نسخه آزمایشی
شنبه, 02 مهر 1401 - Sat, 24 Sep 2022

میلاد امام حسین در مهدیه کرج/ عبور از وادی دنیا با دعوت اولیاء الهی و التزامات و فتنه های راه

متن زیر سخنان آیت الله میرباقری در تاریخ 15 اسفندماه سال 1400 است، که به مناسبت ایام میلاد امام حسین علیه السلام در مهدیه کرج ایراد فرمودند. ایشان در این جلسه بیان میدارند؛ در عالم یک وادی نور است که اگر کسی به این وادی راه پیدا کرد در مقامات بالا سیر می کند و این وادی ولایت اهل بیت و نور ایشان است. برای اینکه ما به این وادی برسیم ابتدا باید از وادی دنیا عبور کنیم که وادی شیاطین و دشمنان اهل بیت است. آن ها در این وادی لهو و لعب ایجاد می کنند. برای عبور از این وادی ما دچار ابتلائات و امتحانات بسیار سختی می شویم که سبب ساخته شدن و خالص شدن ما می شود. اگر ما به نور امام متوسل شدیم و در مسیر ایشان حرکت کردیم، می توانیم از این ابتلائات و از این وادی بگذریم و به لقاء الله برسیم.

وادی نور اهل بیت

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم  الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين  وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِين  وَ اللَّعْنَةُ عَلَى أَعْدَائِهِم  أَجْمَعِين. «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليم »(عنکبوت/۵) بین ما و خدای متعال حجاب هایی است که به تعبیر آقایان بعضی از آن ها حجاب های نورانی هستند و بعضی هایش هم حجاب های ظلمانی هستند. گناهان و صفات رذیله و غفلت های ما حجاب های ظلمانی هستند. به تعبیر قرآن حجاب ظلمانی یک جریان پیچیده ای است که پرده بر حقیقت آن نوری که از عالم الهی نازل می شود انداخته است که در سوره مبارکه نور هم از آن بحث شده است. فهم این موضوع بسیار مهم است که ما از چه موانعی باید عبور کنیم تا به خدای متعال نزدیک بشویم و صبح و شام مان ذکر باشد؛ یعنی باید مسجد و بازار و مدرسه و منزل مان ذکر باشد و همه کارهایمان هم عبادت باشد، «حَتَّى  تَكُونَ  أَعْمَالِي  وَ أَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَاحِداً وَ حَالِي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَدا».

خدای متعال در سوره مبارکه نور از نور الهی و جریان هدایت الهی و تمثل این نور صحبت کرده و فرموده که این نور در قلب نبی اکرم و در یک مشکاتی تنزل پیدا می کند تا می رسد به «في  بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُه »(نور/۳۶)، در یک خانه هایی نور الهی تنزل پیدا می کند که اجازه ذکر در آن خانه ها داده شده است و اگر کسی به آنجا رسید به او اجازه رفعت می دهند و می تواند بالا برود و پرده ها را کنار بزند.

در زیارت جامعه کبیره مراتب تنزل نور اهل بیت را وقتی صحبت می کند به یک جایی می رسد که «في  بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُه ». این ناظر به همین آیه نور است که این نوری که از محضر خدا تنزل پیدا کرده همه عوالم را روشن می کند، «في  بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُه » وقتی تنزل پیدا می کند، در این خانه ها وارد می شود که مقصود همین خانه های ظاهری اهل بیت و انبیاء است و خانه هایی است که در این عالم به پا شده ِ «أَنَا دَارُ الْحِكْمَةِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا» با نبی اکرم می شود وارد این دارالحکمه شد.

اگر کسی وارد این وادی شد به او اجازه رفعت می دهند و در همان مقاماتی که نور الهی تنزل پیدا کرده با تمسک به این نور برمیگردد و به سمت بالا می رود و به یک نقطه ای می رسد که می تواند نور الهی را در آن مَثَل نور ببیند که آن مَثَل نور، حقیقت نبی اکرم و حقیقت امیرالمؤمنین است. نورانیت نبی اکرم و امیرالمؤمنین همان «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاة»(نور/۳۵) است و این مَثَل نور خود نبی اکرم هستند. اگر کسی وارد این خانه ها شد و توانست قدم به قدم رفعت پیدا کند، در هر قدمش ابتلائات و امتحاناتی است و باید عبد ممتحن شد. انسان تا عبد ممتحن نشود امام را در مقام نورانیت نمی شناسد.

امیرالمؤمنین در آن حدیث معروف نورانیت به سلمان فرمودند که اگر کسی من را در مقام نورانیت شناخت، این کمال ایمان است. بعد فرمودند این عبدی است که «امْتَحَنَ  اللَّهُ  قَلْبَهُ لِلْإِيمَان »(1) قلب تا زمانی که امتحان نشود و ریاضت نکشد نمی تواند این پرده ها را کنار بزند و امام را در آن سیمای وجه اللهی خودش و در حقیقت نورانیتش ببیند. اصل ملاقات اوست و ما با امام مان باید اینطوری ملاقات کنیم. این ملاقات است که ما را به زیارت خدا و ملاقات خدا می رساند. جسم امام هم فوق العاده است ولی این کافی نیست. زیارت امام زمان باید اینطوری حاصل بشود. به ما وعده دادند که اینطور اماممان را بشناسیم و در سیمای اماممان خدا را ملاقات کنیم.

رسیدن به لقاء الله

در روایت آمده کسی که در عرفه به زیارت سید الشهداء برود خدای متعال را در عرش زیارت می کند. این خیلی حرف عجیبی است. یعنی نور سیدالشهداء را در مقام عرش می بیند و در پرتو آن نور خدا را زیارت می کند. ما بناست به اینجا برسیم و بناست وارد این بیت النور بشویم و قدم به قدم بالا برویم و به آن سرچشمه نور برسیم و خدای متعال را در آن اسم اعظمش و در آن حقیقت نورانیت امیرالمؤمنین و در آن سیما ببینیم. این لقاء الله می شود.

البته این لقاء الله از عالم ارض شروع می شود و در همین دنیا ان شاء الله اتفاق می افتد و بعد کاملش در برزخ است و کامل ترش در قیامت و بهشت است. تمام مقامات لقاء الهی و درک توحید و حقیقت توحید در عالم دنیا برای سلمان هم ممکن نیست. سلمان هم امیرالمؤمنین را در دنیا در مقام کامل نمی شناسد و این مقام مربوط به بهشت است. باید در بهشت یک مقاماتی از نبی اکرم را ما زیارت کنیم بفهمیم.

اباصلت به امام رضا علیه السلام عرض کرد که یابن رسول الله این حدیث از شما نقل شده «الْمُؤْمِنِينَ يَزُورُونَ  رَبَّهُمْ  مِنْ مَنَازِلِهِمْ فِي الْجَنَّة»(2)، درجات مؤمنین در بهشت فرق می کند و تابع درجات ایمانشان و درجات نورانیت قرآن در وجودشان است. این مؤمنینی که درجات دارند، هر کدام در درجه خودشان پروردگارشان را زیارت می کنند و پرده ها برایشان کنار می رود. این یعنی چه؟ مگر خدای متعال جسم است که بشود زیارتش کرد؟ حضرت توضیح دادند و گفتند این روایت درست است ولی خلاصه اش این است که زیارت خدا یعنی زیارت رسول الله. این پیامبر کسی است که خدای متعال می فرماید «إِنَّ الَّذينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِم »(فتح/۱۰) کسانی که با تو بیعت کردند با خدا بیعت کردند و دست تو دست خداست «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ»(نساء/۸۰) اطاعتش اطاعت خداست.

امام رضا در همینجا فرمود که اگر کسی من را در زمان حیاتم یا بعد از حیاتم در دنیا زیارت کند، خدا را زیارت کرده است. یک چنین شخصی فرمود در قیامت مؤمنین در هر جایی از درجات بهشت که هستند پرده برایشان کمتر می رود و مقامات نبی اکرم را زیارت می کنند. زیارت جسم نبی اکرم را هم نصیب همه نمی شود. این را که گاهی دشمنان هم می دیدند، البته جسم نبی اکرم را هم دشمن نمی توانند درست زیارت کنند ولی آن مقاماتی که در بهشت فهم می شود در دنیا در دسترس ما نیست.

پس به ما وعده دادند که ما به لقاء برسیم. ما می توانیم در دنیا به یک نقطه ای برسیم به جای این که با مخلوقات سر و کار داشته باشیم از اینها عبور کنیم و دائم با خدا باشیم. خیلی بد است انسان هفتاد سال در عالم زندگی کند و وقتی می خواهد از دنیا برود هنوز اسیر ماه و خورشید باشد. باید پرده ها کنار برود. پیامبر گرامی اسلام آمدند تا ما را به این نقطه برسانند «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى  إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً»(کهف/۱۱۰) من آمدم شما را به ملاقات خدا برسانم. البته پیداست منظور ملاقات جسمی نیست و این لقاء زیارت خدا در حجاب نبی اکرم و امیرالمؤمنین است و ما بناست به این مقام برسیم و پرده ها کنار برود و عالم نورانی بشود.

حجاب ظلمانی

خدای متعال در سوره مبارکه نور از یک حجابی صحبت می کند «أَوْ كَظُلُماتٍ في  بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»(نور/۴۰) می فرماید یک ظلماتی است که مثل این است که در یک دریای عمیق مواج که امواج بر روی هم می غلطند انسان در ته این دریا گیر کرده باشد و بر فراز این موج ها هم یک ابر تاریک است. فرمود کار به جایی می رسد که مؤمن وقتی دست خودش را بیرون می آورد نمی تواند ببیند «إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها»، این تاریکی عجیب این است که اگر خدای متعال چراغی برای مؤمن روشن نکند در این تاریکی دیگر هیچ چراغی نیست «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور».

حدیثی که در کافی نقل شده که این ظلمات را توضیح داده و فرموده که این داستان سقیفه است «أَوْ كَظُلُماتٍ  قَالَ الْأَوَّلُ وَ صَاحِبُهُ يَغْشاهُ  مَوْجٌ  الثَّالِثُ مِنْ  فَوْقِهِ  مَوْجٌ  ظُلُمَاتٌ الثَّانِي »(3) اینها تاریکی ها هستند. کما اینکه ائمه علیهم السلام «نُورٌ عَلى  نُور» هستند این ها هم «ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ» هستند. این ها عالم را تاریک می کنند و خودشان برنامه ریزی های شان و طرح شان عالم را تاریک می کند. فرمود «بَعْضُها فَوْقَ  بَعْضٍ  مُعَاوِيَةُ لَعَنَهُ اللَّهُ  وَ فِتَنُ بَنِي أُمَيَّة» عالم به واسطه این ها تاریک می شود و اینها حجاب هستند به طوری که «إِذا أَخْرَجَ  يَدَهُ  الْمُؤْمِنُ فِي ظُلْمَةِ فِتْنَتِهِمْ لَمْ  يَكَدْ يَراها» آدم خودش را نمی تواند ببیند تا چه رسد به اینکه خدا را ببیند. همه پرده ها افتاده است. فرمود اگر در این تاریکی خدا برای کسی نور قرار ندهد «وَ مَنْ  لَمْ  يَجْعَلِ  اللَّهُ  لَهُ  نُوراً إِمَاماً مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ» اگر چراغ برافروخته در امام آدم را روشن نکند «فَما لَهُ  مِنْ  نُورٍ إِمَامٍ يَوْمَ الْقِيَامَة» این تاریکی تا قیامت هم وجود دارد.

پس بناست عالم روشن بشود و پرده ها کنار برود و این حقیقت نور الهی نازل بشود و ما در پرتو نور الهی در همین عالم به لقاء خدا برسیم. البته کمالش در عوالم بعدی است و این لقاء هم جسمانی نیست. بناست عالم روشن بشود ولی مانعش ظلماتی است که «أَوْ كَظُلُماتٍ في  بَحْرٍ لُجِّي » ظلماتی است که مؤمن دست خودش را نمی بیند. فرمود این ظلمات جریان سقیفه است. این حجابی است که باید کنار برود تا آدم به خدا برسد.

پس در عالم اگر توانستیم پرده را کنار بزنیم و به امام خودمان برسیم و دستمان به امام برسد و امام را در مقام نورانیتش بشناسیم، عالم روشن می شود. اگر نور امام در قلب ما ظاهر شد، «وَ هُمْ وَ اللَّهِ يُنَوِّرُونَ  قُلُوبَ  الْمُؤْمِنِينَ » امام باقر علیه السلام به ابوخالد کابلی فرمودند شما مؤمن بشوید ما قلبتان را روشن می کنیم به طوری که «لَنُورُ الْإِمَامِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ أَنْوَرُ مِنَ الشَّمْسِ الْمُضِيئَةِ بِالنَّهَار»(4) این نور امام در دلتان از خورشید وسط روز آشکارتر می شود.

اگر به امام رسیدیم پرده ها کنار می رود و قیامتمان را می بینیم و حتی بالاتر از قیامت خدای خودمان را می بینیم و در پرتو نور امام دیگر با خدا زندگی می کنیم و صبح و شب مان با خداست. خدا با ماست «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُم »(حدید/۴) ولی ما با او نیستیم. وقتی با خدا همراه می شویم که به امام برسیم. امام صراط الله و وجه الله و سبیل الله و باب الله است. اگر به امام رسیدیم راهمان به خدا باز می شود و الا دائم باید در تاریکی باشیم.

سیر ما با امام در همین آیه نور توضیح داده شده است که چراغ هدایت الهی و نور الهی در نبی اکرم متمثل شده و در قلب نبی اکرم نازل شده و در عوالم و در خانه هایی که باید خودمان را به این خانه ها برسانیم قرار گرفته است. اگر به این خانه ها رسیدیم ورود به عالم نور پیدا کردیم و حالا می توانیم در درجات بالا برویم. اما بلافاصله خدای متعال می فرماید یک جریان ظلماتی است که این جریان نمی گذارد شما برسید. این پیامبر آمدند و عالم را روشن کنند.

عبور از فتنه ها و ابتلائات سنگین

یک حجابی است که این را خدای متعال در سوره مبارکه عنکبوت توضیح می دهد «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون »(عنکبوت/۲) این محاسبه غلط را کنار بگذارید. خدای متعال می فرماید اینطور محاسبه کردید؟! این محاسبه غلطی است که ادعای ایمان بکنید رها می شوید. اینطوری نیست و رهایتان نمی کنند «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم »(عنکبوت/۳) امت های قبلی را هم مورد فتنه قرار دادیم و شما را هم در فتنه می بریم و کوره درست می کنیم و همه تان باید در این فتنه بروید. از آن طرف کوره که بیرون بیایید مؤمن و کافر از هم جدا می شوند. تا شما از این کوره نگذرید نمی رسید به آن نقطه ای که به شما وعده دادیم.

ما وعده دادیم که عالم روشن می شود «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»(زمر/۶۹) ما وعده دادیم زمین زنده می شود و عالم حیات می شود «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/۱۷) اینها به ظهور تفسیر شده و تأویلش ظهور است. بناست عالم ارض به نور امام روشن بشود و بناست عالم دارالحَیَوان بشود ولی برای این که به آن دارالحیوان برسید باید از دل این فتنه عبور کنید.

مرحوم شیخ مفید در ارشاد نقل کردند که امیرالمؤمنین هنوز بیل دستشان بود و داشتند قبر وجود مقدس نبی اکرم را صاف می کردند که آمدند به امیرالمؤمنین گفتند مردم در سقیفه بنی ساعده رفتند و کار را تمام کردند. حضرت این آیات را خواندند «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون ». در روایت است که یک شب وجود مقدس نبی اکرم در مسجد بیتوته کرده بودند و عبادت می کردند که امیرالمؤمنین نزدیک اذان وارد مسجد شدند و محضر حضرت آمدند. نبی اکرم فرمود یا علی همین امشب در اینجا هزار حاجت از خدا برای شما خواستم و همه را خدا عطا کرد ولی می خواستم تا مردم دور شما جمع شوند و متفرق نشوند که خداوند فرمود نمی شود، «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون » یعنی آنهایی که سقیفه ای شدند با سلمان باید یک جا باشند؟ این که نمی شود. اگر این ابتلاء نبود همه یک جا بودیم. رسیدن به امام که کار آسانی نیست. باید از موانع عبور کنی.

«أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون » مردم محاسبه غلطی کردند و خیال کردند همین که می گویند مؤمن شدیم تمام شد. اینطور نیست و ما شما را در کوره می بریم «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم » امت همه انبیاء را اینطوری در کوره می بریم. این را خدای متعال به نبی اکرم فرموده که به امتت بگو «وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِم »، این فتنه برای این است که «فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبين » باید راستگو و دروغگو از هم جدا بشوند و آن وقت صف صادقین به عصر ظهور و آن لقاء الهی می رسند. امتحان های سخت هستند چون «امر»، رسیدن به توحید و ولایت است، «إِنَّ أَمْرَنَا صَعْبٌ  مُسْتَصْعَب »(5) عالم به نور امام روشن می شود و این وعده خداست، «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(حدید/۱۷) عالم زنده می شود ولی سر راه این عالم حیات، یک دار موتی است که باید از آن عبور کنید.

خدای متعال در سوره عنکبوت می فرماید «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوان »(عنکبوت/۶۴) یک دار آخرتی است که دور از دسترس است و آن دارالحیوان است. این که در دستتان است دار لهو و لعب است. سر راه رسیدن به امام حیات الدنیاست و باید از آن عبور کنیم و می رسیم به آن نقطه ای که «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها»(زمر/۶۹)  زمین با نور امامش روشن می شود. فرمود «رَبُّ الْأَرْضِ يُعْنَى إِمَامُ الْأَرْض »(6) وقتی امام ظهور می کند، عالم روشن می شود و توحید و حقایق ظاهر می شوند و حضرت دست روی قلب ها می گذارند و صفات رذیله می روند و دست روی عقول می گذارند و عقل ها کامل می شوند.

خصوصیت حیات الدنیا

این روشنی دوران حیات بر سر راهش یک دارالموت و حیات الدنیایی است که «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِب » بساط لهو و لعب را شیطان در این دار به پا می کند و این یک وادی ظلمتی است «أَوْ كَظُلُماتٍ في  بَحْرٍ لُجِّيٍّ» خدای متعال در یک آیه ای توضیح داده «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى  * وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى »(لیل/۱-2) که امام باقر علیه السلام فرمود ظاهر آیه که روشن است ولی باطنش برای ما اهل بیت است که «وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى» دولت اصحاب سقیفه است که روی ولایت امیرالمؤمنین پرده انداختند. این خورشید در حجاب رفته است. بعد فرمود مقصود از «وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى » عصر ظهور است که پرده کنار می رود و حقیقت آشکار می شود.

پس به ما وعده دادند که به یک نقطه ای می رسید که عالم روشن می شود و با خدای خودتان ملاقات می کنید ولی سر راه آن وادی دارالحیوان از لهو و لعب جدا می شوید و وارد دار عبادت و دار خدا شناسی و دار معرفت می شوید. سر راه آن وادی نور یک وادی ظلمت است که این دار لهو و لعب و محیط ولایت ائمه جور و محیط ولایت فراعنه است. این آیه شریفه برای روز جمعه است که می فرماید مردم بیع را رها کنید و سراغ ذکر روز جمعه بروید. ذکر یعنی نبی اکرم «إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى  ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْع »(جمعه/۹) ذکرالله خود نبی اکرم هستند. لذا در تأویل فرمود بیع یعنی فلانی؛ دستگاه آن ها را رها کنید و سراغ نبی اکرم بیایید.

بعد می فرماید وقتی دور پیامبر جمع می شوید «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً»(جمعه/۱۱) وقتی نبی اکرم ایستاده بودند و خطبه نماز می خواندند، اینها بازار مکاره و جمعه بازار درست می کردند و طبل می زدند و مردم از پیامبر خدا کنده می شدند و سراغ آنها می رفتند. این ظاهرش است و باطنش این است که این پیامبر آمدند و ایستادند و می خواهند همه را به خدا دعوت کنند و دارند عالم را نورانی می کنند و ما را دعوت به ذکر می کنند. این همانی است که «وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ»، حیات الدنیا به معنی عالم ارض نیست؛ در عالم ارض هم حیات الدنیا وجود دارد و هم دارالآخره. یعنی هم در بهشت و هم در جهنم از عالم ارض باز می شود. فرمود حیات الدنیا محیط ولایت دشمنان ما و محیط لهو و لعب است. باید از این لهو ولعب عبور کنیم و به نبی اکرم برسیم.

1400 سال در این کوره دنیا می دمند و هر روز جلوه های دنیا پیچیده تر می شود و ظلمت روی ظلمت می آید. یک تمدن به وسعت همه دنیا، سراسرش ظلمت و دعوت به دنیا و دوری از خداست. خوب گوش کنید ببینید یک کلمه حرفی از خدا می شنوید؟ این ادامه بنی امیه و بنی عباس و سقیفه است. این دار لهوی است که باید از آن بگذری و این دار دنیاست. در سوره اعلی خدای متعال می فرماید «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا»(اعلی/۱۶) شما حیات دنیا را انتخاب می کنید ولی «وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى»(اعلی/۱۷) آن چیزی که باقی است آخرت است. حضرت فرمود «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا» حیات دنیا عالم طبیعت نیست بلکه محیط ولایت دشمنان ماست. آن ها یک محیطی درست می کنند که آن محیط موت است.

خدای متعال می فرماید پیامبر ما یک عده ای هستند که الان در قبرهایشان دارند راه می روند «وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور»(فاطر/۲۲) مقصود این قبرهای زیرزمینی نیست، این قبرهای روی زمین هستند. یک عده ای روی زمین راه می روند ولی در قبر هستند. قبر محیط ولایت معاویه است. آن ها یک دنیایی درست می کنند که قبر آدم می شود. هر طرف که نگاه می کنی پول و بازار و لهو و لعب است ولی خدا گم می شود. اگر آدم در محیط ظلمانی رفت گاهی دکمه کتش را پیدا می کند ولی خدا را گم می کند. این محیط تاریک است وگرنه «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض »(نور/۳۵) آدم وقتی پشت به خورشید کرد، خورشید و راه خودش را هم گم می کند.

پس به ما وعده دادند که این پیامبر آمده و بناست عالم محیط لقاء بشود و از همینجا هم شروع می شود. اما سر راه این محیط نور و این محیط حیات طیبه و وادی لقاء و ملاقات با خدا یک وادی ظلمات و یک حیات الدنیایی است که باید از آن بگذریم. این همانی است که «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ» این فتنه خود دستگاه بنی امیه است. خود بنی امیه فتنه هستند و خود دستگاه سقیفه فتنه است. خود این دستگاه امپراتوری های مادی سراسرش فتنه است. امام زمان ما را دارند دعوت می کنند.

توصیه شده که روز اول رجب به زیارت سیدالشهداء بروید و بگویید «لَبَّيْكَ  يَا دَاعِيَ  اللَّه » حضرت وقتی صدا می زنند، اینها بازار مکاره درست می کنند و آدم صدای حضرت را اصلا نمی شنود. سیدالشهداء الان دارد صدا می زنند ولی نمی گذارند شما آن صدا را بشنوید. این لهو و لعبی است که اینها درست کردند و همه ما هم غرق هستیم. البته قلب و ایمان مؤمنین خوب است ولی همه در عمل کم می آوریم و همه گرفتار هستیم. آن ها خواب و خوراک و ازدواج و خانواده و پوشاک ما را تغییر دادند و تفریحات مان را عوض کردند. این حیات الدنیاست و باید از آن هجرت کرد. از این حیات الدنیا که عبور می کنیم یک عده گرفتار می شوند. آنها که گرفتار می شوند  دیگر به دارالحیوان نمی رسند و همینجا می مانند. از این وادی ظلمت که عبور می کنیم یک عده ای اسیر می شوند و دیگر الی الابد تا قیامت هم می مانند «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور»(نور/۴۰) این امتحان و این فتنه قطعی است.

محاسبات غلط انسان

ابوسفیان با عموی حضرت جناب عباس محضر امیرالمؤمنین آمد که آقا شما بیایید تا ما مردم را دور شما جمع کنیم. این عموی شما آبرومند و ریش سفید است و ریش سفیدی می کند و من هم حزب دارم و حزبم را می آورم و مردم را دور شما می آوریم. من کار سیاسی می کنم و او هم به اصطلاح آبرویش را می گذارد. حضرت ابتدا یک جواب به ابوسفیان و بعد یک جواب به عموی شان عباس دادند. به ابوسفیان فرمودند که اکنون فتنه است و باید با کشتی از این فتنه ها عبور کرد اما تو خودت ام الفسادی و با تو که نمی شود از این فتنه ها عبور کرد. بعد به عموی شان فرمودند که عموجان خیال می کنی بازی است که با ریش سفیدی مردم طرف من بیایند؟! این امتحان خداست. بعد همین آیه را خواندند «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبينَ» این فتنه و کوره است. بعد هم فرمود من چیزی می دانم که اگر به شما بگویم مثل طنابی که در دلو انداختند به خودتان می لرزید. حضرت همین هزار و چهارصد سال را می بیند.

پس یک محاسبه غلطی وجود دارد و ما خیال می کنیم که رسیدن به عصر ظهور بازی است؛ اصلا اینطوری نیست و قرار است امتحان های سختی از ما گرفته شود «لَتُغَرْبَلُنَّ»(7) فرمود این آیه ناظر به قرب ظهور برای شیعیان است، «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين »(بقره/۱۵۵) امتحان های سختی در راه بوده و هست و همه سنت خداست. می فرماید ببینید انبیاء گذشته را چطور عبورشان می دادیم. این سد به خاطر این است که ایمان مؤمنین در این صحنه ها ظاهر می شود و منافق هم در این صحنه ها جدا می شود.

وقتی اُحد پیدا می شود فرق امیرالمؤمنین و بقیه معلوم می شود. می گویند در جنگ احد شیطان ندا می داد که حضرت کشته شدند و همه در کوه ها فرار کردند و فقط امیرالمؤمنین مانده بود که مثل پروانه می چرخید و هفتاد تا زخم به بدن حضرت مانده بود که وقتی می خواستند درمان کنند، نخ را از هر طرف وارد می کردند از زخم دیگر خارج می شد. مؤمن اینجا معلوم می شود.

«وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقين »(عنکبوت/۱۱) اما یک محاسبه غلط دیگری هم وجود دارد که آن را هم خدای متعال نفی می کند. این محاسبه غلط این است که می گوییم وقتی مؤمن شدیم تمام شد و در بهشت می رویم و درهای بهشت باز می شود، اما اینطوری نیست «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى  نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب »(بقره/۲۱۴) خیال کردید درهای بهشت همینطوری باز می شود؟ بهشت یک وادی با عظمتی است و آدم آلوده را که نمی شود در بهشت راه بدهند. باید از این دالان عبورش بدهند تا پاک بشود.

می فرماید آیا خبر امت های قبلی به شما نرسیده؟ «مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ» آن قدر فشار می آمد که مضطرب می شدند و می گفتند «مَتى  نَصْرُ اللَّهِ» وعده خدا کجاست؟ و وقتی که به اینجا رسیدید «أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريب » می گفتیم که به شما نزدیک هستند. یک محاسبه غلط دیگر هم این است که بگوییم هزار و چهارصد سال این پیامبر آمدند و به ما وعده لقاء دادند که عالم دارالتوحید و «بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَع » می شود و به یک نقطه ای می رسید که «لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّه » و تمام زندگیتان عبادت می شود. اما این دنیای پیچیده امروز ایجاد شده که همه زندگی بشر را ظلمانی و تاریک کرده است و برای همه لحظات ما از تولد تا مرگمان را هم طراحی کردند که از کدام بیمارستان متولد شود و کدام شغل را پیدا کند و کدام خانه سالمندان و کدام اتاق مرگ برود. آن ها برای همه لحظات مان نقشه دارند و به قول خودشان توسعه جامعه پایدار می خواهند ایجاد کنند که صدایش گوش فلک را کر می کند.

این محاسبه اشتباه است که بگوییم نکند دستگاه شیطان غالب شده و نکند طرح نبی اکرم شکست خورده است. خدای متعال بلافاصله می فرماید «أَمْ حَسِبَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُون »(عنکبوت/۴) می فرماید اینهایی که این کارهای زشت را کردند و خانه امیرالمؤمنین را به آتش کشیدند و دست حضرت را بستند و به مسجد بردند و سر سیدالشهداء را به نیزه زدند، خیال می کنند بر ما سبقت گرفتند و پیروز شدند. این ها اشتباه می کنند و اصلا اینطوری نیست «ساءَ ما يَحْكُمُون » این بد داوری است. همه طرح شما در کمند ماست. ما یک کاری داریم در عالم می کنیم که باید این صحنه ها باشد که خوب و بد از هم جدا بشوند.

مرحوم مفید نقل می کنند که سحر عاشورا سیدالشهداء این آیه را می خواند «ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنينَ عَلى  ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَميزَ الْخَبيثَ مِنَ الطَّيِّب »(آل عمران/۱۷۹) خدای متعال نمی گذارد مؤمنین با کفار بمانند. خدای متعال طیب و خبیث را از هم جدا می کند. معلوم بود حضرت می خواهند بگویند فردا همین کوره است که پاک ها و ناپاک ها را در عاشورا از هم جدا می کند و الا خیلی از اینها به امام حسین علیه السلام نامه نوشتند و حضرت خورجین نامه ها را جلویشان ریخت که مگر شما نامه ننوشته بودید؟ در عاشورا معلوم می شود که این نامه ها راست یا دروغ است. فرق حبیب و آنها آنجا معلوم می شود و الا اینکه حبیب با آنها در بهشت برود که شدنی نیست.

مرحوم مفید نقل کرده که وقتی یکی از این سربازهای لشکر دشمن رد می شد، صدای حضرت را شنید و گفت بله درست است ما همان طیب هایی هستیم که خدا فردا می خواهد از شما خبیث ها جدا کند. آدم برای خودش هم امر مشتبه می شود. اینطوری است که کار سخت است ولی خیال نکنید شما بردید. ما وعده به لقاء دادیم ولی مدتی می گذرد و باید از این کوره رد بشویم، «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ»(عنکبوت/۵) اگر امید به لقاء دارید نگران نباشید. این یک فرصت و یک اجلی دارد که سر فرصتش می رسد. این وعده ها از دل این فتنه ها می گذرد. آنها خیال نکنند که طرحشان پیروز شده و پیامبر خدا شکست خوردند.

یزید وقتی سر مطهر سیدالشهدا را جلوی خودش دید همین توهم را کرد و خیال کرد پیروز است و گفت بی خود می گویند و اصلا وحی و خبری نیست و هرچه هست همین دنیاست. یک روز دست شما بوده و حالا دست ما افتاده است. قرآن می فرماید اشتباه می کنید، این جزئی از طرح خود ماست. این کوره ای است که ما درست کردیم و یک جایی دستتان را می بندیم «سَاءَ ما يَحْكُمُون  * مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ» هرکس دنبال لقاء الله است بداند که فرصت می رسد. نگویید در این غوغا چه کسی صدای ما را می شنود «وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليم » اگر شما دنبال لقاء الله باشید همین الآن هم می شود برسید ولی آن موقعی که پرده ها کنار رفت صدایتان می زنند و می گویند چه کسانی بودند که می گفتند ما منتظر امام زمان هستیم؟ بلند شوید که حضرت آمدند.

روایت دارد وقتی بالاسر قبر بعضی ها می آیند و می گویند بلند شوید که امام زمان ظهور کرد، می گویند نه ما خوابیدیم و سخت است که دوباره جان بدهیم. بعضی ها هم کفن پاره می کنند و می آیند، «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ». دوباره صدایتان می زنند «فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ» این وعده به ظهور و رجعت مؤمنین است. می فرماید نگران سقیفه نباشید، عالم بناست که روشن بشود. ما که با چوب و سنگ نباید زندگی کنیم، باید با خدا زندگی کنیم. الان واقعاً ما با خدا زندگی می کنیم؟ الان چون حجاب سقیفه است نمی گذارد مؤمنین خداشناس باشند. می فرماید شما مؤمنین نباید نگران باشید «مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ» شما اگر با امام زمانتان راه بروید غیبت تمام می شود. باید از این وادی بگذرید و به آن وادی برسید.

اگر این صحنه ها نبود همه ما در دار حیات دنیا غرق شده بودیم، فرمود: «وَ مَنْ  لَمْ  يَجْعَلِ  اللَّهُ  لَهُ  نُوراً إِمَاماً مِنْ وُلْدِ فَاطِمَة» اگر عاشورا نبود هیچکس از این دارالحیاتی که اینها درست کردند بیرون نمی رفت. سیدالشهداء یک عاشورایی به پا کرده و کسانی که نگاه شان به عاشوراست از این محیط لهو و لعب متنفر می شوند. حضرت یک محیط حزنی درست کرده و لذا اگر کسی وارد وادی محیط حزن عاشورایی شد از این دار لهو و لعب بیرون می رود. حضرت یک عالمی به پا کردند که همه کائنات را درگیر کردند «لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ  مُصِيبَتُكَ  فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَات ».

پی نوشت ها:

(۱) بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج 26، ص: 1

(2) التوحيد (للصدوق)، ص: 117

(3) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 195

(4) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 194

(5) بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج 1، ص: 26

(6) تفسير القمي، ج 2، ص: 253

(7) الكافي (ط - الإسلامية)، ج 1، ص: 369