نسخه آزمایشی
پنج شنبه, 06 آبان 1400 - Thu, 28 Oct 2021

همايش پرچمداران عاشورا/ ظرفیت هیئات در راهبری جامعه مومنین/ مناسک ماه محرم برای بهره مندی از آن

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری به تاریخ 7 شهريورماه 98 است، که به مناسبت ماه محرم در همایش پرچمداران عاشورا در کرج ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ خدای متعال هیچگاه نگذاشته امکانات جبهه شیطان از امکانات جبهه مؤمنین بیشتر باشد. در عصر حاضر با همه خطراتی که ایمان امت را تهدید می کند، خدای متعال به جبهه مؤمنین عاشورا را عطا کرده است که با این امکان، توانایی مقابله با جبهه شیطان را داشته باشند. ظرفیت عاشورا به قدری عظیم است که انسان اگر برای آن آمادگی لازم را به دست بیاورد و مراقبه کند، دیگر واهمه ای برای گمراهی ندارد. تمام تلاش ما باید این باشد که خود را برای معیت امام آماده سازیم تا سعادتمند شویم.

طغیان انسان

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين . ظرفیت هیئات و ظرفیت عزاداری سیدالشهداء علیه السلام در راهبری جامعه مؤمنین یک ظرفیت بی بدیل است که هیچ چیزی جایگزین او نمی شود و از امکاناتی است که خدای متعال عطا کرده و در این فضای درگیری سختی که بین جبهه مؤمنین و جبهه کفار در عالم است و در این جنگ فرهنگی بزرگ، یکی از مهمترین سرمایه های اجتماعی و تاریخی ما همین ظرفیت است و باید سعی کنیم از آن استفاده حداکثری کنیم. خیلی از ظرفیت هایی که ما می توانیم در این میدان بزرگ از عزاداری سیدالشهداء علیه السلام به فعلیت برسانیم، مورد استفاده قرار نگرفته است.

در سوره فجر که سوره امام حسین علیه السلام است، خدای متعال با وجود مقدس نبی اکرم داستان فراعنه تاریخ و فراعنه خود حضرت را در میان می گذارد که یک چنین اتفاقی می افتد و این فراعنه علیه حضرت طغیان می کنند. یک قسم هایی در آغاز سوره است و بعد هم سراغ قوم عاد و ثمود و فرعون می رود و امکانات آنها را می فرماید. بعد می فرماید که اینها طغیان کردند «فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذابٍ * إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ» (فجر/۱۳-۱۴) پروردگار تو اکنون هم در کمین است؛ یعنی اگر باز هم این جریان اتفاق بیافتد خدای متعال تازیانه های عذاب را بر سر این فراعنه فرود خواهد ریخت و بساط آنها را جمع خواهد کرد. بعد هم از داستان انسان صحبت می شود که چگونه کارش به تفرعن کشیده می شود.

خداوند در این سوره می فرماید که «فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ * وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ»(فجر/15-16) اگر انسان این خطای محاسباتی را کرد، کارش به طغیان می رسد. اگر انسان خیال کرد امکانات و جلوه هایی که خدای متعال برای او قرار می دهد، مثل قدرت و ثروت که بستر امتحان هستند و خودشان معیار شرافت و کرامت نیستند، این انسان به جای این که از این شرایط برای رشد استفاده کند، این شرایط، سبب سقوط و باتلاق انسان می شود. انسان می خواهد امکانات را به طرف خود جمع کند و برای همین زیر پای دیگران را هم می کشد و فرش آنان را هم زیر پای خودش می اندازد.

نقطه طغیان همینجاست که انسان یک خطای محاسباتی می کند «فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ» وقتی خدای متعال به انسان کرامت و امکاناتی برای امتحان و ابتلاء می دهد، انسان خیال می کند واقعا همین ها معیار شرافت هستند و میگوید اکنون که من امکانات دارم انسان شریفی هستم. اگر بر او سخت بگیرد، باز هم امتحان است «وأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ» مقداری زندگی را بر انسان تنگ می گیرد و انسان خیال می کند که خدای متعال او را تحقیر کرده است و معیار کرامت و شرافت را داشتن و نداشتن این امکانات می داند.

گاهی انسان خیال می کند که خود این امکانات موضوعیت دارند و آن تدبیر الهی را پشت سر او نمی بیند و خود را برای آن تقدیر خدا آماده نمی سازد. اگر این امکانات برای انسان معیار شرافت باشند، اینها را جمع می کند و این برایش توحید می شود. قرآن می فرماید اصلا اینطوری نیست «كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ * وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ»(فجر/17-18)؛ یعنی ما به شما آبرو، موقعیت و ثروت دادیم، ولی شما این امکانات را که خرج خدا نکردید؛ پس چطور می گویید خدا ما را تکریم کرده؟ کجا یک یتیمی که نیاز به اکرام داشت را اکرام کردید و آبرویتان را خرج او کردید؟ شما کی آبرویتان را برای اینکه زمین خورده ای در جامعه نباشد خرج کردید؟ دیگران را همراه کنید و زیر بال زمین خورده ها را بگیرید. شما چطور می گویید خدا من را اکرام کرده؟ آبرویی که خرج خدا نمی شود و خرج خود انسان می شود اکرام نیست.

«وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا * وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا»(فجر/19-20)شما چطور می گویید چون خدا به ما ثروت داده، ما را اکرام کرده؟ شما دلبسته به مال هستید. وقتی شما به امکانات دل می بندید، میراث دیگران را هم به سمت خودتان می کشید. مستکبرین عالم اینگونه هستند؛ یعنی همین قدرت و ثروتشان را معیار شرافت می دانند و سعی می کنند زیرپای دنیا را خالی کنند و امکانات را به سمت خودشان بکشانند. اصلا تفرعن اینگونه در عالم شکل می گیرد. خداوند می فرماید ممکن است این خطای محاسباتی در امّت شما اتفاق بیافتد. ممکن است عده ای با همین خطای محاسباتی، تفرعن کنند ولی ما آنها را جمع می کنیم.

«كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا * وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا * وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى»(فجر/21-23) وقتی آن صحنه سخت قیامت پیش می آید؛ آن وقت انسان متذکر این مسئله می شود که نتوانست از این شرایط استفاده کند اما دیگر فایده ای ندارد. «فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ * وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ»(فجر/25-26) خدای متعال عذاب این انسان را توضیح می دهد و می فرماید این شخص طغیان گری را که در امت شما بنای طغیان گذاشته و تفرعن کرده است، جوری عذاب می کنیم که احدی را مثل او عذاب نخواهیم کرد.

امکانات ویژه برای امت

بعد خداوند خطاب به پیامبر ما می فرماید «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً»(فجر/27-28) اینها تفرعن و شیطنت می کنند اما شما آرام باش و کار خودت را انجام بده؛ ما هم کار خودمان را می کنیم و زیر پای اینها را می کشیم و نمی گذاریم که اینها امت شما را ببرند. البته مخاطب این آیه در یک لایه تفسیر، سیدالشهداء است و در آن صورت باید سوره را بگونه ای دیگر تفسیر کرد. ولی من این سوره را با همان ظاهرش تفسیر کردم. همانطور که می دانید این سوره فجر، سوره سیدالشهداء است و در روایات هم آمده است که اگر در فرایض و نوافل خود این سوره را بخوانید، با امام حسین علیه السلام محشور می شوید که خیلی بشارت با عظمت و عجیبی است.

وقتی این آیه در ظاهر معنا می شود، به این معنی است که خداوند در پایان سوره به نبی اکرم می فرماید «يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً» شما با کمال آرامش نفس و رضایت خاطر به سوی پروردگارتان برگردید. البته چون این سوره امام حسین است، در یک ساحتی این آیه تسلیت به وجود مقدس نبی اکرم در شهادت سیدالشهداء است؛ یعنی عده ای می آیند و طغیان می کنند اما شما نگران نباشید.

نکته اول سوره فجر این است که خدای متعال به پیامبر می فرماید که این جریان شیطنت و تفرعن است که در امت های گذشته مانند قوم عاد، قوم ثمود و فرعون و موسی علی نبینا و آله و علیه السلام هم بوده و آن ها هم این داستان را داشتند و این جریان در امت شما هم خواهد بود اما خیال شما آسوده باشد «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ».

قبل تر از این آیه و در صدر سوره، خدای متعال چند قسم می خورد «وَالْفَجْرِ * وَلَيَالٍ عَشْر * وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ * وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ * هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ»(فجر/1-5). بعد وارد داستان تفرعن فرعون ها می شود و می فرماید «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ * إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ»(فجر/6-7) آیا ندیدی خدا با قوم عاد و قوم ثمود و فرعون چه کرد؟

خدای متعال، قبل از اینکه وارد داستان شود، از یک امکاناتی که به پیامبر داده بحث می کند و می فرماید «وَ الْفَجْرِ» ما به شما فجر و لیال عشر دادیم که به معنی شب های دهگانه ای است که به دهه ذی حجه تفسیر شدند. ما به شما شفع و وتر، عرفات، یوم الترویه و عید قربان دادیم؛ یعنی درست است که فراعنه ای می آیند که در عالم شیطنت می کنند و می خواهند مسیر خدا را سد کنند و نگذارند مردم در راه خدا بیایند ولی ای پیامبر ما، اگر از این امکاناتی که ما به شما دادیم استفاده کنید، راه باز می شود. خداوند می فرماید ما به شما سحر و لیال عشر و عرفه و قربان و این ایام مبارکات را دادیم.

این ظاهر آیه است که البته باطن آن هم در آیات ما تأویل شده است؛ فجر به ظهور امام زمان، لیال عشر به ده امام از امام مجتبی علیه السلام تا امام حسن عسگری علیه السلام و شفع و وتر هم به امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها تأویل شده است. حتی در روایات آمده است که وتر به خود خدای متعال اشاره دارد؛ یعنی خدا پشتیبان توست. خدای متعال می فرماید این امکانات را به شما دادیم پس شما نگران نباشید زیرا با این امکانات کار عالم پیش می رود.

اکنون معنای تأویلی این آیه مد نظر نیست بلکه مقصود، همان معنای تنزیلی است. خداوند می فرماید ای پیامبر، «وَ الْفَجْرِ» ما به شما سپیده دادیم. اگر امت شما از این سحر و لیال عشر استفاده کنند، شیطان و دستگاه دشمنان با همه شیطنتی که می کنند، نمی توانند کاری کنند و دستگاه سقیفه و دیگران نمی توانند راه شما را سد کنند.

نکته اینجاست که خدای متعال در عالم، امکانات بزرگی برای جبهه مؤمنین گذاشته است که اگر ما از این امکانات خوب استفاده کنیم، فراعنه و دشمنان با همه قدرتی که دارند نمی توانند راه ما را سد کنند. بله دشمنی وجود دارد؛ باید هم باشد و شما اصلا نباید از دشمن نگران شوید. هرگاه دشمنی دشمن بیشتر شد، بدانید که ظرفیت ما رشد پیدا کرده است و خدای متعال به ما یک ظرفیت بالاتری داده است. هر وقت ظرفیت یک امت بالاتر می رود، شیطنت شیاطین آن امت هم افزایش پیدا می کند. خداوند به ما امکانات زیادی داده که اگر این امکانات را بالفعل کنیم، می توانیم از این دشمنیِ دشمن جان سالم به در ببریم.

ظرفیت عظیم عاشورا برای هدایت

این مسئله، مقدمه یک نکته بود. ما اکنون در معرض یک جنگ فرهنگی بسیار سنگین قرار داریم. به قدری سنگین که شاید در هیچ دورانی به این میزان دست شیطان باز نبوده است تا یک دهکده واحد جهانی درست کند که از آن طرف در عالم شیطنت کنند و قلوب این طرف عالم را منحرف بکنند. همانطور که می دانید، هیچ وقت اینگونه نبوده است. امکاناتی که به دست شیطان افتاده و خدای متعال او را امداد کرده امکانات وسیعی است. این مسئله، علامت رشد جبهه مؤمنین است.

خدای متعال هیچ وقت در امتحان، قدرت شیطان را به حدی بالا نمی برد که مؤمنین قدرت مقاومت نداشته باشند. هر وقت امکانات شیطان افزایش پیدا کرد، بدانید که خداوند امکانات و قوتی به جبهه مؤمنین داده است که می تواند بر شیطان غلبه کند. این را همه ما درک می کنیم که در دوران ما واقعا توانایی شیطان یک توانایی بی نظیر است و هیچ فرعونی در عالم به اندازه مستکبرین امروز قدرت و شیطنت نداشتند که از آن طرف عالم می توانند اهواء و شهوات را تحریک کنند و یا انسان را به دنیا دعوت کنند و شعله های جهنم را شعله ور کنند.

در جامعه مؤمنین واقعا این چنین امکاناتی را نداشتند اما اکنون این امکانات در دست آنان است. خدای متعال برای ما امکانات تاریخی بزرگی گذاشته است که اگر ما از آنها استفاده کنیم، حتما دشمن زمین گیر می شود. اگر واقعا واقعه عاشورا نبود و این جوشش و حرارتی که در قلوب مؤمنین در طول تاریخ داشته است نبود، اصلا ما نمیتوانستیم در دهه محرم مردم را جمع کنیم «إنّ لِقَتلِ الحُسينِ حَرارَةً في  قُلوبِ المُؤمِنينَ لاتَبرُدُ اَبَداً».

این واقعه یک ظرفیت تاریخی است که ما آن را ایجاد نکردیم و امام حسین ارواحنا فداه این را ایجاد کردند. اگر هر سال وقتی به دهه محرم می رسیدیم این واقعه از نو در عالم ظهور پیدا نمی کرد، چه اتفاقی می افتاد؟ واقعا این اشعار محتشم که می گوید باز این چه شورش است که در خلق عالم است، ماندگار شده و محتوای آن هم بسیار درست است. وقتی به دهه محرم که می رسید، یک اتفاق و جوشش عظیمی در عالم مؤمنین و حتی در عالم ملائکه رخ میدهد که این مسئله دست ما هم نیست.

این یک واقعیت است که در ماه محرم، اگر همه ما با هم اجماع کنیم که دهه اول را به دهه دوم ببریم، امکان پذیر و شدنی نیست. مثل این است که همه ما با هم اتفاق کنیم که ماه رمضان را ده روز جابجا کنیم. شب قدر که جابجا نمی شود. شب قدر یک شب معینی است و محاذی آن شبی است که قرآن بر پیامبر نازل شده است. هر شب در عالم یک تجلی دارد. اگر همه دست به دست هم بدهیم و همه مان با هم اتفاق کنیم، نمیتوان این شب بیست و سوم ماه رمضان را یک دقیقه جابجا کرد، محرم هم همینگونه است. یک محرم و یک عاشورا در عالم بوده که آن اتفاق عظیم افتاد و آن حقیقت از گودی قتلگاه ظهور پیدا کرد. ولی هر سال که محرم می شود، این مسئله از نو تکرار می شود و یک جوشش در عالم اتفاق می افتد. وقتی به محرم نزدیک می شویم، همه ما فعال می شویم. این مسئله از عالم بالاست و ربطی به ما ندارد.

در دهه محرم، بنظر من در عالم و وادی امام علیه السلام، که مشرف به همه کائنات و قلوب مؤمنین است، یک اتفاقی می افتد که شاهد آن هم یک روایت است. امام رضا علیه السلام فرمودند «كَانَ أَبِي إِذَا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لَا يُرَى ضَاحِكاً وَ كَانَتِ الْكِئَابَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يَمْضِيَ مِنْهُ عَشَرَةُ أَيَّامٍ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْعَاشِرِ كَانَ ذَلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِه »(1) وقتی محرم می شد کسی بر لب پدر من لبخند نمی دید. روز عاشورا روز حزن و اندوه پدر من است. امام زمان ارواحنا فداه هم الان همینگونه هستند. ریان ابن شبیب می گوید اول محرم به محضر امام رضا رفتم و امام فرمود: روزه هستید؟ گفتم: بله. بعد حضرت داستان سیدالشهداء را گفتند.

پس این جوششی که در محرم اتفاق می افتد و قلوب به سمت عالم امام حسین و به سمت عاشورا کنده می شوند. این قلوب به سمت امام حسین می آیند و تطهیر و شستشو و پاک می شوند و غفلت ها از دلها می رود. این یک سرمایه بزرگ واقعی است که خدای متعال برای ما در عالم گذاشته است و ما آن را درست نکردیم. مگر ما عاشورا را احیا می کنیم؟ اگر نسیمی از طرف حضرت سیدالشهداء نوزد، دهه محرم با دهه های قبل و بعد خود هیچ فرقی نخواهد داشت. یک نسیمی از آن طرف می وزد و یک اتفاقی در عالم می افتد.

لذا اولا، این یک امکان بزرگی است که ما باید از آن در دفع خطر شیطان استفاده بکنیم، هرچه در آن طرف دستگاه شیطان قوی می شود، خدای متعال در این طرف یک امکانی به مؤمنین می دهد که در موازنه دست مؤمنین را هم باز بکند. و الا معنی ندارد که خدای متعال در درگیری و دعوا، یک امکاناتی به شیطان بدهد که مؤمنین صد درصد زمینگیر بشوند. این که با سنت الهی سازگاری ندارد. یکی از مهمترین امکاناتی که خدای متعال به مؤمنین داده، این است که جوشش عاشورا و حیات عاشورایی در عالم در حال رشد کردن است. دهه محرم پنجاه سال و حتی بیست سال و ده سال قبل، با دهه محرم الان خیلی متفاوت بوده است. این اقبال و جوشش و توجهی که می شود، یک سرمایه بزرگ اجتماعی است.

نکته اول اینکه ما باید قدر این سرمایه را بدانیم، اگر ما این سرمایه را خوب احیا کنیم، خواهید دید که نسل جوان ما به وسیله امام حسین علیه السلام از زیر دست و پای شیطان نجات پیدا می کنند و تقریبا هیچ امکانی برای ما قوی تر از این وجود ندارد. در زیارت عید قربان یا دعای عرفه امام حسین علیه السلام آمده است که «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَطَلَ الْمُسْلِمِين » آن سرمایه ای که می شود او را مقابل کل دستگاه شیطان قرار داد، این دستگاه است.

شرط بهره بردن از عاشورا

نکته دیگر اینکه اگر ما بخواهیم برای خودمان از امکانات این دهه استفاده کنیم، باید مقدماتی را طی بکنیم. یک بابی در روایات ما است که مثلا می خواهید به مسجد بروید، پای راست را جلو بگذارید؛ چگونه استعاذه بگویید؛ از در خانه تان که بیرون می آیید این دعا را بخوانید؛ دم در مسجد بایستید و اجازه ورود از خدا بگیرید و بگویید بنده تو در خانه تو ایستاده است. همینطوری که نمی شود سرت را پایین بیاندازی و به مسجد بروی. می شود، اما انسان، کم بهره می شود. آدم میتواند در ورودی حرم امام رضا؛ سرش را زیر بیاندازد و داخل برود ولی گفته شده که بایست و اجازه بگیر و اگر دیدی در این اجازه در تو تحول حال پیدا شد، بدان یک اذنی به تو دادند.

محرم و رمضان به همین شکل است. آدم نمی تواند بدون مقدمه وارد محرم شود. وارد شدن به محرم، یک مقدماتی دارد؛ یعنی انسان باید یک کارهایی کند و اذن دخولی از امام حسین علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها بگیرد و با یک آدابی وارد بشود. این کار مثل ماه رمضان، یک نُسُکی هم دارد. شما نمی توانید ماه رمضان را جابجا کنید «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» (بقره/185) در این ماه است که حقایق قرآن در دسترس و نازل است. در این ماه است که یک آیه قرآن، ثواب یک ختم قرآن را دارد. اگر شما بخواهید ختم قرآن کنید مثل یک آیه در ماه رمضان است. در دهه محرم است که می شود اتصال به عاشورا پیدا بشود. باید با یک مقدماتی و مراقباتی وارد بشویم. این ماه یک مراقبه هایی می خواهد و یک مناسکی هم دارد.

امام رضا در روایتی معروف به ریان ابن شبیب، مناسک خاص این ایام برای رزق های خاص این دهه را فرمودند که من سریع ترجمه می کنم. ریان ابن شبیب روایت کرده که من روز اول محرم خدمت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام رسیدم. حضرت فرمودند: ای پسر شبیب آیا امروز را روزه گرفته ای؟ عرض کردم نه یابن رسول الله! فرمودند: امروز روزی است که زکریا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا فرزندی پاک به من مرحمت بفرما، همانا تو دعای بندگان را می شنوی .حق تعالی دعای او را مستجاب فرمود، در حالی که حضرت زکریا در محراب بود به ملائکه فرمود: او را ندا کردند و گفتند خدا تو را به یحیی بشارت می دهد، پس هر که امروز را روزه بدارد و سپس دعا کند دعای او مستجاب می گردد چنان که دعای زکریا مستجاب گردید.

داستان دعای حضرت زکریا این بود؛ وقتی برای این که در مصیبت نبی اکرم شریک بشود، روضه سیدالشهداء بر حضرت خوانده شد، حضرت زکریا از خدای متعال درخواست کرد که فرزندی به او بدهد و محبتش را در دلش بیاندازد و بعد مشابه سیدالشهداء به شهادت برسد که همینطور هم شد. خدای متعال یحیی را در سنین پیری به حضرت زکریا داد. «يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا»(مریم/7). امام رضا به ریان فرمودند که زکریا امروز دعا کرد که خدا به او فرزند بدهد؛ یعنی فرصت محرم، اینچنین فرصتی است. سپس امام رضا فرمود اگر می خواهی درخواست شما هم رد نشود، روز اول ماه محرم را روزه بگیر و درخواست کن و خدا به تو می دهد.

امام رضا به ما یاد دادند و گفتند اگر کسی می خواهد خدا به او توفیق عزاداری و توفیق بکاء و نسل خوب و آبادی که در خدمت سیدالشهداء باشند بدهد، روز اول محرم را روزه بگیرد. زکریا هم همین کار را کرد. اگر می خواهید نسل شما امام حسینی بمانند، راهش این است. در یک روایتی حضرت فرمود آن پیراهن سیدالشهداء را در عالم بالا کانه در معرض نسیم عالم ملکوت قرار می دهند و کل عالم به هم می ریزد. در عالم ملکوت یک نسیم می وزد و این نسیم در عالم منتشر می شود اینگونه است که محرم شروع می شود و هر سال تکرار می شود. «باز این چه شورش است که در خلق عالم است / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است / باز این چه رستخیز عظیم است که از زمین / بی نفع سور خاسته تا عرش اعظم است / در بارگاه قدس که جای ملال نیست / سر های قدسیان همه بر زانوی غم است.» واقعا محرم اینطوری است.

امام رضا به ریان فرمود اگر می خواهی دعایت مستجاب شود و از این جنس خواسته ها از خدا داری و می خواهی محرمی بمانی نسلت عاشورایی بماند و به تو توفیق خدمت بدهند و امکاناتی در اختیارت قرار دهند که خرج امام حسین کنی، راهش این است که آغاز محرم را روزه بگیری و از خدا بخواهی. بعد حضرت فرمود ای ریان، مردم اهل جاهلیت حرمت این ماه های حرام را نگه می داشتند که یکی از این چهار ماه حرام، ماه محرم است. در این چهار ماه حرام؛ یعنی ذی القعده، ذی الحجه، رجب و محرم، جنگ نمی کردند. اینها در این ماه نه حرمت ماه را نگه داشتند و نه حرمت رسولشان را نگه داشتند و مردانشان را به شهادت رساندند و بدتر از همه زنانشان را به اسارت بردند و خیمه هایشان را غارت کردند.

بعد از اینکه حضرت توجهات را دادند، به ریان بن شبیب فرمودند مناسک این ماه اینهاست: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْش »(2) اگر می خواهی بر کسی گریه کنی، فقط بر امام حسین گریه کن و بیهوده حزن خودت را خرج چیز دیگری نکن. حزن خودت را یک جایی سرمایه گذاری کن که برایت بازدهی داشته باشد و اینجا جا دارد برای گریه کردن. ابن شبیب می گوید حضرت یک روضه ای خواندند که من ترجمه نمی کنم و عبور می کنم.

همچنین امام رضا درباره مناسک دیگر ماه محرم فرمود: «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيرا» اگر برای امام حسین اشک بریزی و گریه کنی و اشک بر صورتت جاری بشود، تمام خطاهایت بخشیده می شود کم و زیاد و درشت و کوچک هم ندارد؛ یعنی اشک بر سیدالشهداء مطهر است. اینها مناسک دهه محرم است.

در ماه رمضان باید تلاوت قرآن کرد؛ یعنی نمی گوییم آنجا نباید روضه امام حسین خواند. آنجا هم روضه امام حسین افضل عبادات است. از مرحوم آیت الله العظمی بهجت نقل شده که ایشان فرموده بودند: به نظر من گریه بر امام حسین از نماز شب افضل است. روایات هم در زمینه ثواب بکاء فراوان است. حضرت فرمود که یابن شبیب، اگر اینگونه گریه کنی، خدای متعال تو را پاک می کند و ریشه های گناه، که تعلق به دنیا، شیطان و اولیاء طاغوت است، در وجود آدم می سوزد و تو را نجات می دهد.

بعد فرمود «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْن » یابن شبیب اگر دوست می داری که خدای متعال تورا پاک بکند، امام حسین را زیارت کن. زیارت امام حسین مطهر است. اگر آدم بتواند از نزدیک برود و اگر نتواند در این ایام جزو مناسک خود قرار بدهد، زیارت امام حسین را از راه دور انجام بدهد. اگر انسان احساس کند آلوده شده و در مقابل دستگاه شیطان زمین گیر شده است، از راه دور یا نزدیک امام حسین را زیارت کند. اگر بتواند زیارت عاشورا با صد لعن و سلام بخواند؛ اگر نتواند با یک لعن و سلام بخواند؛ اگر نتواند زیارت های کوتاه تر را بخواند. از زیارت دو سه خطی تا زیارت طولانی موجود است. معنایش این است که مطابق حالت زیارت را ترک نکن.

امام صادق علیه السلام به سدیر فرمود ای سدیر، هر روز امام حسین علیه السلام را زیارت می کنی؟ گفت آقا نمی شود من خیلی دورم. حضرت فرمودند برو بالای بلندی بام، یک نگاه به آسمان کن و به سمت راست و چپ توجه کن که این هم خودش نکته ای دارد. بعد رو کن به کربلا و بگو «السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک و رحمه الله و برکاته» حضرت فرمود این ثواب یک حج عمره مقبول است. سدیر می گوید من بعد از این، روزی بیست بار امام حسین را زیارت می کردم. این وعده امام صادق است و دروغ نیست.

پس اگر می خواهی پاک بشوی، راهش این است که باید امام حسین علیه السلام را زیارت کنی. اینها همانند ماه رمضان که مناسکی دارد، مناسک ماه محرم است. بعد امام رضا فرمودند «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ وَ آلِهِ فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْن » اگر دوست می داری که در آن غرفه های بهشتی همسایه پیامبر خدا و آل او باشی، بر قاتل امام حسین لعن کن. شاید بنظر ما بیاید که این عبادات کوچک است اما اینطور نیست و انسان را به آن غرفه های بهشتی که در جوار حضرت است می رساند.

سپس امام رضا یک جمله دیگری فرمودند که این بسیار مهم است «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما» اگر دوست نداری که هیچ اما اگر دوست داری و واقعا می خواهی ثوابی مثل ثواب شهدای امام حسین -نه کسانی که بعداً رفتند و خونشان را دادند- داشته باشی، راهش این است که هر وقت یاد امام حسین افتادی، این تمنا و التماس را بکن و بگو «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما». این که آدم هم پرواز با زهیر و حبیب و مسلم ابن اوسجه شود، خیلی سخت است ولی بیان امام رضاست. اگر می خواهی این ثواب را داشته باشی، از حضرت سیدالشهداء طلب کن تا به تو عطا کنند.

هر وقت یاد امام حسین افتادی التماس کن که این التجاء آرام آرام در انسان طلب ایجاد می کند و این طلب اجابت می شود. در این طلب به امام حسین عرضه می دارد آرزویم این است که من با شهدای شما می بودم و فائز می شدم. ممکن است اوایل در این ادعا صدق نباشد و فقط ادعا باشد. ولی اگر این آرام آرام تکرار شد، واقعا حضرت لطف و عنایتی به قلب ما می کنند. ما واقعا طالب می شویم تا کنار شهدای امام حسین باشیم. اوایل برای آدم سخت است. فرض کنید همین الان سر ظهر روز عاشوراست، تو که می گویی «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ»، آیا حاضری الان همه چیز خود را بدهی؟ ولی اگر انسان تکرار کرد، عنایتی به دل او می شود. از او میپرسند آیا حاضری؟ و او با تمام وجودش می گوید «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ»؛ یعنی حاضرم و واقعا حاضر می شود.

معیت با امام

عاشورا گذشته و یک دقیقه هم جابجا نمی شود. روز عاشورا، نزدیک غروب که شد، امام حسین مشغول جنگ بود و لشکر به طرف کوفه فرار کرده بود. حضرت فرمود نصر بر کربلا مشرف شد. ظاهرا جبرئیل سلام الله علیه برای امام حسین پیام آورد که خدای متعال می فرماید که همه چیز را به تو برمیگردانیم و هیچ چیزی هم از تو کم نمی کنیم و اگر بخواهی تو را پیروز می کنیم ولی در یک روایتی آمده آن عهد نامه حضرت با خدای متعال هم که عهد شهادت بود آوردند. به حضرت گفته میشود ولی شما یک قراری با خدا بسته اید و برای شفاعت شهادت را انتخاب کردید. عصر عاشورا، قله عاشورا است؛ یعنی اکنون زن و بچه امام اسیر می شوند و هنگامی که حضرت که بر روی زمین بیافتد، خیمه هایش غارت می شود.

وقتی شهادت را انتخاب کردند در روایت آمده جبرئیل عرض کرد پس نزدیک شو که فرصت می گذرد؛ این یعنی عاشورا جابجا نمی شود. ما از عاشورا هزار و چهارصد سال تقریبا عقب هستیم؛ آیا می شود به شهدای عاشورا ملحق شد؟ به فرموده امام رضا، می شود. امام رضا فرمودند اگر می خواهی آن ثواب را به تو بدهند، هر وقت یاد امام حسین افتادی از حضرت التجاء و تمنا کن و بخواه که ای کاش من هم بودم و به آن رستگاری بزرگ و فوز عظیم می رسیدم. تکرار تقاضا در انسان، طلب ایجاد می کند و آن وقت طلب اجابت می شود. پس این آداب ایام محرم می شود.

امام رضا بعد از این، جمله عجیب تری به ابن شبیب گفتند و فرمودند «يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» این تقریبا آخرین جمله این حدیثی است که در روز اول محرم، مناسک محرم را به دوستانشان و محبینشان می گویند. وجود مقدس ثامن الحجج ارواحنا فداه علی بن موسی الرضا علیه آلاف التهیه والثناء فرمود اگر می خواهی در بهشت در معیت ما باشی، راهش این است که آنجایی که ما خوشحال هستیم خوشحال باش. برای چیزهای بیهوده خوشحال نشو که اگر دنیا را بهت بدهند خوشحال بشوی و فردا آن را از تو بگیرند غصه بخوری. این قدم آدم را از امام جدا می کند.

آن که شما را به امام گره می زند و شما را به درجات بالای همراهی با امام می رساند، این است که شادی و غصه هایت با امام باشد؛ یعنی آنجا که امام خوشحال است تو هم خوشحال باش و آنجایی که امام غصه دار است، غصه دار باش. بیهوده به این خوشحال نباش که پنجاه سال یا هفتاد سال یا پنج سال قبل من به دنیا آمدم و کیک و شمع بگذارم و فوت کنیم. البته منظور این نیست که اینجور خوشحالی کردن حرام است اما اینها آدم را از امام جدا می کند. دل آدم باید با امام باشد و اگر خوشحالی و غصه انسان از امام جدا شد، خود انسان هم جدا می شود. این سخن، قلّه فرمایش حضرت است و فرمایشات قبلی در این حدیث مقدمه است. عاشورا وادی ای است که می توانی از آن به اینجا برسی. با اشک و زیارت می شود تطهیر بشوی و با لعن می شود به درجات بالای بهشت بروی و با تمنا و آرزو و تکرار و التجاء و التماس، می شود در ثواب شهدای سیدالشهداء شریک بشوی.

معیت با امام در روایات و آیات قرآن یک داستان عجیبی است. حضرت فرمودند کسی که با امام نباشد، او را در بهشت راه نمی دهند. تمام درجات بهشت، همان درجات همراهی و معیت با امام است. درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است. در بعضی روایات درجات بهشت به اندازه درجات ولایت امام است و هر کسی به اندازه معیت با امام اندازه پیدا می کند. همه درجات بهشت درجات معیت است. کسی که ایمان درجه یک دارد با امامش است و کسی که ایمان درجه ده هم دارد با امامش است؛ ولی هر کدام در درجات جداگانه ای هستند. همه درجات بهشت مهم هستند همه مؤمنینی که به بهشت می روند، با امامشان هستند منتها درجات معیت فرق می کند. در بعضی روایت ها آمده که بعضی ها هفتصد سال یک بار جلوه امام حسین را رؤیت میکنند و در آن حال همه حور و قصور را فراموش می کنند و منتظرند هفتصد سال بعد برای یک بار دیگر آن تجلی بیاید.

بعضی ها هم هر روز در جوار امام حسین اند. یکی از یاران سید الشهداء مقابل حضرت ایستاد و تیرها را به جان خودش خرید. وقتی نماز تمام شد، روی زمین افتاد و حضرت بالای سرش آمدند. به حضرت عرض کرد: «أَ وَفَيْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ» ای فرزند رسول خدا، آیا وفا کردم؟ حضرت فرمودند: «أَنْتَ أَمامِي فِي الْجَنَّةِ» جایگاه تو در بهشت پیش روی من است. این کجا و هفتصد سال یک بار کجا.

فرموده امام رضا هم همین است که اگر دوست داری با امام باشی و درجات عالی بهشت را می خواهی، شادی و خوشحالیت را به امام گره بزن و بیهوده شاد نشو. جلوی دلت را بگیر چون دلی که بیهوده خوشحال می شود و با یک امکانات مادی در او طوفان به پا می شود و با از دست رفتن آن امکانات هم غصه می خورد، نمی تواند با امامش باشد و نهایتا در معیت همین امکانات است. اگر پول داشته باشد خوش است اما اگر نداشته باشد غصه دار می شود. اینچنین فردی که با امام نیست. این قله دستور محرمی حضرت امام رضا است. ماه محرم ماهی است که باید دل ما به نحوی به امام زمان گره بخورد بگونه ای که جز با خوشحالی و غصه دار شدن امام زمان، خوشحال و غصه دار نشویم. اینچنین آدمی در درجات بالای بهشت در معیت با امام خودش است.

بعد حضرت فرمودند «عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»؛ یعنی تلاش کن تا محبت امام را به دست بیاوری و اگر به محیط ولایت ما و محبت ما رسیدی، در درجات بالا هستی. بعد حضرت فرمودند اگر به یک سنگ هم دل ببندید، در روز قیامت با او محشورتان می کنیم.

بالا بردن ظرفیت قلب

عاشورا ایامی است که انسان می تواند حزن و شادی خود را مدیریت کند و به یک نقطه ای برساند که بزرگ بشود. همه ما در ایام طفولیت، سر گردو دعوا می کردیم و خوشحال و غصه دار می شدیم. اما اگر اکنون همه تیله های عالم را به ما بدهند خوشحال می شویم؟ خیر نمی شویم زیرا مقداری بزرگ شدیم. اگر عروسک های عالم را هم جلوی پای یک مادر رشید بریزند خوشحال نمی شود اما زمانی برای یک عروسک دعوا می کرده و خوشحال می شده. این مسئله، نشان دهنده بزرگ شدن است. اگر انسان به حدی بزرگ شود که اگر همه دنیا را به او بدهند خوشحال نشود و اگر همه دنیا را هم از او بگیرند غصه نخورد، ولی همین که می گوید: «السلام علیک یا ابا عبدالله» اختیار خودش را از دست می دهد یا هر وقت یاد عاشورا می افتد بی قرار است، این فرد از آن آدم های رشید است.

در طول تاریخ، خیلی از انسان های امام حسینی اینگونه بودند. برای مثال ابراهیم خلیل، فرزند خود را در قربانگاه برده تا سر ببرد و خدا هم دستش را گرفته و تا اینجا رفته و فهمیده که کافی است. خدای متعال به حدی این عالم را زیر پای ابراهیم خلیل، که فرزند خودش را برده تا سر ببرد، گذاشته است که وقتی همه او را در آتش انداختند، هیچ آسیبی به او نرسید. خداوند به جبرئیل در میان زمین و آسمان فرمود: ابراهیم را دریاب که اگر تأخیر کنی بال و پرت می سوزد. جبرائیل آمده و به ابراهیم می گوید: کمک می خواهی؟ ابراهیم فرمود من را در آتش می اندازند ولی از تو چیزی نمی خواهم.

این وجود مقدس؛ یعنی حضرت ابراهیم را با این درجات به گودی قتلگاه بردند. امام رضا فرمود که ابراهیم نبی به حدی غصه خورد که اگر سر فرزندش را می برید، به این میزان غصه نمی خورد. بعد از آن خدا فرمود «وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»(صافات/107)؛ یعنی آن ثوابی که شما در ذبح حضرت اسماعیل می خواستید، به شما دادند.

پس باید اشک بریزیم و زیارت و لعن کنیم و تمنای همراهی داشته باشیم. اگر آدم این ها را ادامه داد، به یک نقطه ای می رسد که قلب کم کم بزرگ می شود. اگر به این قلب رشید، عالم را هم بدهی خوشحال نمی شود و عالم را هم از او بگیری غصه نمی خورد.

«يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ فَقُلْ مَتَى مَا ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَلَّى حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» این سه دستور، قله سلوک عاشورایی و وعده های امام رضاست که شما در عاشورا می توانید به این نقطه ها برسید و ان شاء الله دیگران را برسانید. خدا توفیقی به شما داده که دلال محبت امام حسین باشید که این مسئله، بی نهایت قیمت دارد.

بعضی ها دلال محبت دنیا هستند و تلاش بسیاری میکنند تا مجلسی به پا کنند. در آخر که مردم از این مجلس بیرون می آیند، شهوات شان تحریک شده. ولی خدا به شما توفیق داده که پول خرج کنید و زحمت بکشید وقت بگذارید تا مردمی که از مجلس بیرون می آیند، تطهیر شوند و یک قدم به امام حسین و عرش خدا نزدیک شوند.

امام رضا فرمود، هر کس اباعبدالله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است.؛ یعنی شما تا اینقدر بالا می روید و واسطه و شفیع امام حسین هستید زیرا مردم را به در خانه امام حسین می آورید و گره می زنید. امام رضا راه آن را هم یاد دادند و آن راه این بود که روز اول محرم را روزه بگیرید و التماس کنید و بگویید خدایا این نوکری را از من و نسل من نگیر. امام صادق فرمود هرکس درباره حسین شعری بگوید و بگرید و بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب گرداند و او را بیامرزد. اگر کسی مجلس به پا کند یا کسانی اینجا می آیند و نوحه می خوانند و اشک ها جاری می شود و قلوب تطهیر می شود، این افراد نورانی می شوند و یک سال شیطان مست را به سمت جهنم می برد.

امام حسین در یک دهه همه را به سمت بهشت برمیگرداند. شما این کار را می کنید و قدر این کار را می دانید. هرچه سرمایه دارید، انجام بدهید. با اخلاص کار کنید؛ یعنی اینگونه باشد که بگویید کارهای سخت تر را من بکنم و کارهای راحت را دیگران انجام دهند. هرکجا بار بر زمین مانده، آن را انجام بدهیم نه این که کار بهتر را انجام دهیم و کاری که زمین بوده را هیچ کس انجام ندهد. ان شاء الله خدا روزی مان کند که خود ما و نسل ما و شما در دستگاه امام حسین آباد بشویم و همیشه در خانه امام حسین باشیم.

پی نوشت ها:

(1) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 128

(2) الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 129