضیح می دهد برای این که به ما هشدار بدهد می فرماید این طرح «أَوْ كَظُلُماتٍ في‏ بَحْر»(نور/40) مثل یک دریای طوفانی مواج عمیق تو در تو و امثال اینهاست ولی گاهی اوقات وقتی می خواهد نسبتش را با خدای متعال توضیح بدهد می فرماید مثل کف روی آب است. نسبتش را با قدرت الهی می خواهد توضیح بفرماید می فرماید: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِم‏»(صف/8) می خواهد عالم را با نور امام زمان روشن کند با نور نبی اکرم روشن کند صلی الله علیه و آله و سلم با نور امیرالمومنین روشن کند اینها می خواهند فوت کنند با بازدم شان نگذارند. کل طرح ابلیس را، جنگ هایی که راه انداخته که یکی از آنها جنگ اول و دوم جهانی است، ده ها میلیون آدم کشته شدند، همه اینها یک بازدم است.

ببینید امیدواری چطوری پیدا می شود امیدواری وقتی پیدا می شود که ما عظمت الهی و قدرت امام را بفهمیم، امام کلمه تامه خداست. امام صادق علیه السلام به سدیر فرمود می دانید آصف بن برخیا که تخت بالقیس را در یک چشم به هم زدن از یمن به شام آورد (بعد روایت دارد که از آن اسم اعظمی که داشت استفاده کرد در یک لحظه زمین را فرو برد تخت را گرفت زمین را برگرداند سرجایش) حضرت فرمود می دانید چقدر از علم الکتاب داشت، یک قطره از دریا. در یک روایت دارد به اندازه ای که یک مرغ نوک به دریا می زند آب برمیدارد اینقدر سهمش بود از اسم اعظم و همه اش سهم امام است.

کسی که امام را شناخت میداند ایجاد تحول در عالم، مهار کردن دستگاه ابلیس، کنترل دستگاه اولیاء طاغوت، برای امام کاری ندارد. در روایت دارد روز عاشورا نصر مشرف شد، پیروزی لشکر نصرت الهی آمد بالای سر امام حسین می خواهید پیروزی را بهتان بدهیم بساط اینها را یک جا جمع کنیم. حضرت عرضه داشتند من شهادت را انتخاب کردم سر حرف خودم ایستادم. بنابراین کسی امیدوار به امام شد امیدوار می شود به طرحی که امام دارد «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَب‏»(رعد/17) کف روی آب از بین می رود این دریای زلال ولایت امام است که می ماند. این بازدم تمام می شود و خدای متعال نور خودش را به مرحله تمام میرساند و امام ظاهر می شود.

وقتی امیدوار شد حالا می خواهد کنار امام قرار بگیرد دلداده امام است. دلداده اهداف امام است دلداده راه امام است. امیدوار است به این که این طرح به نتیجه می رسد می خواهد بیاید کنار امام می خواهد بیاید در طرح امام، می خواهد خودش را وقف کند این انسان وقف می شود منتظر باید نقشه امام را بداند نه جلو بیافتد نه عقب، نه دولت مستعجل بخواهد نه بگیرد بخوابد. من معتقدم جامعه شیعه در عصر غیبت اینطوری بوده، دائما با امام راه می رفته نه جلو می افتاده نه می گیرد بخوابد.

شیعه همیشه این سه کار را داشته که انتظار به نظر من یعنی این، احتراز داشته، احتراز یعنی چی، یعنی شیطان طرح می چیند که ما را در طرح خودش استحاله کند، از امام جدا کند جلوه می دهد دنیا را، تمدن می سازد، قرآن به ما می گوید شما دنبال آنها نروید شما دنبال امامتان باشید «رِزْقُ رَبِّكَ خَيْر»(طه/131) آنی که خدا برای شما در نظر گرفته بهتر است. احتراز یعنی مواظب باشید زرق و برقی که شیطان درست می کند شما را نبرد. لذا فقهای شیعه در طول تاریخ یک کاری که می کردند مرز شیعه را حفظ می کردند نمی گذاشتند شیعه منحل بشود در دستگاه دیگران.

طرح های بزرگ و پیچیده ای دارد  شیطان بعضی هایش طرح عرفانی است، بعضی هایش طرح مادی گرایی است، شیعه همیشه باید احتراز و تبری داشته باشد. به خصوص الان؛ من عرض می کنم این نزاع امپراتوری مدرن جریان تجدد و مظاهری که ایجاد کرده در دنیا نباید ما را با خودش ببرد، اگر برد از امام مان جدا می شویم. این طرح شیطان است؛ شیطان برای این که ما را از امام جدا کند، برای اینکه منتظر نباشیم و در طرح امام نباشیم نیا را جلوه می دهد، ما باید تبری و احترازمان را حفظ کنیم.

دوم اینکه، وقتی صفتان را جدا کردید دیگر شیطان شما را رها نمی کند او با شما درگیر می شود. لذا باید آماده برای یک درگیری همه جانبه باشید، شیطان و شیاطین تا شما را در خودشان استحاله نکنند دست برنمیدارند. الان امپراتوری آمریکا مدعی است من رهبر جهانم و همه باید زیر چتر مدیریت من باشند. شما همینقدر که نخواهی مدیریت او را قبول کنی با شما وارد جنگ می شود. بنابراین شما باید آماده باشید برای یک درگیری همه جانبه سیاسی فرهنگی اقتصادی.

سوم اینکه؛ در این احتراز و تبری و درگیری و اعتراض، دائما هم جامعه مومنین را بسازید. شیعه اینطوری بوده دائما از عصر غیبت تا الان بلکه از فردای جریان کنار گذاشتن امیرالمومنین علیه السلام، امیرالمومنین جامعه شیعه را شکل دادند و روبه رشد بوده الان هم رو به رشد است الان من نمی خواهم این را باز کنم که چطوری است. پس ببینید من می گویم انتظار یعنی معرفه الامام یعنی شناخت راه امام و هدف امام با امیدواری به این که این طرح طرح غالب الهی است «كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلي‏»(مجادله/21) خداوند قطعی کرده که من و انبیائم غالبیم بعد از این که امیدوار شد طرح امام را بشناسد نه جلو بیافتد نه عقب.

سوال: آنهایی که جلوتر یا عقب تر می شوند در حقیقت از دین خارج می شوند.

جواب: مثل خوارج که جلو افتادن از امام. خدای متعال امام را فرستاده، امام کلمه حق است، امام کلمه عدل است، امام ترازوست؛ این که در روایات دارد «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُمَا دَار‏» حق با امیرالمومنین است، حضرت هرکجا بود حق همانجاست. انسان اگر از امام جلو افتاد از حضرت حق فاصله گرفته عقب افتاد فاصله گرفته. در طرح امام حرکت کردن جامعه شیعه می شود انتظار و این معرفت به طرح امام می خواهد، امیدواری می خواهد، خود را وقف کردن می خواهد.

حالا اگر کسی آمد در طرح امام، صبر و پایداری می خواهد یعنی با امام حرکت کردن خیلی پایداری می خواهد. من یک موقعی بعضی بزرگان را دیده بودم مثلا مرحوم آیت الله العظمی بهجت واقعا بیست و چهار ساعت راه رفتن با ایشان ممکن نبود! این که تحمل ولایت صعب مستصعب است، با امام معصوم راه رفتن در همه عرصه حیاتش سخت است. یک ترک اولا نمی کند، استقامت در طرح امام میکند. شما طرح امام را خراب نکنید طرح امام طرح عصمت است، ما نیاییم خراب کنیم. آن وقت استواری و پایداری کند، اهل عجله نباید باشد اهل دولت مستعجل نباید باشد. اگر دنبال دولت مستعجل بودی از امام جدا می شوی خیلی از اینهایی که جلو می افتادند یک کارهایی می کردند که ائمه را تحت فشار قرار می دادند. به خاطر این است که باید با امام شیعه حرکت و همراهی کرد.

اینها سه جلوه دارد؛ جلوه تبری، اگر ما در طرح شیطان استحاله شدیم دیگر با امام نیستیم. شیطان گاهی یک طرح بزرگ دارد. دیده اید حشره را که می خواهند بگیرند چطوری می گیرند؟ یک تله می گذارند. تله شیطان برای ما می تواند یک تمدن باشد، باید مواظب باشیم و تبری بجوییم. نمی شود آدم از معاویه تبری بجوید از عسلش تبری نجوید، کسی گفت عسل معاویه خوب است دیگر رفته، جلوه هایی که برای دنیا درست می کنند که قرآن به ما هشدار می دهد.

سوال: در حقیقت یک وقت هایی یک نفر یک کار می کند آن یک نفر یک جامعه را به انحطاط می کشد.

جواب: من می خواهم بگویم از این بالاتر است. شیطان یک تمدنی می سازد و هزاران جلوه هم به آن می دهد. در واقع یک دستگاه موسیقی دعوت به دنیاست که سازهای متنوع و مختلفی دارد که هر کدامش یک جاذبه ای دارد. باید مواظب باشید جذب این دستگاه نشوید. قرآن با شدت می گوید: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْك‏» چشم ظاهر و چشم دلتان را به دنیای دیگران امتداد ندهید. «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْك‏ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا»، ما برای گروه های مختلف کفار شکوفه هایی از دنیا سبز کردیم، شما چشمتان را به اینها ندوزید، چرا که اگر دوختید محروم می شوید «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏»، ما برای شما یک رزق بهتر گذاشتیم. آن رزق بهتر چیست؟ امام و طرح ایشان است. کسی که با امام است «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيم‏»(انفطار/13)، الان وسط بهشت است. اما اگر دنبال طرح دنیا بودید از امام جدا می شوید.

بنابراین منتظر آن کسی است که همه جلوه های دنیایی که برای کفار است او را مشغول نمی کند «أَلْهاكُمُ التَّكاثُر»(تکاثر/1) و از نعیم و امام غافل نمی شود. البته این خیلی سخت است. ما الان دلداده تمدن غرب هستیم یا نه؟! خیلی هایمان تحقیر شده در مقابل تمدن غرب هستیم یا نه؟! ما می گوییم آنها پیشرفته اند و ما عقب افتاده! یعنی انسانی که با امامش دارد راه می رود به کسی که از امام جدا شده می گوید پیشرفته! پس اگر چشمت را به این شکوفه ها ندوختی آن دنیای بهتر برایت آشکار می شود و شما را به بهشت می برند.

جنگ حنین بلافاصله بعد از فتح مکه است. لذا خیلی از تازه مسلمان ها حتی ابوسفیان هم با لشکرش به کمک حضرت آمده است. در این جنگ مسلمان ها در نهایت پیروز شدند و غنایم فراوانی به دست آوردند. پیامبر گرامی اسلام غنایم را تقسیم کرد و عمده اش را به اهل مکه و مهاجرین و تازه مسلمان ها داد و چیزی برای انصار باقی نماند. انصاری که پیامبر را یاری کردند و همه چیزشان را در اختیار حضرت گذاشتند بهشان برخورد. پس آمدند پیش سعد بن عباده که رئیسشان بود و به او گفتند از زبان ما شما به پیامبر گرامی اسلام بگو اگر حرف خداست ما قبول داریم ولی اگر تقسیم خودت است ما گله داریم.

اینها آمدند خدمت نبی اکرم و سعد بن عباده گفت حرف اینها این است، شما تقسیم کردی یا خدا؟ اگر شما تقسیم کردی ما قبول نداریم. حضرت فرمود: انصار آیا حرف شما هم حرف سیدتان است؟ گفتند: آقا سید ما شمایید ولی حرف ما هم همین است! امام صادق علیه السلام فرمودخدای متعال به خاطر این حرفشان کل نورشان را از آنها گرفت. این که بعضی می گویند پیامبر را می شود نقد کنی یعنی همین، می شود نقد کنی اما همه نورت از بین می رود. «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏»(نجم/3)، اعتراض به پیامبری که وقتی با او بیعت می کنند «إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّه‏»(فتح/10) در واقع با خدا بیعت می کنند و دست خدا بالای دستشان است، اعتراض به خداست.

این روایت را برای این قسمتش خواندم حضرت فرمودند: نبی اکرم با امیرالمومنین آمدند و وسط انصار نشستند و گفتند بگذارید حالا من بگویم! آیا من که آمدم مکه شما با هم نزاع نداشتید؟ سر هیچ با هم نمی جنگیدید؟ آیا من صلح درست نکردم؟ من امنیت نیاوردم؟ من بت ها را نابود نکردم؟ شما را موحد نکردم؟ پس یکی یکی شمردند و اینها شرمنده شدند. بعد حضرت فرمودند: شما هم بگویید! گفتند: آقا ما چه بگوییم؟ حضرت فرمودند: حالا من یادتان می دهم، شما هم بگویید وقتی شما آمدی تنها بودی اما ما کمکت کردیم! ما مال و همه چیز را در اختیار شما قرار دادیم! حضرت یکی یکی گفتند و اینها شرمنده حضرت شدند. بعد حضرت به تعبیر من فرمودند: بی انصاف ها من یک تقسیم کردم ببینید تقسیم بدی بود؟ الان اهل مکه برمیگردند مکه با شتر و اسب و شمشیر و سپر، شما هم با من برمی گردید مدینه، آیا این تقسیم نا عادلانه است؟! این یعنی «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ أَبْقى»‏.

دنیا همین است، چه کسی می گوید آنها دنیا دارند و مومن آخرت را؟! دنیای مومن از دنیای آنها بهتر است. آنها عیش شان ضنک است، «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً»(طه/124) یعنی اعراض از امام. کسی که رویش را از امام برگرداند هر چه دنیا را به او بدهی برایش خوشی نمی آورد. کسی که با امام است وسط بهشت است. به مومن هم نمی گوید شما دنیا نخواهید و چشمتان را از دنیا بردارید بلکه می گوید از شکوفه های دنیای کفار برندارید، فقط رزق آخرت نیست رزق دنیا هم هست. لذا عصر ظهور دنیای ما بهتر است یا دنیای کفار؟ با امام بودن حسنه دنیا و آخرت است.

پس شرط همراهی با امام این است. شیطان می خواهد ما را از امام جدا کند. یک دنیای پر جلوه درست می کند و خدای متعال هم به او اجازه داده است. پس اگر کسی نگاهش دنبال این دنیا رفت، از امام فاصله می گیرد ولی اگر چشمش را بست و دنبال امامش بود، آن پرده ها می رود کنار «وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ» آن وقت می فهمد که یک نفس نبی اکرم و امیرالمؤمنین از کل کائنات بهتر است. من این را لفظا نمی خواهم بگویم، در بهشت روایات دارد گاهی برای بعضی متناسب با درجه شان امام حسین علیه السلام جلوه می کنند، مثلا هفتصد سال یک بار، پس آنها حور و قصور و بهشت را فراموش می کنند و مدهوشند تا هفتصد سال دیگر که یک بار دیگر یک جلوه ای بشود، این امام است.

اگر کسی می خواهد به امام برسد و دنیایش بشود بهشت، «إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيم‏» و الان وسط بهشت باشد، باید چشمش را نسبت به دنیای کفار ببندد. این فتنه آنهاست. این مثل زرق و برقی است که خدای متعال به قارون داد که همه طرفداران حضرت موسی به او گفتند موسی تو برای ما چه آوردی؟ قارون رفته طرف فرعون، ببین چه به او دادند! تو برای ما چی آوردی؟ ای کاش ما هم مثل قارون داشتیم! اما وقتی خدای متعال قارون را با همه دارایی هایش در زمین فرو برد گفتند: چه خوب شد ما با قارون نبودیم! دنیای کفار فتنه کفار است و ما باید دنبال دنیای خودمان باشیم. دنیای ما هم با امام و در طرح امام است، آخرت مان هم در طرح امام است. اگر ما در طرح توسعه غربی حرکت کنیم از دنیا و آخرتمان باز می مانیم، پس ما در دنیا در طرح شیطان نباید برویم.

اگر در طرح دنیای شیطان رفتید هم از دنیای خودتان و هم از آخرت می مانید. انتظار یعنی دنیا با امام و آخرت هم با امام. منتظر یعنی کسی که دنیا و آخرتش با امام است، قلبش با امام است، فکرش با امام است، دستش با امام است، طرحش با امام است، سیاست و فرهنگش امام است، اقتصاد و بازارش هم امام است.

عمل اصلی امشب احیا است؛ این یک معنایش این است که آدم باید به حیات برسد. شب قدر که شب احیا است یعنی شب حیات قلب است. آدم چطوری به حیات قلب می رسد؟ وقتی قلبش به امام برسد. پس اصل امشب این است که آدم از امام غافل نشود و تمام لحظاتش با امام باشد. آن وقت بقیه اش مناسک است؛ ‌اینکه دعای کمیل بخواند، نماز جعفر طیار بخواند، نمازهای امشب را بخواند و مهمترینش زیارت سیدالشهداست که باب ورود به وادی ولایت امام زمان است. اگر کسی با امام حسین رفیق نباشد با امام زمان هم رفیق نیست. مهمترین عمل امشب زیارت سیدالشهداست، این را مهم بشماریم و وقت برایش بگذاریم. با تأمل و دقت زیارت کنید و عجله نکنید.

ان شاء الله خدای متعال ظهور حضرت را نزدیک کند و دست مستکبرین عالم را از حیات مستضعفین و مومنین کوتاه بکند. ان شالله خداوند همه ما را از منتظران حقیقی حضرت و در خدمت حضرت و همراه حضرت قرار بدهد و لطف امام زمان را شامل حال ما کند و دست ما را رها نکنند.

پی نوشت ها:

(1) تفسير القمي، ج‏2، ص: 253

(2) كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 668

(3) البلد الأمين و الدرع الحصين، النص، ص: 286

(4) تفسير العياشي، ج‏2، ص: 211

(5) الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص: 380

(6) عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏1، ص: 304